لومړۍ 200 کرښې.
HodaArian
&
Thomas
HodaArian
&
Thomas
AnimWorld Presents
...تـ...تمومش کن
...بسه..دیگه نکششون
!بانوی من
!بیشامون ساما
!تمومش کن
...یاتو
«نوراگامی»
!بله! از تماستون ممنونم
،سریع، ارزان، بهصرفه
!خدمات تحویل «یاتو» هستم
...تو روحش، چه قدر لیز میخوره - .بچشم، حتما -
!بله، حتما! با کمال میل کارـتون رو قبول میکنم
...یاتو! من نمیتونم پوستر تبلیغاتیِ دستی بنویسم - !ایول! ایول! ایول -
!یوکینه، کار گیر آوردیم
:فصل نخست «اهدای اسمی پس از مرگ»
!اینم از این
!هیوری! بیا صبحونه آمادهست
!اومدم
!مادر، پدر، صبحتون به خیر
.صبحت به خیر - .صبح به خیر، هیوری -
.مربایی که واسه هدیۀ آخرِسال گرفتیم رو باز کردم
!از دور که خیلی خیلی چشمک میزنه
.شنیدم توی آزمونهای آزمایشیت غوغا کردی
.ولی حواست باشه مغرور نشی
.حتما باید قبول بشی، تا بتونی بری پایۀ بعدی
!فعلا
!مراقب خودت باش
!سلام، هیوری چان
!صبح به خیر ساساکی سان
!مراقب باشی
!صبح به خیر هیوری
صبح تو هم به خیر اَمی چان! یاماچان کو؟
.کلۀ سحر رفت .گمونم آزمون آزمایشی رو گند زده
!عجب
!صبح به خیر
!آخ هیوری چه حلال زاده ای
چی خبره؟
!جواب اینُ بلدی؟
.این یکم سخته
...اگه درست خاطرم باشه
!کار خدا رو میبینی، این امتحانا شده مایۀ اتحاد بچهها
این آزمون پیشرفت تحصیلی یه تلنگری شده !که ما دست به دست هم بدیم و با هم کار کنیم
حواست باشه این طرز فکر .گاهی وقتا کار دست آدم میده
!آره، واقعا
مثلاً یه عده هستن کل شب میشینن کتابا رو میخورن !بعد سر امتحان هفت تا پادشاهُ خواب میبینن
دِ، هیوری؟
!ای خاک عالم، هیوری هم تو زرد از آب دراومد
.پاشو تا فاتحه امتحانُ نخوندی - !آهای، آهای -
!آهای، بیدارشو! بیدار شو هیوری
...روحم باز از بدنم بیرون اومد
بریم یه دوری بزنیم؟
...چه بوی دلچسبی
...باید
...جناب
آماده اید؟...
!ایــنه! اینه! ایـــنه
!شیـــــرـه
!ایول بابا !پوشک عوض کردنم بلدی؟
.اوووه، تازه کهنه عوض کردنمُ ندیدی
!خیر سرم یه عمره دارم خدایی میکنم
!خاک تو سرت که بعد یه عمر هیچکی نمیشناست
!یاتو! یوکینه کون
!هیوری
.ببخشید سرزده اومدم
دوباره از بدنت اومدی بیرون؟
چطوری پیدامون کردی؟
باز خدمات تحویل؟
.آره، این دفعه بچه داری به تورمون خورد
،ماشالا اینقدر گریه سر میده
.که خواب از چشم مامان و باباش برده
.به نظر من که خیلی سر به راهه
.البته فعلاً
.البته فعلاً
مامانش کجاست؟
،تو اتاق بغل واسه خودش خر و پفی هوا کرده
.یه هفته ست پلک رو هم نذاشته
!خندید
!گمونم میتونه تو رو ببینه
،بچهها و حیوونا
.میتونن کسایی که از هیگان اومدن رو ببینن
!وای! چه لطیفه
.«فکر کنم داره میگه : «داداشی بغلم کن
ها؟
!چه سنگینه !چرا اینقدر وول میخوره!؟ عجبیبه
.اینجوری، دست چپت رو بذار زیر کمرش
،ساعد و بازوت رو هم بذار تکیهگاه سر وگردنش
.با دستت راستت هم حواست به پایینتنهش باشه
ا..اینجوری؟
!ها؟! چی شد؟ یه دفه زد زیر گریه
ها؟
!مهمون داریم - !یه آیاکاشی؟ -
!جنگل ساواته
!لایک داری
!هیوری، حواست به بچه باشه - !ها؟ -
!بیا سکّی
!برو که رفتیم، یوکینه
!...چـی، صبر کن
!تیزیت حرف نداره
!سر جدت امون بده
!فضای اتاق خیلی کوچیکه !یه بچه هم داخلشه
.توجهت رو عشقه
درسته، موجودات این جهان نباید .بی جهت کشته بشن
!باید خوددار باشی
!چطوری خوددار باشم؟
!بیا با هم دور کنیم
.یه خط مرزی میکشی
یه مرز بین اونی که قراره کشته بشه .و اونی که قراره زنده بمونه
.اینکه کی و چی قراره بشکافم، به تو بستگی داره
.خیله خب
.خیله خب
!یاتو! یه چیزیِ این آیاکاشی جور نیست
!خودشُ...ترمیم کرد؟
.آیینه - آیینه؟ -
.آره
.این آیاکاشی، نتیجه تجسمِ خودِ بچه ست
،احتمالا یه همبازی میخواسته
.برای همین با تصویر خودش توی آیینه بازی میکرده
همین شوق و ذوق زیاد، باعث آسیب شده .و آیاکاشی رو فراخونده
اگه کاری نکنیم آخرش مادرش رو تسخیر میکنه
.و انسانیتش رو میدزده
!وای نه
چنین تفکر قدرتمندی .واقعا واسه یه بچه عجیبه
!حالا بگو چاره چیه
.باید کلک اونی که تو آیینه ست رو بکنیم
!هیوری، بچه رو یه جوری بگیر که عکسش توی آیینه بیوفته
!بـ...باشه
!تویی که جرئت کردی به این سرزمین تابناک بیحرمتی کنی
...به نام یاتوگامی
...همراه با سکی...
.این وجود نحس رو تطهیر میکنم
!بشکاف
!بابا ایول، یوکینه
!شینکیِ خودمه دیگه
!دیدی، من میدونستم جَنَمشُ داری
.دیگه رو به راهه
!خدا رو شکر
...حالا
این بازار شامُ چیکار کنیم؟
.دودر میکنیم
!ها؟
!بترکی یاتو - !تعطیلی بابا -
!تابلوئه از این خدا آبکیایی
!خاک تو سرت - !آبرو واسه مون نذاشتی -
یه نقاب؟
بیشامون ساما، منُ احضار کردی؟
.کازوما تویی؟ بیا داخل
. عذر میخوام
چه قدر تا گشتِ بعدیمون مونده؟
.برای «زمان شیطانی» برنامه ریختیم
.که اینطور، پس دیگه وقتی نمونده
چیزی اذیتت میکنه؟
.امروز صبح، یه کابوس قدیمی سراغم اومد
کَلکَلـم با یاتوگامی اونم بعد این همه سال .جای سرزنش داره
کسالت داری؟
.نه، عالیم
،ولی ازت میخوام دوباره موقعیتشُ برام پیدا کنی
.و ببینی همه چیزُ زیر نظر داشته باشیم
.متوجهم
اجازه میدی محض اطمینان درمانگر رو خبر کنم؟
.باشه
«شیرینی ساکه» «سوبا دانگو شیروکو» «اودن داغ»
!چی؟! عمرا - .باور کن -
ایشالا که تمیزکاریشُ کردین؟
!پ چی! مگه میشد اونجوری ول کرد
...یعنی از کت و کول افتادما
.بیا پشتتُ بمالونم
!دوزار واسه طبقه کارگر احترام بذاری بد نیستا
،دایکوکو واسهـم مارماهی کبابی بپز !سوپ دل مارماهی هم کنارش باشه
.ببند بابا
!بذار اول رات بدن بعد دستور بده
!آخ! دلمُ در آوردی
.یوکینه کون، اینُ انجام بده
این دفه میتونی دیکشنری رو هم نگاه کنی، باشه؟
...باشه
!هیورین، چه سختگیری
واقعا؟
خب، بگو ببینم یوکینه ما درساش چطوره؟
،توی بعضی درسا قوی تره
«انگلیسی برای همه»
...ولی درکل به اندازه کلاس هشتمیها بلده
!زرشک، هشتم که میشه یه کلاس پایینتر از من
...نـ...نکنه که
...که ...
!ما با هم از اون کارای خاک بر سری کردیم؟
وا! چرا عین لبو شدی هیوری؟
!هـ...هیچی! هیچی به خدا
!نه، اصلا هیچی نبود! هیچی
پس بالاخره فهمیدی که هنوز کله ت بوی قرمه سبزی میده؟
.واسه همین بزرگترتون منم
!فقط یه کم دندون رو جیگر بذارین
،درسته خدای رده بالایی نیستم ،اسم و رسم و معبد هم ندارم
ولی یه روزی میزنم تو پوز بدبختی .و یه معبد اعیونی واسه خودم درست میکنم و پزشُ به همه میدم
«یاتوگامی کبیر»
No comments yet. Be the first to leave one.