Tears on Fire

Tears on Fire (火神的眼淚)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Tears on Fire Episode 01
د لخوا تبصره Omri_Salim
Tears on Fire Episode 01

تګونه

other
په خپور شو: 2021-12-14
ډاونلوډونه: 14
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫Subtitle and Edit By : omri_salim ‫مترجم :omri_salim

‫آتش در حال حاضر در طبقات سوم ‫ و چهارم متمرکزه.

‫عملیات نجات در حال انجامه.

‫علت آتش سوزی مشخص نیست لطفا پشتیبانی بفرستید

‫سه مصدوم به بیمارستان منتقل شدن.

‫شاهدان عینی می گن هنوز ‫افرادی در داخل گیر کردن.

‫ما در حال ارسال یک تیم جستجو هستیم.

‫بسیار خب، دریافت شد.

‫کدام احمقی شاکی بود که امروز ‫خیلی خسته کننده ست؟

‫تو بودی یا شیائو گائو؟

‫بس کن

‫فردا برامون تنقلات بخر.

‫می شنوی؟

‫بله قربان.

‫بزاربیام داخل!

‫ازاینجا دور شو!

‫بزاربیام داخل!

‫مادرم هنوز داخله

‫- چی؟ ‫- مادرم داخله

‫کدوم طبقه؟ کدوم آپارتمان؟

‫او واقعا نمی تونه حرکت کنه.

‫- عجله کن نجاتش بده ‫- آروم باش خانم.

‫خانم، کدوم طبقه، کدوم آپارتمان؟

‫- شماره هشت طبقه چهارم. ‫- باشه، فوراً میریم نجاتش میدیم، باشه؟

‫بفرستش عقب

‫برگرد، برگرد

‫مامان!

‫- برگرد، برگرد، خطرناکه. ‫- کاپتان...

‫ژی یوان، یک خانم مسن در آپارتمان هشت ‫ طبقه چهارم گیر افتاده . برو نجاتش بده

‫- بسیار خب. ‫- طبقه چهارم!

‫مراقب باش!

‫- گوو شنگ... ‫- پشتیبان ، پشتیبان !

‫سونگ شیائو! اینطرف!

‫ژی یوان به طبقه چهارم می ره. ‫ تو و کیو هان چنگ به طبقه سوم می رید.

‫روی نجات تمرکز کنید عجله کنید

‫بسیار خب، دریافت شد.

‫خطرناکه! بدو بدو!

‫چرا اینقدر آهسته حرکت می کنی!

‫- آره ‫- نمی دونی چجوری کارت رو انجام بدی؟

‫تماس با گوان ژونگ 31.

‫آب به سمت تو می یاد.

‫خاموش کردن آتش اینقدر سخته؟ ‫ مگه شما آتش نشان نیستید؟

‫عجله کنید!

‫باید آب رو به سمت آتش بپاشی!

‫چرا بیخودی آب رو میپاشی؟

‫چیکار میکنی؟

‫وقتی هنوز مردم داخلند، ‫نمی‌تونیم داخل آب بپاشیم.

‫با آتش، اونا رو میسوزونه. فهمیدی؟

‫مراقب باش.

‫وانمود نکن که می دونی چه خبره

‫این چه نوع برخوردیه؟

‫- مالیات من برای چیزهای بیهوده ای مثل تو پرداخت می شه؟ ‫- به کی میگی بی فایده؟

‫- تو! ‫- جرات داری بازم اینو بگو؟

‫پشت نوار وایسا!

‫- عجله کن و آتش رو خاموش کن! ‫- عقب وایسا! برو بیرون!

‫باشه بسیارخب...

‫لطفا پشت نواربایستید.

‫لطفا پشت نواربایستید.

‫- ما داریم کار می کنیم... ‫- اون نمی فهمه.

‫ژی یوان، آپارتمان هشت در طبقه چهارم ‫رو پیدا کردید؟

‫الان جلوی در هستیم جیا شین در رو می شکنه.

‫تانگ آن 06، ژی یوان اینجاست.

‫ما وارد شدیم و برای جستجو آماده میشیم.

‫منبع آتش را پیدا کردیم. آشپزخونست.

‫قربانی رو پیدا کردیم لطفا پشتیبانی بفرستید

‫باشه، فوراً یک نفر رو می فرستم.

‫مادربزرگ، خوبی؟ آسیب دیدی؟

‫پام گیر کرده.

‫پاش گیر کرده کابینت را جابجا کن.

‫روپوش دودی رو روش میزارم.

‫جیان ژون، عجله کن، عجله کن.

‫سریعتر

‫عجله کن

‫مادربزرگ عصبی نباش.

‫قربان کابینت گیر کرده. نمی تونم حرکتش بدم

‫کمکم کنید. خیلی سنگینه

‫آتش اینطرفی در حال گسترشه. عجله کن

‫بروکنار

‫قربان

‫بلندش کن!

‫قربان بالاسرمون

‫سریعتر حرکت کن قربان! فن داره سقوط میکنه

‫عجله کن!

‫قربان...!

‫مواظب باش!

‫قربان چی شد؟

‫بگذار ماسک اکسیژن رو بزارم

‫آروم باش. به آرومی نفس بکشید.

‫به غیر از بازوی خود، جای دیگری احساس ناراحتی می کنید؟

‫سرم؟ سرت به جایی خورده؟

‫- فشار خون، اکسیژن خون... ‫- باشه.

‫قبل از سقوط چی کار می کردی؟

‫ترسیده بودم... می خواستم فرار کنم.

‫اما خیلی تاریک بود... نتونستم چیزی ببینم.

‫وقتی کابینت روت افتاد، هوشیاربودی؟

‫یا هوشیاری خود رو از دست دادید؟

‫کیو هان چنگ، مراقب باش

‫تمام اتاق نشیمن در آتشه.

‫چندین نقطه آتش وجود داره. ‫هیچ قربانی رو نمی بینم

‫بیا پایین و دنبالم کن ‫ شعله ها را خاموش کن، سریع

‫کیو هان چنگ، آب بپاش.

‫آروم باش. میبریمت آمبولانس

‫باشه، یک، دو سه.

‫مامان

‫در یک روز چند بار باید با من تماس بگیری؟

‫الان سرم شلوغه ‫چجوری تماست رو جواب بدم؟

‫باشه بعدا حرف میزنیم خداحافظ.

‫Tong An 91 صحنه را ترک می کنه.

‫ما یک قربانی مرد داریم...

‫کیو هان چنگ!

‫وایسا! جستجو کن!

‫ببین کسی تو اتاق خواب هست یا نه

‫در رو باز نکن!

‫تو خوبی؟

‫آب رو بگیر!

‫تو خوبی؟

‫بپاش!

‫بپاش!

Subtitle and Edit By : omri_salim مترجم :omri_salim

‫آتش سوزی عصر گذشته آپارتمان دونگ فانگ در ساعات کاری رخ داد.

‫اکثر ساکنان آن زمان در خانه نبودند.

‫پس از چند ساعت مهار آتش توسط

‫آتش نشانان، آتش تا ‫نیمه شب مهار شد.

‫سازمان آتش نشانی با صدور بیانیه ‫ای اعلام کرد: 38 دستگاه تانکر آب،

‫دو دستگاه خودروی آتش نشانی و 20 ‫دستگاه آمبولانس به محل اعزام شدند.

‫جیا ژوان، فقط جمعش کنید.

‫همه سخت کارکردید.

‫- کمی آب بخور ‫ممنون

‫- خیلی زحمت کشیدی. ‫- اونقدرها هم بد نبود.

‫- خیلی زحمت کشیدی. ‫- تو هم همینطور.

‫سونگ شیائو، سخت کارکردید.

‫همه توجه کنید!

‫اونایی که امروز در امداد و نجات شرکت کردن ‫ می تونند شیفت صبح را رد کنند.

‫کمی استراحت کنید و کمی بخوابید.

‫خوبه

‫گوا شنگ.

‫از صحنه عکس گرفتی؟

‫آره گرفتم.

‫خوبه

‫همگی ممنون جمع کنید

‫یی یانگ.

‫رئیس.

‫قبلا بهت گفتم. مراقب رفتارت باش ‫اینقدر باهاشون مقابله نکن

‫-اما اوناا امروز زیاده روی کردن. ‫- نمی فهمند.

‫سروکله زدن با مردم سخته

‫مراقب خودت باش.

‫یک دو سه.

‫جیا ژوان خمیازه می کشه؟

‫جرات دارید اشاره کنید ‫ که خیلی خسته کننده است.

‫اگه احمق ها به موقع در شیفتشون حاضر نشن ‫مرخصی هام رو میگیرم

‫من باید فرار کنم

‫شیائو گائو هنوز هم میتونه بخنده؟

‫شما دو احمق با هم ترسناکید

‫آره دوتاشون هستن

‫آنتلوپ، زیادسروصدامیکنی

‫وقتی واسه اولین بار به ما ملحق شدی، ‫ ما هم یک ماه مشغول بودیم.

‫اون بدشانسی آورد!

‫لین یی یانگ بدشانسی آورد!

‫یادمه بعد ازرونویسی تقریباً زندگی ‫ را رها کردم.

‫چه "رونویسی"؟

‫رونویسی کلیه ارتباطات رادیویی در صحنه آتش سوزی.

‫- همه اش؟ ‫- آره

‫و اظهارات شاهدان عینی،

‫نمودارهای استقرار موتور، ‫گزارش های آتش سوزی،

‫باید همشون رو انجام بدیم.

‫دارم میگم، شیفت های دو روزه و یک روز تعطیلمون هیچ استراحتی به ما نمی ده.

‫وقتی شما هم سن من بشید

‫بدنتون شروع به شکستن میکنه

‫فکر می کنم در آینده، هر ‫کسی که بگه "امروز خیلی خسته کننده است"

‫ باید هممون رو نوشیدنی مهمون کنه

‫- و رونویسی رو انجام بده. ‫- موافقم

‫حتما.

‫شیائو گائو، استراحت می کنی؟

‫با شستشو ادامه بدید!

‫قربان میتونم مال شما رو قرض بگیرم؟

‫کدوم یکی؟

‫چیزی که داری خوبه میتونم ‫برات طی دستی بگیرم

‫خفه شو. به شستشو ادامه بده.

‫من برگشتم.

‫برگشتی؟

‫برات صبحونه گذاشتم میخوای بخوری؟

‫نه خستم دارم میرم بخوابم

‫دیروز به هیچ کدوم از پیام هام جواب ندادی.

‫خیلی نگران بودیم

‫تا نیمه شب داشتم آتش رو خاموش می کردم.

‫اخبار رو ندیدی؟

‫چون اخبار رو دیدیم نگران بودیم.

‫نگران نباش.

‫این خوب به نظرمیرسه

‫کنسرت بابات میری؟

‫من باید کار کنم.

‫شیفت ها از قبل برنامه ریزی شده

‫راستش، پدرت خیلی به تو اهمیت می ده.

‫بعد از دیدن آن خبر تمام صبح چیزی نگفت.

‫خوبه. اولین بارم نیست که در صحنه آتش سوزی حضور دارم.

‫پس به فکر راهی برای شرکت ‫ در کنسرت دوران بازنشستگی ش باش

‫واقعا امیدواره که بتونی بیای

‫میدونم.

‫بزار در موردش فکر کنم.

Tears on Fire subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Tears on Fire

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left