لومړۍ 200 کرښې.
تقديم به تمام عاشقان سينما
" تقديم به اولين استادم ژان پير ملويل " فولکر اشلوندورف
تير خلاص
کشورهاي حوزهي درياي بالتيک سال 1919/20
: کارگردان فولکر اشلوندورف
اوايل مبارزات عليه بلشويسم ... در ليووني و کورلند
. رو به خاطر دارم ...
... ، گفته ميشد که مرگ به سرعت در حال تاختنه
. همونطور که زندگي در حال تاختنه ...
! ميشل
. اسب رو نگهدار
واسه کنراد، به معناي بازگشتي . به دوران کودکيش بود
کراتوويس در مرزهاي . از دست رفتهي اروپاي شرقي بود
جايي که نام محلهاي آلماني يا . روسي، ديگه معنايي نداشتند
! ارباب برگشتن
! خواهر
! خوش اومدي، روال
! به سلامتي برادر ولخرج
. نميشه شناختت - چي؟ -
! نميشه شناخت
. خودتم همينطور موهاتو کوتاه کردي؟
. اونطوري زيباتري
! خداي بخشنده
! عمه پراسکوويا
. شب و روز برات دعا ميکردم
. تا بالاخره مريم مقدس صدامو شنيد
. ديدنت چقدر خوشايندِ، پسرم . انگار رنگت پريده
. تو جنگ بوديم
. معلومه . اصلاح هم نکردي
. لوموند، يه سرباز واقعي
. هميشه در حال آماده باش
. بسيار دلير
. برادرانمون در ارتش
. افسران اهل کرونشتات
. ذهن، خودش برميخيزه
. جسم روي مبل لميده
. اينجا ميتونين وضعيت نظامي رو ارزيابي کنين
. بلشويسم داره تمام مردم رو آلوده ميکنه
. دشمن مخفيانه عمل ميکنه
. روزها در جنگل مخفي ميشه
و شبها به روستاها مياد . تا توسط ساکنين تغذيه بشه
لباس خوابتون رو گذاشتم روي لوله . بخاري تا گرم بشه
. درست مثله اون قديما
سوفي کجاست؟
. امشب نميخواد خودشو نشون بدن
. بانوي جوان توي اتاقش شام ميخوره
. خدارو شکر که برگشتن
. خيلي خوشحالم که بالاخره رسيدن، عزيزم
. الان خيلي خستهم
. شب بخير عمه . خوب بخوابي
. شب بخير سوفي
. مردها هيچ نظمي تو کارشون نيست
نه جنگ و نه انقلاب به اندازهي . ناجيان اين سرزمين باعث ويرانيش نميشن
، کافيه به خودت بگي اين يه صيد روباهه . حداقل تا زماني که جنگ به پايان برسه
. صوفي تغيير کرده
زمان ورود ما مثله يک . زنداني وحشتزده بود
حضور برادرش کنراد دوباره ... نقشش رو به عنوان
. بانوي عمارت بهش برگردوند ...
بوي زمين بعد از يک . نبرد، ترديدناپذيره
. اولين جنازه
. يه اثر موندگار باقي ميذاره
. دستي که از زمين بيرون جهيده
. لبهاي آبيرنگ روي دندونهاي سفيد
، به اندازهاي که بخواي، ميتوني باهاش خو بگيري . به جز وحشتش که هميشه همونه
، اجساد تکه پاره، جمجمههاي خرد شده . صورتکهاي مرگوار
و تو بيصبرانه منتظر فريادي ميشي . که نشانهي آغاز حملهست
اگه کانالهاي فاضلاب تا بهار تعمير نشن . اين زمين تبديل به باتلاق ميشه
. خدمتکارها از اينجا رفتن
. به جز ميلا و ميشل پير
همهچيز رو به همون حالتي . که قبلا بود، برميگردونيم
. اينجارو ببين، يه ماهي کپور - . عاليه، بيا بذارش تو کيف -
، بعد از جنگ . اين خونه رو به يه جاي ديگه تبديل ميکنم
يه مکاني که نويسندگان و هنرمندان . بتونن همديگه رو ببينن و حرف بزنن
. کار کنن و با همديگه خوش باشن
. صبح بخير
. نفر اول
. صبح بخير - . صبح بخير، اريش -
کجا بودين؟ - . رفته بوديم سمت برکه -
. رفتيم ماهيگيري
مگه هنوزم اون برکه، ماهي داره؟
. با شاخ و برگهاي خوب، طبخش ميکنم
بايد يه فهرستي تهيه کنيم . تا بدونيم دقيقا کجا اقامت کنيم
. بريم . افراد بايد ضدعفوني بشن
. خيلي کثيفن . پل از پس انجام همهي کارها برنمايد
! اميدوارم از غذا لذت برده باشين
. چه غافلگيري خوبي
! قهوه . درست مثله قبل از انقلاب
. البته شکر نداريم
. فقط بخاطر اينکه تو اينجايي
.اصلا کوک نيست . يه چيزي بايد داخلش باشه
. يه گلوله
ميخواي برقصي، سوفي؟
. الان نه . به اون عکسها نگاه کن
عمه پراسکوويا . زماني که شبيه به آدميزاد بود
از خودت عکسي نيست؟
. اون دختر کوچيکه با موهاي بلوند منم
. " نوشته شده " سونيا
. از اسم مستعار خوشم نمياد
. همه منو سونيا صدا ميزدن
. من سوفي رو ترجيح ميدم
راحتي؟
غذا خوب بود؟
سيب چطور بود؟
. عالي
. ساکتي، عمه
ميخواي چي بگم؟
!.آماده باش
. دو نفر نگهباني بده
. يه خمپارهانداز نزديک برکهست
. واي خداي مهربون . هممون رو ميکشن
. آروم باش . چيزي نشده
. حالشون رو جا مياريم
: فقط يه کار ميشه انجام داد ! سر از تنشون جدا کنين
! چراغو خاموش کنين
. دستوراتي از سوي فرماندهي لندور
: در نبرد عليه وحشت سرخ، دستور ميدهم ، منظور از وحشت سرخ، کارزار کشتار جمعي) (شکنجه، و سرکوب سازمان يافته توسط بلشويکهاست
يک: اين ياغيان ... قانونشکن تشخيص داده شدهاند
و هر کسي که آنها را ... ... بکشد يا زخمي کند
. مجازات نميشود ...
... دو: خزانهدار فرمانده
در ازاي کشتن هر يک از ... ... سرخها، پاداشي به
. مبلغ صد روبل شرقي خواهد پرداخت ...
سه: همان مبلغ به کسي که ... با دادن اطلاعات
... منجر به دستگيري يک سرخ شود ...
. پرداخت خواهد شد ...
... چهار: تمام ساکنين موظف هستند
که اطلاعات مربوطه را ... ... در سريعترين زمان ممکن
. در اختيار ارتش قرار دهند ...
... کساني که سرخها را گزارش ندهند
... يا به آنها ياري رسانند ...
. بيدرنگ اعدام خواهند شد ...
! بس کنين، حرومزادهها
! احمقهاي کودن
تو کي هستي؟ . ولش کنين
آلماني هستي؟
... آره
. و آلمانيهاي بيشتري هم اين اطراف هستند ...
. از شرتون خلاص ميشيم
چطور به طرف ديگه رسيدي؟
. توي سيبري زنداني بودم
بعد توسط سرخها استخدام شدي؟ چه وعدهاي بهت دادن؟
اهل کجايي؟ - . دارمشتات -
شغلت چيه؟
. کمک مکانيک
هنوزم خويشاوندي در آلمان داري؟
کمونيستي؟
. آره
. برام مهم نيست باهام چيکار ميکنين
ميشه بيام تو؟
. البته
. ممنون
. ديروقته، سوفي
. ميخوام يه پيپ بکشم
چرا از بين اين همه جا به کراتوويس اومدي، اريش؟
خب به نظر تو کجا بايد ميرفتم؟
. ميتونستي توي پاريس يا برلين بموني
. کسي مجبورت نکرد توي اين جنگ شرکت کني
، من يه افسرم . و توي برلين به دردي نميخورم
چي باعث شده که بخواي از اينجا دفاع ميکني؟
. مادرت قبل از جنگ همه چيز رو از دست داد
. شايد من عاشق چيزهاي از دست رفتهام
، در هر صورتي . بخاطرشون ميجنگم
حداقل شما هيچيک از . توهمات کنراد رو ندارين
عقايد کنراد حقيقيتر از . مال تو هستن، سوفي
، عقايدش رو از توي کتاب بيرون نکشيده ... ، بلکه از زندگي
. از سنت خانوادگي خودتون ...
. توي دوران جديد، سنت ما بدردي نميخوره
. کسي نميتونه تاريخچهي خودشو انتخاب کنه
. اوه، آره
. ديگه بايد بري بخوابي، سوفي
معشوقه داري؟
مطمئنم که يه زن توي . فرانسه يا آلمان انتظارت رو ميکشه
. فرانتس ميگه که زنها شيفتهي تو ميشن
. من هيچ معشوقهاي ندارم، سوفي
. نميخواي درموردش حرفي بزني
روابط من با زنها . کوتاه و بياهميت بوده
. چيز خاصي براي گفتن نيست
. يه رابطهي کوتاه ميتونه زيبا باشه
. زنها، روابط پايدار ميخوان
. دوستي واسه من معناي بيشتري داره - بيشتر از عشق؟ -
. چون دوستي قابل اطمينانتره
. پس حتما با زنهاي بدي برخورد داشتي
، اتفاقا برعکس . من فکر ميکردم بهترينها هستن
حداقلش سعي نکردن که . نقشي در زندگي من ايفا کنن
سوفي، به سختي، همدردي ... خودش رو با سرخها مخفي ميکرد
، به خصوص براي دوستش گريگوري لُوي ... . پسر خياط و قابلهي يهودي
. برادرم برگشته
حال مرد جوان چطوره؟
اريش فون لوموند هم اينجاست؟
. درسته
از کجا ميدونستي؟
. کل مردم روستا ميدونن
. همه ازش ميترسن
. افسر خيلي خوبيه
. حيف که هميشه در مسير اشتباهه
سربازهاي بيشتري توي راه هستن؟
کي دلش ميخواد بياد اينجا؟
اريش ميخواد تا زماني که ميتونه . اون خونه رو نگهداره
سرباز مزدور به اندازهي کافي هست . و ماجراجويان با هر جنگي خودشونو همساز ميکنن
فون لوموند چه کاري ميتونه توي برلين انجام بده؟
No comments yet. Be the first to leave one.