لومړۍ 200 کرښې.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـــيـــم تــرجــمـــه قـــقـــنـــوس
ناتان صدامو داری؟ آره
همون نوشته قبلیه
گوش کن ؛ تو از همه دردها عبور کردی
بالاخره به آرامش رسیدی
باشه؟ آره
ما میخوایم یه چیز شاد بشنویم ...ناتان
رها شدن از قید و بندها، آره؟
نمیتونم انجامش بدم
باید یکم هوا بخورم
من میرم
چی شده؟ ناتان
صبر کن.
نمیتونم این کارو بکنم ناتان
نمیتونم انجامش بدم
برگشتن شجاعت میخواد
نه ؛ میتونم حس کنم یکی گلومو گرفته
میدونم چه فشاری رو داری تحمل می کنی
نه نه ؛ با استعاره صحبت نمی کنم
مت داره سعی میکنه منو بکشه
برادرت مرده، ناتان
متی اینجاست و میخواد من بمیرم
آره
اون در آستانه یه فروپاشی کامله
اون موافقت کرده که بخشی از سود آلبوم رو به ما بده
پس این اتفاق نمیتونه بیفته
میخوام ببینم میتونم یه سری از صداهای محیطی رو از بین ببرم یا نه
که در آلبوم قبلی ازش استفاده نکردیم
اون ضبط صوت قدیمی رو دیدی؟
قراره مواد مربوط به "دِرتی شِمِن" رو برگردونی؟
یکم ناامیدکننده است مگه نه؟
نه با اون اندازه که دارایی هات رو از دست بدی
علاقه ای وجود داشته
در حد چند بخش از مجموعه
فردا قراره به مزایده گذاشته بشند
توی دردسر افتادیم؟ فقط یه مشکل نقدینگیه
آلبوم ساخته میشه
از خودت پذیرایی کن
سلام گریس
ناتان داره داروهای سنگین زیادی مصرف میکنه
اون سعی داره با رژیم غذایی مسایل رو مدیریت کنه
پس تو الان هم مشاور تغذیه اونی هم مدیرش؟
جایگزین کردن داروهای ضد روانپریشی با اسموتیهای کنف؟
چی ممکنه اشتباه پیش بره؟
سلام بابا ...گریس
ازت میخوام که بری
ازت میخوام فروش ملک رو متوقف کنی
گریس
گریس
ببخشید. میشه لطفا فقط یه امضا ازتون داشته باشم؟
هیچکس چیزی امضا نمی کنه
داری چیکار میکنی؟
میدونی که این چقدر برای مامان ارزش داشت
گریس تو یه دزد و دروغگویی
و نمیدونم چطور شب ها میتونی بخوابی
همه اینا رو دوباره داخل استودیو بذار
و گرنه با پلیس تماس می گیرم
بیا با آرامش درباره این موضوع بحث کنیم
حالا دقیقا بگو دیگه چه چیزهایی رو در نبود من فروختی
گریس، من به این احتیاج ندارم
آزمایش، آزمایش
۱، ۲، ۱، ۲
این «آوازهای شبانه» است
شمن کثیف، یکی رو بردار
همینه
خدای من ؛ تو خیلی بدبختی
بیشتر از دو ثانیه نمیتونم تنهات بذارم
فکر کردی میتونی با یه شرکت همکاری کنی؟
خدای من ؛ همراه توئه؟ آره، درسته. حالا گورتو گم کن
تو یه آدم بیعرضه و بیارادهای
کی دوستت داره؟
داری حالمو بهم میزنی میخوام بالا بیارم
کافیه ؛ نمیتونم نفس بکشم
نه
من چی شنیدم؟
این دوران آشفتگی سیاسی هند
همزمان با وقایع
...در آن سوی دنیا
جنگ جانشینی اتریش
بین سالهای ۱۷۴۰ تا ۱۷۴۸
و سپس جنگ هفت ساله
بین سالهای ۱۷۵۶ تا ۱۷۶۳
این شامل بریتانیا، فرانسه، اسپانیا
و هلند میشه
با قدرتهای اروپایی
در طرفهای مختلف
مستعمرات، شرکتها
و متحدان در سراسر جهان
سلام شازیا
صبح بخیر، رئیس یه اتفاقی افتاده
ما داریم میریم به یک استودیوی ضبط تو کورنوال
شگفت انگیزه درسته؟
کیفت نیست؟
خواننده اصلی، متی برادر ناتان
غرق شده در رودخونه پیدا شد
وقتی داشتند آخرین آلبومشان رو در تاوان ضبط میکردند
حدود هفت سال پیش
ناتان دچار فروپاشی روانی شده بود
پس اون سال هاست از صحنه خارج شده
پس این واقعیت که به اینجا برگشته خیلی مهمه
فکر میکنم این واقعیت که مردی چند ساعت پیش اینجا به قتل رسیده
احتمالا یکم سنگین تره
درسته
چیزی که نمیفهمم اینه که چرا ما درگیر این موضوع هستیم
تاوانز در فهرست میراث فرهنگی ثبت شده
و قربانی یک مجموعه یادگاری مهم داشت
که حالا بخشی از اون گم شده
...خب ما داریم به چی نگاه می کنیم
مثل یه سرقت حرفهای که اشتباه پیش رفته؟
حدس منو میخوای؟
الان همهشون از کشور خارج شدند
نیتان فرین، از نزدیک
برای حفاظت از این منطقه چه اقداماتی انجام میدی؟
اینجا الان جای امنی برای موکل من نیست
همه جا پاپاراتزی هست آره
اونا توی میدون هستند
یه پهپاد اون پشت هست
اگه تو کاری در موردش نکنی ، من این کار رو میکنم
بیا بریم رفیق
بیا ببریمت داخل
میشه بری دنبالشون و ازشون مدارک بگیری؟
بله، قربان
بازرس پالمر، هریتیج کرایم من بازرس مالک هستم
سلام گریس فیلتون
شما دختر مقتولید؟
خیلی تسلیت میگم
میشه لطفا بهمون بگی دیشب چی شد؟
...فکر کنم بابا
چیزی شنیده بود
جلوی یه سارق رو گرفته
یکم از وسایل استودیو برداشته شده
میشه به ما نشون بدی کجا بود؟
میدونی چی کم داره؟
انگار اونا باارزشترین قطعات رو بردند
دیروز مسئولین حراج تمام موجودی رو بررسی کردند
پس میتونی بررسی کنی
اگه حراج کننده ها دیروز اینجا بودند
چرا وسایل شون رو با خودشون نبردند؟
من جلوشون رو گرفتم
بازرس مالک میشه لطفا یه اظهارنامه
از خانم فیلتون بگیرید ؛ لطفا؟
باشه
بفرمایید
میشه یه نگاه بندازم؟
آره تقریبا کارمون اینجا تموم شده
اگه اجازه میدادم حراج ادامه پیدا کنه
هیچکدوم از این اتفاقات هیچوقت نمیفتاد
من بهش گفتم یه دروغگو و دزده
واقعیت این آخرین کلماتی بود که بهش گفتم
میدونستی چرا پدرت داشت کلکسیون رو حراج میکرد؟
اون تلاش می کرد اینجا رو سر پا نگه داره
واقعیت اینه که استودیوهای ضبط تقریباً اضافی هستند
با افرادی که در اتاق خوابشون ضبط میکنند و همه اینا؟
پدر برای ثبت شدن تاوان در فهرست بناهای تاریخی مبارزه کرد
چون فکر می کرد برای اینجا خیلی خوب میشه
اما این یه نفرینه چطور مگه؟
چون ما درگیر یه دارایی هستیم
که هزینه نگهداری زیادی داره و نمیتونه خرجای خودشو در بیاره
این یه گودال پوله
چطور جلوی بابات رو گرفتی که خونه رو نفروشه؟
دارایی خودش نبود
مال مامان بود
مامان ده سال پیش فوت کرد
متاسفم
تو با بابات دعوا کردی؟
من بهش گیر میدادم اما واقعا هیچوقت باهام درگیر نمیشد
چرا اینطور بود؟
چون من یجورایی دردسرسازم
مطمئنم پدر و مادرم هم همین فکرو درباره من می کنند
اما از طرف دیگه خیلی روم حساس بودند
...من
براشون
هیچ ارزشی
قائل نبودم
هر رابطه ای که با پدرم داشتم یه معامله بود
در این صنعت، هر کسی در حال کنترل یکی دیگه است
به غیر از هنرمندها
انگار اونا همیشه در قعر جدول هستند
باور کن ؛ بعضی از اونا خیلی بدند
...رئیس
ظاهرا گریس حراج رو متوقف کرده
این دارایی ها متعلق به چارلی فیلتون نبوده
چی؟ الان دیدم
نامهی یک وکیل روی میز بود
چیزی در مورد اختلاسه
از داراییهای وقف شده
پس این مکان وقف شده بود؟
برام سواله متولیهاش چه کسانی هستند ممنونم
فکر کنم شاید یه مشکل کوچیک
در نظریه سرقت حرفهای هم پیش اومده
این حراج به خوبی تبلیغ شد
هرکس نیم جو عقل توی سرش باشه
انتظار داشت که این دارایی ها به فروش بره
همون شب قبل
که دقیقا همون چیزی بود که اتفاق میفتاد
اگه گریس دخالت نمی کرد آره
این واقعیت که این دارایی ها هنوز اینجاست
فقط شانس محض بود
ببخشید بازرس پالمر من بازرس مالک هستم
No comments yet. Be the first to leave one.