The Fugitive of Joseon

The Fugitive of Joseon (천명: 조선판 도망자 이야기)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Mandate of Heaven E08 2013 KOR
د لخوا تبصره m@hsa
ترجمه و زیرنویس:مهسا و پیلار

تګونه

other
په خپور شو: 2013-05-31
ډاونلوډونه: 28
د اوریدلو معیوبیت: Yes

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

!ب-به من نزديک نشين

زندگي ما آسون نيست

بيا يکم با هم خوش بگذرونيم

مگه نگفتم نياين جلو؟

ايش

م-من شوهر دارم

شوهر؟

شوهر داره. شوهر

اُه جدي، تو شوهر داري؟

واقعأ؟

شوهرت منم؟ يا اين؟ يا اين يکي؟

کيه؟

!اونجا، اونجاست ...واقعأ

اين شوهرمه راضي شدي؟

شوهر؟

=قسمت هشتم=-

تو چرا اينجايي؟

معلوم نيست؟

از مغازه ي داروفروشي تا قصر

اين راه کوتاهترين و خلوت ترين راهه

عقلتونُ از دست دادين؟

لباسِ برده ها رو تنتون کردين و ميخواين برين به قصر؟

منو توي مغازه ي داروفروشي ديدي؟

حالا که از من خواستين اوضاع رو براتون توي نامه بنويسم بايد آروم منتظر ميموندين

اومدم چون ديگه نمي تونستم منتظر بمونم

بازم نبايد اينطوري بي خبر ميومدين اينجا

اگه يه نفر بشناستون فورا همه خبر دار ميشن

اگه ميخواستين تغيير قيافه بدين حداقل بايد درست و حسابي اينکارو ميکردين

شرايطِ "دوک پال "چطوره؟ هنوز بيدار نشده؟

هنوز نه

هر اتفاقي که بيفته من فورأ بهتون خبر ميدم

احتمالش هست که تشنج بگيره

در اينصورت نجات دادنش خيلي سخت تر ميشه

قبل از اينکه يه همچين اتفاقي بيفته، بايد ببينمش

اعليحضرت شخصأ اجازه شو صادر کردن

پزشکِ ارشدِ داره به شدت تلاش ميکنه تا نجاتش بده

پاي مرگ و زندگيِ دخترم در ميونه

قبل از اينکه شرايطِ "رانگ "بدتر بشه

بايد "دوک پال" رو نجات بدم

تا وقتي نفهمم شرايطش چطوره نميتونم آروم بگيرم

لطفأ تحمل کنين

من مي فهمم شما چه احساسي دارين و چقدر نگرانِ"رانگ "هستين

ولي اگه گير بيفتين همه ي اين کارها بيفايده ميشه

بازرس لي جونگ هوان از دفتر تحقيقاتِ سلطنتي همين اطرافه

با اين لباسهايي که پوشيدين حتي قبل از اينکه به قصر برسين دستگير ميشين

دا اين"، کجا رفته بودي؟"

پزشکِ ارشد ازم خواست برم مغازه ي داروفروشي

چيکار ميخواي بکني؟

تو جلسه ي فردا صبح بيمارستانِ سلطنتي در موردِ اخراجت تصميم ميگيرن

"دا اين" ...اگه از بيمارستانِ سلطنتي بندازنت بيرون

"هونگ دا اين"

مشاور دنبالِ تو ميگرده

ميدوني براي چي فرستادم دنبالت؟

عمو قبلأ بهم گفته

شما بودين که منو از زندانِ دفتر تحقيقات سلطنتي نجات دادين

همين؟

شما بدونِ دليل هيچ کاري نميکنين

پس بايد خودم شخصأ لطفي که بهم کردين رو جبران کنم

درسته خب چطوري ميخواي برام جبران کني؟

تا وقتي که بتونين کاري کنين که منو از بيمارستان بيرون نندازن

هر کاري بخواين براتون ميکنم

چي؟

واقعأ ميخواي هر کاري که مشاور ازت ميخواد بکني؟

بله

شما نميتونستين کاري برام بکنين

براي اينکه از بيمارستان بيرونم نکنن هيچ راهِ ديگه اي نداشتم

وقتي اينا رو گفتي، مشاور چي گفت؟

به نظر ميومد شک داره که حرفهامُ باور کنه يا نه

براي اينکه بهم اعتماد کنه

بايد به شما خيانت کنم

چي؟

چطور ميتوني انقدر نترس باشي؟

من اينکارو کردم چون ميدونم ترس يعني چي

حالا دقيقأ ميدونم شما از چي ميترسين

براي همين اينکارو کردم

خب، حالش چطوره؟

ما هر کاري از دستمون برميامد انجام داديم ولي شرايطش هنوز بهتر نشده

اون هموفيلي مادرزادي داره براي همين نميتونيم جلوي خونريزيشو بگيريم

استخوانش هم بهتر نشده

به علاوه

تير خيلي عميق بدنشُ سوراخ کرده حالش اصلأ خوب نيست

امکان نداره امکان نداره

معذرت ميخوام

عيبي نداره

مهم نيست مجبور بشي از چه روشي استفاده کني بايد نجاتش بدي

منم با شما موافقم اعليحضرت

روشي که به کار ميگيريم مهم نيست

...ما بايد درمانش کنيم و

چطور جرأت ميکني بگي با اعليحضرت موافقي؟

...من...فقط

من فقط فکر کردم اعليحضرت درست ميگن

...هنوز، تو

مهم نيست

گفت با من موافقه چون اون هم همينطور فکر ميکنه

دليلي نداره سرزنشش کني

پس، کتاب يا دارو يا تجهيزاتِ پزشکي اي هست لازم داشته باشي؟

ما ميتونيم دارو ها رو خودمون تهيه کنيم

ولي لازمه کتاب هاي پزشکي که توي کتابخونه ي ممنوعه هستن رو ببينيم

لطفأ بهش اجازه بدين به کتابخونه ي ممنوعه وارد بشه

اعليحضرت خودم ميتونم پيداش کنم

بيا با هم بگرديم

خيلي دلواپس و ناراحتم

هنوز هم باهام موافقي؟

ببخشيد؟

جسارته ولي کاملأ باهاتون موافقم

=گومگو بيونگ بانگ=-

راستي، "رانگ" چطوره؟

حقيقتش، لازمه که هر روز براش طب سوزني انجام بشه و شرايطش هم بررسي بشه

ولي "لي جونگ هوان" ورودِ من به دفتر تحقيقاتِ سلطنتي رو ممنوع کرده

واقعأ؟

در اين صورت من به دفتر تحقيقات سلطنتي در اين مورد اخطار ميکنم

خيلي خوب از اون بچه مراقبت کن

=گومگو بيونگ بانگ=-

...اين

من شنيدم توي اين بهترين روشِ درمان براي سِل نوشته شده

لازم نيست کتاب رو برگردوني

خوب ازش استفاده کن تا بتوني "رانگ "رو درمان کني

از دستورِ شما اطاعت ميکنم اعليحضرت

...و-وون...ت-تو

...ممکنه ...اون دفعه، به خاطرِ من

!اُه، ن-نه

من...فقط يکم کتک خوردم

فکر کردي من کيم؟

يه طلسمِ خيلي قوي براي رئيسِ دفترِ تحقيقات سلطنتي نوشتم اونا هم فورأ ولم کردن

متأسفم

مي دونم که ديگه نميتونم باعث دردسرت بشم

ولي...راهي به نظرت نميرسه که من بتونم يواشکي وارد قصر بشم؟

قصر؟

ديوونه شدي؟

ميدوني چقدر دارن همه جا رو دنبالت ميگردن تا پيدات کنن؟

!نه !چطور ميتوني يه همچين مزخرفاتي بگي

پس فقط يه لحظه اينجا صبر کن

من ميرم به قصر و يه راهي پيدا ميکنم، باشه؟

"درسته، "يانگ هوا جين شنيدم همسر و پسرت اونجان

از طرفِ تو براشون برنج و گوشت فرستادم

خيلي خوشحال شده بودن

سرورم

فکر نکنم بخواي همسر و پسرت به خاطر حماقتِ تو کشته بشن

بهتره هيچ اشتباهي نکني تو بايد همون کاري رو بکني که ما بهت ميگيم

متأسفم که دوباره دارم بدون خداحافظي ميرم

نميتونم بذارم بيشتر از اين به خاطر من اذيت بشي

لطفأ درک کن

!سرورم ...چطور جرات کردي

متشکرم

واقعأ ممنونم که فرار کردي

...شوهر

آخه اين چي بود گفتم ؟

!زده به سرم، ديوونه شدم

تا وقتي سُرفت نگرفته زودباش بگير بخواب

وقتي سرفه ميکني نميتوني درست بخوابي

نميتونم بخوابم

يه شب، دوشب

چند شبِ ديگه ميتونم پيش بابا باشم

نميتونم اينکارو بکنم

زود باش

نميتونم

دزدِ اسب همش تو سرمه

مدام داره اين اطراف قدم ميزنه دارم ديوونه ميشم

يکم سبکه

کيفيت خراجِ قصر اومده پايين؟

چي گفتي؟

خيلي سختي کشيديم تا بدزديمش

ما حتي هيچي براي خودمون برنداشتيم و همشُ داديم به تو

يه همچين آدمِ گستاخي از کجا اومده؟

به هر حال توي اين دنياي نفرت انگيز

هيچي عوض نميشه صبر کن و ببين

آخرش به حرفاي من ميرسي

اين دنياي نفرت انگيز حتمأ تغيير ميکنه

بدونِ اينکه اين دست به خون آلوده بشه

کاري ميکنم که انتقامتُ بگيري

حتي اگه هر دو تا دستم هم از خون پوشيده بشه باز هم سرشُ قطع ميکنم

ميخواي دخترت يه پدرِ قاتل داشته باشه؟

با اينکه تمامِ زندگيت دزدي کردي هيچوقت هيچکسُ نکشتي

از امروز به بعد؛"پانگوان لي" مسئوليت مراقبت از سلامتي شما رو به عهده مي گيره

و پزشک مخصوص شما ميشه

مهارت هاي پزشکيش بين طبيبان درمانگاه سلطنتي زبانزد ِخاص و عامه

همين طور پزشکيه که به خوبي از دستورات تون پيروي ميکنه؛نه؟

خبُ؛حالم چطوره؟

اونقدر سلامت هستم که اگه زهر هم بهم بدن؛جون سالم به در ببرم؟

ببخشيد؟

بله

تا وقتي که خودم ازت نخواستم؛دارو و جوشونده اي واسم نيار

ببخشيد؟

سرورم؛همچين چيزي ممکن نيست

چطور مي تونين به پزشک قصر شرقي اجازه ي معاينه ندين و درمانش رو قبول نکنيد؟

مي دونين که هيچ اتفاقي توي قصر شرقي از چشم ما به دورنمي مونه؛درسته؟

...... پس منظورت اينه که

وليعهد "داک پال" که تير به پشتش اصابت کرده رو با خودش به قصر شرقي آورده؟

بانوي پزشکان دربار"جانگ گئوم" کجاست؟

چرا اون رو براي مراقبت از اعليحضرت خبر نمي کنين؟

خودم واسه انجام يه سري مناقصات؛موقتا از قصر بيرون فرستادمش

پس واسه همين بود که"جانگ گئوم" براي مراقبت از اعليحضرت نبود

منظورتون چيه؟

پس حتما واسه مراقبت از"دوک پال" رفته بوده

تحت حمايت ِاعليحضرت؛"جانگ گئوم"داره درمانش مي کنه

......اگه حقيقت داشته باشه؛پس

چطور اعليحضرت در مورد همچين چيزي بهشون کمک کرده؟

چطور تونستن اين موضوع رو از شما مخفي نگه دارند؛ملکه؟

اون ديگه پير و خرفت شده

درسته

The Fugitive of Joseon subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Fugitive of Joseon

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left