لومړۍ 200 کرښې.
..."درمقابل تيم "سينسيناتي ردز" در استاديوم "شي...
.و فقط يه ضربه مونده و اون به منطقه چپ ميزنه
.بهت ميگم چرا به هيچجا نميرسن
.مديريت
.بيتوجه به اطرافشون حرکت ميکنن
."نقل و انتقالات خوبي داشتن... "کارتر"، "هرناندز
.اون که مال 4سال پيشه. من دارم الانو ميگم
."ببين کيا رو از دست دادن، "مک داول"، "ميچل"، "بکمن"، "اگيلرا"، "دايکسترا
.موکي"،"موکي"! "موکي ويلسن"،تورو خدا
.نولن راين" رو فراموش نکن" - .آره،"ايمس اوتيس" رو فراموش نکن -
!"ايمس اوتيس"
.تيم عالي بود
.بهترين تيم بيسبال بود ولي گاييدنش رفت پي کارش
سلام، "اوگي" اوضاع چطوره؟
سلام رفيق. از ديدنت خوشحالم. چه کمکي از دستم برمياد؟
."دو بسته "شيملپنيکس
.داري مياري يه فندکم بده
...من و بچهها داشتيم دربارهي زنها و سيگار
.يه بحث فلسفي ميکردم
.آره،خوب فکر کنم همش به "ملکه اليزلبت" برميگرده
ملکه انگلستان؟ - .آره،"اليزابت" اول نه، "اليزابت" دوم -
تا حالا اسم ارباب "والتر رالي" رو شنيدي؟
.آره. لباسش رو انداخت روي گودال
.قبلا سيگار "رالي" ميکشيدم
.باهاشون يه کوپن مجاني هم ميدادن
.همينه
.رالي" کسي بود که تنباکو رو به "انگلستان" معرفي کرد"
...و چون مورد علاقهي ملکه
..."ملکه "بس
.سيگار کشيدن به عنوان يه مد تو دربار شناخته شد
.مطمئنم "بس" پير با ارباب "والتر" شريکي سيگار ميکشيدن
...يه بار باهاش شرطبندي کرد
.که ميتونه وزن دود رو اندازه بگيره
منظورت وزن کردن دودــه؟
.دقيقا. وزن کردن دود
.نميشه اينکارو کرد. مثل وزن کردن هوا ميمونه
.قبول دارم که عجيبه. تقريبا مثل وزن کردن روح يه آدم ميمونه
...ارباب "والتر" آدم باهوشي بود. اول وزن
.يه سيگار سالم رو گرفت
...بعد روشنش کرد. سيگارو کشيد
.با دقت خاکسترها رو ريخت توي يه ظرف
...تهسيگار و خاکسترها رو با هم گذاشت رو کفه ترازو
.و وزنشون کرد
...بعدش از ميزان
.وزن سيگار اصلي کم کرد
.تفاوتشون وزن دود بود
.يه نويسندهاس. توي همين محل زندگي ميکنه
چجور نويسندهاس هست؟ متعهد؟
.خيلي بامزهاس
.با اين حرفايي که ميزني، "تامي"، فکر کنم بايد بري دکتر
...ميدوني، برو روانشناسي خوشمزگي
.مغزت رو خالي کن
."فقط يه جوک، "آگي
.يه رمان نويســـه
پاول بنجامين". تا حالا اسمشو شنيدي؟"
.سوال مسخرهاي بود
.شماها فقط مسائل ورزشي و "ريسينگ فرم" رو ميخونين
.سه يا چهارتا کتاب چاپ کرده
.ولي اين چند ساله چيزي چاپ نکرده
ايده و فکرهاش تموم شده؟
.شانسش تموم شده
يادته چندسال پيش خيابون هفتم بسته شده بود؟
.بانک؟ گلوله بارون شده بود
.چهار نفر مردن و يکيشون زن "پل" بود
.بندهخدا. ديگه مثل سابق نشد
.درست قبل از اينکه اون اتفاق بيفته وايساده بود براش سيگار بخره
.زن خوبي بود. اون موقع 4يا5 ماه حامله بود
.خب وقتي اون کشته شد، بچه هم کشته شد
."روز بدي توي "صخرهي سياه" بود، "اگي
.خيلي بد بود
...بعضيوقتا فکر ميکنم اگه باقيماندهي پول دقيق رو بهم نميداد
...يا اگه مغازه شلوغتر بود
...شايد بيشتر طول ميکشيد تا از اينجا بره بيرون
.و جلوي گلوله قرار نميگرفت
.هنوز زنده بود. بچه به دنيا اومده بود
!اونجا داري چيکار ميکني، بچه؟ تمومش کن
.بهتر مراقب باشي،رفيق. اينطوري خودتو به کشتن ميدي
."بخش1: "پاول
.قانون جهانه
.بايد بذاري يه کاري برات انجام بشه تا تعادل برقرار بشه
.مشکلي نيست. اگه به چيزي نياز داشتم، شاگردمو ميفرستم بياد بهت بگه
.لطفا. بذار حداقل يه فنجون قهوه برات بخرم
.قهوه نميخورم
...از طرف ديگه، اگه اصرار داري
.بهم ليموناد سرد تعارف کني نه نميگم
.خوبه
.اسمم "پاول"ــه
."من "رشيد"ــم. "رشيد کل
اگه کسي جايي براي موندن بده، رد که نميکني، ميکني؟
.مردم تو "نيويورک "از اين کارا نميکنن
من مردم نيستم. و هر کاري بخوام انجام ميدم. فهميدي؟
.ممنون. خودم از پسش برميام
.اگه تعجب کردي، من از زنا خوشم مياد نه مردا
.پيشنهاد اجارهي طولاني مدت بهت نميدم
.فقط دارم يه جايي براي چند شب موندن بهت ميدم
.ميتونم از خودم مراقبت کنم، نگران نباش
.هر جور راحتي
...اگه نظرت عوض شد
خانم؟
سو"؟"
خودکار داري بهم قرض بدي؟
.نيازش دارم
...اگه نظرت عوض شد
.اين آدرسمه
هيچوقت چيزي رو جدي نميگيري، نه؟
.سعي ميکنم نگيرم. براي سلامتي بهتره
.وينسنت"، تو يه زنو 3تا بچه داري و توي لانگ ايلند زندگي ميکني"
.تو کفش و "کاديلاک" سفيد داري موهاتم سفيد شده
.ولي تا حالا دوتا سکته قلبي داشتي ولي من هنوز منتظر اوليشم
.بايد سيگار کشيدن رو ترک کنم
.اين لعنتيا يکي از همين روزا ميکشنم
."تا وقتي ميتوني خوش بگذزون،"وين
.از کارو زندگي ميندازنمون
...آره، اگه ببيننت داري نتباکو مصرف ميکني
.به خطت ميکنن و بهت شليک ميکنن
.تنباکو امروز، سکس فردا
.تا چند سال ديگه لبخند زدن به غريبهها هم خلاف قانون ميشه
هنوز سر اون معاملهي "مانتکريتوس" ميري؟
.آره، رفيقم تو ميامي گفت تا چند هفته ديگه تمومش ميکنه
تو نميخواي باهام باشي؟
.5000دلار هزينه و 10000 دلار تضميني برميگرده برات
.يه گروه از وکلا و قضات دارن تلاش ميکنن مجوز چندتا سيگار "کوبايي" بگيرن
.برام مهم نيست چيکار ميکني. فقط دستگير نشو
.فروختن سيگار "کوبايي" توي اين کشور هنوز ممنوعه
.اين قانونه که داره ميخره. خوبيشم همينه
آخرين باري که شنيدي يه قاضي خودشو فرستاده زندان کي بوده؟
.فقط جعبهها رو زيادي اينجا نگهندار
.اونا ميان،اونا ميرن
.بايد برم. دير برسم "تري" غرغر ميکنه
."سپتامر ميبينمت، "اوگي - .باشه، رفيق -
تعطيل کردي؟
شيملپنيکس" تموم کردي؟"
ميشه تا نرفتي دوسهتا بگيرم؟
.مشکلي نيست
.کار خاصي ندارم، عجله ندارم که برم اپرا يا همچين جايي
.مثل اينکه يه نفر دوربينشو يادش رفته
.آره، من يادم رفت
مال توــه؟ - .آره، مال منه -
.خيلي وقته اون لعنتي مال منه
.نميدونستم عکاسي ميکني
.فکر کنم ميشه گفت تفريحيه
.فقط روزي 5 دقيقه وقتمو ميگيره ولي هر روز اينکارو ميکنم
.هوا باروني باشه يا آفتابي، برف باشه يا بوران
.يجورايي مثل پستچيا
.پس تو فقط آدمي نيستي که سکهها رو پشت پيشخون ميزاره
.خب، اين چيزيه که مردم ميبينن
.خود واقعي من نيست
.همه شبيه همن
...درسته. بيش از 4000 عکس از يکجا
گوشهي خيابان سوم و هفتم ساعت 8 صبح
.4000روز پشت سر هم توي هر نوع آبوهوايي
.نميتونم برم تعطيلات. بايد هر روز صبح سر جام باشم
.هر روز صبح توي يه نقطهي مشخص توي يه ساعت مشخص
.تا حالا همچين چيزي نديدم
...پروژمه
.چيزي که تو بهش ميگي زندگي کاري
.جالبه
.هرچند، مطمئن نيستم فهميده باشم
ايدهي همچين پروژهاي از کجا اومده؟
.نميدونم. همينطوري به ذهنم خطور کرد
.بالاخره، هميشه همراهمه
...يه بخش کوچکي از دنياس
.ولي چيزايي اونجا هم اتفاق ميفته، مثل جاهاي ديگه
.گزارش کوچيکي از کارمه
.يجورايي عاليه
.اگه سرعتتو کم نکني، هيچوقت متوجهش نميشي رفيق
منظورت چيه؟
.منظورم اينه داري تند ميري. تو حتي به سختي به عکسا نگاه ميکني
.ولي همه يجورن
.شبيه همن ولي با هم تفاوت دارن
.صبحهاي تاريک و روشن رو ميبيني
.تابستون و پاييز رو ميبيني
.روزاي هفته و آخر هفته رو ميبيني
.مردم رو با کت و کفش ميبيني، با تيشرت و شلوارک ميبيني
.بعضي وقتا آدماي يکسان، بعضي وقتا آدماي متفاوت
.متفاوتها شبيه ميشن و شبيهها ناپديد
.زمين" دور "خورشيد" ميچرخه"
.هر روز نور "خورشيد" با زاويهي متفاوتي به "زمين" ميرسه
سرعتمو کم کنم، هان؟
.اين پيشنهاد منه. ميدوني که چجوريه
.فردا و فردا و فردا
.زمان با سرعت کند خودش ميگذره
.خدايا
.ببين
.الن"ــه"
.آره. خودشه، بسيارخب
.نزديک اون ساله
.فکر کنم داشته ميرفته سرکار
.الن"ــه"
.نگاش کن
.به عزيز دلم نگاه کن
!لعنتي
کيه؟
."رشيد" - کي؟ -
رشيد کول"، اون يارو ليموناديه، يادت اومد؟"
.آره، بيا بالا
.بيا تو
.انتظار نداشتم ديگه ببينمت
.همچنين
...ولي امروز عصري يه صحبت طولاني با حسابدارم داشتم
No comments yet. Be the first to leave one.