لومړۍ 200 کرښې.
ز
زي
زير
زيرن
زيرنو
زيرنوي
زيرنويس
زيرنويس
زيرنويس s
زيرنويس sh
زيرنويس shi
زيرنويس shin
زيرنويس shine
زيرنويس shine0
زيرنويس shine02
زيرنويس shine021
مین سوک، بدو!
دور شو.
با آرزوی بهترینها برای عروسیتون
صبر کن، من...
این دیگه چه کوفتیه...
هان؟
اوه.
آه...
هوم.
لباسای من؟ چه خبره...
بیدار شدی.
چه جهنمیه؟
تو کی هستی؟
از آشناییت خوشبختم.
بیون هو-این، وکیل.
دفتر وکالت بیون هو-این بیون هو-این
میخوای 'بیون' رو بدون هیچ شک و شبههای ببری؟ پس هو-این همون کسیه که باید باهاش تماس بگیری.
ما باید از اسمهامون تو این زندگی نهایت استفاده رو ببریم، اینطور فکر نمیکنی؟
درست مثل قدرتهای ماوراییمون، درسته سانگ-اونگ؟
هوم؟
هی، مین سوک.
اوه، سانگ-اونگ. بگو که حالت خوبه.
-من خوبم. تو چطوری؟ -من خوبم، نگران نباش.
خیلی خب، بیاین آشنا شیم.
این دختر اینجا بانگ اون-میه،
ولی بهش بون-می میگن چون این دختر میتونه یه 'بریوش' رو له کنه.
بسه دیگه. از این کار متنفرم.
بون-می این توانایی رو داره که اشیا رو با ذهنش حرکت بده
نسبت به مقدار کالریای که خورده.
و من، وقتی حسابی مست میکنم قدرتهام رو به دست میارم.
مین سوک میتونه اینو تایید کنه.
خب، اوه، منظورتون چیه، آقا؟
منظورم اینه که تو تو این دنیا تنها نیستی.
ما هم مثل توایم. این خوب نیست که بدونی
رفیق داری؟
بیشتر تازهکارها از چیزهایی که تا اینجا شنیدن خوششون میاد، پس...
خب، من خوشم نمیاد.
آب همینطور داره عمیق و عمیقتر میشه.
سوال اینه که اگه به رفتن ادامه بدم، میتونم دوباره به سطح برگردم؟
ما انجمن ابرانسانهای کرهای هستیم.
انجمن ابرانسانها نماینده، بیون هو-این
این ایده بدیه.
-فکر کنم باید از اینجا بریم. -بریم.
ما ابرانسانهایی رو پیدا میکنیم که تو سایهها فعالیت میکنن، مثل تو،
و اونها رو به روشنایی میاریم.
اونها به اونجا تعلق دارن. برای چیزی که درسته میجنگن.
کارت عالیه،
ولی من سایهها رو دوست دارم، آقا، پس باید رد کنم.
-ممنون بابت کمکتون. قدردانی میکنیم. -ممنون.
و من حتما این لباسها رو بهتون برمیگردونم
به محض اینکه یه دقیقه وقت پیدا کنم.
سانگ-اونگ، فکر میکنی کی خونهات رو آتیش زده؟
اوه، آره، آپارتمانم آتیش گرفت.
-چی شده؟ -مین سوک، من...
-هی، چه خبره؟ -یه چیز دیگه هم هست. زیاد طول نمیکشه.
وای.
باشه، دنبالم بیا.
قاچاق مت، مرگهای دستهجمعی
آزمایشهای انسانی ادعا شده
'بیومها بیو' واکسن تولید میکنه
اولین موفقیت شبیهسازی ژن اولین شبیهسازی ژن 'بیومها'
آوانگارد معمولی.
'Mundane' به معنی عادی. بدون قدرت.
آدمهای معمولی هر روزه که دارن آدمهایی مثل ما رو شکار میکنن.
شکار، یعنی...
چرا آخه؟
خب، حسودن. ما یه چیزی داریم که اونا هیچوقت نخواهند داشت.
و حقیقت اینه که این معمولیها عادت دارن به هرچیزی که میخوان برسن.
نفوذشون خیلی زیاده.
پول دارن، قدرت دارن، دسترسی به معاملات تجاری و زمین دارن،
حتی زیرساختهای تحقیقاتی.
دوستای زیادی هم تو جاهای بالا دارن.
با مجلس ملی، سازمانهای دولتی ارتباط دارن،
شرکتهای حقوقی بزرگ، شرکتها، رسانهها،
و البته، پلیس و جرم سازمانیافته.
کل دنیا طرف اوناست.
جو وون-دو رئیس 'بیومها'، رئیس 'آوانگارد معمولی'
جو آنا وارث گروه 'بیومها'
خب که چی؟
هدف بعدیشون.
من دلیلی دارم که باور کنم اونا
دارن نقشه میکشن که تو رو سرنگون کنن.
سلام، پدر.
من حرومزادهای که این کارو باهات کرد رو پیدا کردم.
و حالا،
من میتونم هدایای خارقالعادهاش رو ازش بگیرم.
بخش ویآیپی
خودت گفتی، مگه نه؟
'چیزهای خوب رو محکم نگه دار، وون-دو.'
'یه احمق خیرخواه نباش.'
چیه؟
همه دارن میان بیرون که بازی کنن، حتی اونایی که قایم شده بودن.
کارها رو سریعتر انجام بده.
اگه وکیل وارد ماجرا بشه، نقشههامون پیچیده میشه.
مسئله اینه که...
...به نظر میرسه 'بیونگ' از قبل به 'سانگ-اونگ' رسیده.
خدای من، تو بیمصرفی.
بهش رسیدگی کن، وگرنه خودم این کارو میکنم.
لعنتی.
پس این آدما میدونن من کیام، و الان دارن حمله میکنن؟
معلومه که میدونن.
فکر میکنی چطوری وارد آپارتمانت شدن؟
پس چیکار کنم، غیب شم؟
اگه بخوای قایم شی، دقیقا همون کاری رو میکنی که اونا میخوان.
تو روز روشن یه حمله وقیحانه انجام دادن.
حالا میخوان تو یه جای دورافتاده باشی،
تا بتونن بدون جلب توجه بهت ضربه بزنن.
حالا من باید چیکار کنم؟
فقط... وانمود کن یه روز معمولیه.
هان؟
روش اونا با یه هدف جدید اینه که اول زندگی روزمرهاش رو خراب میکنن.
تو میتونی آدما رو نجات بدی، ولی روتین هم به همون اندازه مهمه.
و در این حین، ما مدرکی از فعالیتهای 'آوانگارد' پیدا میکنیم
و مطمئن میشیم که تو دادگاه مجازات میشن.
نگران نباش. با کمک ما، زندگیت رو پس میگیری.
باور کن، میدونم سخته، ولی
فقط تو میتونی باهاشون مقابله کنی.
زندگی ما تو دستای توئه.
باید برم.
بیا.
چی باعث شد بخوای کمک کنی
وقتی اون تصادف اتوبوس و آتیش سوزی هتل رو دیدی؟
اگه مجبور بودی اون لحظهها رو دوباره زندگی کنی، فکر میکنی میتونستی متفاوت انتخاب کنی؟
چه جور زندگیای رو آرزو داری؟ بهش فکر کن.
میخوای کی باشی؟
ما این طرف با عکسا مشکلی نداریم.
دنبال هرگونه اثر باقی مونده بگردید.
ولی کابل این طرفه، پس فکر نکنم تاثیری داشته باشه.
-هیچ آسیب دیگهای... -قربان، اینجا.
عالیه، بچهها.
آه.
مطمئن شو این یکی رو میفرستی آزمایشگاه، باشه؟
-انفجار گاز؟ -آره.
به نظر میرسه از اتاق عروس، گوشه شرقی شروع شده.
بعد کل طبقه رو فرا گرفته.
شرکت گاز چند وقت پیش چند بار جریمه شد
به خاطر سهل انگاری در نگهداری.
ما همچنین اظهاراتی از مهمونای عروسی داریم،
که میگن قبل از انفجار بوی گاز رو حس کردن.
فیلم دوربین مداربسته؟
همش سوخته، قربان.
یه ویدیو از صحنه داریم، در واقع.
این کلیپ الان داره وایرال میشه.
بهش میگن 'کاشِرو'.
-اون همه رو تو اون تصادف نجات داد. -این اصلا واقعیه؟
هی. زبونههای آتیش خیلی بزرگه. نگاه کن. فکر میکنی میتونن اینو جعل کنن؟
نگاه کن. اون زنه رو میبینی؟ اون فرار نمیکنه.
راست میگی.
دیوونهاس.
بیاین ازش یه اظهارات بگیریم.
اه، شوخی میکنی؟ این چه جور تمرینیه؟
باید زودتر برم سر کار. جدی میگی؟
چه ورزشیه عالیه. انقدر غر نزن.
خیلی خب، گوش کن.
یه حسی دارم که خیلی ازت بزرگترم،
پس لطفا یکم احترام بذار، باشه؟
ببخشید، پدربزرگ.
-جدی میگی؟ -به بزرگترها احترام بذار، درسته؟
زود باش. اونو بپوش.
آب سنگینه، داداش.
-آره جونم. -خب، پدربزرگ، پولداری؟
میخوای هر وقت خواستی یه زندگی رو نجات بدی میلیونها تومن رو بپرونی
و آخرش بی پول شی؟
-وای وای وای وای! -اوه، عجب!
بجنب، پیرمرد. تو میتونی!
حرکت کن، دایناسور.
خب، چون اولین روزمونه، فقط سعی کن یه مشت بزنی.
همین؟
اگه یه مشت بزنم، میتونم برم خونه؟
خوب تلاش کردی.
اوه!
میشه یکم وون استفاده کنم؟
آره، پول خودته، درسته؟
واقعا؟
هنوز بهم ضربه نزدی، سانگ-اونگ.
باورم نمیشه این همه پول از بین رفت.
خدای من. تا الان ۴۰,۰۰۰ تا رفت.
معلومه که خیلی به قدرتهای فوقالعادهات تکیه میکنی.
برای دعواهای روزمره، از قدرت خودت استفاده کن.
فقط باید وقتی تو دردسر افتادی از قدرتهات استفاده کنی. میدونی چرا؟
الان بیپولی، احمق.
عجله کن!
مگه من اوسین بولتام.
تو میتونی.
No comments yet. Be the first to leave one.