لومړۍ 200 کرښې.
میخوام اون آهنگ رو بشنوم
خبرای دیگه ای هست نه؟ میتونم بگم تو یه چیزیت هست -
یه چیزی رو پیش خودت نگه داشتی هانائه نه؟
باقیش...فقط شجاع بودنه
شینگو،واقعا احمقی نه؟
اوه خوش اومدی اوه...خسته نباشی -
خوش اومدی
چی شده هانائه؟
اوووم
همگی چه خبرا؟شماها ترسوندینم...تمومش کنین
هانائه هوم؟ -
چی شده؟
خوبی؟ اوهوم...نه -
هان؟...اوهوم...هان؟...کدومشه؟
چی شده هانائه؟
اوه...اوهوم
چیزی نیست که بخوای به ما...بگی؟
یا چیزی هست...که لازمه در موردش باهامون حرف بزنی
ولی نمیتونی بهمون...بگی؟
مگه برنگشتی که بهمون بگی؟
هان؟
...اوه،نه،نه،نه...اینطور نیست،نه،اووم
...در مورد این باید چیکار کنم؟اووم
چیکار کنم؟
خب...شماها مچمو گرفتین
این دیگه...چه مدلشه آخه؟
هرگونه استفاده از اين زيرنويس = = بدون ذکر منبع ، ممنوع و غير مجاز است
هانائه
...اگه موضوع اونه...میدونی؟ ما باید
ها؟...اوه
آره...مگه نه؟ اوهوم -
اونجوری بهتر میشه هانائه؟
پس ما اینکارو میکنیم
تو اونو...ترجیح میدی؟
ترجیح نمیدم
...اوه نه،اووم،این،این
ایده خوبی نیست
فکر کنم
هی مشکل چیه؟
...نه،منظورم اینه،میدونین،منظورم اینه
ببخشید،واقعا ببخشید...مخفیش کردم،از همه مخفیش کردم
با اینکه چیزیه که باید بهتون بگم
چیزی که...باید بهتون بگم
بیخیالش
...بیخیالش؟میدونی آره،چیزی نیست -
خب پس ببخشید
هی وایسا هانائه -
مشکلی واسش پیش نمیاد؟
چی شده هانائه؟
میتونه همه چیو بهم بگی هانائه
هی
چیزیه که نمیتونی تا ابد در موردش سکوت کنی نه؟...مگه نه؟
این دیگه چیه؟
اصلا چرا...این اتفاق افتاد؟
...هااان؟...اوه،نه،نه...اووم...اووم
اوکی...پس...من،کیسارا هانائه،میخوام آهنگ بخونم
نه؟
اینجور نیست نه؟
نه،نه،قرار نیست آهنگ بخونم،اوهوم،نه
برای اگاهی از جدیدترین ترجمه ها تلگرام و اینستاگرام ما را دنبال کنید Telegram : @mixnonaz2 Instagram : dreams_hearts_
این دست و پا زدنای بی فایدت تموم دیگه؟
اوه نه
نـــه
مترجم : مُنا @mixnonaz2
معذرت میخوام
لطفا به چیزی...که میخوام بگم گوش بدین
...بیستم فوریه
قراره عمل کنم
توی هر دوتا گوشم...یه چیزی به اسم تومور عصبی دارم
ظاهرا به ندرت توی دو تا گوش اتفاق می افته
لازمه که با عمل از بین بره
چون اونقدری بزرگه که کُشنده باشه
...واسه همین
قراره از بین ببرمش
اوهوم
...ولی...یکی از نتایجش
شنیدم که...به احتمال زیاد...کَر شدنه
که اینطور
توی اون تصادف...خیلی بد آسیب دیدم
...واسه همین دوره درمان خیلی سخت بود ولی
بازم نمیخواستم دست از کاراته بکشم
فکر میکردم یه روز میتونم برگردم بهش
...نمیخوام عمرا ببازم و
قرار نیست تسلیم بشم
میخوام جبران کنم
اینجوری فکر میکردم
ولی وقتی همه این آزمایشا رو روم انجام میدادن،متوجه تومور شدن
بهم گفتن برم پیش جراح مغز و اعصاب
و اونجا در مورد عمل بهم گفتن
...اووم
نائومی-سان
هوم؟
دکتر بهم گفت...تا کسی که محرم اسرارمه رو با خودم ببرم
...پس اووم
میتونم ازت بخوام باهام بیای؟
پس این چیزیه...که دیگه نمیتونستی مخفی نگه داری؟
آره
ببخشید
خیلی خب پس
میام
واقعا؟ معلومه -
نمیخواستی به هیشکی بگی نه؟
اگه دکترت بهت نگفته بود...قرار نبود به هیشکی بگی نه؟
میدونم
میدونم اشتباهه
فکر کنم کاملا اشتباهه
و میدونم منصفانه نیست اینجوری به همه بگم
میدونم فقط دارم از مشکلاتم فرار میکنم
ولی میخواستم فرار کنم
نمیخواستم در موردش فکر کنم
دیگه نمیتونستم تحمل کنم
واسم مهم نبود چی پیش میاد
به هرحال...هیچ اتفاق خوبی قرار نبوده برام بیفته
اینطور نبوده که نخوام بهتون بگم،منظورم اینه که
اگه بلند میگفتم،حس میکردم انگار کلمات ممکنه به واقعیت تبدیل بشن
واسه همین متاسفم
نمیخواستم همتون دلتون واسم بسوزه
ببخشید...خیلی کارای اشتباهی کردم
ببخشید
که اینطور
متوجه شدم
تو همیشه...نمیتونی کارت درست باشه
انسانا همین جورن
درسته
خیلی خب پس
باشه
فقط به آینده نگاه کردن ادامه بده
از پسش برمیای
...انگار
معما حل شده
یه عالمه معما
ببخشید
آشیدا-سان...میدونه؟
نمیدونه
چون رابطمون یه روز قبل عمل...تموم میشه
پس اینجوریه
قصد ندارم بهش بگم
میخوام بدون اینکه چیزی بهش بگم تمومش کنم
این رابطه رو با علاقه به یاد میارم
چیز خوبی بود
از وقتی در مورد گوش هام فهمیدم،یه عالمه اتفاق خوب واسم افتاد
درسته؟ و به خاطر گوش هام...بیخیال کاراته شدم و از دانشگاه ترک تحصیل کردم
و کار تمیزکاری خونه رو شروع کردم،اگه شروع نمیکردم هیچ وقت نمیتونستم ببینمش
فکر کنم این یه معجزه ست
اگه قرار بود یه شانس دوباره داشته باشم
فکر کنم بازم همین کارو میکردم
من یه جورایی احساساتِ...آشیدا-سان رو میفهمم
...مثل من
اونم نمیدونه باید چیکار کنه
ولی وقتی واقعیت بی رحمانه توی صورتت زُل میزنه
و بهت میگن که...عاشق شدن راه حل مشکلته
میدونم که...غیرممکن به نظر میاد
ولی اگه به من اینجور میگفتن،منم میخواستم یه امتحانی کنم
مشتاقانه...منتظرم
منم مشتاقانه منتظرم
واسه همین
اگه...آشیدا-سان یه آهنگ خوب بنویسه
و کامبَک داشته باشه...یا همچین چیزی
...حس میکنم
این میتونه...یه موفقیت نسبت به واقعیت بی رحمانه باشه
واسه همین برنامه ندارم بهش بگم
ببخشید...اشتباه کردم و خودخواه بودم
ولی از همکاریتون ممنونم
اوس...اوکی...کاملا گرفتم چی شد
من توی...خاطره ساختن بود نه؟...حمایتت میکنم
باشه؟
هان؟
آره
ببخشید
...ولی میدونی هانائه
این دلیلی واسه فرارت از تنبیهت نمیشه
هان؟
هزینه ساکت موندن بالاست نه؟
پس واسه همین باید هزینه ـش رو بدی منظورت از هزینه ـش رو بدی چیه؟
مثل وظیفه تمیز کاری اوه...باشه باشه -
نه،نه،نه،نه،نه
خیلی جدی تر از ایناست هان؟ -
حرف حساب میزنی چی؟ -
پس بیشتر مدل خنده دار باشه تا کار سخت؟
وایسا تو هم همینطور رین-چان؟منظورت از مدل خنده دار چیه؟
چطوره بذاریم ساکو-سان موهاتو کوتاه کنه؟
نائومی-چان اون که تنبیه نیست
خب پس...میخوای با من ازدواج کنی؟
این خیلی خشنه
"یعنی حتی شانسشم نیست اینجور باشه "شاید،چرا که نه؟
نُــچ
اوه که اینطور،خیلی خب پس
پس همه با یه روش کار خنده داره موافقیم؟ اوکی قبوله -
در مورد چی دارین تصمیم میگیرین؟نمیفهمم ولی نه ممنون
کدومش؟ عجیبه که میگی نه -
مدل ازدواج خنده دار؟اصلا چه کوفتی هست؟بی ادبانه ست بابا
این یعنی چی دیگه؟ راستش،منم نمیدونم -
مترجم : مُنا : ارائه ای از ╰☆╮ MixNonaz2 ╰☆╮
آهنگ مبارزه
اوه،همون روز سال رسیده
ممنونم عصر بخیر -
برای اگاهی از جدیدترین ترجمه ها تلگرام و اینستاگرام ما را دنبال کنید Telegram : @mixnonaz2 Instagram : dreams_hearts_
چه وضعشه؟
خیلی عجیب غریبه
موفق باشی هانائه خفه شو -
No comments yet. Be the first to leave one.