لومړۍ 200 کرښې.
دختر...به خدا
....اينجا به اندازه سر من
يه اختاپوس هست
ببين...اينجا
ببين، ببين
يه اختاپوس به بزرگيه سر من...با سه پا
!يه اختاپوس سه پا- دقيقا-
سه نفر هستن که پشت سرت همين طوري دارن
حرف مي زنن
تو اين مدت به هيچ کس هيچي نگو
! هيچ کس، هيچي
يکي از اين سه تا مو بوره
ماررررر
يه مار با سر سگ
!يعني يه شخصيت اسطوره ايه- اون رو ديگه نمي دونم-
اين فرداست
آره...آره، اين همون فرداي مارموزيه
مي دونم ديگه دخترم
اما تو خيالت راحت باشه
يه آدم مو سفيد با ريش سفيد پشتته
!گندالف- نمي دونم- * يکي از شخصيت هاي ارباب حلقه ها با مو و ريش سفيد *
پشت سرم چي کار مي کنه..اين گندالف؟
خب...برات يه کار خير پيش مياد
خيلي زود...داره مژده اش رو ميده ديگه
اي بابا
! خب چرا پشت سرم ميگه...جلوي روم مي گفت که بهتر بود
...حالا نگاه کن خيلي زود ميگي خاله آيسلم گفته بودا
باور کن، خيلي زود يه نفس راحت مي کشي
نگاه...نگاه... اينجا، ديدي؟
...بلنده...قدش بلنده...بين180 تا 182
ببين عزيزم، ديدي؟- خوش تيپه-
!تحصيلات و مدرکش هم از خارجه
انگور بي دونه است...خوش تيپ، مثل هلو
نه مادري نه خواهري
آه...يعني بي کس و کاره
معلومه...مادرشوهر نداري
ديگه چي مي خواهي، مادرشوهر نداري ديگه
خواهرشوهر هم نداري...دردي نداري ديگه
!ولي شايد من از خواهرشوهرم خوشم مي اومد
آي حرف مفت نزن، کي تو عمرش از خواهرشوهر خوشش اومده آخه
خواهرشوهره ديگه...تا وقتي نمي بينيش راحتي، مگه نه؟
آآآ...به خدا قسم اين زانو زده
والا...به خدا، يه انگشتر
با سه تا نگين
دروغ ميگي- به همه چي قسم-
!به خدا، به قرآن....اين عروسي مي کنه
به خدا به سال نرسيده ميگي که گفتم
!...خدا کنه...ايشاا
من خيلي مجردم...و خيلي هم راضيم
آي مثل خل و چلا حرف نزن تو رو خدا
از قديم چي گفتن...سحرخيز باشي کامروايي، زود ازدواج کني بچه داري، مگه نه؟
آي اين ديگه چه ضرب المثل بيخودي بود خواهر آيسل، حالم به هم خورد
!تو براي چي جلوي هنر من رو مي گيري؟
نه...استغفرا..، اصلا- مي گيري...خيلي هم خوب مي گيري-
هر چي مي بينم، از وجودم مياد بيرون..برو، برو تو رو خدا
اين همه دختر بيچاره پشت سرت منتظرن
صبر کن
والا بلا...اسم هم در اومده
نگاه...نگاه...نگاه
مي توني ببيني؟..." آ " هست
ب " هم هست"
ر" هم هست، صبر کن...صبر کن"
!عبدالرحمان...عجب * با کلمه دور به معنيه صبر کن و حروف شوخي مي کنه *
برو اين رو بشور...برو- خيلي خب، ساکت شدم-
به خاطر خدا برو اين رو بشور...برو
دختر والا اين دخترت با اين زبون درازش نمي تونه ازدواج بکنه
!اما همين چند دقيقه پيش داشتم پيدا مي کردم...خودت گفتي
فقط برو...به خاطر خدا، با اين زبون
هيچي گيرت نمياد
!ولي شايد من با عبدالرحمان خيلي خوشبخت مي شدم
!اون عبدالرحمان هم طلاقت ميده
اين گيري که خانم هاي ترک براي ازدواج تو خون و دي ان ايشون دارن
متاسفانه تو خونه ما خيلي بيشتر هم هست
!يعني اگه شوهر داري که خب هستي، نداري هم تسليت
!به اندازه شوهرت حرف بزن
* به اندازه شوهرت حرف بزن *
هممون يه نويسنده اي رو مي شناسيم
که فکر مي کنيم عشق رو خيلي عالي تعريف کرده
مال من هم اونه
کتاب مورد علاقه ام، نويسنده اي که به بهترين شکل عشق رو توضيح داده
تو کتاب يه عشق به دور از دروغ، ساده و عميق رو توصيف مي کنه
ديدم اون آدم مورد نظرم رو پيدا نمي کنم، من هم به اون پناه بردم
آها...بخون، بخون
همون يه ذره عقلت هم پريد
بيست و چهار ساعت شبانه روز دستت کتابه، چه خبره؟
چي مي خوني انقدر؟
اون ها مي نويسن، من هم مي خونم
آي...اين وضع و قيافه ات رو ببين
دخترم سي سالت شده، ديگه ترشيدي
بر چه اساسي؟
يه خرده به دور و برت نگاه کن
! نمي توني کسي رو پيدا کني
اي بايا، چرا نمي تونم پيدا کنم؟ واقعا که...يعني انقدر بي عرضه ام؟
بد قيافه و بي نمکي- !آآآآ-
زبونت خيلي نيش داره، مردها از اين مدل دخترها خوششون نمياد
تازه هيچ کاري هم بلد نيستي
ولي تو همين طوري داري بهم توهين مي کني
يه خرده حرف هام رو جدي بگير...گوش کن
ببين...يه خرده حالت زنانه داشته باشه
يه خرده عشوه و ادا داشته باش
!يه خرده رژلب بزن
ببين...اين طوري
!آي تو اين خانواده تنها ازميري که ازميري نيست تويي
آي انگار ازدواج هاي شما خيلي عالي بوده
مي خواي دهن من رو باز نکن مامان بزرگ
بي تربيت نشو
کاش حداقل عروسي و سعادت يکيتون رو قبل از مردن مي ديدم
برين کنار دخترها
!شب شما هم بخير پيکر خانم، والا شبم رو نوراني کردين
حواستون باشه، هيچ کدومتون هيچي نگه
تمام حرصم رو سر شماها خالي مي کنم
باورم نميشه
...نه...چيزي که نمي فهمم اينه که
اصلا امکانش نيست از اين وضعيت مجرديم راضي باشم؟هان؟
مشکل چيه...آها، بايد آرايش کنم
هر روز هم بايد به موهام برسم...بايد کلاس آشپزي هم برم
آها...براي اينکه دست شوهرم
!هم به يه باسن سفت و خوش فرم بخوره، مثل ديوونه ها ورزش کنم
يعني تمام پولم رو
بايد براي شوهري که هنوز وارد زندگيم هم نشده
خرج کنم، آره؟
خيلي خب، حالا ميگيم شوهر رو هم پيدا کردم
و با اون لباس عروس تنگ دکلته
که مثل يه پرده سفيد بايد دنبال خودم بکشم
!درحاليکه نفسم داره بند مياد، به يه پرنسس تبديل ميشم
براي ماه عسل هم ميريم به يه جزيره خارجي عجيب غريب
تو توئيتر و فيسبوک و اينستاگرام
يه عالمه عکس از جزيره عجيب غريب و کوکتل آناناس
و منظره دراز کشيدنم تو ساحل دريا ميذارم
!درحاليکه تو عکس ها فقط پاهام معلومه
و براي اينکه هيجان رابطمون رو زياد کنم، هر روز
ميرم دم در براي استقبال از شوهرم که از سر کار اومده
آي، خواهر تو رو خدا بس کن
آي اين مردهاي ترک رو شماها انقدر بزرگ کردين
ديگه بس کنين دوستان
خواهر- بله تورچه جون؟-
فردا کجا ميرين؟- ميريم بشيکتاش-
ديگه چي
...بشيک
چي مي خواهي بپوشي؟ ميگم يه چيز سکسي بپوش، هان؟
سکسي خودتي! برين بيرون...بيرون، زود
!بيرون
تورچه برو بيرون- ...ااا، خب مي خواي چي بپوشي-
خب که چي؟ ميري بيرون...زود بدو
خيلي آدم خوش هيکلي هم نيستم
همون طوري که مي بينين، مامان بزرگ خودم هم ميگه که بي نمکه و بدشکلم
خيلي هم حرف مي زنم...مي دونم
! اما تنها دليلش اينکه که خيلي مي خونم و خيلي فکر مي کنم
آه...مهمت لطفي صبر کن
صبر کن...صبر کن، کمکت کنم
بيا
روز بخير
يه آدم همين جوري، خيلي سريع مي تونه شغل مناسبش رو پيدا کنه؟
من پيدا کردم
اگه از مامانم بپرسين، من بايد مهماندار مي شدم
به خاطر اينکه مردها از مهماندارها خوششون مياد
ولي من ناشر کتاب شدم
راستي، من خودم رو بهتون معرفي نکردم
سلام...اسمم افسونه
آي تيمور
خرگوش کوچولو- کجا موندي تو؟-
براي آگهي تبليغاتي يه اسفنج ظرفشويي داشتم متن مي نوشتم، شبيه اسفنج شدم
کاملا از دنيا بي خبرم، از تو چه خبر؟
خوبم...مي دوني ديگه
حاضري...امشب رو مي خواهيم بترکونيم
حاضرم
اومد
افسون دو باره بزن، من يادم رفته کارتم رو بيارم
مي زنم خرگوش کوچولوم
!همين طوري پول بريز به پاي تيمور
تيمور اينجا چه جاي قشنگيه، کوچولو آروم...خوشم اومد
معلومه خرگوش کوچولوم
مزه حرف زدن تو بازار معلوم ميشه، بخور ببينم
زنده باد بشيکتاش
! جانم فدات
هيچي عشقم به تو رو
تو اين دنيا تغيير نميده
امکان نداره که تيمور براي ديدن مسابقه اومده باشه اينجا، نه؟
تيمور حالا قراره بشينيم فوتبال ببينيم؟...اين ديگه چيه؟
! بزن ديگه
تيمور الان اين چه مسابقه ايه؟
بشيکتاش
اون رو که فهميدم، با کي داره مسابقه ميده؟
!با ترابزون، مگه نمي بيني؟
!نمي بينم، سه شماره نزديک بينم
!بزن ديگه، اه
!تو روياهام، دقيقا همچين شامي رو تصور کرده بودم
!تيمور، من و يه کاميون پر آدم
!بي شعور
چيزي گفتي عزيزم؟
خب ديگه، يه عالمه گل زدي...خوشحالين
اما هنوز گل نزدن- خب ميشه-
بشه...ايشاا...گل هم مي زنين
...آره، ايشاا
ببخشيد، ميشه دو تا ليوان راکي بيارين
افسون، به من بگو...من خودم سفارش ميدم
خودم سفارش دادم، مشکلي نيست
!اما تا وقتي من اينجام چرا با گارسون حرف مي زني؟
به من بگو، من ميگم
داداش، براي خانم يه راکي بريز
No comments yet. Be the first to leave one.