لومړۍ 158 کرښې.
بعد از اینکه از پدر مادرمون جدا شدیم
من و برادر بزرگترم کویا به شهری که پدربزرگمون زندگی میکنه رفتیم
هنوز یه شهر کوچک ساده اما زیباس طوری که توی شهر های بزرگ نمیشناسن
اونجا دوتا دختر دیدیم
به اسم هاروکا و میزوکی
از اون لحظه ای که دیدم چقدر زیباس ، من
نه
مطمئنم وقتی اولین بار هاروکا رو دیدم قلبم برد
چی شده ، کایری کون ؟
داشتم فکر میکردم عشق در یه نگاه چطوریه
هاا
هاروکا، عزیز دل من
میتونی سفت تر بگیریش
اگه فشارش بدم ممکنه صدمه ببینه
تا زمانی که با دندون هات زخمیش نکنی مشکلی نیست
آم ، اینجا چطوره ؟
یه کم مالوندمش ولی چقدر شده
میخوام یکم بیشتر بمالونمش
اگه دردت گرفت بهم بگو
اگه کاری هست که بخوای واست بکنم
ازت میخوام بدون رو دروایسی بهم بگی
اگه اینطوری حالت خوب میکنه من
همه کار میکنم
بذار ببینم
از دستم استفاده میکنم تا بکنمش تو دهنم
طوری که میخوام تمیزش کنم
از قبل کلفت تر شده
و بزرگتر شده
این
اینطوری اگه انجامش بدی راحت میتونی دستات تکون بدی
اینطوری؟
وای !
فکرش که میکنم لیز بودن دستام خیلی فرق میکنه
حتی اگه بیشتر فشارش بدم
نگاه کن !
حالا میتونم بهتر برات بمالونم
کیر کلفتت توی دهنمه
داره سفت تر و کلفتر میشه
آب داره از سرش میریزه بیرون
و تو هم داری پاهات تکون میدی
دهنم چطوره ؟
حال میده ؟
هاروکا !
داره آبم میاد !
میخوام بیشتر درمورد کارای سکسی بدونم ، باشه ؟
واسه همین میتونم بیشتر حالت خوب کنم
Natural Vacation The Animation!
خب یک سالی میشه که به این شهر اومدیم
انگاری اصلا اینجا هیچ تغییری نکرده
همم ، هاروکا؟
آم
میدونی
همم؟
رویایی دارم
میدونی که چقدر این شهر دوست دارم ، مگه نه ؟
جمعیت این شهر سال به سال کم میشه
همیشه به این فکر میکنم چیکاری از دستم برای این شهر برمیاد
دلم میخواست زمانی که بزرگ شدم کاری واسه این شهر کنم
میخوام از توانایی خودم توی آشپزی استفاده کنم
تا به این شهر جون دوباره بدم
رویای تو اینه ؟
آره
همیشه به این فکر میکنم
اما روز هایی که با تو گذروندم
خیلی حال داد و لذت بخشه
اما آخرش ، دوست دارم که رویام به حقیقت تبدیل کنم
میخوام برم دانشگاه یه جای دیگه
درس آشپزی میخونم و یه روز برمیگردم اینجا
منتظرم میمونی ؟
منتظر نمیمونم
منتظر نمیمونم ، من باهات میام ، هاروکا
کایری کون
کل سالی که اینجا گذروندم خیلی حال داد
همش خوشحال بودم
اما، همش به خاطر تو بود
به خاطر تو بود چون همراهم بودی
واسه همین
منم این شهر ترک میکنم و کمکت میکنم تا رویات به حقیقت تبدیل بشه
و این چیزیه که رویای منم هست
کایری کون
ممنونم
کیرت درست جلو چشمامه
قلبم خیلی تند میزنه
چطوره ؟
سینه هام حال میده ؟
کیرت تکون میخوره
سر کیرت داره تکون میخوره
آب داره ازش میاد بیرون
حال میده ؟
میخوام حالت بهتر کنم
غلیظ و خیلی زیاده
وایسا ! اینکارو نکن ! هاروکا !
هنوز از سرش داره میریزه بیرون
هاروکا !
آمم
آب کیرم خوش مزه بود ؟
اون
سکسی شدی
برات جذبه ندارم ؟
نه ، خیلی نازی
میکنمت ، هاروکا
یدفعه همش رفت تو
اگه با تو باشه ، حس میکنم بار ها میتونم ارضا شم
اگه همچین چیزی بگی ، کاری میکنی بیشتر دلم بخواد
خیلی شق شدی
انگاری داره کوسم آب میشه درست وقتی کردیش تو
سینه هام گرفتی !
داری فشارشون میدی
اینقدر حس خوبی میده که دارم برق تو نگاهم حس میکنم
آره ... حس خوبی میده
اما اگه اینقدر زیاد بکنی
من از این همه لذت دیوونه میشم
نـه !
من دیگه
آبت داره میریزه
ارضا شدنت زیادی طول کشید
حالا همه کوسم پر شده
هاروکا ، بعضی وقت ها چهرت خیلی سکسی میشه
واقعا ؟
خودم تا حالا متوجه نشدم
اما ، اون جنبه تو هم دوست دارم
منم همینطور
هاروکا !؟
وقتی گفتی دوستم داری
بدنم بطور ناخودآگاه
عزیزم ، کیرت داره تکون میخوره
پر از انرژیه
آب منیت همه کوسم ریخته به هم
اینقدر آب ریخته که داره توش شنا میکنه
صدای های خیلی سکسی ازمون میاد
بیشتر... خواهش میکنم بیشتر بکن
بیشتر ازت میخوام
داری همینطور میکنی
تا ته کردی تو کوسم
همونجا ، اگه اینکارو کنی
کوسم میخواد ، وقتی که آبت ریختی حالا هم کثیف شده
بازم آب کیرت میخوام
داره میاد ! داره دوباره آبم میاد !
بازم آب زیادی ریختی تو من
داره میریزه بیرون !
کوسم انگاری حس میکنم میخواد ذوب بشه
اشکال نداره یکم اینطوری بمونی؟
هرچی شادی که هست دارم الان
دلم میخواد با هم تا ابد شاد زندگی کنیم
بله !
Natural Vacation!
چته اول صبح اینقدر بیحالی؟
گوش کن ، پیری
میدونی ، این دختره انگاری تازگیا ازم دوری میکنه و مدتی که اذیت شدم
بعد از اینکه از پدر و مادر جدا شدیم
من و برادر بزرگترم کویا به شهری که پدربزرگمون زندگی میکنه رفتیم
دو تا دختر دیدیم
به اسم هاروکا
و یوزوکی
بیا بیا !
کارت عالی بود یوزوکی
چیش ، موهام ریختی به هم
اوپس
No comments yet. Be the first to leave one.