لومړۍ 200 کرښې.
جای جام اینجا امن نیست , باید به کلیو برش گردونیم
این جام تنها شانس من برای برگردوندن مادرمه
- چی اتفاقی داره میوفته؟ - انگار یکی داره سعی میکنه به داخل نفوذ کنه
- .تکون نخور - ...گذشـت شکارچيان سايه آنچــه در
!وای خدا , سایمون
کلیو بهم دستور داد تا کنترل موقت این کانون رو به عهده بگیرم
یه راهی هست که سایمون رو برگردونیم
- زنده و سالم؟ - اون فقط سایمونه
زنده سالم بر نخواهد گشت
....من هرکاری برای پدر ماردم کردم
شاید دیگه وقتشه که واسه خودت زندگی کنی
- چی میخوای؟ - من میخوام دارایی خودمو پس بگیرم
لیدیا برانول...با من , الک لایت وود , ازدواج میکنی؟
بزن تو رگ
من چیزی جز یه هیولا نیستم
چیکار کردم؟
!هی !هی
کجا میری؟
نمیدونم
,هنوز میتونم بازتاب خودمو ببینم ...یعنی من هنوز یکی
یکی از ...از شما نیستم؟
خیلی چیزا هست که باید یاد بگیری
این اتفاق نمیتونه بیوفته
- ...گوش کن - !بهم دست نزن
من ضربان قلب ندارم! من مرده ام
نمردی
تو اینکارو باهام کردی
- نه , نکردم - !تو یه هیولا ایی
نه من هیولا ام
ببین, میتونی همه چیز رو تحت کنترل بگیری
تو همون چیزی هستی که الان هستی
ما برت میگردونیم به هتل دمورت
بهت خوردنی میدیم. اطراف خونه جدیدتو بهت نشون میدیم.
اونجا هرگز خونه ی من نمیشه
مـحـمــدحـســينـ با افـتـخـار تـقــــديم مـيکــند KinG_StrangER
به خدا اگه اون پسر یه ژاکت ...دیگه منو هم خراب کنه
اون کجاست؟
- اون برمیگرده - همینجوری گذاشتی بره؟
گفتی دنبالش میگردی
تا وقتی آماده نباشه نمیتونم اینکارو بکنم
اصلا این حرفت یعنی چی؟
یعنی اون جایی هست که هرکس دیگه ای که این اتفاق براش میوفتاد , اونجا میبود
جهنم شخصی خودش
.من...من اینکارو کردم .من گذاشتمش اونجا
اگه این کمک کنه, اون حتی به یاد نخواهد داشت که کار تو بوده
اون دقایق اول ... کاملا پوچ بودن
ولی باید بهش حقیقتو بگم
,وقتی پاشو به قضیه باز کنی
اون موقع اون فقط راه میره وو از حقیقت به کلیو میگه
که کمیل پیمان رو شکست
...درواقع , به عنوان رهبر جدید
!باشه , فقط بس کن
سیاست بازی های خوناشامی !شما هیچ ربطی به من نداره
باید سایمون رو پیدا کنیم
- میکنیم - ...اون ,بیرونه, و تنهاست
هراسان ... و گرسنه اس
وقتی سر و کله اش پیدا شد بهم زنگ بزن
اون به کمکم نیاز داره
فکر میکنم به اندازه کافی بهمون کمک کردی
چیکار میکنی؟
کمک میگیرم
تکون نخور
نمیخورم . اصن درد نداره
نحرف زدن ممنوع ... فقط خوب شو
- الک , بهت نیاز دارم - .ایزی هستم
ماا بهت نیاز داریم
به کانون حمله شده
حمله ؟
ولنتاین فورساکنی ساخت که راحت از خط نگهبانا رد شد
.امکان نداره ,ایزی چیزی نیمتونه از خط نگهبانا رد شه
اونا ...اونا با طلسم وارلاک شدن
.که هیچ نابودگری نتونه ازش رد شه
اینجوری نه. اون خون سیلی ها و ویژگی های فرشته هارو داشت
جیس , اون مستقیم رفت سروقت هادج و الک
...اونا خوبن؟ الک حالش
اونا صدمه دیدن , ولی زنده ممونن
هادج اونو کشتتش
- ...اون دنبال - .جام بود
ایزی , همینکه بتونم میام اونجا
وایسا . وایسا.
ولنتاین به خونه ام حمله کرد
الک مجروح شده. باید بریم اونجا
نمیتونم , خودتم میدونی اینو
- ...سایمون توی خطره - پس الک چی؟
این بیرون امن نیست , الک
خیلی خب , یادت رفت که من چجوری با یه شیطان شکس
برای محافظت از جام مبارزه کردم؟
نه , نرفته . فقط ...میخواستم...میخواستم بگم
که خیلی چیزی رو باید یاد بگیرم, آره, ...ولی دیگه نمیدونم چی مونده
کلاری , درست میگی , باشه؟
درست میگی
گفتی درست میگم؟
.بهش عادت نکن
,ببین, شاید لوک بتونه کمکت کنه سایمون رو پیدا کنی
.گرگینه ها واقعا ردیاب های فوق العاده ای هستن
.البته , آره , نظر خوبیه
فقط قول بده که مراقبی , باشه؟
...جیس , هنوزم باید درباره
خودمون" حرف بزنیم"
یه مکالمه مفصل
چیزی ازش رد نمیشه؟
.حتی جادوی منم حد معینی داره
خط های نگهبانی نمیتونن جلوی حمله فورساکن هارو بگیرن
ولی ویژگی های من اونا رو کند تر میکنه
.وقت اضافه خیلی با ارزشه
.نه...وقتی اینو بگو که صورتحسابمو تهیه کرده باشی
لیدیا مراقب اون هستش
یه فورساکن وحشی معمولا به یه کوچولو مراقبت یه وارلاک نیاز داره
اجازه هست؟ اه, از اتهام تبرئه ای
مشکلی نیست
من خوبم
...اگه اتفاقی برات میوفتاد
...مگنس
من خوبم
...باشه؟ من دیگه
میری؟
البته , یه مرد پر مشغله ای
و منم باید این یارو , لیدیا , رو پیدا کنم
.دسمزد در قبال کارم , فقط یه کسب وکار جلوه گره
کجا میتونم پیداش کنم؟
من که ندیدمش
ولی اگه دیدم , میگم بیاد سراغت
ملیورن؟
اینجا چیکار میکنی؟
کلیو منو برای یه جور گفتگو فرستاده
خیلی خوشحالم که میبینمت
ازم چشم پوشی کن
پیام آتشینت کاملا بهم فهموند که دیگه هیچوقت نمیخوای منو ببینی
- ...خانواده ام - نابودگرا رو حقیر شمردن؟
- این معرفت عادیه - حقیقت نداره
اگه داشت هم, من اونجوری نبودم
نیمودم که از خودمون بگم
فکر کنم ایشون نماینده کلیو شما باشه
.ایزابل , لطفا عقب واستا
ملیورن , کلیو دستور داده تا شما رو .بازداشت کنیم
- چی؟ - برا چی؟
درخواست اسرار دولتیِ شکارچیِ های سایه به نمایندگی از ولنتاین مورگنسترن.
نگهبانا
- عقلتو از دست دادی؟ - من؟
خیلی خوش شانسی که تو هم باهاش دستگیر نشدی
چی میگی؟
میدونیم که رابطه بلند مدت تو با اون سیلی , ملیورن ,
امکان داره منجر به لو رفتن اسرار دولتی شده باشه
!چی؟ نه
ملیورن بهمون گفت چجوری وارد هتل دمورت بشیم
ما هم تونستیم انسانه رو نجات بدیم
و تو هم در عوضش چیزی بهش نگفتی؟
هیچکس برای حمله اخیر مقصر نیست
ملیورن و سیلی ها توی تمام این مدت داشتن مشتاقانه با ولنتاین کار میکردن
ولنتاین داشت برای ماه ها نابودگرا رو به قتل میرسوند
و بدنشونو از خون خشک میکرد
اون احتمالا اون مامور های سیلی رو کشته ...وو از خونشون استفاده کرده
- مدرک داری؟ - تو داری؟
من دستور دارم
.همش همین. من هیچوقت اینا رو نمیخواستم
.یه تیکه هم باورت ندارم
.سایمون ازم متنفر میشه
.لوک , من کار وحشتناکی کردم
نمیتونه برگرده عقب
من دوباره مسیرمو پیدا کردم , مادرت بهم کمک کرد
...وقتی فهمید که تو هستی تا کمکش کنی
اما وقتی پیداش نکنیم , چجوری بفهمه؟
اون ملیورن رو فرا خوند به کانون و بعد دستگیرش کرد
بعد طوری رفتار کرد که انگار تصمیمش با اون نبوده
تو داری به خودت صدمه میزنی
.من خوبم, ایزی
کلیو دستورشو داد کار لیدیا نبود
مطمئنی؟
هی, خوبی؟
- خوبم - همین تازه با رابرت و ماریس حرف زدم
اونا دارن به آیدریس برگردونده میشن
- چی؟ - .آره
اینم یه دستور دیگه به لیدیا ست؟
لیدیا کیه؟
.اون مسئول کانونه
اون چی؟
.بطور موقت
و حالا هم اون کلیو رو متقاعد کرده که مامان و بابا کارشونو توی کانون نمیکنن؟
خب, شاید نمیکنن
کانون تحت نظارت اونا بود وقتی که فورساکن اومد داخل کانون
چی میگی واسه خودت؟
مامان و بابا جزوی از حلقه بودن
چی؟ اونا علا مت حلقه رو ندارن
دلیلش اینه که اونا با کلیو یه معامله قبل از شورش کردن
بخاطر همکاری اونا , اونا عفو شدن
داری وفاداری شونو زیر سوال میبری؟
ولنتاین برگشته
.حلقه داره پیشرفت میکنه
- اونا مظنون هستن - اصلا
رابرت و ماریس آوردنم اینجا
اونا منو مثل خانواده خودشون بزرگ کردن
من میدونم اونا چجور آدمایی هستن
.مطمئنی؟ اونا بهمون دروغ گفتن
برای سال ها بهمون میگفتن که چطور رفتار کنیم
اینکه باید اسم لایت وود هارو همیشه بالا نگه داریم
خب, اونا کسایی ان که از اول لکه دارش کردن
.اونا ریاکار ان
.تو باید جیس ویلند باشی
لیدیا برانول. تو توی آیدریس .یه افسانه ی کامل هستی
.چیزایی رو که میشنوی باور نکن
No comments yet. Be the first to leave one.