لومړۍ 200 کرښې.
)،تمام شخصیت ها، مکان ها، موسسات، مذهب ها)
دلیل اینکه همه چی ناپدید می شه اینه
"، من اولین و آخرینم"
"آغازم و پایان"
خطرناکه؟ - من اونم -
میمیرم؟
پایان . انتها
خدایی که کاری می کنه همه چی نابود شه
!دلم میخواد همهچی نابـود شه
!عذاب و بدبختی بفرست واسمون
سلام - شما کی باشید؟ -
میول مانگ - چی می خوای؟ -
وقت نداریم. به زودی قراره بمیری
دقیقا 100 روز دیگه
از چیزایی که نمی تونی ببینی، نمی ترسی
، ولی به محض اینکه مرئی بشن
یکدفعه ترست واقعی میشه
!بســه
!تمومش کن
، و اون طوری
من دست میول مانگ رو گرفتم
چرا من؟
چرا؟ چرا باید من باشم؟
تقدیر
اینجوری نمی شه، بیا باهم زندگی کنیم
حتما
...شرایط اینه
...باید ازت بخوام
که قبل از مردن من دنیا رو نابود کنی
داری چیکار می کنی؟
دارم می ترسونمت
برو بیرون
، توی زمان قراردادمون، 100 روز آخر
هیچ دردی رو حس نکنم
قبلا دیدمت
اون روز داشتی گریه می کردی
باید یه آرزوی واقعیمو برآورده کنی
موجوداتی مثل تو اصولا دلشون واسه آدما می سوزه
مخصوصا آدمایی مثل من
، اگه به شرایط قرارداد عمل نکنم
الکی خیلی مهربون بودم
... کسی که اون لحظه بیشتر از همه
!به دستت نیاز دارم، دستتو بهم بده
این آرزوته؟
...دوستش دارم میمیره
... پس، برنامه ام اینه
که توی اون لحظه
برنامهی من اینه که عاشقت بشم
... اونوقت میتونم بدون اینکه
چیزیو از دست بدم، زندگی کنم
تو نمی تونی عاشقم باشی
هیچ آدمی تا حالا عاشق من نبوده
!بمیر
همه یا ازم کینه دارن، یا منو میخوان
کسی عاشقم نیست
یه نفر رو بگید بیاد
...دستت
!ول کن! ول کن
تکون نخور
الان چی شد؟ - نگاه نکن -
حتی ارزششم نداره
!تکون نخور، وایستا
!ازم دور شو
...چیزی که ازت گرفتم رو
بهت برمیگردونم
بهت گفته بودم
دوست داشتن من غیر ممکنه
همه یا ازم کینه دارن، یا منو میخوان
...یا
ازم می ترسن
.: قسمت 5 :.
دیوونه ای؟ چرا با دست خالی اونو گرفتی؟
زود خوب می شه
مشکلت چیه؟
مشکلت چیه؟
- 1، 2، 3 - 1، 2، 3
بیاین اینور
از سر راه برین کنار
بیا بریم - مگه بقیه زخمی نشدن؟ -
بقیه؟ - کسایی که بهشون حمله کرد -
مرد و زن
مرد و زن؟
راجع به کی حرف می زنی؟
منظورت چیه؟
چی؟
الان من چیزی گفتم؟
فکر می کردم که تو می خوای من بمیرم
اما تو گفتی که نمی تونی بمیری
اگه اونو می دونستی، چرا جلوی من پریدی؟
شاید باید می ذاشتم که چاقو بخوری
اون بهت یه درس می داد
بهت یاد می داد که می تونی !با دخالت بی مورد بمیری
اگه نمیمیری پس چرا ؟
انقدر خون ازت رفته
...چی باید بهت بگم وقتی با این قیافه ی گرفته
ازم می پرسی که چرا اون کارو کردم؟
نگران بودم که این بیشتر بهت آسیب بزنه
من اونی نیستم که مریضه - آره میدونم، اون منم -
خوشحالم که اینو می دونی
پس دیگه سرم داد نزن
وقتی یکی مریضه، نباید اونو عصبی کنی
واسه همین دارم سعی می کنم از دستت عصبی نشم
الان واقعا داری بهم می گی که عصبانی نیستی؟
بیخیال ، ولش کن
الانم حتی نمی دونم چرا دارم باهات حرف می زنم
اینکارو کردم چون که دلم خواست
همش همینه
می خوام چراشو بدونم
...تو ازم پرسیدی
چرا باید زنده بمونم
راجع بهش فکر کردم، و دلیلی نداشتم
فقط می خوام که زنده بمونم
اینم مثل همونه، دلیل خاصی ندارم
فقط یهو خودمو می بینم که جلوی تو وایسادم
راست می گی، باید خودم بهتر می دونستم
ببخشید
خوشحالم که اینو می دونی
اما ازش پشیمون نمی شم
...پس
واسه کاری که کردم ازم تشکر کن
اون کسی که دیدی قرار بود بمیره
دیدی که چجوری کشتمش
...پس بدون دلیل خاصی
خودتو فدای من نکن
من ارزششو ندارم
...مطمئنم
تو برای اینکارت دلیل داشتی
تو اینجوری هستی
!نونا
هی، سون کیونگ
...هی، چیه
چی شده؟
اینکه قراره بمیری رو فهمید
هی، آروم باش
خون؟
این خون چیه؟
اینقدر حالت بده؟
...نه - !نونا -
!ببخشید
!باید برادر بهتری می بودم
چجوری فهمیدی؟
چرا باید مهم باشه؟ این الان مهم نیست
...چیزی که مهمه اینه
که وقتی دیدمت سرتاپات خونی بود
خون من نبود، اتفاقی ریخت رو لباسم
میشه گریه نکنی؟
چجوری می تونم گریه نکنم؟
تو...حالت خوب نیست
پس چجوری می تونم گریه نکنم؟
چون که من حالم خیلی بده؟
لطفا این حرفو نزن
پات چی شده؟
برو راست - می دونم -
پام الان مهم نیست
، اگه می تونستم کمکت کنم که بهتر شی
پامو واست فدا می کردم
می دونم که زود میمیرم، اما پات مهمه
چون که خونیه
آره، چون که خونیه
منظورت چیه که به زودی میمیری؟
چجوری می تونی اونو بگی؟
باید بستری شی، دور بزن
دور بزن
اینقدر صدات بلنده نمی تونم رو رانندگی تمرکز کنم
اگه اینجوری ادامه بدی، هممون میمیریم
میشه دیگه راجع به مرگ حرف نزنی؟
نمی تونی واسش کاری کنی؟ - چیکار کنم؟ -
...مثلا حافظشو پاک کنی یا
این آرزوته؟
بیخیال، چرا اصلا به خودم زحمت دادم
من یه عوضیم که باید بمیرم
نه، راجع به مردن حرف نزن احمق
می دونستی که خواهرم مریضه؟
آره
از کی؟ - از همون اول -
فکر کردم داری ازش سواستفاده میکنی؟
هیونگ
تو خیلی خوبی
ممنون ، برادر زن
همینجوری می خوای صداش بزنی؟
آره، اینجوری صداش میزنم
باهم زندگی کنین، اجازه ی منو دارین
...من
اجازشو می دم
تو کی هستی که اجازه میدی؟
، من، تاک سون کیونگ
...با تمام قلبم
عشق حقیقی تون رو تشویق می کنم
...می دونم هر چقدرم که بخوای قوی رفتار کنی
نه، واسه این وقت ندارم، دیگه می رم
دیگه میسپارمش به تو
کجا میری؟
یکم باید بخوابم
نگران من نباش
اون کسیه که نگرانه
سلام سانگ گیونگ
نمی تونم باهات کلاس بیام
چیز جدی ای نیست
باید پول دربیارم
نه
No comments yet. Be the first to leave one.