لومړۍ 200 کرښې.
میدونم. این چند روز گذشته خیلی بهش فکر کردم
نباید خودمو قاطی کارهات میکردم یادم راجع به احساسات تو فکر کنم
اینها همش کارهایین که به تو بی احترامی میکنه
فکر میکردم اینکارا واسه خوبی خودته اما هیچوقت نپرسیدم چی نیاز داری
حاضری بهم بیشتر وقت بدی که یاد بگیرم؟
تمام تلاشمو میکنم که در آینده درکت کنم
باید وقتی که اتفاقی میافته باهم حرف بزنیم
و باهم روراست باشیم، باشه؟
باشه
گفتی هیچ کاری انجام نمیدی
وقتی تمام دنیامو بغل کردم، چطوری میتونم بخوابم؟
اگه لباسات پیشتن و نمیپوشیشون میخوای من کمکت کنم؟
نمیخواد، خودم میتونم
واقعا لازم نیست
واقعا
واقعا نمیخوای؟
ببین همش تقصیر توئه
پس عذرخواهی میکنم
داری سعی میکنی شوهرتو بکشی؟
برات فوتش میکنم
چه زمان بندی خوبی. داشتم میومدم دنبالت که اومدی
اون آقا دنبالت میگشت
آنشین کجاست؟
داره لباساشو عوض میکنه
نمیفهمی چی میگم؟
باید برای بار آخر بهت بگم
اگه کاری با آنشین بکنی، حسابتو میرسم
منم بهت هشدار میدم، جایگاهت رو بدون
آنشین خانم منه. من مسئولیتشو قبول میکنم
خانم تو؟ آنشین خواهر منه
این به تو ربطی نداره
داداش؟
تو چرا اینجایی؟
خوبی؟
خوبم
چرا قیافه ات اینجوریه؟
دیروز، کل شب بهت زنگ میزدم. تا حد مرگ ترسوندیم
ببخشید. گوشیش آنتن نداشت
اون بلایی سرت اورد؟
کاری نکرد
بیا بریم خونه
خودم میتونم راه برم
آیلی - اینو بدش به من -
ممنون
رئیس لینگ
داداش
گو آنشین، مگه ماشین نداری؟
ماشینم خراب شد. ناراحت نمیشی که نه؟
آنشین بیا بریم
دارم میرم
میخوای همینجوری بری؟
خدافظ. من دارم میرم. یکم استراحت کن
چیشده؟
تو مال منی. به بقیه مردها زیاد نزدیک نشو
کی مال تو شدم؟
...دیشب
آنشین
شما دوتا؟ دیشب؟
هرچند ازت خوشم نمیاد
اما تو برای آنشین مهمی
نگران نباش، باهاش خوب رفتار میکنم
من قبول نمیکنم
رئیس لینگ، فکر میکنید گو آنشنگ به سد راه شما و خانم آنشین شدن ادامه میده؟
من به آنشین اعتماد دارم
داداش اخیرا هوا خیلی خشکه. باید بیشتر آب بخوری
چیشده؟
دیروز، تو واقعا انجام ندادی... با اون
داداش، واقعا میخوای در مورد این چیزای +18 حرف بزنی؟
خیلی ناجوره - آنشین -
ببخشید
اون ازت سو استفاده کرد؟
اینجوری نیست که تو فکر میکنی
پس به خواست خودت بود؟
داداش راستش
راستش باید سعی کنی لینگ یو رو بشناسی
دارم بهت میگم، نمیتونم
چرا نه؟ اینقدر مقابلش جبهه نگیر
فقط سعی کن بشناسیش. تازه
اینجوری نیست که یا تو باشی یا اون
اگه بهت بگم یا اونه یا من
کدومو انتخاب میکنی؟
...نه داداش - طوری نیست -
مطمئنم دیروز خوب استراحت نکردی برو یکم دیگه استراحت کن
من دیگه میرم
سلام
بیا بیا
بشین - این هم هست -
اوه ممنون
شیشی ببین. تا اینجا پرش کن. فهمیدی؟ - باشه -
به این خط نگاه کن
اگه تنهایی بنوشی زود مست میشی اگه مست بشی کی میرسونتت خونه؟
آنشین؟
تو خیلی خوش قیافه ای. چطور خیالم میتونه راحت باشه؟
آنشین
ببخشید. فکر کردم شما یه نفر دیگه هستین
این چیزارو خودت باید یاد بگیری. فهمیدی؟
الان یادم میمونه
ببخشید. میتونم یه لیوان آب داشته باشم؟
الو؟
چیشده؟
همین الان؟
باشه باشه. پس همین الان میام
ممنون! بیا بریم
بهم گفتی بیام که بتونم برات حساب کنم؟
کارت بانکیم چند روز پیش قفل شده
...توی ویچتم پولی نداشتم، واسه همین فقط
اگه بهم زودتر گفته بودی توی ویچت برات پول جا به جا میکردم
چطور ممکنه که هم خوش قیافه باشی و هم باهوش؟
این یه مشکل ساده بود، چرا خودم به ذهنم نرسید؟
خدا واقعا با من خیلی نامهربونه
چیز دیگه ای نیاز نداری؟
چرا اینقدر بوی الکل میدی؟
دوستم بردم بیرون تا باهم بنوشیم
خیلی وقت بود ندیده بودمش واسه همین زیاد نوشیدم
و بازم تا من زنگ زدم زود اومدی؟ تو خیلی مهربونی
دفعه قبل که رسوندیم خونه، فرصت نکردم ازت تشکر کنم
الان دوباره مزاحمت شدم. واقعا متاسفم
این چطوره، بجای غرامت
میبرمت که یه فیلم ببینی
مگه تو پول نداشتی؟
پول ندارم
ولی یه کارت فیلم دارم
از اونایی که اگه اسممو بگم میتونم فیلم ببینم
تو دوست آنشینی، پس یعنی دوست منم هستی
نیاز نیست نگران این باشی - نمیشه که -
من، شو یویو، خیلی به عدالت حساسم
تو برام خوراکی بخر، من پول فیلمتو میدم. اینجوری عادلانه اس
من عاشق این فیلمم
ممنون
اوه راستی، داداشت چه فیلمی رو دوست داری؟
داداشم
فیلم « دفترچه » رو دوست داره
این دوتا واسه مدت طولانی از هم جدا بودن اما نقش مرد هنوز دنبال دختره میگرده
این نقش زن نمیتونه یکم پیشقدم بشه؟
این خیلی دردناکه
شاید وقتی منتظر موندن یه عادت بشه
دیگه خیلی دردناک نباشه
از کجا میدونی؟
شاید منم منتظر یکی باشم
چیکار کنم؟ داره بهم سرنخ میده؟
چیکار کنم؟ چطوری باید واکنش نشون بدم؟
منم همینطور» نه، این خیلی صریحه»
« من میتونم »
اینم نمیشه
کسیو دوست داری؟
خیلی وقته
این چیه؟ مگه ما تازه همدیگه رو ندیدیم؟
یا اینجوریه که با اینکه تازه همدیگه رو دیدیم مثل اینه که خیلی وقته همدیگه رو میشناسیم؟
خدای من! این خیلی عاشقانه اس
پس چرا بهش نمیگی؟
فکر میکردم کافیه که همیشه بیصدا مواظبش باشم
هیچوقت فکر نمیکردم یکی اونو با خودش ببره
منظورت چیه؟ معلومه که باید بهش بگی
خدا عشق واقعی رو جلوی روت گذاشته
اگه تو هیچی نگی و منم هیچی نگم، کی عشق شیرین
میاد پیش ما؟
راست میگی
من آماده ام
خوب راجع بهش فکر میکنم
ممنون یویو
خواهش میکنم
این یه شروع تازه است
تو میتونی گو آنشین
رئیس لینگ، خانم آنشین شروع کرده رزومه اش رو میفرسته واسه شرکتها
اولین مرحله اصولا به پیش زمینه تحصیلی نگاه میکنن
میترسم کار پیدا کردنش خوب پیش نره
درسته. میخواین براش همه چیو ترتیب بدم؟
نیازی نیست. به آنشین قول دادم به انتخابش احترام میذارم
الو؟ - غذا خوردی؟ -
آره. تازه یه
همبرگر بزرگ خوردم. خیلی سیرم
پس... پیدا کردن کار خوب پیش میره؟
آره، معلومه که خوب پیش میره
نیازی نیست نگران من باشی
خیالت راحت باشه
باید برم به یه مصاحبه. بای
بای. موفق باشی
چرا روی سرش ظرف داره؟
اما بازم خیلی بامزه است. ممنون
سخت کار کردی. موفق باشی
شب بخیر
پروژه ای که همگی میبینید از خانه سای نیو اومده
طبق گفته طراح لوگو خانه سای نیو
الهام بخشیش از خودش اومده
چون گاهی که دیر از کار برمیگرده و وسیله های زیادی باشه
جایی نیست که ذخیره و ضبطشون کنه
بعدش وقتی ما - همیشه باید اینقدر برای گرفتن بسته هات دور بری؟ -
چون اگه از سرکار دیر برگردم، فقط میتونم بسته هامو پیش مدیر ملک بزارم
اما فقط واسه مدت کوتاهی میتونم بزارمش اونجا
اگه بسته گرفتن مثل بانک رفتن بود
که هروقت بخوای بتونی بری تحویل بگیری !چقدر خوب میشد
واسه همین اونها این ایده « خانه » رو ساختن
...توی هر محله ای اونها
رئیس لینگ، این شرکت تازه ساخته شده
عمده توجهشون روی تحویل بسته توی محله هاس
هرچند بنظر کوچیک میاد، پیشرفتشون زیاده
یه شرکت مثل این حتما آدم قدرتمند پشتش داره
چون اونها به کنفرانس مرکزی پروژه اومدن
پس دارن دنبال یه راه دیگه میگردن - فهمیدم -
خوبه. بعدی بیاین به خانم گو شین ار خوش آمد بگیم
No comments yet. Be the first to leave one.