Coup de Grâce

Coup de Grâce (Der Fangschuss)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Coup de grace 1976 DVDRip The Criterion Collection
د لخوا تبصره bamdad
بامداد از تیم ترجمه پارس نویس

تګونه

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
په خپور شو: 2015-02-03
ډاونلوډونه: 40
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

تقديم به تمام عاشقان سينما

" تقديم به اولين استادم ژان پير ملويل " فولکر اشلوندورف

تير خلاص

کشورهاي حوزه‌ي درياي بالتيک سال 1919/20

: کارگردان فولکر اشلوندورف

اوايل مبارزات عليه بلشويسم ... در ليووني و کورلند

. رو به خاطر دارم ...

... ، گفته ميشد که مرگ به سرعت در حال تاختنه

. همونطور که زندگي در حال تاختنه ...

! ميشل

. اسب رو نگهدار

واسه کنراد، به معناي بازگشتي . به دوران کودکيش بود

کراتوويس در مرزهاي . از دست رفته‌ي اروپاي شرقي بود

جايي که نام محل‌هاي آلماني يا . روسي، ديگه معنايي نداشتند

! ارباب برگشتن

! خواهر

! خوش اومدي، روال

! به سلامتي برادر ولخرج

. نميشه شناختت - چي؟ -

! نميشه شناخت

. خودتم همينطور موهاتو کوتاه کردي؟

. اونطوري زيباتري

! خداي بخشنده

! عمه پراسکوويا

. شب و روز برات دعا مي‌کردم

. تا بالاخره مريم مقدس صدامو شنيد

. ديدنت چقدر خوشايندِ، پسرم . انگار رنگت پريده

. تو جنگ بوديم

. معلومه . اصلاح هم نکردي

. لوموند، يه سرباز واقعي

. هميشه در حال آماده باش

. بسيار دلير

. برادرانمون در ارتش

. افسران اهل کرونشتات

. ذهن، خودش برمي‌خيزه

. جسم روي مبل لميده

. اينجا ميتونين وضعيت نظامي رو ارزيابي کنين

. بلشويسم داره تمام مردم رو آلوده مي‌کنه

. دشمن مخفيانه عمل مي‌کنه

. روزها در جنگل مخفي ميشه

و شب‌ها به روستاها مياد . تا توسط ساکنين تغذيه بشه

لباس خوابتون رو گذاشتم روي لوله . بخاري تا گرم بشه

. درست مثله اون قديما

سوفي کجاست؟

. امشب نمي‌خواد خودشو نشون بدن

. بانوي جوان توي اتاقش شام مي‌خوره

. خدارو شکر که برگشتن

. خيلي خوشحالم که بالاخره رسيدن، عزيزم

. الان خيلي خسته‌م

. شب بخير عمه . خوب بخوابي

. شب بخير سوفي

. مردها هيچ نظمي تو کارشون نيست

نه جنگ و نه انقلاب به انداز‌ه‌ي . ناجيان اين سرزمين باعث ويرانيش نميشن

، کافيه به خودت بگي اين يه صيد روباهه . حداقل تا زماني که جنگ به پايان برسه

. صوفي تغيير کرده

زمان ورود ما مثله يک . زنداني وحشت‌زده بود

حضور برادرش کنراد دوباره ... نقشش رو به عنوان

. بانوي عمارت بهش برگردوند ...

بوي زمين بعد از يک . نبرد، ترديدناپذيره

. اولين جنازه

. يه اثر موندگار باقي ميذاره

. دستي که از زمين بيرون جهيده

. لب‌هاي آبي‌رنگ روي دندون‌هاي سفيد

، به اندازه‌اي که بخواي، ميتوني باهاش خو بگيري . به جز وحشتش که هميشه همونه

، اجساد تکه پاره، جمجمه‌هاي خرد شده . صورتک‌هاي مرگ‌وار

و تو بي‌صبرانه منتظر فريادي ميشي . که نشانه‌ي آغاز حمله‌ست

اگه کانال‌هاي فاضلاب تا بهار تعمير نشن . اين زمين تبديل به باتلاق ميشه

. خدمتکارها از اينجا رفتن

. به جز ميلا و ميشل پير

همه‌چيز رو به همون حالتي . که قبلا بود، برمي‌گردونيم

. اينجارو ببين، يه ماهي کپور - . عاليه، بيا بذارش تو کيف -

، بعد از جنگ . اين خونه رو به يه جاي ديگه تبديل مي‌کنم

يه مکاني که نويسندگان و هنرمندان . بتونن همديگه رو ببينن و حرف بزنن

. کار کنن و با همديگه خوش باشن

. صبح بخير

. نفر اول

. صبح بخير - . صبح بخير، اريش -

کجا بودين؟ - . رفته بوديم سمت برکه -

. رفتيم ماهيگيري

مگه هنوزم اون برکه، ماهي داره؟

. با شاخ و برگ‌هاي خوب، طبخش مي‌کنم

بايد يه فهرستي تهيه کنيم . تا بدونيم دقيقا کجا اقامت کنيم

. بريم . افراد بايد ضدعفوني بشن

. خيلي کثيفن . پل از پس انجام همه‌ي کارها برنمايد

! اميدوارم از غذا لذت برده باشين

. چه غافلگيري خوبي

! قهوه . درست مثله قبل از انقلاب

. البته شکر نداريم

. فقط بخاطر اينکه تو اينجايي

.اصلا کوک نيست . يه چيزي بايد داخلش باشه

. يه گلوله

مي‌خواي برقصي، سوفي؟

. الان نه . به اون عکس‌ها نگاه کن

عمه پراسکوويا . زماني که شبيه به آدميزاد بود

از خودت عکسي نيست؟

. اون دختر کوچيکه با موهاي بلوند منم

. " نوشته شده " سونيا

. از اسم مستعار خوشم نمياد

. همه منو سونيا صدا ميزدن

. من سوفي رو ترجيح ميدم

راحتي؟

غذا خوب بود؟

سيب چطور بود؟

. عالي

. ساکتي، عمه

مي‌خواي چي بگم؟

!.آماده باش

. دو نفر نگهباني بده

. يه خمپاره‌انداز نزديک برکه‌ست

. واي خداي مهربون . هممون رو ميکشن

. آروم باش . چيزي نشده

. حالشون رو جا مياريم

: فقط يه کار ميشه انجام داد ! سر از تنشون جدا کنين

! چراغو خاموش کنين

. دستوراتي از سوي فرمانده‌ي لندور

: در نبرد عليه وحشت سرخ، دستور ميدهم ، منظور از وحشت سرخ، کارزار کشتار جمعي) (شکنجه، و سرکوب سازمان يافته توسط بلشويک‌هاست

يک: اين ياغيان ... قانون‌شکن تشخيص داده شده‌اند

و هر کسي که آنها را ... ... بکشد يا زخمي کند

. مجازات نمي‌شود ...

... دو: خزانه‌دار فرمانده

در ازاي کشتن هر يک از ... ... سرخ‌ها، پاداشي به

. مبلغ صد روبل شرقي خواهد پرداخت ...

سه: همان مبلغ به کسي که ... با دادن اطلاعات

... منجر به دستگيري يک سرخ شود ...

. پرداخت خواهد شد ...

... چهار: تمام ساکنين موظف هستند

که اطلاعات مربوطه را ... ... در سريع‌ترين زمان ممکن

. در اختيار ارتش قرار دهند ...

... کساني که سرخ‌ها را گزارش ندهند

... يا به آن‌ها ياري رسانند ...

. بي‌درنگ اعدام خواهند شد ...

! ‌بس کنين، حرومزاده‌ها

! احمق‌هاي کودن

تو کي هستي؟ . ولش کنين

آلماني هستي؟

... آره

. و آلماني‌هاي بيشتري هم اين اطراف هستند ...

. از شرتون خلاص ميشيم

چطور به طرف ديگه رسيدي؟

. توي سيبري زنداني بودم

بعد توسط سرخ‌ها استخدام شدي؟ چه وعده‌اي بهت دادن؟

اهل کجايي؟ - . دارمشتات -

شغلت چيه؟

. کمک مکانيک

هنوزم خويشاوندي در آلمان داري؟

کمونيستي؟

. آره

. برام مهم نيست باهام چيکار مي‌کنين

ميشه بيام تو؟

. البته

. ممنون

. ديروقته، سوفي

. مي‌خوام يه پيپ بکشم

چرا از بين اين همه جا به کراتوويس اومدي، اريش؟

خب به نظر تو کجا بايد ميرفتم؟

. ميتونستي توي پاريس يا برلين بموني

. کسي مجبورت نکرد توي اين جنگ شرکت کني

، من يه افسرم . و توي برلين به دردي نمي‌خورم

چي باعث شده که بخواي از اينجا دفاع مي‌کني؟

. مادرت قبل از جنگ همه چيز رو از دست داد

. شايد من عاشق چيزهاي از دست رفته‌ام

، در هر صورتي . بخاطرشون مي‌جنگم

حداقل شما هيچيک از . توهمات کنراد رو ندارين

عقايد کنراد حقيقي‌تر از . مال تو هستن، سوفي

، عقايدش رو از توي کتاب بيرون نکشيده ... ، بلکه از زندگي

. از سنت خانوادگي خودتون ...

. توي دوران جديد، سنت ما بدردي نمي‌خوره

. کسي نميتونه تاريخچه‌ي خودشو انتخاب کنه

. اوه، آره

. ديگه بايد بري بخوابي، سوفي

معشوقه داري؟

مطمئنم که يه زن توي . فرانسه يا آلمان انتظارت رو ميکشه

. فرانتس ميگه که زن‌ها شيفته‌ي تو ميشن

. من هيچ معشوقه‌اي ندارم، سوفي

. نمي‌خواي درموردش حرفي بزني

روابط من با زن‌ها . کوتاه و بي‌اهميت بوده

. چيز خاصي براي گفتن نيست

. يه رابطه‌ي کوتاه ميتونه زيبا باشه

. زن‌ها، روابط پايدار ميخوان

. دوستي واسه من معناي بيشتري داره - بيشتر از عشق؟ -

. چون دوستي قابل اطمينان‌تره

. پس حتما با زن‌هاي بدي برخورد داشتي

، اتفاقا برعکس . من فکر مي‌کردم بهترين‌ها هستن

حداقلش سعي نکردن که . نقشي در زندگي من ايفا کنن

سوفي، به سختي، همدردي ... خودش رو با سرخ‌ها مخفي مي‌کرد

، به خصوص براي دوستش گريگوري لُوي ... . پسر خياط و قابله‌ي يهودي

. برادرم برگشته

حال مرد جوان چطوره؟

اريش فون لوموند هم اينجاست؟

. درسته

از کجا ميدونستي؟

. کل مردم روستا ميدونن

. همه ازش ميترسن

. افسر خيلي خوبيه

. حيف که هميشه در مسير اشتباهه

سربازهاي بيشتري توي راه هستن؟

کي دلش مي‌خواد بياد اينجا؟

اريش مي‌خواد تا زماني که ميتونه . اون خونه رو نگهداره

سرباز مزدور به اندازه‌ي کافي هست . و ماجراجويان با هر جنگي خودشونو همساز مي‌کنن

فون لوموند چه کاري ميتونه توي برلين انجام بده؟

Coup de Grâce subtitles in other languages

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left