د خپرونې معلومات

@mixnonaz2 Yangotonaki Ichizoku EP03
د لخوا تبصره mixnonaz
⭐️ @mixnonaz2 زیرنویس اختصاصی تیم ژاپنی ⭐️

تګونه

other
په خپور شو: 2022-05-20
ډاونلوډونه: 10
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

بیایین داستان افسانه ای رو ادامه بدیم

سیندرلا به قصری رفت که...پر از راز های باورنکرنی ئه

...و چیزی که سیندرلا رو بیشتر از همه متعجب کرد

آدمایی هستن که توی این قصر بهشون "معشوقه" گفته میشه

و وجود این پرنسس های دوم پذیرفته شده ست

حالا که سیندرلا اینو میدونه،چی کار میکنه؟

ایزومی گفت...اون لباس هدیه از طرف میهوکو بوده

چی؟از طرف میهوکو-سان؟

فکر میکردم عجیبه که لباساتون شبیه هم شده

پس واسه اینکه اینو بپرسی دنبالش رفتی؟

آره دقیقا خدایی؟ -

ها؟ ...کنتا،تو -

عاشق ایزومی-سان بودی نه؟ هااا؟ -

اووم...خب

...از...از کجا میدونی

همه رو از آریسا-سان شنیدم

اووم،متاسفم...واقعا باید خودم اول بهت میگفتم

آره باید میگفتی ببخشید،ببخشید،ببخشید،ببخشید -

ولی میدونی...واقعا باوردنکردنیه که ایزومی-سان...تونست اینقدر سریع عکس العمل نشون بده

تو هم باورنکردنی بودی

ممنونم که...هوای مامانم رو داری

هی نظرت چیه...آخر این هفته بریم سفر؟

سفر؟ تولد هر دومونه...بیا باهم جشن بگیریم -

ایده خوبیه آره؟ -

اوهوم

یه لحظه وایسا چی؟ -

بیا اینجا

کنتا بشین

یه شراب کهنه عالی گرفتم پس بیا بازش کنیم

ساتو...همین الان آمادش کن

ها؟من؟ تو خانوم بعدی خونه ای نه؟ -

بله

کمکت میکنم

کنتا...باید یه چیز مهم بهت بگم...لطفا بشین

باشه

خیلی خوشحالم که برگشتی

میخوام اولین وظیفه به عنوان مدیر اجرایی رو بهت واگذار کنم

از شنبه به مدت سه روز میری به سفر کاری به فوکوئوکا

از شنبه؟

یه زمین دار بزرگ که خیلی خوب میشناسمش،بهم گفته یه تیکه زمین داره که دوست داره من یه نگاه بهش بندازم

بسته به نحوه استفاده از زمین،یه پروژه بزرگ میشه

میخوام اینو به تو بسپارم

من؟

...ولی بابا،کنتا هنوز نمیـ این یه شانس واسه توئه که به عنوان مدیر اجرایی شناخته بشی -

نظرت چیه؟

خیلی خب...میرم

انتظار چیزای عالی ای دارما چشم -

اوه،و آکیتو بله؟ -

تو به شکایتایی که شرکت مدیریت فرستاده رو رسیدگی میکنی

چشم

از زمان های قدیم،خواهر برادرا معمولا سر اینکه کی وارث بشه باهم میجنگیدن

انگار ارباب داره سعی میکنه بفهمه کدومشون باید این پُست رو تصاحب کنه

ساتو...میدونی نقش خانوم خونه چیه؟

نقشش؟

کنتا یه آدم مهمه که بار خانواده میاما رو به دوش میکشه

تو باید از کنتا و همچنین...کل خانواده میاما حمایت کنی

این نقش خانوم خونه ست

لطفا کاری نکن که باعث پایین کشیدن کنتا بشی

چشم

...امیدوارم ساتو منظور رو فهمیده باشه

نه...سنگینی بار این حرف ها رو فهمیده باشه

هرگونه استفاده از اين زيرنويس = = بدون ذکر منبع و اسم مترجم ، ممنوع و حرام است

تولدت مبارک نباشه

تولدت مبارک نباشه ساتو-سان

یه تولد غمگین و تنها داشته باشی

هعی...لعنتی...حتی اگه تولداتون یه روز باشه،حتی نمیتونین باهم جشن بگیرین

چقدر بد،چقدر ناراحت کننده،سال دیگه خوش شانس تر باشی

خب...کی میدونه اگه سال دیگه ای واسه شما دوتا وجود داشته باشه

مطمئنم که...از این به بعد به عنوان زنه وارث...خیلی خیلی خیلی چیزا واسه تحمل کردن وجود داره

ساتو-سان توی راه کوچیک خودت موفق باشی

مترجم : مُنا @mixnonaz2

عجب عوضی ای

سفر خوبی داشته باشین،لطفا مراقب خودتون باشین

امشب بهت زنگ میزنم گرفتم،موفق باشی -

ممنون...بیا وقتی برگشتم جشن بگیریم

مشتاقانه منتظرم

میرم دیگه

مراقب خودت باش هستم -

سفر به سلامت سفر به سلامت -

فکرشو کن با اینکه تولدته داره میره سفر کاری

این یه کار مهم واسه کنتا ست

اون خیلی مصممه که تمام تلاششو بکنه تا به عنوان مدیر اجرایی شناخته بشه

واقعا این حرفو زده؟

واسه همین میخوام تمام تلاشمو بکنم...تا منم از کنتا حمایت کنم

ممنونم...ساتو-سان تا جایی که میتونی تلاشتو بکن

چشم

تا جایی که میتونی تلاشتو بکن

این ممکنه...ساده به نظر بیاد،ولی در اصل خیلی سخته

به خصوص...توی دنیای باشکوهی که...هر کدوم از اعضای خانواده...احساس خود برتری دارن

بله؟ ساتو-سان...کمکم کن -

آریسا-سان

آریسا-سان...آریسا-سان

حالت خوبه؟

باید چیکار کنم؟...توی دردسر بزرگی افتادم

...این...این

هیچ وقت قبلا تمیزکاری نکردم،واسه همین توی دردسر جدی ای افتاده بودم

ولی تو اومدی و جلوی فاجعه رو گرفتی

چی؟ بیا...بگیرش -

چی؟ بیا -

هی وایسا...کجا داری میری؟

خونه...به یه چُرت نیاز دارم،پوستم خشک شده

تمیزکاری چی پس؟...تنهایی باید انجامش بدم؟

ولی چون...تو خواهر بزرگترمی فکر کردم میتونم روت حساب کنم

نمیتونم؟

...خب ای ول -

پس باقیشو به تو میسپارم

...خواهر بزرگتر

واقعا منو خواهر بزرگترش میدونه و روم حساب میکنه...مطمئنم اینجوریه

عجیبه...قطعا این عجیبه

مهم نیست چطور نگاش کنی،عجیبه

چرا تنهایی اینجا دارم تمیزکاری میکنم؟نمیفهمم واقعا

این کارای لعنتی رو خودت بکن

ساتو-سان

ریتسوکو-سان اینجا چیکار میکنی آخه؟ -

خب...اووم...آریسا-سان بهم زنگ زد

پس مجبور شدی تمیز کاری کنی؟

اوهوم عجب بچه لوسه نُنُری -

مجبورت کرده تنهایی همه کارا رو بکنی

ریتسوکو-سان...مشکلی هست؟

نه نه...چیزی نیست

وایسا...پس شما تولدتون مشترکه؟خنده دار نیست؟

اینجوری بهم نزدیکتر شدیم

واااو، مثل قسمت میمونه...حسودیم شد

من و دایسوکه یه ازدواج از پیش تعیین شده داشتیم

اوه اوناهاشون

میگم مطمئنی نباید خودم تمیزکاری کنم؟

نه نگرانش نباش

امروز تو دختر تولدی هستی،بذار من بهش رسیدگی کنم

آه...میشه فقط کلید رو داشته باشم؟

بیا

ممنونم ممنون -

فوکوئوکا

از فرودگاه فوکوئوکا یه ربع راهه با ماشین

این منطقه هدف یه برنامه توسعه مجدده

عجب جای خوبیه

چطوره...یه هتل اینجا زده بشه؟

هتل؟ آره -

خب...ایده بدی نیست

یه زنگ به رئیس باننو مدیر گروه زاراس بزن

چشم رئیس

...واقعا مجبور نیستی که خوش میگذره -

تولدت مبارک...ساتـــــــو

خیلی ازتون ممنونم

امروز خوراکی ها رو از سرآشپزای زاراس تحویل گرفتیم

همگی تا هرجا حال میکنین بخورین

و همه شامپاینی که میتونین بخورین

پس این مهمونیه آدم سرشناساست

ها؟ریتسوکو،تو نوشیدنی نمیخوری؟

مشکلی ندارم،تو باید بیشتر بخوری

همگی یکم بیشتر بنوشین

ساتو-سان تو هم همینطور

هان؟ از این طرف ساتو -

"میخوام عکس بگیرم...اینجا رو نگاه کنین...همه بیایین وسط،بگین "تولدت مبارک

...این خیلی عالیه...ولی یه جورایی

بیا کیکت اوه -

بابت انجام همه این کارا ازت ممنونم

جفتمون با این خانواده ازدواج کردیم،پس باید به هم کمک کنیم

اونا به منم با تحقیر نگاه میکنن

این حقیقت داره...که خانوادم تا نسل بابابزرگم یه مهمون خونه معمولی رو اداره میکردن

واسه همینه...همه میگن به خاطر وضعیت دایسوکه باهاش ازدواج کردم

چه وحشتناکه

میدونم که همچین خانواده های اصیل و اینا وجود داره

ولی صادقانه،کارهای درونی خانواده میاما بدتر از یه خانواده معمولیه

اونا توی قرون وسطی گیر کردن

میفهمم چی میگی...همیشه از خودم میپرسم نکنه دوره ادو ئه؟

مگه نه؟ دقیقا -

کارت توی خونه حرف نداره ساتو

اگه من بودم درجا فرار کرده بودم

سوژه حرکت کرده است

آه...در حال حرکته

ها؟ ...اون عوضی -

میدونستم در مورد اینکه کار داره دروغ میگه ریتسوکو-سان -

ببخشید دوستان ولی وقت تموم کردنه جشنه

ریتسوکو-سان،چه خبر شده؟

دایسوکه داره بهم خیانت میکنه خیانت؟ -

داریم میریم به صحنه جُرم چی؟ -

آه رئیس باننو

با وجود برنامه شلوغتون ممنون که اومدین

نه بابا...اگه تماس از طرف رئیس میاما باشه هر جا باشه پرواز میکنم به اونجا

ممنونم

ریتسوکوی من چیکار میکنه؟

من یکمی نگرانم که به قدر کافی برای دایسوکه و خانوادتون به درد بخوره یا نه

لطفا مقل غریبه ها نباشین

همه ما که اینجاییم یه خانواده ایم

بازم از دیدنتون خوشخالم سلام -

من زمین مورد نظرو نگاه انداختم...و قطعا جای خوبیه

رئیس باننو...ما قصد داریم یه تجارت جدید رو شروع کنیم

یه تجارت جدید؟

کنتا

ما...در نظر داریم یه هتل جدید توی اون زمین بسازیم

اگه قضیه اینه...قطعا باید اون زمین رو به گروه زاراس بفروشین

ما قصد نداریم اون زمین رو بفروشیم چی؟ -

...این زمین واسه اجاره به شماست...و

...این

...با استفاده از گروه زاراس،یکی از عاملان پیشرو هتل توی ژاپن...و ما...گروه میاما

ما میخواییم یه برند هتل جدید رو راه اندازی کنیم

...ولی میدونین

سیاست ما به جای اجاره کردن...خریدن زمینیه که استفاده میکنیم

رئیس باننو

چیزی که گروه زاراس الان لازم داره...یه پوبایی جدیده

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left