لومړۍ 200 کرښې.
،سفر در زمان واقعیـه
،و همهی تاریخ در برابر حمله آسیبپذیر است
به همین دلیله که ما باید در طول زمان سفر کنیم
تا از گسترش اینایی که بهشون میگن انحرافات زمان، جلوگیری کنیم
.و آسیبی که به تاریخ میزنن رو پاک کنیم
.ما یه تیم از طردشدهها و نخالهها هستیم
.پس لطفا به ما نگید قهرمان
.ما افسانهایم
...آنچه گذشت
...فکر کنم بتونم نجاتش بدم
.این یه تقویتکنندهی بیومولکولیـه
.تو الان قدرتهای خارقالعاده داری رفیق
اسمم «استیل»ـه
.تا وقتی که قاتل رکس به عدالت سپرده نشه، من برنمیگردم
اجازه دادری شوگون اَبر-لباس قرن بیستویکم رو بدزده؟
مجبورم بهت یاد بدم که تنها
.چیزی که منو یه قهرمان میکنه نابود کنی
!انجامش بده
.من خیلی متاسفم - .مشکلی نیست -
Legends of Tomorrow - S02 E04 95 / 08 / 14 " موجودات پلید "
«دانتار»
دانتار، صدامو داری؟
.اونا مردن! اونا همه مردن
.سرقت خیلی آسون پیش رفت
رو از 2235 آوردیم بیرون TX-90 ما
...همونطور که قرار داد داشتیم، ولی
.ولی «الک» آلوده شد
... و بعدش اون ... کشت
.خدا، حتی نمیتونی تصور کنی با بقیه چیکار کردن
.نمیدونم در چه زمانی هستم
.دارم فانوس زمانی رو فعال میکنم
سوار «دانتلس» بشید
.و بیاید اینجا و من رو نجات بدید
.بیحرکت
این دیگه چه کوفتیه؟
: کاري از H1tman007 امير ستارزاده @H1tman007
.نمیتونم جون افرادی بیشتری رو به خطر بندازم
.و شما هم نباید اینکارو بکنید
به همین دلیل این رازی که میخوام بهت .بگم رو پیش خودت نگه میداری
.حتی از اعضای تیمت
.یه جنگ به زودی شروع میشه، کاپیتان هانتر
چند دفعه قراره این پیام آیندهی
بری» رو گوش کنیم؟»
.تا وقتی که با عقل جور دربیاد
.پس، دقیقا منظورت اینکه تا ابد باید گوش بدیم
تو که در این مورد با کسی حرف نزدی؟
نه -
.توافق کردیم که اینکارو نکنیم
.و با این حال، هنوز بهتزده هستم
مارتین؟
....سارا
چیکار میتونم برات بکنم؟
!تو هیچ وقت منو سارا صدا نمیکنی
.«همیشه میگی «خانوم لنس
.دارم یه صفحهی جدید رو ورق میزنم
.خب، ورقش بزن به کتابخونه
.یه چیزی پیدا کردیم
.نمیدونم کجا هستم
.فانوس زمانی رو فعال کردم
سوار «دانتلس» بشید
.و بیاید اینجا و من رو نجات بدید
.ارباب زمان نیست چون خیلی عامیانه حرف میزنه
.گمون میکنیم، دزد زمان باشه
.اون یه فانوس رو فعال کرده .باید بریم دنبالش
.اون یه دزد زمانـه چرا باید نجاتش بدیم؟
...چون اگه از جایی سر در بیاره که نباید اونجا باشه
...و کاری بکنه که نباید بکنه
.اونوقت یه کلکسیون از انحرافات پیش میاد
خب، فکر میکنیم از کجا قراره سر در بیاره؟
به نظر میاد، میسیسیپی، سال 1863
.اوج جنگ داخلی آمریکا
.همچنین خونینترین سال در تاریخ آمریکاست
.باید اونجا مراقب همدیگه باشیم
بله، و به همین دلیله که تو باید از اینجا .هوای ما رو داشته باشی
جانم؟
،اگه زحمتی برات نیست
.یکی باید بهعنوان نیروی کمکی بمونه
.باورم نمیشه «ری» تو این دردسر افتاده باشه
.لباسی نداره، قدرتی نداره، تکنولوژی نداره
یعنی، گمونم سارا هیچ چارهای جز .نیمکتنشین کردنش نداشت
.خب، من مطمئنم اون فقط میخواد ری رو در امان نگه داره
.این دورهی زمانی پر از خطرات گوناگونـه
شاید آسونتر باشه که
.که تو بمونی و در کنار دکتر پالمر باشی
.شاید بهتر باشه تو بمونی
نه؟ چون تو سیاهپوست نیستی؟
چون فکر میکنی که اگه من برگردم به سال 1863
نمیتونم از پسش بربیام؟ - این به این معنی نیست -
لازمه که حتما خودت رو در معرض خطراتی
.قرار بدی که در اون دوره منتظر تو هستن
باشه، متوجهم که شاید برات سخت باشه
،که این رو درک کنی
.ولی من کل زندگیم سیاه بودم، گری
و راستش، هیچ دوره زمانی به نظرم نمیاد که
.بریم اونجا و نژادپرستی نباشه
پس نگران نباش، باشه؟
همراه دستگاههای رادیو، ناهار .بستهبندی شده هم براتون گذاشتم
.با خودم گفتم غذای سال 1863 باید بوگندو باشه
.خیلیخب، عملیات ساده است
،ما هدف رو از بقیه جدا میکنیم ،سفینهی زمان رو از بین میبریم
.و از اونجا خارج میشیم
و همه اینکارا رو با این لباسا میکنیم؟
.سالم برگردید
این میسیسیپیـه، سال 1863
.هوا متعادلـه و 58 درجه است
،عه، یه نکتهی بیاهمیت .شماها توی «هایندز کاونی» هستید
...که نامگزاریش به خاطر ژنرال توماس
...تو الان
رادیوش رو خاموش کردم؟ آره
رفقا؟ رفقا؟
.باورم نمیشه
.به نظر میاد یه نوع سفینه فرار باشه
.بیشک سفینه از منطقه زمانی افتاده بیرون
.اثری از هیچکس نیست
.خب، ظاهرا منبع انرژی از بین رفته
همون معنی رو میده که فکرشو میکنم؟
.فقط یه راه برای فهمیدنش هست
.آهان. فکرشم نمیکردم اینو ازم بخواید
.همگی برگردید عقب
خب، بعدی چیه؟
فکر نمیکنی برای یه روز
همینقدر سوزوندن کافی باشه، آقای روری؟
.نه، این فکر رو نمیکنم، پروفسور
داره تبدیل میشه به یکی
.از آسونترین ماموریتهایی که تابحال داشتیم
!کمکم کنید! یکی بیاد کمک لطفا
باید اینو میگفتی مگه نه؟
.اونجاست
!کمک! کمکم کنید
صبرکن، ما نباید توی وقایع تاریخی
.مداخله کنیم
.سعی کن جلومو بگیری
...بیخیال
...از دست زنها
.اون قطعا روحیهی آتشینی داره
که این یا به کشتنش میده
.یا کاملا گند میزنه به تاریخ
.فقط تمومش کنید، سریع
.بیا جلوی اون سربازای «موتلفه» رو بگیریم :در جنگ داخلی دو طرف وجود داشت) (ایالات موتلفه و ارتش متحد
آروم اروم، آروم باش
.خیلیخب، الان در امان هستی
اون دیگه چی بود!؟
الان من چی دیدم؟ - چی چی بود؟ -
.من... من چیزی ندیدم
شماها کی هستید؟
اینجا چه خبره؟
ببین، ما فقط داشتیم رد میشدیم
.خیلیخب رفقا، بیاید گورمون رو از اینجا گم کنیم
.نمیتونیم همینطوری اینجا ولش کنیم
.خب، متاسفانه مجبوریم
،اگه یه مرد رو نجات بدیم ممکنه تاریخ رو
کاملا تغییر بدیم - تو پیغامرسان هستی، درسته؟ -
وایستا، پیغامرسان یعنی چی؟
.یه بردهی سابف که برای ارتش متحد اطلاعات جمع میکنه
.اسم من هنری اسکاتـه
.من یه مرد آزاد از «ترنتون» نیوجرسی هستم
.خب، از خونهتون خیلی دوری
.و ما هم باید از اینجا خارج بشیم
آآ، رفقا؟
!وای خدای من
...اون سربازای موتلفه خیلی شبیه
!نگو... نگو... اسمشم نیار
.سریع سریع، بیا ادغام شیم
همه حالشون خوبه؟
این دیگه چه کوفتی بود؟؟
...اگه از من بپرسی، میگم شبیه زامـ
!نه! خواهشا، اسمشم نیار
میدونم که یه افسانهی غیرقابل انکار هستن
... ولی من یه حس ترس نامفهوم از
زامبیها - !لطفا، اسمشم نیار -
وای، خدا
...هی هی هی هی
هی
دووم بیار - ...استچ -
چی؟ - ...کیفم -
شما از ... ارتش متحده هستید؟
یه جورایی - ... دستورات من -
.مزرعهی کالینز
.حرکت سربازای ارتش موتلفه
...بدون اونا
!هی! هی
.توی نابود کردن سفینهی دزد زمان خوب عمل کردید
.یه برد دیگه هم توی جدول ماموریتها ثبت شد
ندیدی بعدش چی شد؟
نه، یه وقفه ایجاد شد .باید میرفتم دستشویی
تو خوبی؟
!زامبیها بهمون حمله کردن
.و یه نفر توی ساندویچ من کاهو گذاشته بود
تو اون تماس اضطراری دزد زمان
.اشاره شد TX-90 به یه چیزی به اسم
یه اسلحه زیستی جدید
که عوارض آلودگی اون به شدت شدیدـه
.و باعث اون چیزا... میشه... که نمیتونم بگم
و اگه اون دزد زمان آلوده، اون بیرونه
،و داره ویروس رو گسترش میده .پس کارمون اینجا تموم نیست
شوخی نیست. وجود زامبی
،و یا چیزی که هستن
.توی جنگ داخلی بودنشون چیز خوبی نیست
.صحبت از خوب نبودن شد
«ببریدش به «مد-بی
No comments yet. Be the first to leave one.