Queen of Mystery 2 (Mystery Queen 2 / Chooriui Yeowang 2 / 추리의 여왕 2)

Queen of Mystery 2 (Mystery Queen 2 / Chooriui Yeowang 2 / 추리의 여왕 2)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Queen of Mystery S02E13
د لخوا تبصره Persian Dream Team
M.Hena - Nasrin @persiandreamteam

تګونه

other
په خپور شو: 2018-04-13
ډاونلوډونه: 16
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

قسمت 13

هنوز ازدواج نکردین نه؟

ازدواج کردم

ولی الان جدا شدم

متاسفم

تو فکر این بودم که یه آدم خوب و با خدا رو بهتون معرفی کنم

خوشم نمیاد درگیر عشق و عاشقی بشم

بدون عشق

دیگه دلیلی برای زندگی تو این دنیای بی رحم نمیمونه

یعنی آتیش عشق انقدر تند و تیزه؟

تا حالا عاشق نشدین؟

...خیلی مطمئن نیستم

که بشه اسمشو عشق گذاشت

‌...راجع به

اتفاقی که برای پدر و مادرت افتاد متاسفم

خیلی دلم میخواست مجرما رو دستگیر کنم

ولی نتونستم

غیر ممکنه نفهمی عاشق شدی

چونکه حس خیلی پرشوریه

نمیخوام بخاطر من صدمه ببینی

تنهایی نمیتونی،بیا با هم انجامش بدیم

با هم پیداش میکنیم

این رفتارا بهت نمیاد

تا وقتی که تموم بشه ادامه داره

بریم

...ما

...همیشه با همیم و همیشه

به هم کمک میکنیم

دوستی اینجوریه

...من دوس ندارم

کسی رو که ازش خوشم‌ میاد منو خیلی خوب بشناسه

...اگه عاشق یه نفر باشی

دلت میخواد حتی از بدترین خصوصیاتشم خبر داشته باشی

خصوصیات بد هیچکس قشنگ نیس

از اونجایی که تیر خورده پس آدم منشی کیم نیس

بابت کمک های امروزت ممنون

ما یه تیمیم،این حرفا رو نداریم که

باز خداروشکر که آسیب جدی ندیدی

قیافتُ که دیدم

فکر کردم داری میمیری

خیلی آسیب ندیدم،ولی هنوز درد دارم

گلوله خورد به ران پام

که دردناک ترین ناحیه س

که اینطور،بیا اول بریم خونه

نمیدونم میخواستی کی رو ببینی

ولی انگار آدم عادی ای نیست

هیچکدوم از دوربینای امنیتی فیلمشو نگرفته

بریم

شماره هفت

...اون همه ی دوربینای منطقه ی تیراندازی رو

از شماره ی هفت به بعد از کار انداخته بوده

چیه؟

...منو وسط بزرگراه

قال گذاشتی رفتی

یجوری میگی حالا مردم فکر میکنن واقعا اینکارو کردم

من توی استراحتگاه بین راهی پیاده ت کردم

فرق نداره که

ای بابا

چیکار میکنی؟

انقدر هی لباسمو نکش

شرمنده،موقعی که رفتی سیب زمینی بخری

منشی کیم میخواست فرار کنه

موقعی که شنیده بود من دارم میام ترس برش داشته بود

منشی کیمُ دیدی؟

نه،یکی دیدتش داره فرار میکنه

نمیخواد بهونه بیاری

میدونم داری سعی میکنی بهم دروغ بگی

من بخوامم نمیتونم بهت دروغ بگم

...منشی کیم رو

دیدیش یا نه؟

کارآگاه وو رو دیدم

چی؟

!کارآگاه وو

...چجوری

بریم

اون میخواست بره منشی کیمُ ببینه

منم تعقیبش کردم

ولی منشی کیم اونجا نبود

...برای چی کارآگاه وو

دنبال منشی کیم بود؟

نمیدونم،به من که چیزی نمیگه که

واسه همینم هیچ نظری ندارم

خب یجوری در بیار! با هم زندگی میکنین که

من بخاطر تو کلی سختی دارم میکشم

واسه چی رفتی تو خونه ش برام اتاق گرفتی؟

واسش غذا بپز

خونه ش رو تمیز کن و یجوری ازش حرف بکش

...هرچند از اون آدمایی نیستی

که اینکارا ازت بربیاد خودم باید وارد عمل بشم

فقط باید ازش بخوام بیاد ...باهام مشروب بخوره

و با مشروب ترکیبی مستش کنم

تو چرا؟

همخونه ش منم،من باید اینکارو بکنم

خب پس بکن

راستی

...منحرفایی که این اطراف بودن

رفتن

این چندوقته خبری نبوده ازشون

هوا واسشون خیلی سرده که بخوان بیان بیرون

بالاخره اونا هم آدمن

...وقتی هوا گرم تر شد

شکوفه های گیلاس باید کامل شکوفه بدن

...بعدش اونا

واقعا؟

عجیبه

فرمانده که

خانم یو

چی شده؟

...میبینم که با اینکه افسر ارشد

این ایستگاهین زود اومدین سرکار

اینجوری نکن دیگه

جواب تلفنامو ندادین

گفتم که شمارتو بلاک کردم که

این کارت افتادن دنبال منه

فقط یه دقیقه وقتتونُ میگیرم

فرمانده که

!من خیلی سرم شلوغه

...لی هیون سوک

تا صبح اون خونه رو داشته می پاییده

ولی جانگ میونگ هون اصلا بیرون نیومده بوده

اون جانگ میونگ هون نبود

اگه بود میشناختمش

چون کل شب رو من منتظرش موندم

بیست و یکم مارس ساعت ۴:۳۰ صبح ...یه نفر دیدتش

که‌ با یه چمدون بزرگ از خونه میاد بیرون

صورتش دیده نشده که

این فقط یه حدسه

کلیدش که اینجا دیده شده بود چی؟

کلیدشُ دیدن،خود جانگ میونگ هونُ ندیدن که

عجیبه،پس کی بوده؟

جانگ میونگ هون که نبوده

...ولی اون با یه چمدون بزرگ و سنگین

از خونه اومده بوده بیرون

اون قاتل بوده

اون گفتش که یه چمدون بزرگ بوده

...انقدر بزرگ بوده که

یه جنازه توش جا بشه

جنازه؟- ...ممکنه دفتر-

...منبع انسانی رو با

پودر سیمان یا زباله های ساختمانی کثیف کرده باشن

پنهون کردن جسد اونجا کار سختی نیس

واقعا قدرت تخیل خیلی خوبی داری

...موقعی که داشتیم اینجا رو میگشتیم

اون چمدونُ اینجا پیدا کردیم

هیچ لکه ی خونی روی چمدون نبود

اثر انگشت چی؟

...کلی اثر انگشت روی هم افتاده بود

که تشخیص دادنش سخت شده بود

همه جا رو گشتین

درسته؟

هیچی پیدا نکردیم

تو این هفت سال تکنولوژی کلی پیشرفت کرده

باید دوباره بگردین،این دفعه حتما یه چیزی پیدا میکنین

...فکر میکنی بدون مجوز

امکانش هست؟

...ما هفت سال پیش حتی بعد از

کلی تحقیق هیچی پیدا نکردیم

مردم اعتراض و شکایت کردن

اصلا سخت نیس

کی یونگ ساب الان بازداشته

به جرم خشونت دستگیرش کردن

اینجا میتونه صحنه ی جرم باشه

ما باید اینجا رو بگردیم

از آقای هوانگ میخوام بیاد اثر انگشت ها رو برداره

آقای هوانگ

شما؟

منم

...تو یکی از همونایی هستی

که چراغ قوه مو دزدید

تو یو سول اوکی،همون دستیار اجرایی

...یه مدت سر و کله ت تو آزمایشگاه

پیدا نشه

اینو واسه امنیت خودت میگم

...چند وقت پیش پاسبان شین اومده بود

و نابود شد رفت

بفرمایین

با مجله ی " ساینس تایمز" مصاحبه کرده بودین

...انقدر از دیدنش خوشحال شده بودم

که به محض اینکه منتشر شد خریدمش

تو عکس فوق العاده افتادین

از اونی که انتظار داشتم زودتر چاپ شده

اگه سرتون شلوغه بعدا مزاحم میشم

صبر کن

گفتی تو عکس چجوری افتادم؟

آقای هوانگ

...شما میتونین لکه ی خونی که

مال هفت سال پیش بوده رو شناسایی کنین؟

...نگو که داری ازم میخوای

پرونده ی هفت سال پیش رو شناسایی کنم

...شناسایی لکه ی خون هفت سال پیش

به اون آسونیا هم که میگی نیس

...اینو باید بری از

آقای اوه که متخصص این زمینه س بپرسی

میدونی که،آقای هوانگ دانای کل نیس که

واسه همینم همه چی تموم نیس

صبرکن ببینم

بنظر میاد سوءتفاهم شده

چون من تو زمینه های دیگه متخصصم

...معنیش این نیس که تو شناسایی

لکه ی خون آقای اوه از من بهتره که

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left