لومړۍ 200 کرښې.
سال قبل ميلاد ايالت غربي کين چين
هي
اون ژنرال وانگ شي نيست؟
که يکي از شش فرمانده بزرگ شين هست ؟
عجب ژنرال فوق العاده ايــه
رهبري همچين ارتش بزرگي کار هر کسي نيست خيلي از بقيه ژنرال ها سرتره
هي
واي
در جهان اشفته باستان
دوره جنگ پاييزه و بهاره ايالات بود
سرزمين هاي وسيع مرکزي چين به هفت ايالت تقسيم شد
پادشاهان هر ايالت ژنرال هاي خود را به جنگ با ايالت هاي دشمن ميفرستادند
اين جنگ هاي خونين 500 سال ادامه داشت
بعد در شين ايالت غربي
ديدار دو پسر
موجب تغيير بزرگي در تاريخ شد
پادشاهي
بيا
از فردا وقت طلوع خورشيد کارتو شروع ميکني
فهميدي ؟
مراقبش باش
من پيائو هستم
منم شين هستم
نه چند بار بايد اينو بگم؟
آخ آخ آخ
من براي خريدت کلي پول خرج کردم
اخ اخ اخ اخ
- حالا بتمرگ و کار کن اخ اخ اخ اخ
پيائو
بهش ياد بده
لعنتي تاجر برده کوفتي گولم زد..
لعنت بهش
خيلي زود از اينجا فرار ميکنم
ممکن نيست ميدوني که؟؟
برده ها حتي وقتي که بزرگ ميشن هم برده ميمونن
فرزند يک برده هم يک برده محسوب ميشه
وقتي که يک برده بشي هميشه برده باقي ميموني
اما يک راه خروج هست
شمشير
شمشير؟
اين...
شمشير؟
اخ
چرا منو ميزني؟
از همين الان بايد ده هزار بار مبارزه کنيم
ده هزار بار؟
اصلا چقدر هست؟
خيلي بزن بريم
اگر ده هزار بار مبارزه کنيم ميتونم از اينجا برم؟
حتي بيشتر از خارج شدن در انتظارته
ميتوني تبديل به يک ژنرال بزرگ بشي
ژنرال بزرگ؟
اگر با جديت تمام ده هزار بار مبارزه کنيم ميتونيم ژنرال هاي بزرگي بشيم
ژنرال هاي بزرگي خواهيم شد
بيا دوتايي باهم از اينجا بيرون بريم
باشه
چه قدرتي داري
اوه يک پرنده
اي عوضي اب زيرکاه
صبر کن اون کيه؟
گولتو نميخورم
اين 1253 امين مبارزمون بود و تا الان 334 تا رو بردم .سيصد سي و دوتا رو باختم و 587 تاشم مساوي شده
از موقعي که که اختلاف 2 تا نشده يک سال ميگذره
اعه؟
خوبي؟
اينجا چي ميخواي پيرمرد
همش تقصير بود
بس کن بس کن بس کن
اون از خانواده هاي اشرافيه
شما پسرا از کجا ياد گرفتين اينطوري مبارزه کنيد؟
ما از کسي ياد نگرفتيم
بابت مزاحمتم ببخشيد
صبر کن پيرمرد
نکن
چرا نکنم؟
ماجراي اون دوتا بچه چيه؟
اين ملاقات ميتونه همون چيزي که نياز داشتيم باشه
چي؟
من بهتون مديونم ببخشيد
پيائو...
همون پيرمرديه که يکم قبل ديديمش
اون برگشته يک لحظه صبر کنيد
به خاطر سخت کار کردنتون ممنونم
پيائو-کن
پيائو کن اينو ول کن
پيائو کن؟
اسم اين مرد چان ون جون ساماــنه
ايشون يکي از وزراي در خدمت پادشاه هستن
چان ون جون ساما قرار که پول ازاديتو بده
که اينطور...
اين پيرمرد متوجه استعداد هامون شده ها
پس بزار ببينيم چي ميگه
ژين تو برو گمشو داخل انبار
بيا پيائو کن بيا
پيائو
از فردا در قصر سلطنتي کار خواهي کرد
همين الان ميريم به اونجا برو و اماده شو
من قراره که در قصر سلطنتي کار کنم؟
براي افرادي در شرايط تو چنين فرصت هايي فقط يکبار پيش مياد
پس لطفا ژين هم همراهمون بياد
ژِين؟
ژِين هم به اندازه من قويه خيلي ميتونه به درد بخور باشه
من فقط يک نفرو ميبرم و اون تو هستي پيائو
پيائو کن فقط درخواست ايشونو قبول کن
کار کردن در قصر سلطنتي افتخار خيلي بزرگيه
لطفا يک روز براي فکر به پيشنهادتون بهم فرصت بدين
پيائو!!
باشه
همه چيزو شنيدي . مگه نه؟
تمام اين مدت داشتيم سخت تمرين ميکرديم تا بتونيم پله هاي ترقي رو طي کنيم
تا بتونيم...
به ژنرال هاي بزرگي تبديل بشيم
اما...
اما من نميتونم به تنهايي از اينجا برم
احمق به خاطر من نبايد پيشنهادشو رد کني
منم نگفتم که رد ميکنم
ميرم
خوبه
پيائو
ژِين
هر دوي ما به يک مقصد خواهيم رسيد
خيلي زود منم بهت ملحق ميشم
مبارزه را روز و زمان ديگه اي ادامه ميديم
تو تمرينات کم کاري نکن
فقط صبر کن و ببين پيائو
ژِين اين جدايي زياد طول نميکشه
فقط صبر داشته باش پيائو
خيلي قوي خواهم شد
اينقدر قوي ميشم که از اينجا برم بيرون
لعنت بهش
منتظرم باش پيائو
بالاخره ميام پيشت
من خونه ام ژِين
پيائو
هي!هي!
چرا؟
بيدار شو
چشماتو باز کن زود باش چشماتو باز کن
چه خبر شده ژين؟ دزد اومده؟
ارباب يک دکتر خبر کنيد
پيائو..
اينهمه خون از کجا اومده
به دکتر نيازي نيست
خوشحالم که ميتونم صداتو براي اخرين بار بشنوم
اخرين بار؟
چرت و پرت نگو
پيائو
برادر پادشاه در قصر سلطنتي شورش راه انداخته
اونا رد خون منو خواهند گرفت و
به زودي ميان اينجا
ارباب...
وقتي رسيدن..
بهشون بگو يک غريبه درو شکوند و اومد داخل و مرد...
جسدمو همينجوري که هست...
نميزارم دستشون بهت بخوره
نميزارم هيچکدومشون از اينجا جون سالم به در ببره
خوشحالم که اينو ميشنوم
اما...
ازت ميخوام که يک لطفي بهم بکني
برو اينجا
اين نقشه را بگير
نزديک روستاي هيبي هست
تا اينجا اومدم تا اينو بهت بدم
همين الان راه بيفت
اين چيه ؟
چه خبره؟
من اصلا نميفهمم
گوش کن
ژين
ازت ميخوام که بري به اونجا
فهميدم...
فهميدم لطفا نمير
مگه نميگفتي که قراره هردومون ژنرال هاي بزرگي بشيم
هر دومون....
خواهيم بود
ژين...
ما در قدرت و احساسات مثل هميم
ما مانند يک روح در دو بدنيم
اگر قراره بري اون دنيا...
منم باهات ميام
ژِين...
من باهاتم...
همه جا باهاتم
پيائو..
پيائو
پيائو
ميکشمشون
همشونو ميکشم...
ژين
ميسپرمش به تو
اون داخله ؟
برو تو
اين اوني که دنبالشيم نيست
چي؟
البته اگه به گروه قاتلين 200 ساله شما توهين نميشه
زو سي ساما
روستاييا ميخوان بدونن چه خبره
ژنرال ميشه بدونم اينجا چه اتفاقي افتاده؟
تمام مردم اين روستا را بکشيد
تمام کسايي که ما را ديدن همشونو بکشيد
No comments yet. Be the first to leave one.