The Flash

The Flash

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

4 فصل

د خپرونې معلومات

The Flash 2014 S04E11 iNTERNAL 720p WEB x264-BAMBOOZLE
The Flash 2014 S04E11 1080p WEB H264-DEFLATE
The Flash 2014 S04E11 WEBRip x264-ION10
د لخوا تبصره Ki@rash
█► Dark Assassin

تګونه

web
x264
720p
720
1080
webrip
BRip
په خپور شو: 2018-01-26
ډاونلوډونه: 64
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫اسم من بری النه،

‫و من سریع‌ترین انسان دنیام

‫از نظرم سایر مردم..

‫من یه مامور بررسی صحنه‌ی جرمم

‫اما به صورت مخفیانه با کمک..

‫دوستانم در آزمایشگاه استارز،

‫با جنایت‌ها و سایر فراانسان‌هایی مثل خودم..

‫می‌جنگم

‫اما من در زمان گم شدم

‫دوستانم هر چه در توان داشتند،

‫برای برگردوندن من گذاشتن، اما با اینکار..

‫دنیامون در معرض تهدیدهای جدیدی قرار گرفت

‫و من تنها کسیم که برای ‫متوقف کردنشون، به اندازه‌ی کافی سریعم

‫من "فلش" هستم

‫آنچه گذشت...

‫من کلیفورد دوو رو نکشتم

‫گول خوردید!

‫بری، اونا گروگان گرفتن

‫- کی رو گرفتن؟ ‫- پدرت رو

‫من آماده‌ی لباس قهرمانیم هستم

‫این پارچه لباس قهرمانیته

‫این چیه، بارونی یه توله سگه؟

‫کارت خوب بود، تازه کار

‫اگه محکوم بشم، فراری نمیشم

‫نمی‌خوام فرار کنم

‫ما مدعی علیه رو محکوم اعلام می‌کنیم

‫داریم کنترل اینجا رو از دست میدیم

‫نارنجک بندازید

‫نارنجک‌های دودزا بندازید!

‫پشتیبانی، پیشتیبانی می‌خوایم!

‫برگشتن سر جاشون! ‫قفل کنید

‫بیا بریم. ‫برو بیرون

‫مترجمین : نیــــما و کیـــارش ‫Dark Assassin & Ki@rash

‫خیلی خب، فقط بهمون بگو چی می‌خوای

‫ازتون میخوام بکشید عقب، وگرنه این بمب رو منفجر می‌کنم

‫خیلی خب، آرومش باش ‫لازم نیست کسی امروز آسیب ببینه

‫فقط از دستورات پیروی کن..

‫و هر کسی که اینجاست، می‌تونه آفتاب فردا ‫صبح رو ببینه

‫باشه؟

‫بهتره فلش هم اینجا آفتابی نشه

‫خیلی خب، اول از همه ‫یه ماشین می‌خوام

‫یه چیز سازگار با محیط زیست، مثل پریوس ‫"مدل هیبریدی از شرکت تویوتا"

‫خیلی خب، می‌تونیم انجامش بدیم

‫خوبه. حالا دومی..

‫یه هواپیما می‌خوام، خب؟ ‫یه هواپیمای خصوصی

‫خب و یه سالاد می‌خوام، باشه؟ ‫دارم رژیم می‌گیرم

‫خیلی خب، فقط یه ساعتی ‫زمان می‌بره تا ترتیبش رو بدیم

‫بهتره عجله کنید،

‫چون این گروگان‌ها زیاد وقت ندارن

‫باید درخواست استیک میدادی، رفیق

‫چون آخرین وعده‌ی غذایی آراسته‌ت..

‫تا 5 یا ده سال آینده میشد

‫تو دیگه کی هستی؟

‫ابرقهرمان دوستانه‌ای که در همسایگیتونه

‫می‌تونی صدام بزنی..

‫آقای..

‫یه لحظه

‫دوستان، این یه لحظه‌ی خیلی بزرگ برای منه

‫اسم من چیه؟

‫خودمم وقتی داشتی ‫میرفتی بهش فکر کردم

‫هی، گروگان‌های ما کجان؟

‫رفتن دستشویی کنن

‫نمی‌تونستن بیشتر نگهش دارن

‫نگران نباش، جاشون کاملا امنه

‫برگرد، اسکل

‫اسکل؟ وسایل و سنگ‌ها ‫ممکن بود استخونام رو بشکنه، رفیق

‫خب، قبلا اینطور بود، دیگه نه

‫تمام این بلوک از شهر رو منفجر می‌کنم

‫هیچ می‌دونی خودت ‫توی اون بلوکی، درسته؟

‫بیخیال مرد، یه روز وسط هفته‌ست

‫مردم می‌خوان از سر کار تعطیل بشن

‫برن خونه و تلویزیون نگاه کنن

‫پس چرا اون جلیقه رو در نمیاری و ..

‫نه، بهم دست نزن!

‫رالف، روبراهی؟

‫آره

‫آره، فقط معده‌م سوزش داشت

‫این باید درس عبرتی باشه...

‫برای شما جنایتکارانی که اون بیرون هستید

‫و اینگونه، خیابون‌هامون دوباره امن شد

‫به لطف بامزه‌ترین قهرمان جدید سنترال سیتی

‫مرد کششی

‫خیلی خب

‫خجالت آوره

‫سیسکو، از دفعه‌ی بعد باهاش میری

‫آیریس، یه پرنده بالاخره..

‫باید لانه‌ی خودش رو بسازه

‫مخصوصا وقتی اون پرنده..

‫به ماموریت انفرادی اصرار داره

‫- این ناجوره ‫- خیلی خیلی ناجوره

‫مرد کششی، اسم وحشتناکیه

‫به اضافه اینکه از این به بعد اگه ‫قراره تو تلویزیون ظاهر بشم..

‫با این لباس خاکستری، باید جیم بشم

‫هی، آروم باش، جوجه

‫نه، رالف. منطورم من تو بودی، خب؟

‫اون بمب ممکن بود تیکه تیکه‌ت کنه

‫تو و جو و هر پلیسی که بیرون ایستاده بود رو

‫آروم باشید، خانم‌ها. ‫سلول‌های من کاملا بسوار شده‌ان

‫- منظورت بسپار شدنه؟ ‫- آره، همون

‫که یعنی می‌تونن کش بیان ‫و انفجار یک بمب رو جذب کنن

‫- خدای من ‫- ساختار دیبنی جذب پذیره

‫خیلی خب، رالف ‫تو اصل موضوع رو درک نمی‌کنی

‫باید محتاط‌تر باشی

‫نه، نه. شما موضوع اصلی رو درک نمی‌کنید

‫دوستان، چیزی که من واقعا نیاز دارم ‫یه اسم ابرقهرمانیه

‫رامون، تو این همه زمان داشتی

‫هیچ اسمی به ذهنت نرسید؟

‫صبور باش، خب؟ ‫برات پیدا می‌کنم

‫فقط زندان افتادن بری، یه مقدار..

‫حواسم رو آشفته کرده

‫هنوز چیزی پیدا نکردید که بتونه ثابت کنه،

‫دوو برای بری پاپوش دوخته؟

‫پدرم و سسیل، فردا قاضی هنکرسون رو می‌بینن

‫تا درخواست استیناف بدن

‫ما تمام شواهد رو ریز به ریز گشتیم اما..

‫نگران نباش، آیریس. ‫میاریمش بیرون

‫هی، بری هنوز عضو گنگسترای زندان نشده؟

‫من یه سری رفیق داخل زندان دارم

‫می‌تونم بهشون یه زنگی بزنم

‫خفه شو، رالف

‫خیلی خب

‫از الآن دیگه کمک نمی‌کنم

‫می‌تونی هر چقدر می‌خوای ساعت رو نگاه کنی،

‫اما سریع‌تر حرکت نمی‌کنه

‫تو بری الن هستی؟ ‫پس هنری الن؟

‫- من.. ‫- اکسل واکرم

‫تو و پدرت یه بار بابای من رو دزدیدید

‫آره، درسته

‫پودینگ می‌خوری؟

‫خانم آشپز اینو بهم اضافی داد. ‫فکر کنم ازم خوشش میاد

‫نه

‫هی، خبرش پیچیده که ‫یه پروفسور رو با چاقو زدی

‫بهت نمره‌ی بدی چیزی داده بود؟

‫من کسی رو نکشتم

‫آره، حتما. همه اینجا بی‌گناه هستن

‫مخصوصا اون یارو ‫اون یارو گولاخه

‫اون واقعا بی‌گناهه

‫این بدمزه‌تر از همیشه‌ست. ‫پودینگ‌ها هم داره بد میشه؟

‫اکسل، از من چی می‌خوای؟

‫تا برادرای قاتل بشیم

‫می‌دونی، شاید بتونیم رازهامون رو ‫با هم در میون بذاریم

‫دوست دارم بشنوم چطور ‫اون استاد دانشگاه رو با چاقو زدی

‫من اینجا به دوستی احتیاج ندارم

‫اوه مرد، حس خوبی ندارم

‫بلندش کنید

‫کفش‌های سفیدم رو کثیف کردی

‫ببخشید، چنین قصدی نداشتم

‫خوبه که متاسفی

‫اولین هفته در آیرون هایتز..

‫همیشه سخت‌ترین هفته‌ست، آقای الن

‫دیدید که وقتی یه تعداد زندانی..

‫بخوان شورش کنن، چه شکلیه

‫سازگاری با زندگی جدیدتون زمان می‌بره

‫همیشه همینطوره. در این حین..

‫برای پاک موندن در اینجا، نهایت تلاشت رو کن

‫و آقای الن، ملاقاتیتون منتظرتونه

‫- هی، خیلی خوشحالم می‌بینمت ‫- منم

‫چطور می‌گذره؟

‫به اون بدی که فکر می‌کردم، نیست

‫و تو داری با جدیدترین عضو..

‫بخشی فراشی آیرون هایتز صحبت می‌کنی

‫من سریع‌ترین رفتگر دنیام

‫ما هفت روز هفته و 24 ساعته ‫دوو رو زیر نظر داریم

‫به نظرم بالاخره یه جایی باید یه اشتباهیی کنن، مگه نه؟

‫و با بابا تمام شواهد رو دوباره ‫زیر و رو کردیم

‫ما از اونجا میاریمت بیرون، بری

‫می‌دونم

‫بقیه‌ی گروه چطورن؟ ‫رالف رو توی تلویزیون دیدم

‫رالف داره یه کم از خود راضی میشه

‫خب، منم اولش بودم.. همینطوریه

‫آره

‫آیریس، چیزی نیست

‫فقط نمی‌ةونم باور کنم ‫این زندگی روزمره‌ی جدیدمونه، بری

‫نمی‌خوام زندگیمون اینجوری باشه

‫بالاخره یه چیزی پیدا می‌کنید

‫می‌دونم

‫وقت تمومه!

‫بیاریدشون بیرون!

‫ایکاش می‌تونستم دوباره دستات رو لمس کنم

‫می‌کنی

‫قول میدم

‫فردا می‌بینمت؟

‫هر فردایی..

‫این یارو روی هم سلولیش ‫تگری زده

‫میگه شکم درد داره

‫تو کی هستی؟ پرستار هیل کجاست؟

‫خیلی حالش بده. به نظر پودینگ خورده

‫آره، از کجا می‌دونی؟

‫چون خودم پودینگ رو فرستادم

‫یالا اکسل، بزن بریم

‫مامان؟

‫زندانی و فراری در راه فرار..

‫دو نگهبان دیگه رو با دارو بیهوش کردن

‫و هیچ چیزی باعث نشد شک کنی..

‫که این پرستار ممکنه مجرم باشه؟

‫سابقه‌ی سوء پیشینه‌ش پاک بود

‫می‌گفت اسمش لیندزی فاینهارته

‫توسط شرکت‌های جذب نیرو فرستاده شده بود

‫خب، من به هارد درایوی که درش..

‫تصاویر دوربین‌های مدار بسته‌ی..

More Farsi Persian subtitles for The Flash

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left