Maid

Maid

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

Maid S01E09 WEBRip x264-ION10
Maid S01E09 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
Maid S01E09 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Maid S01E09 720p NF WEB-DL DDP5 1 x264-FLUX
Maid S01E09 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-FLUX
Maid S01E09 DV 1080p NF WEB-DL DDP5 1 H 265-FLUX
Maid S01E09 HDR 1080p NF WEB-DL DDP5 1 H 265-FLUX
Maid S01E09 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-AGLET
Maid S01E09 1080p NF WEBRip x265 10bit HDR DDP5 1-AGLET
Maid S01E09 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-PECULATE
د لخوا تبصره Bahador18B
█╠► Bahador Kazemian | Digimoviez.com █

تګونه

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
HD
webrip
x264
720p
720
BRip
x265
HEVC
2CH
په خپور شو: 2021-10-07
ډاونلوډونه: 55
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫«خدمتکار»

‫«الکس»؟

‫اونجایی؟

‫منم... «رجینا».

‫سلام؟

‫صدای در زدن رو نمی‌شنوی؟

‫سلام؟

‫بله؟

‫- می‌تونم کمکتون کنم؟ ‫- «الکس» اینجاست؟

‫- شما کی باشین؟ ‫- «رجینا».

‫بعضی وقت‌ها خونۀ من ‫تو جزیرۀ «فیشر» رو تمیز می‌کنه.

‫چهار هفته‌ست که پیداش نشده.

‫- آدرس اینجا رو از کجا آوردین؟ ‫- «ولیو میدز».

‫«الکس» خونه‌ست؟

‫نه. اینجا نیست.

‫- می‌دونین کی قراره برگرده؟ ‫- نمی‌دونم.

‫خب... اون... دفترچۀ یادداشتش رو ‫خونۀ من جا گذاشته بود.

‫و امیدوار بودم بتونم بهش برگردونم.

‫بدینِش به من، من بهش میدم.

‫بله، متأسفم، نمی‌خوام از حدم عبور کنم...

‫ولی می‌خواستم به خودش برگردونم.

‫شخصاً.

‫ببینم حالش خوبه یا نه.

‫خوبه.

‫«الکس» اون طرف این دره و ‫داره سرش رو به علامت «نه» تکون می‌ده.

‫نمی‌خواد شما رو ببینه.

‫- «الکس»؟ هی نه... ‫- ممنون که اومدی.

‫می‌تونم اون رو داشته باشم؟

‫دوست ندارم این آدرس رو به کسی بدی.

‫می‌شه دفترچه رو بهم بدی؟

‫فکر می‌کنی می‌دزدمش؟

‫«شان»، می‌شه دفترچه‌ام رو بهم بدی لطفاً؟

‫همین‌جاست دیوونه.

‫چرا «مدی» هنوز با لباس خوابه؟

‫الان می‌خوایم لباس عوض کنیم.

‫ساعت 4 بعد از ظهره، واقعاً خجالت داره.

‫یکی اومده دم در خونه و ‫دخترمون هنوز لباس خواب تنشه؟

‫انگار آشغال اینجا زندگی می‌کنه.

‫اون بچه‌ست «الکس». ‫باید وقت شام لباس عوض کرده و حاضر باشه.

‫راست می‌گی.

‫همین الان حمومش می‌کنم.

‫خیلی خوشگله.

‫8، 9، 10، 11، 12، 13، 14، 15.

‫- می‌خوای بریم به «کندی» و «سندی» سر بزنیم؟ ‫- آره.

‫درست یادم نیست...

‫این «کندی»ـه... و این «سندی»، درسته؟

‫نه، این «سندی»ـه و اون «کندی».

‫«سندی» و «کندی».

‫این «سندی»ـه و اون یکی «کندی».

‫پس اسم جفتشون «کندی»‌ـه؟

‫- نه. ‫- این «سندی»ـه؟

‫نه، این «کندی»ـه.

‫- فکر می‌کنی از دیروز تا حالا بزرگ شدن؟ ‫- اوهوم.

‫خب، فکر می‌کنم دیگه وقت حمومه.

‫فکر می‌کنم اصلاً نباید...

‫بپریم تو این چاله‌ها.

‫خب، می‌تونی بگی من دیوونه‌ام...

‫ولی من هنوزم می‌گم «هاکس» امسال ‫با یا بدون اون قهرمان لیگ می‌شه.

‫باشه، دیوونه‌ای.

‫خیلی خب بچه‌ها، وقت غذاست.

‫بیا عسلکم. ‫بابابزرگ میذارتت روی صندلی.

‫برو بریم.

‫«شان»، یه آبجوی دیگه بهم می‌دی؟

‫باشه. «الکس»، تو چی ‌می‌خوای؟ نوشابه؟

‫«الکس»؟

‫«الکس»، نوشیدنی چی می‌خوای؟

‫چیزی نمی‌خوام، ممنون.

‫- چه ضیافتی. ‫- خب، تمامش کار «شری»ـه.

‫من فقط مسئول رسوندن غذاهام.

‫راستی به همگی سلام رسوند. ‫امروز با دوقلوها مشغوله.

‫خب، بوش که خیلی خوبه. ممنون.

‫- اشکال نداره دعای برکت بگیم؟ ‫- هی کجا میری؟

‫- گرسنه نیستم. ‫- هی...

‫پدرت غذای خونگی آورده.

‫زیاد حالم خوب نیست، ‫واسه همین می‌خوام ‌یه‌کم دراز بکشم.

‫آمادۀ خوردن غذاییم.

‫اشکال نداره. ‫یه بشقاب براش نگه می‌داریم، غذا زیاده.

‫هی... داری بی‌ادبی می‌کنی‌.

‫نمی‌خوام غذا بخورم... «شان».

‫بشین.

‫- نمی‌خوام... ‫- گفتم... بشین.

‫عذر ‌می‌خوام.

‫کجا بودیم؟

‫دعای برکت می‌گفتی؟

‫آره.

‫پروردگارا... و این نعمات که قرار است ‫از فضل تو... و از طریق عیسی مسیح...

‫پروردگارمان دریافت کنیم...

‫- برکت ده. آمین. ‫- آمین.

‫دیگه بخوریم.

‫- یکی از این‌ها رو می‌خوای؟ ‫- آره.

‫اوه، از اون خوب‌ها هم هست.

‫- بچه داری؟ ‫- هیس... آره.

‫آره ولی خوابه. ‫واسه همین نباید سروصدا کنیم.

‫باشه، ببخشید، بهش دست نمی‌زنم.

‫خیلی خوشگلن «مدز».

‫چرا این‌قدر زود اومدی خونه؟

‫اخراج شدم.

‫چی؟

‫پنجشنبه شب موقع تعطیل کردن، ‫اشتباهی حساب‌کتاب کردم.

‫دوباره؟

‫می‌تونی چیزی نگی؟

‫دوست دارم ببینم ساعت 4:30 صبح، ‫تو چه‌جوری چندصَد دلار پول رو میشماری.

‫باشه. به «فیل» زنگ بزن و توضیح بده. ‫اون خیلی دوستت داره.

‫باشه، خودِ «فیل» اخراجم کرد.

‫کثافت گفت موقع کار مست بودم.

‫- بودی؟ ‫- نه «الکس».

‫به مشتری‌های همیشگی‌ام بعد چند دور نوشیدن، ‫یه دور نوشیدنی مجانی می‌دم.

‫متصدی بار بودن همینجوریه. ‫متصدی بار اینجوری پول درمیاره دیگه.

‫می‌دونی، این از اون وقت‌هاییه ‫که قراره تو کاری کنی حالم بهتر بشه.

‫بگی که همه چی درست می‌شه.

‫خب نمی‌دونم که همه چی درست می‌شه یا نه.

‫یا می‌تونی این کار رو بکنی... ‫بدتر گند بزنی به حالم، مرسی.

‫نمی‌خوام‌ حالت رو خوب یا بد کنم. ‫فقط دارم به این خبر واکنش نشون می‌دم.

‫وقتی نجاری درست بشه اوضاع‌مون خوب می‌شه.

‫ما برای دخترمون غذا می‌خوایم.

‫شاید حرفم رو نشنیدی «الکس». ‫همین الان کار کوفتیم رو از دست دادم.

‫خب شاید می‌تونستی به‌جای ‫آبجویِ کوفتی یه‌کم غذا بگیری بیای خونه.

‫ای وای... خدایااا!

‫«مدی»؟

‫«مدی»؟

‫هی «مدی»؟

‫«مدی»...

‫«مدی»؟

‫هی «مدی»؟

‫«مدی»؟

‫«مدی»؟

‫«مدی»؟

‫«مدی»؟

‫«الکس»؟ چیزی نیست عزیزم.

‫عزیزم، عزیزم، عزیزم.

‫من خوبم.

‫مامانی خوبه.

‫تو خوبی. مامانی خوبه، خب؟

‫خیلی متأسفم.

‫ما از اینجا می‌ریم، خب؟

‫امکان داره تلفن شما رو قرض بگیرم؟

‫ممنون. متأسفم. ‫هیچ‌کس دیگه رو نداشتم که بهش زنگ بزنم.

‫خواهش می‌کنم.

‫می‌شه ما رو برسونی خیابان «هرلی»، پلاک 351؟

‫ترجیح نمی‌دی بیای خونۀ من؟

‫اتاق مهمون کاملاً آماده‌ست.

‫اگه می‌شه برو به همون آدرسی که گفتم.

‫هی... می‌خوای باهات بیام؟

‫در واقع اصلاً نمی‌شه بیای. مرسی.

‫سلام. بیا تو.

‫همون نقاشیه.

‫تو همۀ آپارتمان‌ها هست دختر.

‫خب.

‫صبح با هم صحبت می‌کنیم، ‫صبح کارهای ورودت رو انجام می‌دیم.

‫تنها چیزی که الان باید بدونم ‫اینه که آسیبی دیدی...

‫یا نیاز به مراقبت پزشکی داری یا نه؟

‫- «مدی» چی؟ ‫- نه.

‫لطفاً می‌شه موبایلت رو بهم بدی؟

‫موبایل ندارم.

‫من... نمی‌دونم چه فکری می‌کردم. هیچی نیاوردم.

‫نه پول دارم و نه هیچ کدوم از وسایل ‫«مدی» رو آوردم. هیچی ندارم.

‫- براتون لباس خواب میارم. ‫- خیلی ممنونم.

‫نمی‌دونم که باید اسم واقعیم رو بگم یا نه.

‫کاملاً به خودت بستگی داره.

‫اسم واقعی من «الکس»ـه.

‫اسم واقعی من «دنیل»ـه.

‫مامانی. مامانی. مامانی.

‫پری برگشته.

‫بیا مامانی.

‫پری صبحونه دوباره اومده.

‫مرسی پری غذا.

‫- من می‌دونم این چیه. ‫- چیه؟

‫شهد.

‫اسم پری غذا چیه مامانی؟

‫پری غذا؟

‫به‌به...

‫سلام.

‫- حالت چطوره؟ ‫- چند وقت اونجا بودم؟

‫چند روزی می‌شه.

‫باید به کسی اطلاع بدم که اینجام؟ از نظر قانونی؟

‫وقتی در پناهگاه اضطراری هستی، ‫قانون بهت 21 روز مهلت می‌ده که بهش اطلاع بدی.

‫خانم «مدی»... امروز حالت چطوره گولۀ‌شکر؟

‫چند دقیقه دیگه یه گروه بچه‌های ‫هم سن و سال تو قراره برن بازی.

‫تو هم دوست داری بازی کنی؟

‫می‌خوای بری با بچه‌ها بازی کنی «مد»؟

‫امروز... روز هنر و کاردستیه.

‫ما هم می‌تونیم کارهای لازم رو انجام بدیم ‫و بعدشم من می‌برمت خرید.

‫می‌بریم خرید؟

‫آخرین بار که اینجا بودی خودت وسایل داشتی ‫پس احتمالاً این رو ندیدی، درسته؟

‫نه، تا حالا این قسمت نیومدم.

‫خب، بعضی زن‌ها... وقتی به اینجا می‌رسن ‫فقط لباس‌هایی که تنشون هست رو دارن...

‫واسه همین این رو راه انداختیم.

‫اینجا «بوتیک»ـه...

‫همه دست دوم یا اهدا شده هستن، ‫خیلی کم استفاده شدن.

‫اون گوشه یه بخش برای بچه‌ها هم هست.

‫این «برندی»ـه، اونم اینجا زندگی می‌کنه.

‫اگه سؤالی داشتی می‌تونه کمکت کنه.

‫- من پول ندارم. ‫- همه چی مجانیه.

‫برچسب‌های قیمت خالی‌ان، فقط برای تزئینه.

‫قیمت ندارن.

‫«بوتیک» برای عموم آزاد نیست.

‫فقط برای ساکنین ماست تا بیان و ‫هر چی که دوست دارن انتخاب کنن...

‫تا دوباره نَفْسِ خودشون رو احساس کنن.

‫خب؟

‫خوش بگذره.

More Farsi Persian subtitles for Maid

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left