True Detective

True Detective

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

4 فصل

د خپرونې معلومات

True Detective S04E02 WEBRip-IYN
د لخوا تبصره Hitman007

تګونه

webrip
web
BRip
x264
480p
480
1080
HD
720p
720
x265
HEVC
2CH
Web-DL
web-dl
WEB-DL
په خپور شو: 2024-01-22
ډاونلوډونه: 81
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫قرنیه‌اش سوخته؟

‫بذار ببینم

‫آره، انگار دچار یخ‌زدگی شده

‫چرا لخت هستن؟

‫آره، اصلاً با عقل جور در نمیاد

‫پرده‌ی گوشش پاره شده. ‫اون خون رو می‌بینی؟

‫آره، ولی چطور؟ ‫

‫- فشار؟ ‫- آره، ممکنه

‫- این یکی هم هست ‫- آره، اون «لاند»ـه

‫اینو نگاه

‫وای خدا...

‫این یارو چشم خودشو از کاسه در آورده

‫نه بابا؟

‫امان از این پرونده

‫حسابی دردسر میشه

‫هیچ جوابی هم در کار نیست

‫کلی آدم عصبانی هم هست

‫حتی یه متخصص بررسی صحنه جرم هم نداریم

‫باید این جنازه رو بفرستیم انکوریج

‫خیال کردم داریم همین کار رو می‌کنیم

‫آره، نگهش می‌داریم

‫- گور بابای انکوریج ‫- جدی؟

‫آهای! آهای! آهای!

‫یه متر فاصله! یه متر فاصله!

‫باید منطقه رو حصاربندی کنیم

‫- آهای! عکس نگیر. همین الان پاکش کن. ‫- شرمنده

‫بیخیال، لیز، فقط دارن ‫انرژی‌شون رو خالی می‌کنن

‫خیلی‌خب، خفه شو هنک

‫خیلی‌خب، همه، همگی!

‫دست از مسخره‌بازی بردارید!

‫ناسلامتی صحنه جرمـه!

‫نمیشه اقلاً وانمود کنید که ‫می‌دونید دارید چیکار می‌کنید؟

‫محض رضای خدا

‫بهتره بری خونه

‫نمی‌تونم

‫شاید بهتره بذاری یکی دیگه ‫به این قضیه رسیدگی کنه، میسی

‫به پرونده‌ی آنی ربط داره، رُز

‫اوه

‫پس دهنت سرویسـه

‫بعداً بیا دیدنم

‫نه، از اون استفاده نکن. ‫آره، به بافت آسیب می‌زنی.

‫- از چی استفاده کنم پس؟ ‫- همون مسواک بهتره

‫یه حفره‌ی هوا اینجا درست کن و

‫بعدش می‌تونی از کنار بکنیش داخل

‫- خیلی‌خب ‫- فقط به پوست دست نزن

‫- گوه توش ‫- همینو کم داشتیم. ویلسون!

‫چه غلطی کردی؟

‫چه غلطا؟!

‫دیجی موویز در شبکه‌های اجتماعی ‫DigiMoviez@

‫ترجمه از: امـیـر و امـیـرعـلـی ‫H1tmaN & illusion

‫اوضاع خوبی نداره، خانم

‫مجبوریم حداقل یه پاش رو قطع کنیم

‫کِی می‌تونیم باهاش حرف بزنیم؟

‫قطعاً امروز نمیشه. ‫توی کُمای القایی‌ـه.

‫ممنون، پرستار. ‫گوشی دستت، وایسا.

‫رئیس، جواب بده

‫پرایور... جاشون کردی؟

‫نه، شکل و وضعیت عجیبی دارن

‫مگه اینکه بخوای کاملاً از هم جداشون کنیم

‫نه، هیچی رو نشکنید

‫خانم، من باید برم

‫داریم جراحی رو شروع می‌کنیم

‫- رئیس؟ ‫- خیلی‌خب، فقط...

‫یه لحظه گوشی دستت، پرستار

‫پرایور، داشتی می‌گفتی

‫می‌دونم چطور میشه جابجاشون کرد

‫آ...

‫قلب؟

‫نه، این که شِکلک نیست، هیدن

‫دوباره سعی کن

‫کریسمس مبارک، بچه‌ها

‫- کلاس تعطیلـه ‫- آهای

‫نه، نه، بچه‌ها

‫کلاس تعطیل نیست

‫بهتون اطمینان میدم کلاس تعطیل نشده

‫کجا داری میری؟ به مامانت زنگ می‌زنم. ‫به بابای تو هم زنگ می‌زنم.

‫- کریسمس مبارک ‫- کریسمس مبارک

‫کارلا؟ تو هم؟ ‫خدایی؟ خدایی؟

‫شرمنده

‫لابد شوخیت گرفته

‫بهت گفته بودم طرفم نیای، اینجا محل کارمـه

‫جدی هم گفتم، اینجا محل کارمـه

‫بیخیال، برایس. ‫واسه اون نیومدم.

‫ازت می‌خوام بهم توضیح بدی ‫ایستگاه سلال کارش چیه

‫سلال؟

‫چرا؟ و...

‫چرا نمیری با...

‫لاند و بقیه‌شون حرف بزنی؟

‫امکانش نیست

‫زیاد می‌بینیش؟

‫تراویس؟ نه

‫مرگ عوضش نکرد

‫کونده هر وقت چیزی می‌خواد ‫سر و کله‌اش پیدا میشه

‫خداحافظی نکرد؟

‫قبل اینکه بره داخل یخ؟ چرا

‫می‌دونست داره می‌میره

‫نمی‌خواست سرطان خون از پا درش بیاره

‫برام کروسان آورد

‫کروسان لامصب

‫خودش درست‌شون کرده بود

‫خوردیم‌شون

‫یکم آواز خوندیم

‫یکم سکس کردیم

‫زیاد حرف نمی‌زد

‫خیلی خسته بود

‫ولی از طرفی...

‫همه‌ی سال‌هایی که می‌اومد پیشم، ‫خیلی حرف می‌زدیم

‫بعدش رفت

‫و بعدش من پیداش کردم

‫آره

‫هدیه‌ی آخر تراویس کول... ‫آشنا شدن با تو

‫میشه بپرسم؟

‫این دیدارت با مُردگان

‫از کِی شروع شد؟

‫با تراویس

‫ولی کسایی رو می‌شناسم که ‫از بدو تولد اینطوری هستن

‫تازه، اِنیس رو فراموش نکنیم

‫اینجا همیشه از این اتفاقات میفته

‫فکر می‌کنم دنیا...

‫دارد پیر میشه و

‫اِنیس محوریـه که توش لایه‌های پایه همه چی

‫در حال فروپاشیـه

‫وقتی اونا رو می‎‌بینی...

‫صداشون رو می‌شنوی...

‫چطوری حالت بد نمیشه؟

‫نکته‌ای که درمورد مُرده‌ها هست ‫اینـه که بعضی‌هاشون

‫میان دیدنت چون دلشون برات تنگ شده

‫بعضی‌هاشون میان چون باید

‫یه چیزی مهمی رو بهت بگن

‫و بعضی‌هاشون می‌خوان آدم رو ‫همراه خودشون ببرن اون دنیا

‫باید فرق‌شون رو بفهمی

‫یا خودِ خدا

‫به نظرت چه بلایی سرشون اومده؟

‫سعی داریم همین رو بفهمیم

‫خب، اونا توی سلال چیکار می‌کنن؟

‫من زمین‌شناسم، ‫چندان حیطه‌ی تخصصیم نیست

‫ولی اونا روانی بودن

‫خیلی گوشه‌گیر بودن

‫به شهر نمی‌اومدن و ‫هیچ ملاقاتی‌ای قبول نمی‌کردن

‫بقیه ایستگاه‌های قطبی ‫شیفت افرادشون چرخشیـه، ولی سلال نه

‫اونا... هیچکس نمیاد داخل، ‫هیچکس نمیره بیرون

‫اون‌وقت داشتن چیکار می‌کردن؟

‫اونا دهه‌هاست که سعی دارن

‫دی‌ان‌ای یه ریزجاندار ‫منقرض شده رو توالی‌یابی کنن

‫که احتمالاً می‌تونه جلوی ‫پوسیدگی سلولی رو بگیره

‫چرا مثل آدمیزاد و به انگلیسی ‫حرف نمی‌زنی؟ خرخون

‫آره؟

‫انگلیسی می‌خوای؟ باید...

‫سکس می‌کردم؟

‫آره، با معلم انگلیسی سکس می‌کردی

‫باب سلیقه‌ام نبود

‫تو هم همینطور

‫ولی می‌دونی، گاهی آدم ‫به در بسته می‌خوره دیگه

‫خب، داشتی چی می‌گفتی؟

‫میگم کار اونا ممکنه منجر به درمان سرطان،

‫بیماری های خودایمنی، اختلالات ژنتیکی بشه

‫یه کار تحول‌آفرین

‫اوه

‫خب، چرا اینقدر طولش دادن؟

‫یعنی، اونا خیلی وقتـه که اونجا بودن

‫هات‌داگ که کباب نمی‌کنن، لیز

‫نمونه‌برداری از همچین ریزجانوری

‫خیلی خیلی سختـه

‫مکانیسم دقیق می‌خواد

‫حفاری بادقت

‫مته‌ خراب میشه، رسوبات ته می‌کشه

‫حقیقت اینه که

‫لایه برداری از یخ منجمد زمین خیلی سختـه

‫و مواد کروموزومی ‫موقع استخراج صدمه می‌بینن

‫پس هیچ‌وقت قرار نبوده ‫جواب بده، اصلاً و ابداً

‫رئیس، گمونم بهتره

‫بیاید پاسگاه

‫دریافت شد

‫خواهرم می‌بینه که بقیه دنبالش می‌کنن

‫خواب به چشماش نمیاد

‫حملات عصبی بهش دست میده

‫میگه مادر مرحومم صداش می‌کنه

‫سال پیش آوردمش اِنیس که ‫نزدیکم باشه، ولی...

‫نگرانم

‫دنیای ارواح رو

‫با مشکلات روانی اشتباه نگیر

‫به نظر من که نیاز به مداوا داره

‫با افرادِ «فانوس دریایی» حرف زدی؟

‫نمی‌خواد بره فانوس دریایی

‫حتی نمی‌خواد درموردش حرف بزنه

‫چهار سال پیش توی «نوادا» رفت یه بیمارستانی

‫و بدجور تحت مداوا قرارش دادن

‫خیلی بدش اومد

‫مطمئنی چیزی واسه خوردن نمی‌خوای؟

‫نه. باید برم سر شیفتم

‫آهای

‫اون علامت رو روی پیشونیش دیدی؟

‫قبلاً دیده بودمش

‫سال‌ها پیش

‫چیه؟

‫قدیمیـه، میسی

‫قدیمی‌تر از اِنیس

‫احتمالاً حتی قدیمی‌تر از یخ‌هاست

‫آره، سوابق تلفن‌هاشون رو در آوردیم

‫- هیچی نبود ‫- بی‌سیم چی؟

More Farsi Persian subtitles for True Detective

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left