Moonshine

Moonshine (꽃 피면 달 생각하고)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Moonshine E13 HD-WEB[@AirenTeam]
د لخوا تبصره AirenTeam
🔴 کانال تلگرامي ما:@AirenTeam 🔴

تګونه

web
HD
په خپور شو: 2022-04-16
ډاونلوډونه: 31
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::

!بایست- !بگیرش-

!بگیرش- !همونجا بایست-

خدای من- خدایا-

!همونجا بایست- !بایست-

!بایست- برو دنبالش-

بجنب

!برو دنبالش- !بگیرش-

اون طرف- !بایست-

!بایست- کجا رفت؟ -

ممنونم

خیلی ازتون سپاسگزارم

تو باید کانگ رو سو باشی

بالاخره پیدات کردم

نمیدونستم انقدر نزدیکی

منُ میشناسین؟

،کانگ رو سو رئیس سازمان مهتاب

...نقاشی چهره تو

همه جای شهر پیدا میشه

کی توی هانیانگ تو رو نمیشناسه؟

منُ ببخشید، من باید برم

!اونجا

!این طرف، بجنب

رفتن به بیرون به نفعت نیست

جایی هست که جات امن باشه

::::::::: آيــــ(مهشید)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

یه توضیحی بدهکاری

من دنبال شیم هون میگشتم

،پس باید دنبال اون میگشتی

نه حمله کنی به دفتر ممنوعیت

،ده سال پیش

شیم هون یهویی تو هانیانگ پیداش شد

...و اولین کاری که اون کرد

جمع کردن مردم برای تشکیل یه گروه بود

...و اداره ممنوعیت اولین جا بود

که به اون گواهی دولتی اعطا کرد

برای همین طبیعیه که تعجب ...کنم چرا اداره ممنوعیت

...به یه پسر ۲۰ ساله از حومه شهر

اجازه داده که اینجا کسب و کار راه بندازه

میدونی چی داری میگی؟

...اداره ممنوعیت

ده سال پیش به فرمان اعلیحضرت ساخته شد

تا ایشون بتونه ارتش خودشونو داشته باشن

چی؟

فکر میکنی مقامات شایسته دربار

چطور به اعلیحضرت فشار میارن؟

بخاطر اینه که اونا قدرت نظامی دارن

،ده سال پیش ...ولیعهد فقید سونگ هیون

ارتش خودشُ خواست

ولی مقامات جلوشو گرفتن

و به سمت مرگش کشیدنش

...اداره ممنوعیت

روش اعلیحضرت برای دستیابی به اون کار بزرگ هست

میگین اداره ممنوعیت ۱۰ ساله

برای ساخته شدن ارتش تشکیل شده بود؟

اعلیحضرت میخوان غلات کشور رو نجات بدن و

و مردم رو به راه درست هدایت کنن

اینکار

مشکلی داره مگه؟

...ممنوعیت غیر ضروری

افراد بی شماری رو محکوم کرده

چطوری مشکل نیست؟

...پس این مشکلی نداره اگه

...پادشاهی نتونه ارتش خودشُ داشته باشه که

از اون محافظت کنه؟

تو واقعا میخوای ولیعهد

در چنین کشوری حکومت کنه؟

شیم هون یه مشکل کوچیک و بی سابقه است

،اگه زیاد موضوع رو کش بدی

بدون که داری با اعلیحضرت و ولیعهد مخالفت میکنی

بهتره اینُ تو ذهنت داشته باشی

...وقت این رسیده که

...انتخاب کنی

کدوم طرف بری

کانگ رو سو توی خونش نبود

مردمی که اینجان نسبت به اتفاقایی که تو دنیا میفته علاقمند نیستن

اونا اهمیتی نمیدن که تو رئیس سازمان مهتابی

هر چقدر دوست داری اینجا بمون

به نظر میرسه اشراف زاده این

چرا کمکم کردین قایم بشم؟

بیا فقط بگیم که من به پدرت مدیونم

پدرمو میشناسین؟

البته

از بیرون سرد به نظر میرسید ولی قلب مهربونی داشت

میتونیم دفعه بعد بیشتر حرف بزنیم

خیلی وقته بیرونم، باید برم خونه

لطفا اسمتونو بهم بگین

قول میدم لطفتونو جبران کنم

دفعه بعد میفهمی

ما باز هم ملاقات میکنیم

راستی

کسی هست که بخوای بهش پیغامی برسونی؟

!جناب- !ارباب-

...جناب، بانو

...اون

چیشده؟ چه اتفاقی برای اون افتاده؟

افسرا به خونه مون حمله کردن

اون فرار کرد و حتی فرصت نکرد کفشاشو بپوشه

فرار کرد؟ کجا رفت؟

منع رفت و آمد به زودی اعلام میشه

ولی چی میشه اگه گیر یه گشتبان بیفته؟

این برای شماست

"به من کیک برنج بده تا نخورمت"

"!غرر"

"خدای من! جناب ببر"

"!لطفا از من بگذر"

بابا

هی، دوست داری برات یه خرگوش بسازم؟

نه، ببر، من از ببر خوشم میاد

ولی تو همین الانشم یکی داری

ولی بازم یکی دیگه میخوام

،همه نیمه گمشده دارن پس ببر هم باید یکی داشته باشه

چرا انقدر از ببرها خوشت میاد؟

چون تو یه ببری

همه تو رو ببر کوه نام صدا میکنن

بابا، لطفا بهم داستان اینکه چطور بدون اسلحه یه ببری که

وارد قصر شده بود رو شکار کردی

دوباره؟- لطفا بهم بگو. لطفا؟-

...خب

!بانو

این

از کجا اینُ گرفتی؟

کی اینُ بهت داد؟

چرا تو اینُ داری؟

حرف بزن، چرا اینُ داری؟

معذرت میخوام

برای چی معذرت میخوای؟

همه چیز

...همه چیز

تقصیر منه

...اگه فقط

...من اونجا نبودم

...تقصیر منه

...که پدر تو

مرد

منظورت چیه؟

هر اتفاقی افتاد بیرون نیا

...پدرت

جونمو نجات داد

چی داری میگی؟

،بر خلاف کاری که برام انجام داد

...من

فراموشش کردم

...من فراموشش کردم

این همه مدت

!یونگ- !ارباب جوان-

!ارباب جوان- !ارباب جوان-

!یونگ

!یونگ

!ارباب جوان- !ارباب جوان-

!ارباب جوان- !ارباب جوان-

!یونگ- !ارباب جوان-

!یونگ

آسیب دیدی؟

مامان یه ببر فرستاد از اون بالا

...و ببره

جونمو نجات داد

!غرر، من ببر فرمانروای کوه گوانک هستم

!غرر

کسی داخل هست؟

!بابا

!چشماتو باز کن

!بابا

!چشماتو باز کن، خواهش میکنم

!لطفا چشماتو باز کن

...داری میگی پدرم

تو معبد مانگول

اینو به تو داد؟

کی بود؟ کی پدرمو کشت؟

قبل از اینکه به من بدتش اینو حکاکی کرد

شیم هون

...شیم هون

همون تتو روی مچ دستش هست

شیم هون؟

شیم هون پدرمو کشته؟

میدونی چرا اینجایی؟

...اون بازرس بهت نگفت که

... ده سال پیش توی معبد مانگول

چه اتفاقی افتاد؟

،وقتی شیم هون منو به معبد برد

یه چیزایی راجب ده سال پیش گفت

...اون پدرمو کشته

و منو برد اونجا

منم نمیدونستم

...اون

پدرمو کشت

و جنازشو توی رودخونه انداخت

من نمیدونستم

من هیچی نمیدونستم

...یادته

...بعد از اینکه سونگ هیون مرد

از تپه بالا رفتیم؟

اون فانوس های قرمز چین؟

سرورم، اونا فانوس های شراب خانه هستن

فانوس شراب خانه

کل کشور داره عزاداری میکنه

چطوری این همه فانوس میتونه وجود داشته باشه؟

،شاهزاده فوت کرده

اون جماعت همچنان دارن مست میکنن انگار هیچ اتفاقی نیفتاده؟

...من مطمئنم

More Farsi Persian subtitles for Moonshine

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left