Elite

Elite (Élite)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

7 فصل

د خپرونې معلومات

Elite S07E06 XviD-AFG
Elite S07E06 480p x264-mSD
Elite S07E06 480p WEB x264-RMTeam
Elite S07E06 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
Elite S07E06 1080p WEB H264-GloriousMongoose
Elite S07E06 SPANISH 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
Elite S07E06 SPANISH 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PS
Elite S07E06 SPANISH 720p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-EDITH
Elite S07E06 SPANISH 1080p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-MIXED
Elite S07E06 SPANISH SPANISH 1080p WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
د لخوا تبصره Hitman007
█⫸ H1tmaN امـیـر | 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

تګونه

XviD
x264
480p
480
web
1080
x265
HEVC
webrip
720p
720
BRip
2CH
په خپور شو: 2023-10-20
ډاونلوډونه: 74
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫«انتظار این رو از رائول نداشتیم.»

‫آره. من هم همینطور.

‫یهویی بود. ‫ازش انتظار نمی‌رفت.

‫تو لایق بهترین‌هایی سارا. ‫کون لقش.

‫ممنون، ولی راستش، ‫نمی‌تونم این شکلی فکر کنم.

‫نمی‌تونم ازش متنفر شم.

‫یعنی الان، کاملاً گم شدم. ‫نمی‌دونم چیکار کنم.

‫«کی ویدئو رو منتشر کرده؟»

‫نمی‌دونم ولی اگه بخوام حدس بزنم، ‫میگم دختری که داره رائول رو می‌بوسه.

‫موقعی که اومد مدرسه‌ی ما ‫یه فیلم مستهجن از خودش منتشر کرد.

‫گفت یکی موبایلش رو دزدیده و ‫بدون اجازه‌اش فیلم رو منتشر کرده.

‫ولی دروغ بود. ‫احتمالاً دنبال جلب توجه بود.

‫نمی‌دونم. گمونم دلش می‌خواد از ‫دستاوردهاش فیلم بگیره واسه مدرک.

‫«انگار از خودش بدش میاد.»

‫عجب جنده‌ای. آره خب. عجب جنده‌ای.

‫« نخبه » ‫" فصل هفتم - قسمت ششم "

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫DigiMoviez@

‫ترجمه از: ‫امـیـر سـتـارزاده ‫AM1Я H1tmaN

‫مگه قرار نبود با هم صبحونه بخوریم؟

‫آره، من عجله دارم.

‫ناراحت نشدی که توی بغل همدیگه خوابیدیم؟

‫راستشو بخوای، عصبانی‌ام.

‫ولی نمی‌خوام بهش عادت کنم

‫چه خوشم بیاد یا نه، ‫تو و ایوان با هم توی رابطه‌اید...

‫عمر، این الان مهم نیست، خب؟

‫مهم اینـه که بهتر شی.

‫میشم. چون تو اینجایی. ‫و همین منو به گا میده.

‫عمر، بیخیال.

‫تو و ایوان که به خاطر من کات نکردید؟

‫نه. دلیلش این نبود. فقط...

‫من و ایوان می‌خواستیم مبنای ‫رابطه‌مون درست باشه و...

‫یه‌کم از هم فاصله گرفتیم.

‫ببین، من فقط می‌خوام تو رو فرم باشی.

‫خب؟ مثلاً اگه نیاز به ‫فاصله و فضا داری، بهم بگو.

‫سارا، میشه بیای اینجا؟

‫می‌خوای بهم بگی اون چه کوفتی بود؟

‫چی؟ این بخشی از نقشه بود

‫نه، این بخشی از نقشه نبود

‫نقشه این بود که رائول ‫یه کله‌‌کیری لاشی به چشم بیاد

‫نه که من بزرگترین جنده‌ی کشور دیده بشم

‫و به جای اون، ‫کون منو پاره کردی.

‫- خیلی‌خب، شاید یه‌کم زیاده‌روی کردم. ‫- «یه‌کم زیاده‌روی»!

‫باشه، خیلی زیاده‌روی کردم. شرمنده.

‫حالا داری منو جلوی هم‌کلاسی‌ها بدنام می‌کنی؟

‫باید یه کاری می‌کردم شک نکنن

‫فیلمم چی؟ آخه چرا گفتی ‫خودم منتشرش کردم لعنتی؟

‫چون واسه روایت داستانم عالی بود

‫- برای چیت؟ ‫- روایتم

‫- داستانم دیگه ‫- «روایتت»؟ شوخیت گرفته؟

‫خیلی‌خب ببین، نقشه‌مون ‫این بود که یه داستان بگیم.

‫- آره ‫- داستانی که قربانیش منم

‫هر داستانی به شخصیت‌های متفاوتی نیاز داره

‫مخصوصاً توی شبکه‌های اجتماعی.

‫توی این داستان، من قربانی‌ام. ‫رائول لاشی و خیانت‌کاره.

‫جنده‌ی داستان هم منم!

‫آره. ولی اگه بهش فکر کنی، ‫از وقتی اومدی اینجا این برچسب روت بود.

‫اتفاقاً چیز جدیدی نیست. ‫ظاهرت نشون نمیده بابتش ناراحت شده باشی.

‫- جانم؟ ‫- حتی خودت بهش بال و پر میدی.

‫چون تو فمنیستی. برات مهم نیست.

‫چی داری میگی؟ من قبول کردم ‫کمکت کنم بچه جون.

‫به یه شرط. که اگه لازم شد ‫شر رائول رو از سرم کم کنی.

‫نمی‌دونستم تو شر میشی.

‫نزدیک من نشو

‫همگی گوش کنید، اطلاعیه مهم

‫امروز کلوپ شبانه‌ی ‫ایسادورای جدید بازگشایی میشه

‫و همه‌تون دعوتید

‫- آخ جون! ‫- جدید؟ چیش فرق داره؟

‫صاحب جدیدش جلوت وایستاده، عشقم

‫چون نمی‌خوام با خانواده‌ات دم‌خور بشم

‫معنیش این نیست که نمی‌خوام با تو باشم.

‫ولی ازت پرسیدم و گفتی هیچی بین‌مون نیست

‫آره می‌دونم. ‫می‌دونم. شرمنده.

‫لابد فکر می‌کنی دیوونه‌ام، ‫ولی درکم می‌کنی.

‫همچین اتفاقاتی دور از انتظار نیست، ‫خودت حساب کن سر و کله زدن با...

‫خانواده‌ی تو و خانواده‌ی من ‫و رابطه‌مون چقدر سختـه.

‫و من برای یه لحظه شک داشتم، ‫ولی الان ندارم.

‫بهم اعتماد داری؟

‫زود باش

‫البته

‫چیه؟

‫هیچی

‫خوبی؟

‫اگه دست از استراق سمع برنداری، ‫گزارشت رو میدم.

‫البته. فقط من مقامم ازت بالاتره.

‫لوئیس. بیخیال.

‫وقتی ببینم گوه‌کاری یکی دیگه ‫قراره سر من خراب شه،

‫مقام برام مهم نیست.

‫لعنتی

‫آ...

‫باشه. فقط یه روز دیگه وقت می‌خوام.

‫یه روز واسه گرفتن حکم شنود

‫چون حالا اون مالک جدید کلوپـه، ‫مطمئنم می‌تونم یه چیزی ازش در بیارم.

‫هر چی صلاحـه

‫سونیا؟ حواست به منـه؟

‫یادته گفتی هیچ آدم بدی وجود نداره،

‫فقط آدمای صدمه‌دیده هستن؟

‫خب، خیلی شک دارم به این قضیه

‫ربطی به اپلیکیشن داره؟

‫آره داره راستش

‫خب، نمی‌دونم

‫ولی، یه شخص هر کاری بکنه یا هر چی بگه، ‫حتی اگه اشتباه کنه یا آدم بدی باشه،

‫به‌هرحال باید کمکش کنی.

‫باید همیشه به بقیه کمک کنی

‫همه گاهی به کمک نیاز دارن

‫شماره لوکاس رو داری؟

‫کجاست؟ همیشه دیر می‌کنه؟

‫باید میزها رو آماده کنه. ‫مگه نمی‌دونه؟

‫می‌دونی دیگه کی قراره بیاد؟

‫آماده شو. قراره اوضاع خر تو خر شه.

‫چشمم روشن. تو اینجا چیکار می‌کنی؟ ‫مگه سفر نداشتی؟

‫نه. مامان خودت از پسش برمیاد.

‫- بهت که گفتم میام ‫- آره

‫تا جایی که بشه پای حرفم می‌مونم

‫واسه کاتالینا هدیه‌ای فرستادی؟

‫- خودت چی فکر می‌کنی؟ ‫- حتماً فرستادی

‫چون ببین هر کاری تونسته کرده ‫تا بازگشایی رو جلو بندازه

‫باورنکردنیـه

‫می‌خوام یه چیزی بگم

‫اول از همه، من...

‫خیلی بهت افتخار می‌کنم

‫فقط یه امضای کوچیک اینجا می‌خوام

‫این کاغذبازی‌ها تمومی نداره، بابا

‫- رسماً کل روز ‫- دیگه مالک بودن همینـه

‫توی زندگی هیچی راحت بدست نمیاد

‫از اونجا که اسم من همه جاش هست، ‫می‌خوام بدونم چی رو امضاء می‌کنم.

‫خیلی عاقلانه‌ست که با دقت بررسی می‌کنی.

‫باید بدونی داری چی رو امضاء می‌کنی ‫و کل صفحاتش رو بخونی

‫برای مثال، اینجا ازت می‌خواد اجازه‌ی

‫تخلیه‌ی یکی از ساختمون‌هایی که جزو ‫اموال ایسادورا محسوب میشه رو بدی.

‫تا بتونیم تخریبش کنیم

‫وایسا. «تخلیه»؟ یعنی داری میگی ‫اونجا آدم زندگی می‌کنه؟

‫نه. اونجا وضع زندگی‌شون خیلی داغونـه

‫- اون ساختمون فرسوده‌ست ‫- یعنی باید برن توی خیابون؟

‫عزیزم، سقفش داره می‌ریزه

‫یعنی نه، اونا رو پرت نمی‌کنیم کف خیابون

‫داریم جون‌شون رو نجات می‌دیم

‫فکر نکنم اگه بلایی سرشون بیاد ‫شب خوابمون ببره

‫- ولی آخه... ‫- ...چون تقصیر ماست.

‫آره ولی پدر، شاید اونا زمان بیشتری بخوان...

‫تا بتونن کوچ کنن جای دیگه. نه؟

‫چیه؟

‫لطفاً مجبورم نکن بگم حق با مادرت بود

‫جفتمون بدمون میاد وقتی حق با اونـه

‫در چه مورد؟

‫که گرفتن تصمیمات ناخوشایند...

‫و دشوار برات خیلی سختـه.

‫برام سخت نیست. اصلاً و ابداً.

‫مامان همیشه این کار رو می‌کنه

‫همیشه گوه می‌زنه به عزت نفسم. ‫کار همیشگیشـه.

‫مادرت این رو با نهایتِ محبت ‫و قضاوتِ خوب...

‫میگه.

‫چون تو رو می‌شناسـه. ‫و صد البته، منو هم می‌شناسـه.

‫می‌دونه تو نقطه ضعف منی

‫که حاضرم هر کاری بکنم ‫تا تو رو اینجا نگه دارم

‫همینجا کنار خودمون

‫چون من چشم بسته بهت اعتماد دارم

‫هممم؟

‫ولی حالا...

‫شاید درستـه که الان وقتش نیست

‫شاید بیش از حد توانت ازت توقع دارم. ‫آروم باش.

‫آروم باش عزیزم. نگرانش نباش.

‫بیا یواش‌تر پیش بریم. ‫درموردش حرف بزنیم و عجله نکنیم.

‫قدم به قدم. یواش.

‫- پدر، بیخیال. ‫- باشه

‫بذار امضاش کنم، پدر

‫- اینجا؟ ‫- آره

‫عزیزم. چرا قیافه‌ات اینطوریـه؟

‫قیافه خودت چرا اینطوریـه؟ ‫داره داد می‌زنه که خماری.

‫بحث رو عوض نکن. چی شده؟

‫هیچی. بریم.

‫یا خدا مامان. چشمات. ‫چُس‌مثقال هم نخوابیدی.

‫- کلوئی، چی شده؟ ‫- هیچی مامان. بریم خونه دیگه.

‫- کلوئی... ‫- میشه فقط بریم؟ خواهش می‌کنم.

‫باشه. تا بهم نگی چی ناراحتت کرده ‫تکون نمی‌خورم.

‫باشه پس. با اتوبوس مدرسه میرم.

‫عزیزم

‫گوش کن

‫من مادرتم، پس می‌تونم بفهمم کِی خوشحالی،

‫یا ناراحت یا عصبانی.

‫مثل کف دستم می‌شناسمت

‫و چیزی که الان می‌بینم درد و ناراحتیـه.

‫اشتباه می‌کنم؟

‫لطفاً اینقدر ازم دوری نکن، کلوئی

‫کسی توی کلاس‌تون کاری کرده؟

‫آره؟

‫یکی اذیتت کرده، نه؟

‫آخ، عزیزم

‫ولی واقعاً نمی‌خوام درموردش ‫حرف بزنم. می‌خوام فراموشش کنم.

‫اگه این چیزیـه که می‌خوای عزیزم، ‫کمکت می‌کنم فراموشش کنی. باشه؟

‫واسه همین می‌ریم نوشیدنی می‌خوریم،

‫می‌ریم سالن مراقبت و بعدش هم خرید.

‫یه روز دخترونـه. پایه‌ای؟

‫اصلاً حوصله‌اش رو ندارم الان

‫خب، شاید حوصله‌اش رو نداشته باشی، ‫ولی به نفع خودتـه.

‫«جنده» ‫«فاحشه»

‫«آشغال عوضی»

‫«از بالای پل بپر پایین ‫و اینقدر سر بقیه لاشی‌بازی در نیار.»

‫موبایلت رو بده من

‫عزیزم، اومدی اینجا آرامش داشته باشی. ‫اونو بدش من.

‫الان فقط حال دراز کشیدن روی مبل رو دارم

More Farsi Persian subtitles for Elite

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left