لومړۍ 120 کرښې.
! دارن میرسن
چون تو داری سرعت مونُ کند میکنی
! اونجا پوشش بگیرید
صبر کنید
این همون چیزیه که فکر میکنم ؟
زمان عجیبی برای یه جلسه ست
چرا دنبالمون نمیان ؟
بنظر ترسیدن - از چی ؟ -
کین بهشون اجازه نمیده برن تا شب همشون مُردن
و وقتی معلوم بشه که ما تنها انسانی که .... زبان باستانی بلده
رو از دست دادیم ما هم مُردیم
اگه برگردیم شکست خوردیم و اگه ادامه بدیم مُردیم
گزینه دیگه ای هست ؟
تو با کین صحبت میکنی
تنها
اونا بمحض اینکه منو ببینن , منو میکشن
آروم باش راکسیون
دیگه مارو دیدن
بیاید بریم
چی میخای ؟
اومدم معامله کنم , باشه ؟
نگاه نکن
سه نفر از زندانی هامون فرار کردن
من باید
اربابم اونارو میخاد
بهای گرفتن خدایان گرون ـه
حرفی ندارم
اگه در خانه ما باشند مُرده حساب شون کن
میتونید خدایان رو بکشید ولی ما راهبُ میخایم
اگه انسانُ ببری پس چی بخوریم ؟
این به قدری هست که یه چیز برای خوردن بخرید , نه ؟
یه چیز دیگه , منم باهاتون میام
بما اعتماد نداری ؟
نه
بزارید شیرفهم کنم
تو یه تاج میخاستی
و بخاطر همین دنیای ما به تاریکی کشیده شد ؟
بمن خیانت شد
جدی ؟ میمون اینجوری میخای خودت مبرا کنی ؟
کم و بیش
گفتم شاید من متوجه نشدم
اونی که باعث ایجاد مشکل میشه باید جبران کنه
خیلی بجاست
قسمت مورد علاقم وقتیه که سعی کردی تاجُ بدزدی
و حالا تا ابد باهاش گیر کردی
چیز دیگه ای هست که بخاطرش سرزنش بشم ؟
و یا بهتره ادامه بدیم تا کشته نشیم ؟
تریپی تاکا کجاست ؟
شاید رفته پشت درختا جیش کنه ؟
عجب راهب خجالتی ای
رفته اونجا
احتمالا تله ست
پس دیگه چطوری میشه پیداش کرد ؟
کی هستی و چی میخای ؟
دنبال صومعه ات میگردی ؟
قرن ها پیش محو شدن همه راهب ها رو خوردن
و اسمت چیه ؟
تریپی تاکا
. میشناسمت
میمون
مدتهاست منتظر دیدارتم
نکنه ذهنم دارم منو فریب میده
این خانم کیه ؟ - نمیدونم ولی اون منو نجات داد -
و تو باید تریپی تاکا باشی
وایسا ! من قبلا تو رو دیدم
در محاکمه میمون
اون یکی از خدایانیه که منو در بند کشید
من اشتباه میکردم , همگی اشتباه میکردیم
و 500ساله سعی دارم اشتباهمُ اصلاح کنم
باید حرفتُ باور میکردم میتونی منو ببخشی ؟
گمونم در مقایسه با دیگر خدایان کمتر از تو متنفرم
این چی بود ؟
باید عجله کنیم شمارو راهنمایی میکنم از جنگل خارج بشید
صبر کن , چرا باید بهت اعتماد کنیم ؟
من دارم , راهُ نشون بده
میدونیم کجا هستن , پس منتظر چی هستیم ؟
یکی از هم خون هامون فرو ریخت
خوب پس راهبُ میگیریم
و بعدش میتونی یه دوست جدید پیدا کنی تا بهت ملحق بشه
چیه ؟
مراقب باش , ما هر حرفی رو تحمل نمیکنیم
ها
کجا میری ؟
سلاح , فکر خوبیه میتونیم مسلح بشیم
گمون نکنم اینا به اینجا متعلق باشن
اینجا کجاست ؟ - جائی که ممکن بود بهش ختم بشی -
شیاطین تا جنگل کین دنبالتون میان
یه محافظ سابق ملکه شیاطین
... کین گنجینه مخفی ملکه سابق شون رو میدزده و در عوض
. ملکه هم با نفرینی صورت اونارو ازشون میگیره
بنظر منصفانه ست
این بدترین بخشش نبود
به هرکدوم یه چهره جدید داد
برخی میگن صورت حیوانات ـه
برخی دیگه هم میگن حشرات یا جوندگانه
حقیقت اینه که کسی تا حالا صورت کین رو ندیده که بعدش زنده بمونه
و داستانُ بازگو کنه
اونا خودشونُ از دنیا مخفی نگه داشتن
و مدتهاست که در این جنگل زندگی میکنن
, انقدری بوده که غیر از میوه ها مزه همه چیزها رو امتحان کنن
پوست درخت ؟ تاکستان ؟
آدم
اگه برگردن چی ؟ اونا برمیگردن , نه ؟
باید بریم
درست میگه , باید ادامه بدیم
کین قدرتشُ از این جنگل میگیره
ولی خارج از جنگل قدرتی نداره
بعدش دیگه دنبال مون نمیان
راه طولانی ای در پیش داریم ادامه بدید
چرا یه شیطان باید تریپی تاکارو بگیره ؟
اونا دوبارم بهمون نگاه نکردن
این قدیمی ترین قانون شکارچی هاست
اول سراغ ضعیف ترین برو
شایدم بوسیله اون میخان منو به تله بندازن
همه چیزو به خودت ربط نده , میمون
بعد از چیزائی که امروز شنیدم منم متعجبم
حواستُ جمع کن راهب ممکنه دفعه بعد نتونم نجاتت بدم
کی گفته منو نجات بدی ؟
بازم دارن میان
لای درختان
No comments yet. Be the first to leave one.