The Ear

The Ear (Ucho)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

The Ear 1970 DVDRip
د لخوا تبصره bamdad
بامداد از تیم ترجمه پارس نویس

تګونه

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
په خپور شو: 2014-12-26
ډاونلوډونه: 46
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

به سفارش دوست گرانقدر فرهاد کوثرنژاد

گوش

بر اساس داستاني از يان پروچازکا

. کفش‌هاتو بپوش - ! ولمون کن بابا -

! کلاهمو با خودت نبري

. شب خوش

! کليدها رو بهم بده - ! برو به درک -

، خودت قفلش کردي . من که توي ماشين بودم

اين نشان از عدم شعورت بود ! که جلوتر از من از خونه خارج شدي

! اينکه افتخار نداره

. پيش من نيستن

، ميدونم دارم چيکار مي‌کنم ! هنوز مخم سر جاشه

مطمئنم که گذاشتيشون . توي کيفت

ديوونه شدي ؟ ! مردم رد ميشن ميبيننت

منظورت همون ماشينيه که اونجا پارک کرده ؟

مثلا کي ميتونه توي يه ماشين پارک شده با چراغ‌هاي خاموش نشسته باشه ؟

فکر مي‌کني که رفتارشون کمي مشکوک بوده ؟

. شماره 117

. عصرتون بخير

با من مثه يه سگ ولگرد ! رفتار نمي‌کني

، با من مثه پيش‌خدمتت برخورد نمي‌کني ! و سرم داد نميزني

. صداتو بيار پايين . به هيچ وجه نبايد با من حرف بزني

! ببين از توي مهموني چي قاپيدم

اون کليدهاي لعنتي کجان ؟ - من از کجا بدونم ؟ -

نميتوني واسه يه بارم که شده اين مزخرفاتو تموم کني ؟ . حداقل اين يه امشبو

اگه وقت کردي . يه نگاهي به تقويم بنداز

واسه چي ؟

! شايد فهميدي امروز چه روزيه

منظورم اينه . واضحه که آدم باهوشي هستي

! اينجا نيستن

، خب يه کاري بکن . همه شبو که نميتونيم اينجا بمونيم

ميتونيم زنگو بزنيم ، درسته ؟

. خرابه ... بايد برم توالت ، يا هم اينکه

... من که خيالم نيست - ... ، لازم نکرده بهم يادآوري کني -

خيلي وقته که ميدونم ... . ديگه برات مهم نيستم

. احمق که نيستم

چطور تونستي همه‌ي شبو با سِينار صحبت کني ؟

. تو که هميشه ميگي اون آدم احمقيه

منو همينطوري ول کرده بودي ... به امون خدا

... دارم دنبال آنا مي‌گردم

. لوديک رو بيدار کن . کليدهاي يدکي توي آشپزخونه‌ان

! الان پنجره رو ميشکونه

، ما همه مغز خر خورديم ! ولي تو نابغه‌اي

. برو پشت پنجره اتاق لباسشويي

. ظاهرا که توي خواب عميقيه

واسه چي از دروازه بالا اومدي ؟ ! اون که باز بود

نميتوني دست از اون کارهاي ابلهانه بکشي ؟

! پس حواست بهم بود

چي باز بود ؟ - ! يادم رفت اسمش چي بود -

هموني که ازش رد شدي ! و اومدي تو باغ

! آشغال

قرن‌هاست که اينو ازت . نشنيدم

. ميدونستم يه چيزي رو دارم از دست ميدم

خب من چطور اومدم اينجا ؟ از روي نرده‌ها ؟

اونم با اين لباس ؟ ! يکم عقلتو بکار بنداز

کلپاچ دو روز پيش از . مسکو برگشت

. تا امروز هيچ خبري نبود

حتي امروز هم هيچ اثري . ازشون نبود

. يه ماهي ميشه که نبودش . ولي همسرش ميدونه که برگشته

! حواست به اون بند رخت‌ها باشه

! خداي من

توي برنو به خوبي . از ما استقبال کردن

... و بعد هم براتيسلاوا ... کوشيتس - . کوشيتسه -

اونجا خيلي خوب . از ما پذيرايي کردن

، هوا سردِ ... جناب معاون وزير

، وقتي که هوا 20 يا 30 درجه زير صفره ميتونين بتون ريزي کنين ؟

ايشون گفتن که وقتي هوا خيلي سردِ . ما بايد بتونيم بتون ريزي رو انجام بديم

. متوجهم

. عجب ملتي ! سرباز اجازه استراحت کردن نداره

. وقتي هوا خيلي سرد باشه نميتونيم بتون ريزي کنيم - ! وحشتناکه -

... و رهبر پلزن

! پلزن مثه آبجو

. ما ميتونيم در سرماي شديد هم بتون ريزي رو انجام بديم . بايد بياين و با چشم خودتون ببينين

کجا متولد شدين ؟ - . موهلنيسه -

. اين نام يه شهري توي استاني به اسم کاناست

موهلنيسه يه روستاست ، درسته ؟ - ! يه شهرِ -

. بايد حتما بياي . بايد بياي

در حال حاضر وزير ساخت و ساز هم دارين ؟

. البته ، يکي داريم . کوشارا وزيرمونه

همراهان من که گفتن شما . فعلا وزير ندارين

. بايد همين اطراف باشه - . از اين بابت عذرخواهي کرد -

عذرخواهي کرد ؟

. اجازه بدين به سلامتي بنوشم

، هم سربازها و هم مردم چک ! ارتش حال حاضر

! بازهم فيوز رو ترکونده

من که شک دارم ! چيزي بهش گفته باشي

بهت گفت که توي ايستگاه راديويي چيکار کرد ؟

. آره

کي ؟ آخرين بار کي ديديش ؟

. يه هفته قبل

، کسي که داره خرابش مي‌کنه ! خودِ توئي

! بيچاره

! چه افتضاحي

بايد اينجا آويزون باشن . تا من پيداشون کنم

مي‌خواي تا صبح طولش بدي ؟

از کجا بايد بدونم که کليدها کجان ؟

. آويزونن روي قلاب - . هيچ جا نيستن -

خب کجا ميتونن باشن ؟ - . من چه ميدونم -

چطور باز شده ؟ . چند لحظه قبل که قفل بود

! مثه دروازه

تو اصلا ميتوني بند کفشت رو ببندي ؟

چيکار مي‌کردي ؟ . فکر کردم داري فيوز رو تعمير مي‌کني

، ايراد از فيوز نيست . برق رفته

ولي زماني که داشتي خارج ميشدي . ديدم که در رو قفل کردي

. وحالا کليد توي خونه‌ست

وقتي که ما از خونه . خارج ميشيم ، هر کاري دلش مي‌خواد مي‌کنه

، بهت که گفتم . دوستانش هميشه اونجان

، کي ميدونه چيکار کرده . شايد همشون تو خونه بودن

اون کليد رو . توي قفل جا نميذاره

، هميشه اونجا آويزونش مي‌کرد . بخاطر همين نتونستيم پيداش کنيم

! پس حتما کار ارواح بوده

، صبح يه سيلي بهش بزن ! بعد عين بلبل برات حرف ميزنه

. اينطوري خوب جواب ميده

! ودکا رو با بطري سر نکش

ميدوني کي از بطري مينوشه ، درسته ؟ - . آره -

نميشه از ليوان استفاده کني ؟

! من دختر يه مشروب فروشم ، عزيزم

. تا الان بايستي ديگه عادت کرده باشي

رئيس‌جمهورمون هم . از بطري مينوشه

، متاسفم ، رفيق‌هاي ما نمي‌خوابن ! دارن گوش ميدن

. همه گوشت‌هاي منجمد هم تا صبح فاسد ميشن

! ببين ، کليدهاي من اينجان

کليدهات توي ! آشپزخونه بودن

. من با مال خودم در رو قفل کردم

اگه دوستانشو مياره اينجا . بايد با من حرف بزنه

بنظرت گوشت‌ها رو بذارم کنار پنجره ؟

. بيرون هوا گرمه

ببرشون زيرزمين . و بذارشون کف اونجا بمونن

. هنوز سردن

احتمالا تازه . برق رو قطع کردن

، نگاه کن . اون روبرو که برق دارن

چطور شده که فقط برق مارو قطع کردن ؟

. ممکنه از فيوز بيروني باشه

چراغ قوه کجاست ؟

نميشه هرچيزي رو که برميداري بذاري سر جاش ؟

. من همه چيزو ميذارم جاي خودش

. ولي از بابت تو مطمئن نيستم

خيلي وقت بود که صورتت ! رو از اين نزديکي نديده بودم

... بنوش ، پسرم ، بنوش

! ليوانت رو کامل سر بکش

توي جلسه در مورد چه چيزهايي بحث کردين ؟

گزارش ما رو ديدين ؟ شما مشروب نميخورين ؟

مردم ما با قدرت در ! حال رشد کردن هستن

، همشون به اندازه هم . چه کاتوليک باشن و چه مسلمان

اونچه اهميت داره اينه که . اونها اهداف سوسياليستي رو بپذيرن

درسته آقاي وزير ؟ - . کاملا درسته -

. مارک رو توي استديوي خودش ديدم

توي رايانه‌ش ، عکس . مريم باکره بود

. کنار پرچم بهترين کارگرش

: رئيس حزب ميگه . نميدونه بايد باهاش چيکار کنه

: منم بهش گفتم . " مدارا کن "

توي اين حرکت انقلابي پيروز شديم يا نه ؟

تا زماني که يه شخص با ... اهداف سوسياليستي ما مشکلي نداره

، بذارش دعا کنه . اگه فکر مي‌کنه به حالش خوبه

ولي نبايد در اين باره در . مطبوعات چيزي بنويسيم

ما نمي‌خوايم در اين مورد . ناشيانه عمل کنيم

. خوشحالم که نظر شما هم همينه

حالا سه‌شنبه يا پنج‌شنبه ؟

. جلسات دولت روزهاي پنج‌شنبه‌ست

. ولي اونها کوشارو رو احضار کردن

بهش تلفن زدن . که سريعا بياد

. بيا از اينجا بريم ... دوست ندارم نزديکِ

نميدوني چه اتفاقي واسه کوشارو افتاده ؟

کوشارو چي ؟ - به تو چيزي نگفتن ؟ -

کي ؟

منو ببخشين ، بايد با رهبر . پارلمان حرف بزنم

ميبيني چطور از قاشق و چنگال استفاده ميکنه ؟

، هيچکدومش خدمتکار نيست ! همشون جاسوسن

. يکم قزل‌آلا بهم بدين

. اون قرمز رنگه که اونجاست

! دستگيرش کردن

! و همينطور تندلا ، کلپاچ و شلزينگر

ولي چرا کوشارو ؟

. چون اسم واقعيش کارپلسه

. هميشه دودِل بود

مجبور شديم به زور وادارش کنيم ! تا اون گزارش کارخونه آجرپزي رو امضا کنه

اگه جاي تو بودم . اين حرف رو پيش خودم نگه ميداشتم

. همه اون کاغذهارو بريز توي توالت

. ارزش خطر کردن نداره

ولي چرا من ؟ - . محض اطمينان -

! اينم واسه پاداش

. آنا داره دنبالت مي‌گرده

صدامو ميشنوي ، لودويک ؟

. دارم دنبال آنا مي‌گردم

. گهگاهي يه آبي به اين ظرف‌ها بزن

. شايد بعدا اينکارو کردم . گوشت رو بذار کف زمين

! آخر قلم پاشو ميشکنم

کجايي ؟ اينجا چيکار مي‌کني ؟

. مي‌خوام حموم کنم . وان با آب گرم پر شده

احتمالا همين تازه . اونجا بودن

با اون جعبه‌ها چيکار داري ؟

مقالاتمو کجا گذاشتيم ؟

اون دفترچه‌هاي سياه با اون يادداشت‌ها کجان ؟

اونارو مي‌خواي چيکار ؟

زماني که توي دبيرخونه حزب بودم . يادداشت‌هامو نگه‌ميداشتم

يه بار توي رختخواب برات خوندمش ، يادت مياد ؟

. هميشه توي رختخواب برام مي‌خوندي چطور يادم بياد ؟

شش ماهه که داري درمورد . کارخونه آجرپزي حرف ميزني

ديگه همه کارخونه‌هاي ! آجرپزي توي کشور رو ميشناسم

. امشب ديگه خوندن در کار نيست ! نظريه رو به عمل تبديل کن

The Ear subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Ear

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left