Dear Paris

Dear Paris (Paradis Paris)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Paradis Paris 2024 WEB 1080p x265 FW@FrancoFilms
Paradis Paris 2024 FRENCH HDRip x264-NTG
د لخوا تبصره Francofilms
:ترجمه از گروه تلگرامی @FrancoFilms مترجم: اشکان هیدی

تګونه

webdl
professional_translation
په خپور شو: 2024-09-30
ډاونلوډونه: 75
د اوریدلو معیوبیت: No
FPS: 24

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫بریم.

‫یه کم ساکت باشین لطفاً!

....دوربین

‫برداشت اول؛

‫حرکت!

‫آخر این داستان خیلی عجیبه.

‫درست وقتی که ژولیت ‫آماده مردن میشه،

‫دانشجوی زیست‌شناسی ما، تصمیم می‌گیره ‫تو آخرین لحظه برای زنده موندن،

‫خودشو به همه جا بماله.

‫هر چیزی رو که دور و برشه، لیس ‫میزنه تا اثر DNA‌ش رو به جا بذاره.

‫یه فکر نابغه‌وار که باعث شد ‫مهاجم دستگیر بشه.

‫یه نمونه عالی از زیرکی ‫و یک پایان خوش...

‫...برای این دختر جوان، ‫با شجاعت و پشتکار فوق‌العاده.

‫کات!

‫ادوارد؟

‫ببخشید. آقای پرن ‫نگهبان قبرستون هستن.

‫- و البته طرفدار برنامه. ‫- خوشوقتم. ممنون که ما رو پذیرفتین.

‫باعث افتخاره.

‫راستش، حتماً باید ‫یه چیزی رو نشونتون بدم.

‫ لطف دارین، ‫ولی باید برنامه رو ادامه بدم.

‫زیاد طول نمی‌کشه.

‫می‌تونم بهتون اطمینان بدم

‫که ارزشش رو داره.

‫ خب، پس بریم.

‫عالیه، از این طرف.

‫- خیلی دوره؟ ‫- نه، بالای اون تپه کوچیکه.

‫باشه.

‫ دنبالم بیاین.

‫اینجاست.

‫اوایل امسال ساختمش

‫یه نمونه منحصر به فرده

‫که از صفر تا صدش رو خودم طراحی کردم.

‫آره، واقعاً.

‫با کراوات ست شده...

‫بله.

‫ خیلی شیکه. ‫ ذخیره اکسیژنش

‫تا 24 ساعته.

‫یه تلفن همراه داره ‫و یه زنگ هشدار برای مواقع ضروری.

‫- چه مواقع ضروری؟ ‫- برای وقتی که بیدار بشم.

‫برنامه شما این ایده رو بهم داد. ‫این مرده‌هایی که زنده میشن...

‫ می‌دونین، آخرش ‫بالاخره باید بمیرین.

‫کمک!

‫کمک!

‫نجاتم بدین! ‫من اینجا گیر کردم.

‫نجاتم بدین!

‫کمک!

‫خدای من...

‫باورم نمیشه، ‫خیلی یهویی بود.

‫مرگ ناگهانی؟ ‫اصلاً بهش نمی‌خورد.

‫- بفرمایید. ‫- ممنون.

‫گلوریا، خدمتکارمون بود ‫که بهم زنگ زد.

‫- برای یه کنسرت، برلین بودم. ‫- لازم نیست عذرخواهی کنین.

‫مثل پر در باد...

‫هر چه سریع‌تر اومدم.

‫فقط به نزدیکان و مدیر ‫برنامه‌هاش خبر دادم.

‫جووانا یه خواننده بزرگ اپرا بود.

‫مخصوصاً اوایل سال‌ 2000.

‫به خاطر همینه.

‫باورم نمیشه مُرده، هنوز ‫صدای آوازش رو می‌شنوم.

‫- منم یه چیزایی...

‫- ...می‌شنوم. ‫- شما هم؟

‫در رو باز کنم.

‫کار سختیه.

‫آره.

‫رافا...

‫آماده.

‫مایک سر جاشه.

‫7 ای؛ برداشت اول.

‫7 آ؛ برداشت اول.

‫7 اف؛ برداشت اول.

‫باب، برای تو اوکیه؟

‫10 ثانیه.

‫موتور آماده.

‫ضبط میشه. ‫ همه چی آماده‌ست.

‫حرکت!

‫قطع!

‫یه برداشت!

‫چطور بود؟

‫کاری نداشت.

‫ سوپر مایک!

‫مایک وبستر؟

‫بله.

‫غیر ممکنه. ‫یه چیزی یادشون رفته؛

‫همینطوری یهو غیبش نمیزنه،

‫حتماً یه یادداشت میذاره.

‫به هر حال دخترته.

‫تو که می‌شناسیش.

‫چطور می‌تونی حرف این پلیسه رو باور کنی؟

‫خیلی خب.

‫ممنون.

‫می‌بینم که شما

‫تو 20 سالگی وارد کنسرواتوار شدین

‫و 2 سال بعدش ‫بدلکار شدین؟

‫آره.

‫می‌تونید بیشتر توضیح بدین؟

‫من یه پسر داشتم.

‫ادوارد: تو کابین برنزه‌اش،

‫ میلن می‌دونه که فقط چند ‫دقیقه دیگه زنده می‌مونه.

‫ تنها راه نجاتم این بود که ‫وادارش کنم حرف بزنه.

‫ ازش سوال‌هایی پرسیدم ‫تا نقاط مشترکی پیدا کنیم.

‫ ولی با خودم می‌گفتم:

‫ میلن، حتی اگه داری می‌سوزی، تا وقتی ‫باهاش حرف می‌زنی، وقت می‌خری.

‫ بعدش، یاد ژاندارک افتادم.

‫ آفرین.

‫عزیزم، امشب می‌ریم ‫پیش روانپزشک جدید.

‫ماری سریز، من کلی تلاش ‫کردم تا این وقت رو بگیرم.

‫داره خارج از ساعت ‫کاریش ما رو می‌بینه.

‫یه کم همکاری کن.

‫خواهش می‌کنم.

‫سلام.

‫واسه اظهارنامه مالیاتیت، ‫همه چی ردیفه.

‫این قبض برقه،

‫و این هم قبض تلفنه.

‫همه با پرداخت خودکار.

‫چیه؟

‫هیچی.

‫تست بازیگریت بود؟

‫بد پیش رفت؟

‫نه، خوب بود.

‫خب، ناامید نشو.

‫4 درصد آره‌ست در برابر 96 درصد نه.

‫فقط کمتر فیلم اکشن ببین.

‫ این فیلم اکشن نیست، ‫تئاتره.

‫این یارو تو کنسرواتوار ‫با من همکلاس بود.

‫فردا، ساعت 7:43 حرکت می‌کنی؟

‫ساعت رو گذاشتم رو 5.

‫پنج؟ ایدن، خیلی زوده.

‫ تا تاکسی بگیریم، ‫از گمرک رد شیم.

‫ باید بریم بخوابیم. ‫ چشم رئیس.

‫ چطور این احمق‌ها ‫نفهمیدن که من زنده‌ام؟

‫ ظاهراً زیاد نادر نیست، ‫متابولیسم بدنت مرگ رو تقلید کرده .

‫این چیزیه که نوشته.

‫ تو ایتالیا هیچوقت ‫همچین اتفاقی نمی‌افتاد.

‫فرانسوی‌ها بی‌خیال و بی‌عرضه‌ان.

‫چیه؟

‫می‌خوای

‫عکسمو بگیری؟

‫باورم نمی‌شه.

‫عینک آفتابیتو بده به من.

‫ آروم باش عزیزم.

‫ بهت می‌گم عینک آفتابیتو بده.

‫فکرشو بکن اگه یکی منو ‫تو این وضعیت ببینه،

‫حرفه‌ام به فنا می‌ره.

‫اینطوری که من متوجه شدم، ‫دارید از یه دوره سخت رد می‌شید؟

‫در مورد اون ویدیویی که توش هستید ‫برام بگید.

‫هر چی به ذهنتون ‫می‌رسه رو می‌تونید بگید.

‫می‌تونم بشینم؟

‫ممنون.

‫امروز حالت چطوره؟

‫اولین بارته که این کارو می‌کنی؟

‫می‌فهمم.

‫اگه باهام حرف نزنی ‫نمی‌تونم کمکت کنم.

‫ ماری سریز؟

‫خب، همه چی خوب پیش رفت؟

‫حالش خوب نیست، ولی تو روانپزشکی،

‫زمان می‌بره.

‫ نمی‌تونم بفهمم، ‫اون خیلی مهربون بود،

‫خیلی باهوش، خیلی زودرس.

‫ ضریب هوشی بالا ‫لزوماً نعمت نیست.

‫به قول مادربزرگ ایرانیم که می‌گفت:

‫ خدایا، اگه نمی‌خوای پولدارمون کنی، ‫خنگمون کن،

‫ که حداقل از زندگی لذت ببریم.

‫تقریباً تموم شد.

‫شبیه موم شده.

‫- دقیقاً چی بهت گفت؟ ‫- مدیر برنامه‌هات؟

‫که قبلاً به مطبوعات خبر داده، ‫ولی نگران نباش،

‫یه اصلاحیه می‌دیم چاپ کنن.

‫ یعنی همه فکر می‌کنن ‫من مُردم؟

‫نه، فقط خانواده،

‫- نزدیکامون. ‫- ولی فردا چی؟

‫با مطبوعات، ‫همه می‌فهمن.

‫ آره، فردا. ‫ خیلی شوکه‌کننده می‌شه.

‫مردم خیلی ناراحت می‌شن.

‫و تجلیل‌ها...

‫اپرا حتماً یه کاری می‌کنه، ‫مطمئنم.

‫ بهش فکر نکن. ‫تو یه ضربه بزرگ خوردی،

‫به خواب نیاز داری.

‫حق با توئه.

‫فردا روز بزرگیه. ‫باید

‫به درخواست‌های مطبوعات جواب بدم.

‫که زنده شدنم رو توضیح بدم.

‫و طرفدارام.

‫و خانواده، پدر و مادرت.

‫راست میگی.

‫بیچاره‌ها.

‫می‌ذارم خودت بهشون زنگ بزنی ‫تا

‫خبر خوب رو بهشون بدی.

‫خیلی خسته‌ام.

‫باید تجدید قوا کنم.

‫راستی، بهم نگفتی. ‫برلین چطور بود؟

‫ کنسرت رو کنسل کردیم، ‫ولی مهم نیست.

‫می‌خوام برم یه دوش بگیرم.

‫آره.

‫- سلام، رئیس. ‫-خوش شانسی، داشتم می‌بستم.

‫یه اسپرسو تلخ؟

‫یه دوبل.

‫با سه تا دیگه واسه بچه‌هام ‫که ببرم.

‫امشب شب طولانی‌ایه؟

‫ آره، دو تا بچه پررو ‫تو بازداشتگاه دارم.

‫تو چی؟

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left