Serpent's Path

Serpent's Path (蛇の道)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Serpents Path 2024 WEB-DL U-NEXT Dream Per
د لخوا تبصره CinemaDreaming
🟦 Cinema Dreaming • FrancoFilm • اشکان هیدی 🟦

تګونه

webdl
cinema_dreaming
francofilm
persian_cc
په خپور شو: 2024-11-09
ډاونلوډونه: 72
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

ارائه‌شده توسط سینما دریمینگ ‫@CinemDreaming

‫بد خوابیدی؟

‫آره، خیلی بد خوابیدم.

‫اگه میخوای، میتونیم عملیات رو عقب بندازیم.

‫نگران من نباش.

‫میتونیم یه روز دیگه انجامش بدیم.

‫نه، همین امروز انجامش میدیم.

‫ولی مطمئنی؟

‫اگه اون نباشه چی؟

‫مطمئنم.

‫ماری، به زودی، خیلی زود.

‫الان برمیگردم.

‫میای داخل؟

‫آره.

‫لاوال اینجاست؛ بریم، باشه؟

‫آره.

‫بریم.

‫جمع و جورش کن.

‫سلام!

‫دنبال چیزی میگردین؟

‫دنبال کی میگردین؟

‫فرانسوی بلدین؟

‫انگلیسی بلدین؟

‫اِم...

‫اگر نه که، سرایدار هست اگه نیاز دارین...

‫که کسی رو پیدا کنین...

‫شما کی هستین؟

‫از من چی میخواین؟

‫دخترمه.

‫کشته شده.

‫چی؟

‫ماری باشره، ۸ ساله.

‫جسدش رو نزدیک درختای زیرفون ‫تو جنگل سینار پیدا کردن.

‫تقریباً یک هفته بعد از مرگش.

‫روی بدنش جای ۱۶ ضربه چاقو بوده.

‫شکستگی مچ دست راست و ‫انگشت وسط دست چپ قبل از مرگ.

‫زخم شدید شکم و سر.

‫زخم‌های متعدد و خون‌مُردگی

‫علت مرگ خونریزی بوده.

‫یک سوم مغز از بین رفته.

‫۸۰٪ اعضای بدن برداشته شده.

‫صورت قربانی از بین رفته.

‫هویت از طریق اثر دندان تشخیص داده شد.

‫خب که چی؟

‫چه ربطی به من داره؟

‫تیبو لاوال، تو حسابدار بنیاد مینار بودی.

‫نه، نه...

‫اونجا خیلی وقت پیش منحل شد.

‫من دیگه هیچ ربطی به اونا ندارم.

‫دخترم توسط یکی از افراد بنیاد دزدیده شد ‫و اون شخص تویی.

‫نه!

‫پس کی بود؟

‫با موقعیتی که تو داشتی، ‫نمیشه که در جریان نبوده باشی.

‫دخترت رو دزدیدن.

‫چرا بنیاد باید این کار رو میکرد؟

‫با چه هدفی؟

‫این تویی که باید به من بگی.

‫ولی من میگم که کار من نبود.

‫من این بچه رو نمیشناسم.

‫خب!

‫چیکار میکنی، بیخیال شو.

‫نه.

‫چی میخواین؟

‫اعتراف کن؛ میخوای اینجا بمیری؟

‫ولی این...

‫نترس.

‫ما وقت زیادی داریم.

‫میدونم؛ فقط یه کم ترسوندمش.

‫هی!

‫این براتون خیلی گرون تموم میشه.

‫هی!

‫هی!

‫کمک!

‫داد زدن فایده‌ای نداره.

‫اینجا کسی نیست.

‫باید برم.

‫آره، وقتشه.

‫سایوکو، نمیدونم چطور ازت تشکر کنم.

‫ممنون برای همه کارایی که برام میکنی.

‫خیلی طول کشید

‫ولی این آخرین مرحله‌ست.

‫امیدوارم.

‫سردرد و سرگیجه دارین؟

‫بله.

‫و حالت تهوع هم دارم، ولی چیز عجیبی نیست.

‫احتمالاً به خاطر اضطرابه.

‫موندن طولانی مدت تو محیطی ‫که زبونش رو بلد نیستی

‫میتونه باعث واکنش‌هایی تو هر کسی بشه.

‫این علائم ممکنه ظاهر بشن.

‫نگران نباشید.

‫ولی محض احتیاط، براتون آرام‌بخش تجویز میکنم.

‫خیلی ممنون، دکتر.

‫مدت زیادیه تو فرانسه زندگی میکنین؟

‫هان؟

‫شما خودتون اضطراب ندارین، دکتر؟

‫البته که دارم، برای منم پیش میاد.

‫تو این مواقع چیکار میکنین؟

‫با ژاپنی‌های دیگه صحبت میکنین؟

‫یا شاید به داروهای قوی دسترسی دارین...

‫که پزشکان به راحتی میتونن بگیرن؟

‫آقای یوشیمورا.

‫بله؟

‫تا حالا به دارویی آلرژی داشتین؟

‫نه.

‫براتون یه هفته دارو تجویز می‌کنم.

‫دکتر، چطوری اینکارو می‌کنید؟

‫یه کم پیچیده‌ست.

‫ببخشید که این موضوع رو مطرح کردم.

‫دکتر، اصالتاً اهل کجایید؟

‫من ژاپن به دنیا اومدم.

‫توکیو.

‫خانواده‌تون کجان؟

‫پدرم اونجاست.

‫مادرتون؟

‫مادرم فوت کرده.

‫واقعاً؟

‫متأسفم.

‫پرسیدنش درست نیست...

‫شما برای دنبال کردن رؤیای جوونیتون ‫اومدین پاریس، درسته؟

‫آره، اومدم دنبال یه رؤیا.

‫و در نهایت موندگار شدم.

‫عجب...

‫خیلی تأثیرگذاره.

‫اینکه این رؤیا رو اینقدر طولانی دنبال کردین...

‫این دارو.

‫الان یه قرص می‌خورید.

‫چی؟

‫من تو انبار دارمش.

‫خیلی خب.

‫بخوریدش.

‫مطمئنید سم که نیست، ها؟

‫شوخی می‌کنم.

‫هی!

‫هی!

‫آهای، صدامو می‌شنوی؟

‫جواب بده!

‫هی!

‫باید برم دستشویی.

‫لطفاً.

‫ها؟

‫نمی‌تونی منو اینجوری رها کنی، خواهش می‌کنم؟

‫فکر کنم همو می‌شناسیم.

‫حتماً یه جایی همدیگرو دیدیم.

‫اینطور فکر نمی‌کنی؟

‫بهم بگو اگه درسته، چون...

‫می‌تونم کمکت کنم چیزی که می‌خوای رو پیدا کنی.

‫باور کن، من طرف توام.

‫واقعاً برای دخترت متأسفم.

‫می‌تونم برات مفید باشم، می‌دونی.

‫لطفاً بذار برم دستشویی.

‫دستشویی دارم.

‫دستشویی بزرگه، خواهش می‌کنم.

‫خواهش می‌کنم.

‫اگه من اونی که دنبالشی نباشم چیکار می‌کنی، هان؟

‫صدامو می‌شنوی یا نه؟

‫پشیمون می‌شید.

‫می‌خوام بشورمت.

‫اگه اینجوری بمونی مریض می‌شی.

‫آه!

‫بس کن!

‫بهش غذا هم می‌دی؟

‫اگه جلوی چشممون بمیره بد می‌شه، نه؟

‫ماری باشره، ۸ ساله، جسدش رو نزدیک ‫درختای زیرفون تو جنگل سینار پیدا کردن.

‫تقریباً یک هفته بعد از مرگش.

‫روی بدنش جای ۱۶ ضربه چاقو بوده.

‫حالتون خوبه آقا؟

‫بله، خوبم، ممنون.

‫تازه از مطب اومدم بیرون، ‫فقط می‌خواستم یکم استراحت کنم.

‫دکتر لندن شما رو ویزیت کرد؟

‫بله.

‫شما آقای باشره هستید؟

‫بله.

‫اجازه بدید خودمو معرفی کنم.

‫اسم من سایو کونیجیماست.

‫اینجا بخش روانپزشکیه.

‫می‌تونید ۵ دقیقه وقتتون رو به من بدید؟

‫اسمت باشره‌ست.

‫ها؟

‫چی گفتی؟

‫آلبرت باشره.

‫یادمه اسمت رو تو پرونده‌های مینار دیدم.

‫خب که چی؟

‫تو عضو حلقه بودی، درسته؟

‫از چی حرف می‌زنی؟

‫تو پرونده‌ها نوشته بود.

‫من فقط چند نفر از افراد حلقه رو می‌شناختم، همین.

‫یعنی چی؟

‫این داستان حلقه چیه؟

‫بهت نگفته بودم، ‫ولی خودم هم مدت‌ها پیش

‫عضو بنیاد بودم.

‫ولی این ربطی نداره.

‫برام تعریف کن.

‫یه حلقه انسان‌دوستانه برای کمک به بچه‌ها بود.

‫توسط چند تا داوطلب از ‫بنیاد مینار تشکیل شده بود.

‫یه حلقه انسان‌دوستانه؟

‫یه جور یتیم‌خونه.

‫یتیم‌خونه؟

‫خب، تا حالا شنیدی که یه یتیم‌خونه

‫درگیر قاچاق بچه‌ها باشه؟

Serpent's Path subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Serpent's Path

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left