لومړۍ 200 کرښې.
هيچ الگويي در جنگ وجود ندارد که چه کسي ميميرد يا چه کسي زنده ميماند در جنگ آدمها ميميرند چونکه خودشان جنگ را براه انداخته اند هيچ چيزي بيش از آن وجود ندارد
ترجمه و زيرنويس از هيرکانيا
سلام،لَد - سلام -
مال منه؟ - آره -
واسه مراسم تشييع جنازه ات دير کردي اينطور نيست؟
نميتونم پاسپورتم رو پيدا کنم امشب دير رسيدن بهتر از فردا رسيدن هست
خوشحال شدم ديدمت، رفيق - دخترا کجان؟ -
توي توالتن، تو وسايلت رو بستي ؟ همه چيزات آماده ـه؟
آره، تو ناراحتي؟
-نه -خوبه
به سمت کردستان - به سلامتي به سمت کردستان -
سلام، عشقم، چطوري؟
وسايلت رو بستي ؟ آره؟ - آماده رفتنم -
چطوري ؟
بچه تکون ميخوره؟ - خدايا، اميدوارم نخوره -
وقت خارج شدنه
-صندلي اون گوشه هست، بيايد بريم اونجا - آره
آره، آره
چطوري؟
تقصير من نيست
من يک انگشت اشاره گر نيستم
خب، امشب آرومه؟
آره فکر کنم
فکر کنم ناراحته - ناراحت؟ -
آره، تو داري ميري - واي... گناه -
عذابش بديد
بهرحال، ما تصميم واسه اسم گذاري گرفتيم
چي؟ - مممم -
اگه دختر بشه اسمش رو "مورنا" ميذاريم
مورنا - "معنيش ميشه "معشوق -
قشنگه - بله -
و اگه پسر بشه؟
خوب، اين يکي سخت بود اما بالاخره ما سر "مارک" توافق کرديم
- شوخي ميکني - نوچ
واقعاً - آره واقعاً -
بچه ي لعنتي
- آره - واووو، ممنون
ممنون
تو خوبي؟
آره
خيلي خب، يالا
دکتر تلزاني - آقاي والش -
چطوري؟ - سرم شلوغه، برو -
ديويد
يا عيسي
يه بويي مياد؟ - آره -
فکر ميکردم شما بچه ها از اين چيزها استفاده ميکنيد
چطوري يه نفر ميتونه از اينها استفاده کنه؟
خوب، با توجه به اين که ما هيچ تهويه اي نداريم آب جاري هم نيست
و هيچ جور دارويي نيست ميخوام بگم که ما خيلي خوب عمل کرديم
دکتر تلزاني، اين دوستم ديويد هست
از ملاقاتت خوشبختم
-خيلي خب، قوانين رو که ميدوني - بدون فلاش دوربين
از سر راهت دور باشيم
چه اتفاقي واست افتاد؟ - فقط يکم هواي آزاد لازم داشتم -
الان حالت بهتره؟ - آره -
خيلي خب، قيافه ات مثل گه شده
فکر کنم سنت واسه کار کردن با اين فرفره خيلي زياده
حالا، خنده داره
من ميرم خونه، مارک
آره من هم ميرم، خيلي زود
ميخوام الان برم
فردا
من به اندازه کافي داشتم دايان دو هفته ديگه زايمان داره
... اگه من به موقع بر نگردم
ميدونم، در مورد حمله چي ؟
در مورد اون چي؟
خوب، به نظر ميرسه اونا بالاخره ميخوان برن
اونا ميگن که تا زماني که ما اينجا باشيم
اين مردم جنگ واسه چي براه انداختند، واسه چي، در طول دو قرن؟
دو قرن تا حالا ميگذره اونا هنوز هم دست به عمليات ميزنند
ما اين يکي رو از دست داديم، ما بعدي رو ميگيريم
راحته، هان؟
آه، لعنتي، بفرماييد
برچسب هاي آبي
واسه کار حالت خوب هست؟ - آره -
خيلي خب، بيا بريم يه تعداد عکس بگيريم
يالا
تو يک سيگار اضافي داري؟
خوشگله، اينطور نيست؟
جاي قشنگيه
...ميدوني
در طول عمرم ما هشت تا جنگ داشتيم
دوبار با تُرک ها، سه بار با ايراني ها
و سه بار با عراقي ها
و اگه به زماني که پدرم زنده بود برگرديم
يا زمان پدربزرگم
در هر زمان ما مورد تجاوز قرار گرفتيم
اين کاري که ما کردها توش بهترين هستيم مورد تجاوز(ضربه خوردن) قرار گرفتن
خوب چرا تو موندي؟
کجا ميتونم برم، آقاي والش؟
اونا در مورد آزادي که در آينده بدست مياد صحبت ميکنند
اما ما همه در آخر کبوترهاي خانگي (جَلد) هستيم
تو بايد خيلي زود بري تو و دوستت
دو روز ديگه حمله شروع ميشه
و وقتي حمله شروع بشه ترک کردن اينجا خيلي سخت ميشه
خوب، ما نميخوايم اينجا رو ترک کنيم
اين دليلي که ما اينجاييم، دکتر جون
ميتوني ما رو سوار چيزي کني؟
تا حالا متوقف شدي؟
بايد برم، ببينم چکار ميتونم انجام بدم
ممنون
اونجا يک پاسگاه مرزي عراقي وجود داره
و تنها راهي که تامين کننده وسايل اونهاست از وسط اين روستا ميگذره
خوب، اونا مثل يک اردک ميشينن و کمين ميکنن
تلزاني براي ما دو تا جا توي کاميون پيدا کرده
- اون کرده؟ - آره
خب ما به خاطر اون ميريم و بعدش برميگرديم همينجا
ميپريم توي "جيپ" تا لب مرز ميريم و شبش ما در ترکيه خواهيم بود
- تو چه فکري ميکني؟ - اون ميان بر خيلي نزديکه
چطوري؟ ما سه شنبه خونه خواهيم بود نهايتاً 4 شنبه
اين کار يک هفته و نيم قبل از اينکه بچه به دنيا بياد عملي ميشه
اوه، بي خيال، مارک، معني اين حرف چيه؟
بچه ها هميشه خيلي زود بدنيا ميان
- خب اگه عراقي ها يک پاتک سختي بزنن چي ميشه؟ - اين اتفاق نخواهد افتاد
روزها و هفته ها طول ميکشه
احتمالاً قبل اينکه عراقي ها به کوهها برگردند
چطوري تو اين رو ميدوني؟
چونکه "صدام "چيزي در مورد کردها نميدونه
اونا به کوهها برميگردند فقط به خاطر ثبات اين منطقه
همشون رو ميکُشيم
اون به اونها اهميتي نميده هرچند که از آپارتمانها مراقبت ميکنه
ميدان هاي نفتي
اولين دستور کاري اصلاح ميدان هاي نفتي هست
اصلاح ميدان هاي نفتي؟ کردها هنوز نميتونند اونا رو حتي داشته باشند
اگه اونا نتونند چي؟ بعدش چي ميشه؟
يا عيسي، رفيق تو کار رو سخت ميکني
ببين، ما اينجا نزديک يک ماه هستيم که چي بشه؟
آره
و ما چي داريم ؟ يه مقدار عکس از دکتر تلزاني و گروه امداديش
ما يه تعداد بچه مدرسه اي داريم که پرچم شورشي ها رو ستايش ميکنند
يکم تمرين نظامي ميخواي ببيني؟
اينجا همه چيز خوبه
اينجا همه چيز خوبه، رفيق اما اين دليلي نيست که من به اينجا آمده ام
ما داستاني نداريم
ببين اگه اين حمله صورت بگيره
کردستان در سطر اخبار قرار ميگيره
فقط بحث ما در مورد زمان خونه رفتن هست
و ما فقط دو تا عکاس هستيم که اينجاييم
دليلي وجود نداره که ما اون عکس ها رو نگيريم
جهنم لعنتي
ميتونم الان ببينمش
بچه ها، خوش آمديد، چطوري بود؟
عالي بود
خب چه تصاويري گرفتيد؟
عکس از چي، از حمله؟
حمله لعنتي
ببين، ما از بچه مدرسه اي ها عکس گرفتيم اونا خيلي با نمک هستند
باشه، مارک، من عکس ميگيرم
دو روز بيشتر، رفيق
- ميدوني از اينکار چي بدتر هست؟ -چي؟
غذا، غذاي لعنتي منظورم اينه، قشنگ به اين لوبيا ها نگاه کن
چرا هميشه توي مناطق جنگي غذاهاي مزخرفي وجود داره؟
و تو به عنوان يک اسکاتلندي، به نظرت چيزي در مورد آشپزي ميدوني؟
اوه، بفرماييد
کل منوي غذاي شما (اسکاتلندي ها) در منطقه جنگي درست شده
و اينکار باعث ميشه بچه هاي تو بخاطر،
تا آخر عمرشون اينجور غذاها بخورند
اگه با يه تعداد عکس خوب به عقب برنگرديم
تو بدتر از يک گاو نر هستي ميدونستي اين رو؟
آيا تا حالا کسي موفق شده بهت نه بگه؟
بيا بگيم ما براي جنگ در فرانسه اميدواريم
غذاهاي خوب، به خونه نزديکيم
تنها چيزي که لازمه دونستن زبان فرانسوي هست که کمتر از يک هفته ياد ميگيريم
بعد از اين کار، تغيير حالت ميدم و عکاس مُد لباس ميشم
دو روز بيشتر، بعدش ديگه بيشتر نميشه
و اگه اونا فردا برگردند و بگن "فقط يه روز ديگه"
بعدش ما ميريم سوالي پرسيده نميشه حتماً
باشه
مرد خوب، بازي جوانمردانه
باورم نميشه من در اين مورد دوباره صحبت کردم
مارک
کدوم قبرستون ميخواي بري؟
آتش بس
چه اتفاقي افتاد؟
- ما ميريم - پايگاه ميري؟
نه پايگاه نميريم، به عراق ميريم
- قلعه عراقي؟ - بله، ما ميريم
تو خوبي؟
همه اون کارها به خاطر چي بود؟
اينکار رو ديگه نميتونم انجام بدم، رفيق
يه تغييراتي توي نقشه بوجود آمده
اونا در حال رفتن به پايگاه نيستند اونا ميرن که قلعه عراقي ها رو داغون کنند
چي؟
اونا ميخوان برن اون بالا توي کاميون
عراقي ها فکر ميکنن اين يک کاروانه - چي، ما ميريم؟ نه، نه،نه -
ببين، ديويد ما حق انتخابي نداريم، رفيق ما بايد همراهشون سوار بشيم، يادته؟
همراهشون واسه چي سوار بشيم؟ چي داري ميگي؟
يکم فکر کن
اين يه روز ديگه بعدش يه روز ديگه و بعدش يک روز ديگه هست
و نميتونم اينکار رو انجام بدم
من ميرم خونه، رفيق
ديويد
چه غلطي ميخواي بکني، تا خونه پياده بري؟
20مايل لعنتي تا پايگاه فاصله هست
فقط اينکار رو نکن ميکني؟
اهميتي نميدم
-ديويد - من ميرم خونه
لعنتي! ديويد
آقاي والش، شما ميايد؟
No comments yet. Be the first to leave one.