لومړۍ 186 کرښې.
هي ! ميدوني زباله هاي بيمارستاني
براي محيط زيست خوبه
از کشيدن پام دست بردار
! هي
جوييدن کفشمُ تموم کن ، سگ
! هي ، از کشيدن پام دست بردار
! آقاي پيــــــکــــــــــلز
MR. PICKLES
GOOD BOY
NICE DOG
PEOPLE'S BEST FRIEND
DIE!
PICKLES
MR. PICKLES!
HERE HE COMES FOR YOU
THERE YOU ARE!
MR. PICKLES
ترجمه و تنظيم اختصاصي از shadow
اون روزنامه کجا مونده؟
به زودي مياد
فقط آروم باش
! آه ، اقاي پيکلز
! من ميدونم
پدر ، ميتوني کتاب مورد علاقه َمُ برام بخوني؟
متاسفم
بايد به کارم برسم
آه ، هميشه بايد به
! کارِت برسي
فکر کنم وقتي خواب بودم آقاي پيکلز
يه کاري باهام کرده
پدر ، آقاي پيکلز پسر خوبي ـه
! نگاش کن
نه صورت حسابي ، نه کاري
! آه آقاي پيکلز
نه چيزي تو دنيا که بهش اهميت بده
کاش يه سگ بودم
! آره
استنلي
پدر
روزنامه ها ديگه روي تبلت هاي ديجيتالي َن
!! کاش يه سگ بودم
کاش
يه سگ بودم
! گربه ! بايد اون گربه رو بگيرم
! چي ... هي
پاهام چه مرگشون شده ؟
لباسام کجاست؟
! آقاي گـــــودمــــــن
! ها؟ اون منم
! منم
اينجايي آقاي گودمن
صدام کن پدر تامي
اون چيه پسر؟
ميخواي بخارونمت ؟
آه ، آره ، آره
آره ، آره ، آره ،آره
پدر؟
ميتونيم امروز با هم کاري بکنيم؟
! هميشه بايد به کارت برسي ، پدر
اما من پدرتم
يا يه سگم ؟
آقاي پيکلز
آشغال هارو ببر بيرون
... چمن هارو بزن ، قبض هارو بده
صبر کن
مسئول هيچکدوم از
اون چيزها نيستم
! من آزادم
هر کاري که بخوام ميتونم ... آه
! مطمئني که پارسِ طوفان ـه آقاي گودمن
... پارس؟ من که
اوه ، اون پاهارو ببين
از پاهات خوشم مياد
از پاهات خوشم مياد
! آقاي گودمن
آقاي گودمن
! يه شيطان ـه
! آه ، صبر کن
! بيدارشو ! بيدار شو
! بيدار شو پدر ! يالا
بيهوشي ميتونه براي هميشه باشه
! آه ، نه
! بيدارشو
تامي ، خواهش ميکنم
اما من ميخوام پدر
داستانمُ برام بخون ـه
تامي ، برو بازي کن
بزار پدرت استراحت کنه
عالي براي برداشت
سلام جيگرا ، چطورين؟
وحشتناک ـه
نه! چي؟
خيلي عصبانيم
از پسر روزنامه فروش
نميدونم چي کار کنم
آره ، باشه تامي
وقتي از کسي عصباني هستي
بايد بهش بگي چه احساسي داري
هي خانم ها ، کجا ميرين؟
باشه ، آقاي پيکلز
برو مراقب پدر باش
بيخيال
اين بوق ها از ناحيه
سوراخ کونت مياد ، آقا
چي؟
يه جاساز داريم
بجنب فلويد
سلام بچه ها
خوبه که اومدين پيشش بمونين
ما که براي آقاي گودمن اينجا نيستيم
براي ناهار اينجاييم
ميخوام رکوردمُ بشکونم
و 1000 تا هات داگ بخورم
! برگرد سر کار گودمن
هي ، اون چيز چي کار ميکنه؟
اين کتاب؟
تو ... خونديش؟
آره ، اين کارو بکن
باشه
يه زماني يه جاده
پر پيج و خم بود که ميرفت و ميرفت
و پيچ و تاب ميخورد
.... پيچ و تاب ميخورد
يالا آقاي گودمن
آه ، کفش
واي ! آروم باش سگ
متاسفم ، متاسفم
هي ، پال
ميخواي کون هارو بو کني؟
آره ، ميخوام
بوي خوبي ميده
ممم ، خوبه
هي ، بزارين منم بو کنم
خيلي خوبه
بهترين بوي کوني ـه که داري
من ناراحتم
ميخوام پدرم با من يه کاري بکنيم
اما بايد به کارش برسه
خب ، من ميتونم خيلي کارها بکنم
تامي
از اون بيا پايين
چرا با اون حرف ميزني؟
اون که نميفهمه چي داري ميگي
هيچکس نميفهمه
منظورت اينه
ميتونم هرچيزي به هرکسي بگم
و اونها هم متوجه من نميشن؟
! کوه سگي
! هي
بيخيال بچه ها
نميتونم نفس بکشم
نميتونم نفس بکشم
و جاده براي مدتي مستقيم بود
که ناگهان
شروع به پيچ خوردن کرد
! لعنتي
فکر کردم مستقيم ميره
! ششش
فقط بالشِ ـشُ اشتباه گذاشت ـه
ممنون
!بخون! بخون! بخون! بخون
! شششش
متاسفم
! چاپ مرده
خوندن درست اينجاست
روي دستگاه تبلت جديد
يه برگه ميگيرم
بفرما
! هي
با تشکر از شما
پدرم تو کماست
يو! متاسم
بدترين قسمتش اينه که
نميتونه برام داستان بخون ـه
حدس ميزنم زماني اتفاق افتاد که
پرينت مُرد
ما چاپگر
روزنامه رو انداختيم دور
اما ميتوني با اين
کتاب خودتو بنويسي
! کلمه ها
و رفت و رفت
... تا جايي که
ايستاد
ايستاد
! پيکلز
No comments yet. Be the first to leave one.