لومړۍ 200 کرښې.
سلام، میمونک
اون چیه؟ - معلومه که، بارکش -
نه، اونیکی
یه تلفن همراه قدیمی. قشنگ نیست؟
باید سکه مینداختی. میبینید؟
«روـش نوشته «تلفن - آره -
مامان کو؟
!مامان
میتونی اینها رو بگیری؟ - من طنابها رو میگیرم -
یه پسربچۀ... خجالتی میبینم
یه یخچال
آهنربا
یه نقاشی
نقاشی اون
خیلی خوبه میبینم هنوز اون بالاست
امروز سخت نگیر، باشه؟ - حتماً. برنامهای ندارم -
خیلی خوب بود
هی. نظرت چیه؟ - رنگه رو گرفتی؟ -
قشنگه؟ یا چی؟
یه تلفن سکهای خراب
خانوادۀ فان زانت. صبح بهخیر. با کی کار دارید؟
چکمههای سبز؟
میشه من هم بیام؟ - ...شلوار راهراه صورتی -
نه. هیچ نمیدونم کی رو میخواید - من، من -
الو، تلفن. الو؟
چمدونت رو بستی؟ - بهزودی میبندم -
همیشه همۀ کارها رو میذاری دقیقۀ نود
قول دادی یه نگاه به صندوقعقب بندازی
برگردم، درستش میکنم - آره، حتماً -
هی
بدخلقیت هم جذابه
...پنج، چهار
...رازش اینه که - زیر آب همیشه آروم بمونی -
هر چی هم که شد
بعد از «بوشمنسخات»، تمرینمون توی دریاچه رو ادامه میدیم
بیا. مال توئه
واقعاً؟ - آره -
میدونی «بوشمنسخات» کجاست؟
آفریقای جنوبی»، درسته؟» - آره -
در جایی به اسم «کارو» قرار داره
پهنۀ بیکرانی از زمین وجود داره، بایر و برهوت
ولی زیرش یه چیزی مخفی شده
یه آبچالۀ گلآلود کوچک که درختها دورش رو گرفتن
انگار که بارون اومده
اون آبچاله، ورودیِ یکی از عمیقترین غارهای زیرزمینیه
«بوشمنخات». «بوشمنسخات» - «بوشمنسخات» -
282/6 متر عمق داره. با فشار جوّی 30
این ساعت دووم نمیاره
«آدمهای بیشتری رفتهان ماه تا کف «بوشمنسخات
با تجهیزات ما، من وْ شُورت ازش رد میشیم
میریم پایین... خیلی آهسته
گامبهگام
متربهمتر
آرومآروم میریم بهسمت کف
نزدیکترین حالتیه که میشه به مرکز زمین شد
13 دقیقه طول میکشه تا برسی به کفش
5 دقیقه میکشه تا کار انجام بشه. نه یک دقیقه دیرتر
بعد سفر طولوْدراز بازگشت به سطح آغاز میشه
12 ساعت
یک بالاروی 12ساعته
در عمق 150متری، شُورت منتظر منه تا معاینهم کنه
سفرمون رو با هم ادامه میدیم
برمیگردیم به سطح
جایی که خدمهمون منتظرمونه
اون کف تاریکه؟
اونقدر پایین، رنگی وجود نداره. یا نوری. هیچی
چشمهات رو ببند
چی میبینی؟ - هیچی -
تاریکی مطلق زیبا
بهنظرم باید بری بخوابی - نه -
ساعت چنده؟
دیدی؟
شب بهخیر، میمونک
خوب بخوابی
خدافظ، بابا
« خــلــســۀ عــمــیــق »
تخدیر یا خلسۀ عمیق، به بیحسی و خوابآلودگیای نیز اشاره دارد که در بین ] [ غواصان و در اعماق آب رایج بوده و ناشی از جذب نیتروژن اضافی در بدن است
« یــک ســال بــعــد »
میشه یه ویدئو تماشا کنم؟
فقط یه ویدئو - خیلیخب، باشه. یه ویدئو -
کیه زنگ میزنه؟ - ...نا -
ناشناس. جواب نده - ولی اینطوری که نمیتونم ویدئو تماشا کنم -
یه لحظه بیشتر طول نمیکشه
الو؟ - الو؟ -
خانم فان زانت؟ - بله. صبح بهخیر -
.اوه، صبح بهخیر. خوشحالام که گرفتمتون از «اِساِناِس بانک» تماس میگیرم
از «سینز بانک» (بانک گناهان)؟ حالا نمیتونم چیزی تماشا کنم
ما میخواستیم دربارۀ اقساط وام مسکنتون باهاتون صحبت کنیم
...بله، میدونم - ...درسته. شما در خطرِ -
متوجهام، قربان - مامان، من میخوام ویدئو تماشا کنم -
الو؟ خانم فان زانت؟
عالی
پسرها و دخترها، لطفاً توجه کنید
این گُوشهست، همکلاسی جدیدتون
سلام، گُوشه
بسیارخب. گُوشه، میتونی کنار رُنیا بشینی
بفرما
سلام - من دارم آسمون رو میکشم -
ماهش عالی نیست، ولی بعداً پاکش میکنم
یه دختر جدید توی کلاسمون داریم
اسمش گُوشهست و خیلی باحاله
ما الآن بهترین دوستهای همدیگهایم
رنگ موردعلاقهش قرمزه با اکلیل آبی
سر کلاس، کنار من میشینه. موهاش قهوهایه
همقد منه
!شام
!بُوریس. بُوریس
...یک، دو
...سه، چهار، پنج
...شش، هفت
چشمهات رو ببند
تموم شد؟ - تقریباً. آره -
بیا ببین. توی آینه نگاه کن
دندونهات رو مسواک بزن و برو بخواب - میشه لطفاً شببهخیر بگم؟ -
سریع تمومش کن
من توی باجۀ تلفنام
وقت خوابه
بُوریس؟ یا مامان؟
بغل یا فینفین؟
باشه
بُوریس
بسه
تندتر، تندتر
سلام - هی -
صبح بهخیر - صبح بهخیر -
بزن بریم
یالا - آره -
اتاق نشیمن
اینجا، درسته؟
نگاه کن، آفتاب صبحگاهی
و یه تاب اینور. همینجا
...روزنامه میخونیم، صبحونه درست میکنیم
کابینت اینور، با سنگکابینت گرانیت قدیمی
توی یه حراج اثاثیه گیرش میاری
قهوه میل داری؟
هرچینباشه توی آشپزخونهایم
قهوه داریم؟
البته
اسپرسو دوبل
بذار ادامه بدم، هنوز یه خونۀ کامل دارم که باید طراحیش کنم
بپّا - هوم؟ -
گربه. خوابه
سلام - عصر بهخیر -
سلام - سلام -
بار اولتونه؟ - ...آره، خب -
من رو یادت نیست، نه؟
یه بار اومدم خونهت
برای یه جلسه - درسته -
تونستی با مادربزرگم ارتباط برقرار کنی
قضیۀ حلقهش رو بهم گفتی. که کجا مخفیش کرده
چه قشنگ
میدونم دیگه این کار رو انجام نمیدی، ولی، پدرم فوت شده
...فقط میخوام
بدونم حالش خوبه یا نه
ببخشید
ولی من دیگه اون کار رو گذاشتم کنار. کامل
الآن دیگه کارم اینه
خیلی مسخرهست، ببخشید
ببخشید
...کاش موهبت تو رو داشتم
اونطوری هر روز بهش سر میزدم
اگه یهوقت تصمیم گرفتی دوباره شروع کنی
الو؟ - بابایی جان صحبت میکنه -
داره بهمون خوش میگذره - پس نمیتونیم گوشی رو جواب بدیم -
پیغام بذارید تا باهاتون تماس بگیریم
!دقیقاً، خدافظ
وای، جان... صدات
دلتنگتام، رفیق
میرل. معلومه که برای تو تماس گرفتهام
شُورتام. چطوری؟
و بچهها چطورن؟
مدتی شده. خیلی دوست دارم یه وقتی ببینمتون
قول میدی بهم زنگ بزنی؟ فعلاً خدافظ
...شما سه پیغام جدید
پیغامها حذف شد
مامان، میشه برم خونۀ گُوشهاینها بازی کنم؟ توروخّدا
اگه مامانِ گُوشه بگه که اشکالی نداره. آره؟ - آره، معلومه که اشکالی نداره -
عالی، عزیزم. بعداً میام دنبالت. باشه؟ - باشه -
خدافظ، عزیزدلم - عالی -
بریم سیبزمینیسرخکرده بخوریم؟
میدونستی توی میلکشِیکها مرگِموش هست؟
من یه مرگِموش توتفرنگی میخوام. و تو؟
هرچی بخوای میتونی سفارش بدی
...من یه همبرگر مخلوط خیلی بزرگ میخوام با مایونز. و
یه کراکت، اسنک پنیری و شش تکه رولِ مینیاسپرینگ
همچنین یه کوکاکولای بزرگ
یه میلکشِیک شکلاتی بزرگ. بکنش دو تا
و یه بستنی تافی کاراملی
...و
همین
من هم همون، لطفاً - کُلش؟ -
بله. گرسنهمونه
میشه 65/70 یورو
بابایی من غواصه. میتونه بره اعماق آب
حالا، اون چیزیه که آدم هر روز نمیشنوه - آره -
خونهمون رو هم داره میسازه
وای، چه خاص - خیلی قویه -
واقعاً؟ - چه فنی -
به نظر میرسه بابای باحالی داری - اوهوم -
میبینم که چندین بار سعی کردیم باهاتون تماس برقرار کنیم
No comments yet. Be the first to leave one.