لومړۍ 200 کرښې.
بگذار در آرامش بخوابد
فری این" از کدوم طرفه؟"
اینا چنده؟
قیمتشون؟
تاتسویا فوجی
میتسوکو بایشو
بر اساس رمانی از کنزو کیتاکاتا
فیلمنامه سویچی مارویاما
کارگردان یویچی سای
سلام
سلام
"میخوام برم "فری این از کدوم طرف برم
چرا میخوای بری؟
مهمونم
نباید بری اصلا جای خوبی نیست
بیا
نوبت تو نیست؟
همین الآن گذاشتم
نوبت توئه
زودباش یه چیزی بزار- همین الان گذاشتم-
نشون بده
بس کن احمق
بیا
بعدی نوبت منه- میخوای تا آخرش همینجوری بازی کنی؟ -
تازه مهربونم
بیا- این چیه؟-
چی شده؟
سرویس میدین؟
گمون کنم
خب
تو کی هستی؟
شیمویاما فرستادتت نه؟
این دفعه چی میخواد؟
نمیتونم فقط یه مهمون باشم؟
مهمون؟
واقعا؟
شبی چند میگیرید؟
کسی همراهته؟- کسی نیست-
تخت یه نفره نداریم
اتاق ها بهم ریخته ان
باشه، اما حداقل تخت دارن درسته؟
البته، با من مثل احمقا رفتار نکن
کارت رو درست انجام بده کومیا
ریوتا کجاست؟- نمیدونم-
اوبا
شماها برید
خانوم ها این اطراف می چرخن پس زیاد اینجا چرخ نزن
همینجاست
شغلت چیه؟
هیچی بدش من
هی، داری گوش میدی؟
اگه نمیدی هم اشکالی نداره، اما
هی، رومی
اینجا همه چی آرومه
با شکستن پنجره ها یا کشتن سگ هامون چیزی عوض نمیشه
تاکاهاتا که برگشت بهش بگو دفعه بعد یه آدم حرفه ای تر استخدام کنه
هر کاری بکنید بی فایده است
اصلا مگه یاکوزای حرفه ای وجود داره؟
مامان، رفتی پیش پلیسا؟- فایده ای نداره-
رئیس نمیخواد ببینتت؟- نمیتونه کاری بکنه-
چطور بود یوتاکا؟
مشکلش چیه؟
شاید همجنسگراست ممکنه خوش شانس باشی
بس کن
به نظر نمیاد شخص خاصی باشه اما آدم عجیبیه
ساکاگوچی
بهت نمیاد، اما تو دیوونه ترین پسر ژاپن هستی
!یک،دو، بمیر
زود از این شهر جمع کن برو- باید پدرت رو اعدام کنن-
این روزا غذا میخوری؟
اگه نمیخوردم که میمردم
مادر رفته، پدر هم که این توئه
چیکار میشه کرد، ها؟
من توکودا هستم
تو شخصی هستی که برای ساکاگوچی هدیه آوردی؟
نگو که هدیه ات اینه
فکر کردم با غذای گندی که اینجا بهش میدین حتما کمبود ویتامین پیدا کرده
تاکشی شیندو
راه درازی رو اومدی ساکاگوچی ازت خواست بیای؟
نه
توی روزنامه خبرشو خوندم فقط واسه گشت و گذار اومدم
شغلت رو اینجا ننوشتی
اگه بیکار باشم نمیتونم به کسی هدیه بدم؟
بیکار؟
رابطه ات با ساکاگوچی چیه؟
ما با هم دوست بودیم
با همدیگه باشگاه هم میرفتین؟
باشگاه؟
اه بله، غریزه تون خوب کار میکنه
درسته پلیس یه شهر کوچیکم ولی نباید منو دست کم بگیری
من از یه غریبه ناشناس هدیه قبول نمیکنم
پس از طرف پسرش بهش میدم
برو فرم رو پر کن
ساکاگوچی حالش چطوره؟
ریوچی ساکاگوچی یه جنایتکاره
چرا باید حالش واسم مهم باشه؟ باید حساب کار دستش بیاد
کی آزاد میشه؟- نمیدونم-
الآن 5 روزه که اون توئه
نمیتونیم ازش اعتراف بگیریم هیچ حرفی نمیزنه
اتفاق خیلی بدی که نیوفتاده؟
فقط یه چاقو داشته هیچکس هم صدمه ندیده
افرادی که تو شرکت شیمویاما بودن خیلی ترسیده ان
شرکت شیمویاما در تلاشه که این شهر رو نجات بده
حتی با این وضعیت بد میخوان املاک ما رو بخرن
اونا ناجی این شهر ان
اونا حتی مواظب جای بعدی ای که میخوان برن هم هستن
هیچ شرکت دیگه ای این اندازه سخاوتمند نیست
اگه بخوایم امنیت یه همچین شرکتی رو تامین کنیم
نمیتونیم بزاریم یه وحشی مثل ساکاگوچی اون بیرون ول بگرده
یه وحشی، ها؟
بخوام جور دیگه ای بگم ، اون یه شخص خیلی به خصوصه
معلوم نیست به چه دلیلی
اون تنها کسیه که مخالف نقشه های شرکت شیمویاماست
کاراش واسه همه مزاحمت ایجاد میکنه
چرا اینقدر از اون شرکت ساخت و ساز شیمویاما پشتیبانی میکنی؟
برو خونه
من و بابات تو یه دانشگاه بودیم
رشته هامون فرق میکرد اما باهم کِندو تمرین میکردیم
بعد تمرین از این لیمو ها میخوردیم
بعدش با هم میرفتیم دنبال دخترا
من و بابات کاملا با هم فرق داریم شخصیتامون هم کاملا متفاوته
اما دخترایی که ازشون خوشمون میومد شبیه هم بودم
لیمو ات رو نمیخوری؟
از لیمو خوشم نمیاد
شرکت ساخت و ساز شیمویاما
میدونی چیه
میخوام برم آقای تاکاهاتا رو ببینم همونی که بابات روش چاقو کشیده
چی میگی؟ میخوای باهام بیای؟
من میرم خونه
بفرمایید
میخوام آقای تاکاهاتا رو ببینم
و شما کی هستید؟- من برای توکودا کار میکنم-
متاسفم، نمیدونستم
ایشون الآن با آقای شیمویاما جلسه دارن اما میرم ببینم وقت دارن یا نه
مشکلی نیست، صبر میکنم
زمان نداریم
فهمیدید؟ لطفا عجله کنید
همونطور که میدونید تا حالا نشده که برنامه ها طبق نقشه من پیش نره
حالا هم هیچ استثنایی رو نمیپذیرم
.حتی اگه هزینه بالایی داشته باشه نمیتونیم بیشتر از این تاخیر کنیم
از هر نظر باید آماده باشیم. موانع رو با دقت و بدون مشکل از سر راه بردارید
متشکرم
مرخصید
قربان
یکی از افراد توکودا اینجاست
ایشون یکی افرادیه که بهمون کمک کرده
واقعا؟ من شیمویاما هستم
از ملاقاتتون خوشحالم
میشه برین بیرون؟
به آقای توکودا زنگ بزن- چی؟-
گفتم به توکودا زنگ بزن- چشم-
لازم نیست
من همین چند دقیقه پیش باهاش آشنا شدم
فندکی که باهاش بازی میکرد خیلی گرون به نظر میومد
گم شو
چطوریه که یه شرکت تمیز مثل شیمویاما سگ داره؟
به هتل ساکاگوچی سنگ میزنید سگ ریوتا رو میکشید
دقیقا کدوم قسمت شرکتتون پاکه؟
تو کی هستی؟
من یه خارجی ام، درست مثل شرکت شما
حالا یادم اومد فکر میکردم قبلا دیده باشمت
یه بوکسور بودی ، تو کییو
درسته
سر هیچ و پوچ با یه گروه دعوات شد و بعدش هم ناپدیدی شدی
مدت زیادی گذشته
مهم نیست چه مدت گذشته حقایق تغییری نمیکنن
بهت نمیاد آدمی باشی که از کسی مثل ساکاگوچی با یه چاقو تو دستش بترسی
آقای تاکاهاتا در حالی که بسیار ترسیده بود"
"با کارآگاه توکودا تماس گرفت و درخواست کمک کرد
احمق
مهم نیست چی میگی، ساکاگوچی آدمی نیست که بخواد کسی رو بترسونه
اون واست چاقو کشید؟
مجبورش کردی چاقو بکشه اینطور نیست؟
واسش پاپوش دوختین نه؟ تو و توکودا
عقل از سرت پریده
چرا میخوای ساکاگوچی تو زندان باشه؟
مهم نیست کجا باشه تا زمانی که اسناد رو امضاء نکنه
نمیتونی ملکش رو ازش بگیری
فندک داری؟
جواب بده؟
ساکاگوچی مشکلی نداره چون حرفی نمیزنه
منم میخوام مثل اون پیش برم
چقد میشه؟
ده هزار ین
ممنون به خاطر غذا اینم هزار و پنجاه ین
متشکرم
سعی کن از اومدن به اینجا خودداری کنی
من خوش ندارم حتی یه لیوان آب هم به مهمونای "فری این" بدم
با ساکاگوچی مشکلی داری؟- اون خودش یه مشکله-
آقای شیمویاما هوای ما رو داره
فکرامون رو کردیم و تصمیم گرفتیم بهش بفروشیم
اما ساکاگوچی میخواد مذاکره کنه تا یه پیشنهاد بالاتر بهش بدن
کی این حرفو زده؟
پس چه دلیلی داره این کارا رو بکنه؟
ما همه با هم هستیم
اما اون هنوز چسبیده به اون هتل زهوار در رفته
شاید مشکلش پول نیست
مشکلش پوله !پول! پول
افراد شیمویاما گفتن
قطعا اینطوره
No comments yet. Be the first to leave one.