لومړۍ 200 کرښې.
« براساس داستانی واقعی » برخی شخصیت و رخدادها برای اهداف » « داستانی، رنگ تخیل به خود گرفتهاند
« بویانو، مولیز »
« جولای 2009 »
مامان؟
چیکار داری میکنی؟
مامان؟
مامان؟
هیچی
دوباره دارن تعقیبت میکنن؟
همین فکر رو میکردم، ولی کسی نیست
جلاتو» خریدم. میخوری؟»
«من ریدم تو «جلاتو
خسته شدم از این وضع
ببین، کسی تعقیبم نمیکنه
!ببین. با چشمهای خودت ببین. یالا، ببین
من فقط یه زندگی عادی میخوام
میدونم
!نه، نمیدونی
!تو هیچی از من و اینکه چه احساسی دارم، نمیدونی
،من فقط میخوام بتونم برم بیرون
!چندتا دوست واقعی داشته باشم و مدام مدرسه عوض نکنم
!دنیزه، من دارم تمام تلاشم رو میکنم
!از دل خوشم نیست که مخفی میشم
بیا اینجا
ببخشید
تقصیر اونه
باهاش حرف میزنم. قول میدم
طعم موردعلاقهته، میدونی
مال اینجا خوشمزهتر از مال «پالیارله»ست
« مــادران خــوب »
همینه؟ - بله -
ممنون
سرکارخانم؟ همین الآن از «کروتونه» تماس گرفتن
«کارلو کوسکو و دخترش همین الآن رسیدن «پالیارله
دارن رصد میشن؟
فقط پدره رو رصد میکنن
باید دنیزه رو هم رصد کنن - بله -
شمارۀ افسری که توی «میلان» باهاش مصاحبه کرد رو گیر بیار
اسمش پرتیـه - باشه -
حتماً - ممنون -
سرکارخانم، ما جمعه برای تولد من به صرف نوشیدنی میریم بیرون
دوست دارید بیاید؟
نمیتونم، اما ممنون
و تولدت مبارک - ممنون -
« پالیارله، کالابریا »
اون کیه؟ فرانچسکو؟ - آره -
پفیوز یه اسکوتر نوی قشنگ واسه خودش گرفته
ایول. بالأخره رسیدیم
سلام، پسرها. همهچی مرتبه؟ - همهچی مرتبه، کارلو -
اه! بوش رو استشمام میکنی؟
پرتقال وْ کوهستان
آره، و پهن بز
مثل مسیحیهای خوب رفتار میکنی؟
پدرت چطوره؟ - خوبه -
سلام من رو بهش برسون
هی. حواس ششدنگ جمع
غلامام
سلام. چطوری، پیرمرد؟ - دوست من. چطوری؟ -
!هشه
سلام، نی - یالا، یالا -
هی، کارمینه
میدونستی هفتۀ بعد دنیسه 18 سالش میشه؟
اوه، واقعاً؟ - آره -
جشن بگیریم، دنیس؟
جشن دوست نداری؟ - نمیدونم -
تابهحال نگرفتهام
پدرت ترتیبش رو میده
ادواردو. چطوری؟ - کارلو -
خوب به نظر میرسی، میدونی - آره. حالم خوبه -
ممنون بابت کاری که برای دنیسه انجام میدی
اه، بیخیال، اون از خودمونه
عمو ادواردو رو یادته؟
نه، خیلی کمسنوْسال بود
الآن دیگه خانمی شده. خوش اومدی، دنیس
سلام
سلام، ماریزا
کارلو
یه بغل به ما نمیدی؟
بیرمق به نظر میرسی، میدونی
خبری از لئا نشده؟
هیچی. حتی یه کلمه - هوم -
دنیسه - سلام، خالهماریزا -
بزرگ نیست، اما جوابگوئه
کمد رو برات خالی کردم
!یهعالمه لباس
ایناهاش
یادم باشه برای حمامت حوله بیارم
از سفر خستهای؟
بله
نه
...اشک نریز
میدونم درد میکِشی
اما نباید گریه کنی
یادته پشت تلفن چی بهت گفتم؟
جدی گفتم
مادرت بیشتر از خود زندگی دوستت داشت
و ما هنوز اینجائیم، غیر اینه؟
گشنهته؟
الآن خیلی خستهای. باید استراحت کنی
یه لیوان آب برات میارم
همه داشتن آواز میخوندن
!توی ماشین آواز میخوندن
میخندیدن - ساکت، دنیسه -
چیزهای بهخصوصی هست که نمیتونی دربارهشون حرف بزنی
هرگز
مادرت میخواست آزاد باشه
تسلیم نمیشد
زنهای اینجا نمیتونن چنین کاری بکنن
اون هیچوقت سر خم نمیکرد
آزادی یه بهایی داره
دیدی که چطور بهاش رو داد
اگه هنوز زنده باشه چی؟
نه - اگه یه جایی مخفیش کرده باشن چی؟ -
اگه تونسته باشه فرار کنه چی؟
ببخشید
...خب
این چه بساطیه؟ بمب ترکیده داخل این؟
مدرسهت رو اینجا تموم میکنی
و بعد میتونیم دربارۀ دانشگاه حرف بزنیم
هوم؟
شنیدی چی گفتم، دنیس؟
بله
نشنیدم. لبهات تکون خورد؟
بله، بابا - خیلیخب -
کارمینه اینجا توی «پالیارله» میمونه
همراهیت میکنه
حالا، بیا یه ماچ به پدرت بده
جای اونها رو مرتب کن
خب؟
خبر جدیدی هست؟
چه خبره؟
هیچی
بچهها دارن بزرگ میشن. گایتانو دلش برات تنگ شده
دل من هم برات تنگ شده
اوضاع چطوره؟
عین همیشه
بابا میخواد لیموی بیشتری بفروشه
شنیدهام کاسکو زنش رو نشونده سر جاش؟
من خبر ندارم
حقش بود
لباست رو باز کن
نه
فقط یه دکمه
روکو، نه
یالا
نه
یالا، یه چیزی بده که فکرم رو مشغول کنه. بازش کن
لباست رو باز کن. سریع. دو تا دکمه
بازش کن
اون چیه؟ جدیده؟
همهچی معلومه. چرا اون رو پوشیدی؟
سینهبنده، روکو. بهنظرت چرا پوشیدمش؟
میدونم چیه. میخوام بدونم چرا پوشیدیش؟
بهخاطر تو پوشیدمش، چون میدونم خوشت میاد
خدای من، روکو. غیرقابلتحملای
راضی شدی؟ حالا دیگه هیچی نمیتونی ببینی
بهخیالت با کی داری حرف میزنی؟ - !هی -
!همهچی روبهراهه - بشین -
خیلیخب
راهی نمونده
نگه داریم؟
پس بیا نگه داریم
اوه، ببخشید
وایسا
بیا
ببخشید
ببخشید
خیلیخب، خیلیخب
باید مواظب باشیم
آره. اگه مچم رو بگیرن، مُردهام
اما به ریسکش میارزه
تو خوشگلای
بهتره راه بیوفتیم
یا بریم واسه دور بعدی؟
چیچو، خونهزندگی نداری؟
کجا بودی؟
خودت میدونی کجا بودم
حال پسرعموت خوش نیست
مادرت براش غذا درست کرده. ببر براش
الآن باید برم؟
نه، صبح
و ببین چقدر گشنهشه
بهش بگو همینقدر در توانمونه
ماشین لازمم میشه
اون چیه لای موهات؟
نمیدونم
باید توضیح بدم؟
نمیدونم
چیزی واسه توضیحدادن وجود داره؟
نه
شوهرت چطور بود؟
مثل قبل
مثل همیشه. دلتنگتونه
همسر خوبی باش، جوسی
مادر خوبی باش
کارـت تموم شد، سوئیچ رو بیار بده
دنیسه، چه خنگام من. جای میوه، شیرینی خریدم
پنجدقیقهای برمیگردم. لطفاً یهخرده قهوه دم کن
!دوستت دارم. خدافظ
دنیسه، چه خنگام من. جای میوه، شیرینی خریدم
No comments yet. Be the first to leave one.