A Pale View of Hills

A Pale View of Hills (遠い山なみの光)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

A Pale View of Hills (2025) 720p WEB-DL YIFY
د لخوا تبصره shine021
زیرنویس فارسی فیلم سینمایی منظره‏ ی تپه ی رنگ پریده

تګونه

webdl
په خپور شو: 2026-02-11
ډاونلوډونه: 165
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

زيرنويس از مهدي shine021

ناکازاکی 1952

دوباره از رودخونه رد شیم...

خفه کردن بچه ها با طناب کار آدم های دیوونه است.

خفه کردن بچه ها با طناب کار آدم های دیوونه است. 'بچه سوم خفه شد تا مرد'

'بچه سوم خفه شد تا مرد'

'بچه سوم خفه شد تا مرد.' این خیلی نگران کننده است.

امیدوارم این مشکل قبل از تولد حل بشه.

منم همینطور.

دوباره برنج؟

نه، ممنون.

این ترشی یه کم زیادی شور نیست؟

واقعا؟ فکر می کنم اندازه است.

الان فقط بدنت نیست که مشکل داره.

این لگد بود؟

هنوز نه. خیلی زوده.

اوه، دیرم شد.

راستی، پدرم ممکنه هفته دیگه از فوکوئوکا بیاد.

چی؟ اون می خواد بیاد اینجا؟

می خواد با ما زندگی کنه؟

آره، فکر کنم.

چرا این دفعه؟

نمی دونم.

یه چیزایی درباره تعمیر خونه قدیمی خانوادگیمون گفت.

اون باید بدونه که من این روزا خیلی سرم تو کار شلوغه.

پس لطفا اتاق مهمون رو آماده کن.

اون باید تو این موقع شلوغ بیاد...

'نکاتی درباره مد از ستاره های پرده نقره ای'

اوه ببین، یه 'دوست' از آمریکا هست.

اون موفق شد یکی دیگه رو تور کنه...

اینجوری لباس های زننده پوشیده.

'آمریکایی' چیه؟

لازم نیست بدونی. برو مدرسه.

فقط خفه شو و زود برو.

منظـــــره‏ی تپــــه‏ی رنــــگ پریـــده

انگلستان سال 1982

1982 انگلستان 'در حال انجام پیشنهاد'

من عکس های زیادی ازت تو ناکازاکی ندیدم.

خیلی جوون به نظر میای.

وقتی داشتم یه سری جعبه رو مرتب می کردم پیداش کردم.

قصد نداشتم منتشرش کنم.

تصور اینکه تو اینجارو بفروشی عجیبه.

منظورم این نیست که زیاد اینجا میای.

با این حال، این خونه پر از خاطره است.

ممنون.

کی اسباب کشی می کنی؟

اونا امیدوارن ماه دیگه بازسازی رو شروع کنن.

تو هنوز شروع به جمع کردن وسایلت نکردی!

- آماده ای؟ - من خوب میشم.

به هر حال، من قصد دارم بیشترشو بندازم دور.

مطمئنی می خوای تو اتاق کار پدر بخوابی؟

میتونی از اتاق قدیمیت استفاده کنی، فقط یکم مرتبش کنم.

نه، اشکالی نداره. اتفاقا، من ترجیح میدم اینجا بخوابم.

باید یه چیزی بنویسم...

به هرحال، نمیتونم تو اون اتاق درست حسابی ریلکس کنم.

دیگه از اتاقت خوشت نمیاد؟

مسئله این نیست. دلیلش اینه که روبروی اتاق 'Keiko' هست.

خب، شاید این آخرین باری باشه که اینجا میمونی،

پس میتونی هرجا که دوست داری بخوابی.

وقتی بچه بودیم، مامان همیشه بعد از هر رسیتال پیانو اینو برامون درست میکرد.

الان دیگه ازش پول زیادی در نمیارم.

واقعا؟

نظرت چیه؟

خوبه.

همیشه 'Keiko' بود که جام میبرد.

و تو قهر میکردی و همه پای چوپان رو میخوردی.

یه چیز خاصی تو پای چوپان تو هست.

البته که میتونی تو لندن هم پیداش کنی.

ولی اون یکی نیست.

'بازسازی ناکازاکی'

'به اتسوکو اوگاتا'

'به اتسوکو اوگاتا' ۶۱ با ویراستارش صحبت کردم. بهش گفتم الان داری رو چی کار میکنی.

با ویراستارش صحبت کردم. بهش گفتم الان داری رو چی کار میکنی.

اون خیلی مشتاقه.

- هیروشیما الان خیلی مورد توجه است. - ناکازاکی.

باشه، ببخشید. البته. ناکازاکی.

گوش کن، این میتونه یه فرصت بزرگ برات باشه.

اون از نوشته های معمولی 'Greenham' تو خیلی خوشش میاد.

فکر میکنم تو بهترین کسی هستی که میتونی اینو بنویسی،

از دیدگاه شخصی خودت.

چرا با مادرت صحبت نمیکنی و ببینی چی میگه؟

این درباره جاییه که ازش اومدی. این درباره میراثته.

ازش فرار نکن.

درسته. چون منم که جرات روبرو شدن با واقعیت رو ندارم.

ها.

منظورم اینه که، زنت رو ول کردی؟

چون من بودم که ترک تحصیل کردم.

گوش کن، من هیچوقت بهت نگفتم که ترک تحصیل کنی، درسته؟

و من بهت نگفتم زنت رو ول کنی. ولی تو گفتی که این کارو میکنی.

میدونی چقدر دوستت دارم. ولی...

قبلا هم بهت گفتم، الان وقتش نیست.

به هرحال، باید رو کارت تمرکز کنی.

خب، آخر هفته میای اینجا با من و مامان گپ بزنیم؟

نمیتونم.

میدونی که، باید آخر هفته رو با دخترم بگذرونم.

با اینکه قول داده بودی. فکر کنم معلوم شد که جدی نبودی.

گوش کن. باید برم. ببخشید.

بعد از اینکه یه چیزی نوشتی، بفرستش.

لازم نیست یه محصول تموم شده باشه.

از زمان تصمیمی که تظاهرکنندگان در فوریه امسال گرفتند،

اینکه معترضان در 'Greenham Common' فقط زن ها را درگیر میکنند،

تعداد شرکت‌کننده‌ها هر روز داره بیشتر می‌شه...

و حالا پایگاه نظامی آمریکا محاصره شده

توسط بیشتر از بیست هزار زن.

با اینکه این جنبش به عنوان اعتراضی شروع شد

نگرانی‌های پلیس داره بیشتر می‌شه.

که این فرصتی بشه برای توسعه بیشتر...

خب، پس بیا غذا بخوریم، باشه؟

برای من نه.

قیافه‌ش خوبه.

اوضاع لندن چطوره؟

همون همیشگیه.

خوندم که نرخ بیکاری هنوز بالاست. درست غذا می‌خوری، نه؟

فقط چون یه نویسنده معمولی‌ام، دلیل نمی‌شه گرسنه بمونم، مامان.

راستی، مقاله‌تو تو روزنامه خوندم.

مال من؟

می‌دونی، مقاله‌ای که درباره اون زن‌ها نوشتی؟

که تو 'گرینهام' تحصن کردن.

یکم دیگه نمک می‌خوام.

باورم نمی‌شه اونو دیدی.

اون فقط یه مقاله برای روزنامه محلی بود. و مال فوریه بود، نه؟

خب؟

چی؟

خوندی‌ش؟ برام جالبه بدونم نظرت درباره 'گرینهام' چیه.

'گرینهام' خیلی نزدیکه. چرا یه سر نمی‌زنی؟

من سرم شلوغه با مصاحبه کردن و نوشتن گزارش.

یه دوست از دانشگاه دارم که تو یه انتشارات کار می‌کنه.

ازم خواستن درباره خاطرات خانوادگیم تو 'ناکازاکی' بنویسم.

ولی تو که چیزی درباره 'ناکازاکی' نمی‌دونی.

پس، این یه فرصت خوبه که ازت بپرسم.

تو هیچ‌وقت بهم نگفتی چرا رفتی.

کی دلش می‌خواد یه همچین چیزی رو بخونه؟

همه! الان وقتشه که مردم رو از این چیزا باخبر کنی.

'گرینهام' و 'ناکازاکی' خیلی با هم فرق دارن.

ببخشید. بیدارت کردم؟

نه، این‌طور نیست.

رو کاناپه خوابیدی؟

این‌جوری راحت‌تر می‌خوابم.

این اواخر زیاد کابوس می‌بینم.

چه جور کابوس‌هایی؟

فقط کابوس.

درباره 'کیکو'؟ - نه.

نه.

خب، چیه؟

فقط کابوس. مهم نیست درباره چی باشه.

مامان، چرا تصمیم گرفتی این خونه رو بفروشی؟

برای یه نفر خیلی بزرگه.

این‌جوری، می‌تونم یه پولی برات بذارم.

من به اون پول احتیاج ندارم.

داشتنش ضرر نداره.

فکر می‌کنی من اونجا باشم؟ تو مراسم خاکسپاری 'کیکو'.

نه، من این کارو نکردم.

فکرشم نمی‌کردم بیای.

دیگه قیافه‌اش درست یادم نیست.

فقط همینه که یادمه.

هروقت می‌دیدمش، خیلی ناراحت می‌شدم.

منظورم اینه که، اون تنها خاطره‌ایه که ازش دارم.

شما باید بفهمید.

وقتی رسیدیم اینجا، وضعیت کیکو سخت بود.

واستا!.

میشه از زندگی قبلی‌تون برامون بگید؟ تو ناکازاکی؟

باید بشنوم تا وقتی این خونه رو داریم.

خواب زنی رو دیدم که وقتی تو ناکازاکی زندگی می‌کردم می‌شناختم.

اون و دختر کوچولوش.

یه لحظه صبر کن.

خیلی قبل‌تر از اینکه پدرتو ببینم.

من کیکو رو حامله بودم.

'طعم چای سبز روی برنج' 'ایکی‌رو'

'طعم چای سبز روی برنج' 'ایکی‌رو' اون موقع جنگ کره بود،

برای همین سربازای آمریکایی زیادی اون دور و بر بودن،

ولی اوضاع تو ناکازاکی خیلی آروم‌تر بود.

حس می‌کردم همه‌چی داره عوض میشه.

'نذار بچه‌ات تنها بره بیرون'.

این گربه کثیفه.

اینقدر ارزونه که مامانت.

- نشونش بده! - برای یه گربه آمریکایی، خیلی کثیفه.

یی‌یو!

فرار کن! گاز می‌گیره!

حالت خوبه؟

مدرسه نمیری؟

این گربه بچه‌دار میشه.

آه، واقعا؟

چه خوب.

بچه گربه می‌خوای؟

ممنون. فکر می‌کنم.

ولی مطمئنم یه خانواده خوب ممکنه اونا رو به فرزندی قبول کنه.

یه خانومی که می‌شناسم گفت یکیشو می‌خواد.

واقعا؟ اون خانوم کجا زندگی می‌کنه؟

اون طرف رودخونه.

ولی اون طرف رودخونه کسی زندگی نمی‌کنه.

فقط درختا اونجا رشد می‌کنن.

اون خانوم گفت منو با خودش می‌بره خونه.

به من دست نزن!

خب... کجا زندگی می‌کنی؟

حالت چطوره؟

این دختره نزدیک پل دعوا می‌کرد.

با چندتا پسر.

تا حالا ندیدی بچه‌ها دعوا کنن؟

ولی با توجه به اون جنایت‌های وحشتناک، باید مراقب باشه...

چه همسایه خوبی هستی.

A Pale View of Hills subtitles in other languages

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left