لومړۍ 200 کرښې.
« سال 1984 »
« سال مرگ ترومن کاپوتی »
تق تق
همه آراستهن؟
محض رضای خدا، گل میخک؟ «باربارا کوشینگ پیلی 1915- 1978 »
کی اینارو آورده؟
بروک استور
بیرحمانهس
بفرما
خریق سفید، گل مورد علاقت
بهتر شد
خیلی خستهم
نه خمار نیستم
راستش، افتخار میکنی اگه بدونی که
سه ماهه مشروب نخوردم
هفتههای اول سخت بود اما الان قسم میخورم
اصلا مشروب هوس نمیکنم
حتی فکر کردن به مشروب هم حالمو بد میکنه
آرامش، شجاعت و معرفت
پاک بودن ویژگیهای خیلی خوبی داره
تیکه کلامهای کوچیک یکی ازونا نیست
،یکم برو اونور عزیزم بذار منم دراز بکشم
به طرز مثبتانه سردی بیب
همهچیز بدون تو سرده
اون داخل بهتره؟
شاید خیلی طول نکشه تا بیام پیشت
تق تق
میشه بیام توو؟
لطفا بذار بیام داخل
بذار بیام توو
بله؟ - سلام جک -
بذار بیام توو
.بذار بیام داخل جک لطفا بذار بیام توو جک
ترو؟ - لطفا درو باز کن -
حالت خوبه؟ - ...من فقط -
میخواستم بیام داخل
...میخوام
بوی خیلی خوبی میاد
بوی سیره؟ الان دیگه سیر دوست داری؟
الان از خیلی چیزا خوشم میاد
.اما سیر رو از قدیم دوست داشتم مستی؟
مثل هوای پنج صبح جنگلی پاکم
میشه لطفا بیام توو؟
،کسی پیشم هست ترومن
و ترجیح میدم حضور تورو بهش تحمیل نکنم
حتی اگه مست نباشی - ،خب -
نمیشه سرزنشت کرد
خیلی بوی خوبی میده
بوی چیه، گوجه، رزماری؟
سس بولونزه آقای کاپوتی
پاستا هم درست کردم
لطفا بمونین
همیشه دلم میخواست ببینمتون
باشه بیا داخل
نه، نه نیک
،مشروب و مواد دیگه نمیتونم بزنم
مشکلات جدی رو ایجاد میکنه
که مطمئنم جک همه رو بهت گفته
اون فقط چیزای خوب درباره شما میگه
راست میگه جک؟
راستش بله
،و با این حال اینجائیم
سعی داریم بدون هم زندگی کنیم
هی
منکه بدون تو خیلی خوب دارم میگذرونم
...به نظرم نیک
زیادی جوانه تا این لحن رو متوجه بشه
الان چیزی مینویسی ترومن؟
،میدونم همه از شما اینو میپرسن
...اما هرچیزی که نوشتی رو خوندم
میخوام کتاب دعاهای مستجاب شده رو تموم کنم راستش
...اما... و جک شاید دلش بخواد اینو بشنوه
قراره معذرت خواهی من
برای کوت باسک باشه
یه معذرت خواهی، واقعا؟
تو، ترومن؟
و یک نوع شاهکار
یک معذرت خواهی و توضیح .برای تمام کسانی که بهشون آسیب زدم
... سوانها و
یک اعتراف برای کارهای اشتباهم
... و دلایش و
.اینکه چطور بهشون صدمه زدم
اما قراره خیالی باشه .مثل کوت
...خب این
دیگه دیره که بیب بخواد تورو ببخشه
...و بیل پیلی هم
نمیبخشه
... فراموشش کن و
،اگه لی و اسلیم بگن
دیر شده و کم گذاشتی، بزن به چاک" چی؟ "
خب پس بذار یه سوالی ازت بپرسم جک
تو خودت چرا همیشه منو میبخشی؟
کی گفته اینکارو میکنم؟
.خب بذار خودم بهت بگم چون وقتی معذرت خواهی
از ته دل باشه، حسابه
چون قلب اینطوری ساخته شده
میخواد که ببخشه
واقعا؟
به نظرم این چیزیه که تو دلت میخواد
نه، قبلا دیدم
،در بخش اعدامیها با اون پسرا در کانزاس
...من دیدم
...میدونی، مردم هم میخوان
ببخشن و هم بخشیده بشن
خب نظر تو چیه نیک؟
...خب
.بابای من اُسقُف هستش
"قضاوت نکنید تا قضاوت نشوید "
" محکوم نکنید تا محکوم نشوید "
" ببخشید تا بخشیده شوید "
صبر کن
ممنون که گذاشتی بیام داخل
،دم در
قیافت خیلی اندوهگین بود، چرا؟
به خاطر مسائل قدیمی
نه، من برات خوشحالم
تو لیاقت اینو داری که یک شخص خوب دوست داشته باشه
توئم همینطور
...پاکی، مینویسی
اینطوری باشی خیلی راحت میشه تورو دوست داشت
نه من دوست داشتن نمیخوام
من بخشش میخوام
...و نه فقط به خاطر چیزی که نوشتم بلکه
به خاطر کارایی که کردم
اینکه این آدما تورو ببخشن یا نه
بیشتر به شخصیت خودشون بستگی داره
...این
وقتی معذرت خواهی میکنی فقط یه نفر هست
،که باید بهش فکر کنی و اون یه نفر خودتی
بقیه میتونن خودشون باهاش کنار بیان
کانال رسمی تیم ترجمهی 30نما @CinamaSub
« جنگ و نزاع » « کاپوتی در مقابل سوانها »
Pink Panther ترجمه از « امین احمدی »
پایان دنیا بود
و من نمیتونستم تصمیم بگیرم که چی بخورم
...یک نوعی از زندگی برای بعضیها
،پیش میرفت اما برای من
،پیبی جونز ...بسته شدن رستوران لا کوت باسک
اتفاقی بسیار متحول کنندهای بود
،معمولا وقتی موسسهای تعطیل میشه
سالها طول میکشه تا ارواح و شبحها
از جاهایی که درش پنهان شدن در بیان
،اما در لا کوت .درنگ نکردن
تمامی ارواح برای ناهار جمع شده بودن
سیدنی دیلون با خانومش کلئو نشسته بود
،خودِ قاتل ان هاپکینز
سر میز با مادر شوهرش نشسته
هیلدا هاپکینز
لی و جکی هم اون گوشه بودن
و در گوشهای دور کسی نبود جز
خانوم اینا کولبیرث
اینا نگاهش رو از من میدزدید
اون هنوز به خاطر اینکه داستانش درباره سیدنی و همسر فرماندار
رو خیلی جاها دربارش صحبت کردم از دست من ناراحت بود
در واقع، هرکسی که در سالن غذاخوری بود
... در یک زمانی قربانی
بیملاحظگیهای نویسنده شده بود
من امروز اومده بودم
تا با یک شخص بسیار ترشرو غذا بخورم
کیکی کاسپرزاک
کیکی با قیافهای وارد شد که
.انگار سر بازی چوگان اومده
اون لباس قرمزی رو پوشیده بود ،که توی پالم بیچ خریده بود
لباسی که فقط زنهای خاصی میتونن تنشون کنن
.و اون یکی از همون زنها بود
سلام پیبی جونز
کیکی
آدم برای شام آخرش چی سفارش میده؟
،جواب سوالت پیبی
میشه همهچیز
همهچیز رو میخوایم جولز - ممنون -
ما اون عصر رو مشغول غیبت و گوش دادن به حرف بقیه بودیم
،در میز دورتر یک نفر خانوم اینا رو کاشته بود
اگرچه خودش میخواست که به روش نیاره
،میخواین سفارش بدین خانوم کولبیرث
یا ترجیح میدین منتظر همراهتون بمونید؟
همراه؟ منکه منتظر کسی نیستم
البته که سفارش میدم
همراه، بیخیال
اگرچه به طور آشکار دیدیم
که اون شامپاینش رو با دوتا لیوان سفارش داد
...در همین حال
من یه لیوان لیمونچلو خنک
با یه برگ نعنا میخوام
چقدر سرحال کننده
منم همون رو میخوام
،در این صورت یه نوشابه کامپاری برام بیار
جکی بیچاره
حتی نتونست جلوی خودش رو بگیره
تا سفارش نوشیدنی خواهرش رو ندزده
،و در بهترین میز کلئو دیلون
داشت چیزی رو روی دستمال مینوشت
یک شماره اتاق در یک هتل در مرکز شهر
بریز بیرون
چیزی ذهنت رو مشغول کرده پیبی؟
متاسفم کیکی
بایدم باشی
اون پنج سال گذشته رو
منتظر شنیدن این کلمات بود
...چیزی که نوشتم
No comments yet. Be the first to leave one.