لومړۍ 188 کرښې.
اين، داستان خانواده ي ثروتمنديه که همه دار و ندارشو از دست داده
و تنها پسري که چاره اي جز
دور هم نگه داشتن خانواده نداره
اين موانع سازندگيه
اين آقا مايکل بلوثه
در اين لحظه، او داره پسرش، جورج مايکل، رو به آريزونا براي شروع زندگي جديدي ميبره
پس ميريم فينکس، آريزونا، آره؟ خودشه، پسر
خلاص شديم
ميريم دنبال آرزوهامون، ميدوني؟
و اگه گفتي بهترين قسمتش چيه؟ .ديگه واسه خونواده کار نميکنيم
... آره، اما خودت خودت همیشه نميگفتي "اول خونواده"؟
.آره، ميگفتم اما نه واسه چنين خونواده اي، گرفتي؟
،اونها يه سري آدم خودخواه پررو اند .که بيخِ دماغمون چسبيدن
.و همينطور عمه ليندزي - نکنه اون عمه واقعيم نيست؟ -
دماغش عمليه. يه عکس از 14 سالگيش دارم .که يه کلاهِ شنا سرشه
.دماغش مثلِ نوکِ شاهين بود
يک سال تموم رو توي اون خونه ي مدل مسخره ...با اون آدم ها گذرونديم
،و تنها کاري که در حقمون کردن .دروغ گفتن بود
تازه ترين دروغي که گفته شد اين بود که پدر مايکل در طول حبسش در زندان دچار حمله ي قلبي شده
از دستش داديم
منظور دکتر اين بود که ... جورجِ پدر فرار کرده
با استفاده از .ماشين پله دار خانواده
.الان دوس دارم قيافهشون رو ببينم
"کجا رفتش؟" - .يا شايدم فکر کنن داريم سمتِ خونه ميريم-
راستش، ميدوني اين همون چيزيه که منم فکرشو ميکردم
تا وقتي که دربارهي اون قضيهي فينکس شنيدم
مايکل نگرانِ اين شده بود که تمام اثراتي که ... ترکِ خانوادهش» ميتونه»
،بر روي اونها داشته باشه .از بين بره
الو، بفرمائيد؟- الو، من دکتر بلومِن هستم-
با مايکل بلوث کار داشتم
!مايکل! بيا تلفن-
.فکر ميکنن ما هنوز اونجاييم بايد برگرديم
.سلام مامان- کسي برام پيغام نذاشت؟
هيچکس-
.نه، انگار يه پيغام هست
،بايد درباره ي سلامتيم بوده باشه .ولي مهم نيست
... من و پسرم
باستر، با شيپور تجاوز ماماني چکار داري؟
.آره، من شيپور تجاوز دارم، مايکل .چون تو گاز اشک آورمو گرفتي
آره، حالا انگار همه ميخوان .بهش "ت" کنن
.همينو ميگم، مايکل
حالا که پدرت ما رو بي سرپناه گذاشته .و رفته، باستر غير قابل کنترل شده
حالا ديگه انقدر کلاسش رفته بالا .که عارش مياد به مادرش کمک کنه
... خب، من که-
من ديگه در مورد باستر .بهت کمک نميکنم
ديگه به هيچکش واسه هيچ چيزي .کمک نميکنم
اومدم اينجا تا بهت بگم ... که من و پسرم
،در همين لحظه، دختر عمهي جورج مايکل .يعني مِيبي بهش نزديک شد
پس، جدي جدي داري ميري، آره؟
به دوست دخترت، خانم «موي دماغ» هم گفتي؟ .منظورم همون "اَن"ـه
،اون دوست دخترم نيست- و «موي دماغ» هم نيست واقعاً؟-
چون زير عکس مدرسه ش "نوشته "در عکس حاضر نيست
اونا درحالي که سعي داشتن .دکمهي لغو رو بزنن، عکس رو چاپ کردن
و آره، اون جداً چشم انتظار ديدن من ...تو لباس عمو سام بود
در اون مراسم .راي رو بيرون بکشِ" انتخابات فردا"
اون نبايد قبل از انتخابات برگزار ميشد؟
اونا مجبور شدن عقب بندازن، چون يه دانش آموز خارجي خيلي نزديک به سالن ورزشي پارک کرده بود
.من پايه ام .من نقش عمو سام رو بازي ميکنم
:بهتر از نقشيه که الات دارم .پسري که در پرل هاربور دستور ميده
من نميدونم چرا تو اين تيکه ي ... من از اينجا ميرم" رو جدي نميگيري"
.اما جدي جدي دارم از اينجا ميرم
بيا واقعبين باشيم، مايکل. قبل از اين - .سه بار ديگه هم اين تهديد رو کرده بودي بگو بينم، کِي بود؟ -
.تموم شد ديگه. من از اينجا ميرم
!دالّي- . من از اينجا ميرم-
ما يه حيوون مهاجم کشته شده داريم
،من از اين خونواده ميرم بيرون .واقعاً ميگم
،اين دفعه، ما ميخوايم بريم يه جاي خيلي دور که هيچوقت نميتونيد پيدامون کنيد
داريم ميريم به فينِکس- نگو داريم کجا ميريم-
... من ... فقط فکر کردم- .دليلش مهم نيست-
مايکل، شايد دليلي که تو هميشه برميگردي، اينه که
،بيشتر از اينکه ما بهت احتياج داشته باشيم تو به ما احتياج داري
اُ، چه تيکه ي خفني
".هاه. "من به شما نياز دارم .باشه، گوش کنيد چي ميگم
مامان، تو هميشه ازم ميخواي توي مراقبت از باستر بهت کمک کنم
.حالا ميتوني يکي ديگه رو پيدا کني .باستر، اميدوارم اون تو رو نکُشه
.اول من ميکشمش
و راستي، موفق باشي تا يه نفر ديگه رو واسه گردوندن کار و بار پيدا کني
جوب، به جاي هميشه اومدن پيشم و ...پول خواستن و
... گفتن "من يه اشتباه بزرگ کردم"، ميتوني
دفعهي بعد از دستم فرار کني
.من هيچ وقت مرتکب اشتباهي نشدم توي چه مسئله اي اشتباه کردم؟
ليندزي، به جاي خوابيدن روي تخت دو نفره، تو و .شوهرت اتاقبزرگه رو ور دارين
ديگه مثل قبلاًنا نيست که بخاطر ... مشکلات ازدواجت بياي پيشم و
بگي "اوه مايکل، کمکم کن فکر "...کنم شوهرم يه
!اووه
... خب، اين- .بزن بريم -
و بنابر اين، يه بار ديگه پسرها در راهشون به فينِکس بودن، جوري که ديگه هيچوقت برنگردن
از آزمايشگاه زنگ ميزنم
.ما در فينِکس خبر بدها رو بهش ميديم
حالا ميدونن که ما رفتيم- عاليه-
،تو که دوباره اسمِ فينکس رو آوردي اما ديگه چه اهميتي داره؟
ببخشيد
خب، حالا ميخواي پشت رول بشيني يا انقدر بزرگ شدي که نميتوني روي پاي بابايي بشيني واسه قان قان کردن؟
فکر کنم بتونم
باشه
ماشين به اسم جورج بلوث ثبت شده .و ما بايد بررسي ميکرديم
اما اون بازداشته، پس شما ميتوني بري- بازداشته؟-
مايکل ميدونست اگه برگرده تا پدرشو ببينه
فقط ميتونست با گفتن يه تيکه ي خفن ملاقاتو تموم کنه
ما بر ميگرديم
در حقيقت، پليس فکر کرد .که جورجِ پدر رو دستگير کرده
شما کلوچهي بدونِ مواد نگهدارنده داريد؟
اما به جاش برادر دوقلوش، اسکار، رو گرفته بودن
!اُسکار! يه چاييِ بزرگ واسه اُسکار - !آره-
اوه چه خبر تأسف باري. اُسکار اينجاست
اوه، خدا رو شکر اومدي
لوسيل با اسکار ...سال ها قبل روابطي داشت
که چندان عزم راسخي براي زنده کردنش نداشت- چه مرگته تو؟-
بچه اينجاست- اوه-
اونا گفتن بابام اينجاست- واقعاً؟-
بيا از اين جا بريم - اُسکار چي پس؟ -
... آره. اونا ماشينِ .ماشين کارمو توقيف کردن
تو با ما ميموني- نه، نميمونه-
تويي که هميشه ميگي من .به يه پدرِ جانشين احتياج دارم
.بله. يه پدرِ جانشين
باشه. ولي توي تخت من که نميخوابي
باشه- باشه. آره-
خيلي زود، مايکل رسيد ... تا آزاديِ پدرش رو اثبات کنه
و با وکيل خانواده، بَري زاکرکورن .ملاقات کرد
هـوم- نه ، ميدونم، ميدونم، ميدونم-
.همه ميگن ولش کن، ولش کن
به نظرت اين واگير داره؟ هي، فسقلي
بسيار خوب. اون پدرت نبود
عموت بود من پريدم توشون وقتي داشتن ميرفتن
!ايناهاش! گرفتمت
اوه، محض رضاي خدا- ! آره-
من فقط اومدم بهش بگم که دارم ميرم پس فکر ميکنم وقت رفتنه، پسرم
کجا ميري؟- .نميتونيم بهت بگيم-
.نه، نه. ما ميتونيم به بَري بگيم داريم به فينکس ميريم
.اوه، اِي کاش اينو نميگفتي
به عنوان وکيل، بايد به عرضتون برسونم شما نميتونيد از ايالت خارج بشيد
با رفتن پدرت، ميخوان نگهت دارن
منو؟ - .اونا ميخوان فردا مُتهمت کنن-
تنها کاري که بايد کني اينه که .يه وثيقه جور کني. کلکشو بکّن
.اما من-من نميتونم. استعفا ميدم .نميخوام دنبالهروي بابام باشم
پس بايد با همين .تختخواب سفري کنار بياي
.اوه، پسر. اِي کاش اسمِ فينِکس رو نمياوردي
مايکل تازه فهميده بود که نميتونه ايالت رو ترک کنه
.مگه اينکه يه وثيقه جور کنه
باشه. گوش کن. من ميخوام دستهچک شرکت رو گير بيارم و به خونواده هم چيزي نگو
«ما نميتونم لذتِ اينکه «من به پول نياز دارم رو به اونها بديم، باشه؟
يادت هست راجع به خونواده چي گفتيم؟- .دماغ عمه لينزي عمليه-
.آره، اما اين نه
نگيـ... نگيم بهشون که ما داريم ...ميريم به
بهشون احتياج نداريم. اوهوم؟- .اوه، آره. درسته-
.اين جديد بود ...من نـ
اين اثر ناشي از دونستن خوش اندامي شماست
چيکار ميکني؟- ورزش ميکنم، مايکل-
ميبينم که يه نوار تمرين پيدا کردي که واسه آدماي تنبلي مثل تو ساخته شده
من يه زندگي پر از عشق دارم- فشار بديد، يک، دو، سه-
خيلي خب، اين بايد خاموش شه
يه شب تو ي اتاق بزرگه خوابيديو زندگي پر از عشقتو دوباره بدست آوردي؟
.خب، بذار روراست باشم .اولاش، من افتضاح بود
با هم، دو، سه، چهار
رها کنيد، دو، سه، چهار- اوه، ليندزي-
،اِم، خب .اين خيلي هيجانانگيزه
.بالاخره، ميتونيم زوج نرمال باشيم- .خوشحالم که به زندگي پادشاهي برگشتيم-
.فشار خيلي زيادي رومه- نميتونم-
بنابراين، لينزي و توبايِس نگاه عميقي به روابط زناشويي شون انداختند
ميدوني ليندزي، به عنوان يه پزشک، من ...زوج هاي بسياري رو در پيدا کردن
...روابط آزاد راهنمايي کردم
جا-جايي که زوج ها از لحاظ احساسي ... به هم متعهد ميمونن
اما آزادن که در روابط .خارج از زناشويي هم کاوش کنن
اين برا مردم جواب داد؟- نه، به هيچ وجه-
منظورم اينه که اين آدما خودشونو ... گول ميزنن که شايد نتيجه اي بگيرن اما
.اما شايد واسه ما جواب بده
.خب، ميتونيم يه امتحان بکنيم- .عاليه. ما جزئيات کار رو بررسي ميکنيم-
الان بايد به دخترمون بگيم
!مِيبي ما يه جلسه خونوادگي داريم
ليندزي در راهش ... به سمت جلسهي خانوادگي
با يه موقعيت غيرمنتظره مواجه شد- سلام-
.اوه سلام جوب به من گفت يه سري بزنم
خب، فکر نکنم اون اينجا باشه
خب، پس بهش بگين من از چيزي که ديدم خوشم اومد
.و ما احتمالاً حتي اونو عملي نميکنيم .نميخوايم که طلاق بگيريم
تازه اگه چيزي هم بشه، ماماني و بابايي رو به همديگه نزديک تر ميکنه
.من با يه نفر آشنا شدم باهاش قرار دارم
.من با يکي دوست شدم
خب. !بذار تجربه ي فوق العاده ت آغاز شه
تو از اتاق اصلي من برا اون استفاده نميکني- .اگه اشتباه نکنم تو اينجا رو ترک کردي-
يا اصلاً فکر کردي چقدر به ما نياز داري؟
در واقع، من برگشتم چون به چيزي نياز داشتم
.يه سري چيزا. مثل دسته چک دسته چک شرکت کجاست؟
.حتماً جوب اونو به اداره برده
.مامان اونو رئيس کرد درسته مايکل. اون شغل قبليتو گرفته
خب، بهتره من برم اونجا قبل اينکه کل شرکت رو ورشکست کنه
.تازه 3 ساعته که رفته مگه چقدر ميتونه خراب کاري کرده باشه؟
.و ماهيچهها رو رها کنيد
No comments yet. Be the first to leave one.