لومړۍ 200 کرښې.
آنچه در "مأموران شیلد" گذشت...
- چطوری میشه از هیچی ماده به وجود آورد؟ - نه
- کربن حالصه - باید اسلحهتون رو بندازین زمین
چه بلایی سر ما آورده؟
اون انفجار حتماً یه جوری حالت ما رو تغییر داده
بیشت ابعاد گیر افتادیم؟
این جعبهها به نظر خالی میان، ولی خالی نیست
اونا انرژی رو از چند بُعد کنترل میکنن
کسایی که این جعبهها رو ساختن از یه کتاب استفاده کردن
از حد فهم مغز انسان فراتره
شاید من بتونم کتاب رو بخونم
یه دروازهی بینبُعدی رو به وسیلهی
رباتی که خلق کردم میسازم
رابی؟
مک یه سرنخ از موقعیت احتمالیِ عموی اون پیدا کرد
کمک میکنی آخرین مجازاتم رو هم به سرانجام برسونم؟
مأموران شیلد فصل چهارم، قسمت هشتم قوانین دوزخ دینامیک
برید کنار. باهاش کار دارم
چند نفر اونجان؟ چند نفر؟
ایلای. ایلای، یه مشکلی داریم
پلیسا، شیلد... همه جا ریختن، پسر
سرشون رو مشغول کن، واسه همینه استخدامت کردم
پولتون رو داده؟ پول منو که ندادی
میخوای بریم با شیلد بجنگیم؟
فکر نکنم، پسر
حق با توئه
وقتی سخت کار کنین باید دستمز خوبی هم بگیرین
امیدوارم این الماسها کافی باشن
طبیعی نیستن ولی اگه خوب برش داده بشه قیمتش بالا میره
حالا که بحثش پیش کشیده شد
شاید مجبور باشید بقیهی الماسها رو از ششهاش در بیارید
اگه شیلد میخواد ببینه چی میسازم...
پس نشونشون میدم
به همهشون نشون میدم
ترجمه از رضــا و کــیــارش DeathStroke & Ki@rash
به صورت زنده در مرکز شهر لس آنجلس گزارش میدیم
چند خیابان شهر به قول مقامات مسئول
به خاطر یک خطر احتمالی بسته شدن
جزئیاتی از حادثه نداریم ولی وقتی شیلد به صحنه میرسه
حاکی از اینه که شاید تهدید مورد نظر یک ناانسان باشد
یک تماس تلفنی با خود
رئیس شیلد، جفری میس داریم
رئیس میس، میشه شایعاتی که درمورد
اتفاقی که در اینجا افتاده رو روشن کنید؟
البته و ممنون که به جواب دادید. مشکل اینه که
یک فراری داریم
و شیلد به پلیس لس آنجلس برای گیر انداختنش کمک میکنه
این فراری که میگید کوئیکه؟
گزارشاتی مبنی بر چند زمین لرزه در این منطقه داریم
نه، تضمین میکنم که تهدید مورد نظر کوئیک یا حتی ناانسان نیست
پس چرا اینجا رو تخلیه میکنن؟ چرا شیلد دخالت داره؟
راستش هنوز جرم در حال وقوعه پس متأسفانه نمیتونم توضیح بدم
اما وقتی مشکل حل بشه یک کنفرانس مطبوعاتی خواهیم داشت
ممنون برای وقتی که گذاشتین
اون بیرون یه سیرک به پا شده
- و اون عکس من که رو بنر... - درسته، عکستون خوب نیست
این هفته یه بار دیگه میگم عکس بگیرن
باروس. تنهامون بذار
به نظرتون مارو اونجا چند نفرو داره؟
یه ارتش کوچیک. بازموندههای گروه چینی
و چند تا سابقهدار که وقتی توی زندون بود استخدام کرده
- باید اقدام کنیم - مطبوعات همه جا کمین کردن
ببین با دیز یا ریس کار میکنیم به ضررمون تموم میشه
اون یه قاتل شورشیه
یکم پیچیدهتر از این حرفاست ولی بله
شکست ناپذیر هم هست و البته طرف ماست
- اگه نباشه چی میشه؟ - اونوقت ترتیبش رو میدیم
ولی فعلا واقعیت اینه که
ایلای مارو تیم تاکتیکی شیلد رو به چند تیکه کربن
که از هوا ساخته بود محو کرد
و این فقط چیزیه که ما دیدیم دیگه قادر به چه کارهاییه؟
توی این مورد اسلحههای بزرگتری لازم داریم، یویو، دیزی
و ریس بزرگترین اسلحههای ما هستن
تیم علمی چی؟ مخصوصاً ایدا
هر چی نباشه تونست تو و مأمور فیتز رو برگردونه از...
خب حالا هر جهنمی که بود
اگه بازم اتفاق مشابهی بیوفته اون میتونه یه راه حل جلومون بذاره
چیه؟ مخالفین؟
- راستش نه - ولی؟
چیز ناگفتهای نمونه؟
ایدا یه رباته
اون... الان چی گفتی؟
- یه رباته - حتی منم فریب داد
ولی اون...
خیلی خب. گذشته از اینکه
کمی جذبش شدم
این کاملاً پیماننامهی سکویا رو نقض میکنه
کسی آلتران رو یادش نمیاد؟
این کار ردکلیفه؟
قربان، وقت زیادی نداریم
مهم اینه که یه رئیس خوب
باید بدونه چه نیرو و داراییهایی در اختیار داره
و در این مورد به نظرم ایدا میتونه دارایی خوبی باشه
یه دارایی ریسکدار ولی... تصمیم با خودته
مأمور می، برو آزمایشگاه دکتر ردکلیف و آیدا رو بیار
توی این مأموریت بهش نیاز دارم
بعد از مأموریت از رده خارجش میکنیم
تیم حملهام چی؟
اجازهاش رو داری. ولی کولسن...
نذار دیزی دیده بشه
حرکت شجاعانهای بود که درمورد ایدا بهش گفتی
- یه بازی استراتژیکی بود - احساس میکردی داری با خرس بازی میکنی؟
بیشتر مثل غذا دادن به خرس بود. امیدوار بودم اگه چیزی بهش بدم
- شاید اونم یه چیزی بهم بده - مثلاً سناتور ندیر
میخوام بدونم باهاش چه قول و قراری گذاشته
اون از ناانسانها متنفره، از شیلد متنفره
بااینحال سیمنز رو برای یه ناانسان جدید واسه اون فرستاده
- قضیه بو داره - سخته، نه؟
اینکه اون همهی اسرار رو نگه میداره؟
مسئله این نیست
فقط میخوام بدونم که کدوم طرفیه
تنها طرفی که تاحالا بوده... طرف خودشه
حق با توئه. میس یه حیوون سیاستمداره
حتماً یه سودی هم برای اون داره
امیدوارم ته و توی قضیه رو در بیاری
تا اونموقع منم نقش راننده رو برای ربات رو بازی میکنم
شرمنده
فکر اینجاشو نمیکردم که مجبور بشی توی آزمایشگاه ردکلیف اینور و اونور بری
- توی عملیات حتماً جای خالیت حس میشه - بهتون میرسم
نمیشه که همهی حالش رو شماها ببرین
وقتی این جریان تموم بشه، وقتش میشه... که در اون مشروب رو باز کنیم
مجبورم نکن
جرئتش رو ندارم. میتونی با آسفالت یکیم کنی
یه اسکن از ساختمون گرفتم
- طرحهاش رو الان آپلود میکنم - دریافت شد
هی، من ماسک بزن نیستم، پسر
ماسک نیست، بالاکلاواست
فکر میکردم اسم دسره
چی؟ نه... اصلا بیخیالش
رئیس میخواد دیده نشی
اینجا پر از خبرنگاره
- من به اون جوابگو نیستم - نه، نیستی
اونی که بهش چوابگو هستی اصلا بخشنده نیست
آره خب، الان دیگه یه چیزایی درموردش میدونی، نه؟
خب امیدوارم وقتی همهی این قضایا تموم بشه
- دیگه رئیس کسی نباشه - آمین، دادا
- ردیفین؟ - آره
رابی داره میره سراغ دیزی
یویو هم پیش دیزیه
مأمور سیمنز، گروه اینجاست و در موقعیته
دریافت شد، مأمور کولسن
فیتز، تصاویر گرمایی ماهوارهای رو داریم؟
افراد مارو چند دقیقه پیش به داخل عقب نشینی کردن
- همهشون؟ - آره. عجیبه
از زفر به تیم حمله...
همهی افراد مارو عقب نشینی کردن
باید برای هر اتفاق غیرمنتظرهای آماده باشید
تیکههای کربن از هوای خالی... غیر ممکنه
نمیشه از هیچی ماده به وجود آورد
- قانون اول ترمودینامیک - دقیقاً
حتی در ناحیهی نوسانات خلاء کوانتومی
هنوز قوانینی وجود داره
- پس چطوری انجامش میده؟ - شاید جادو باشه
از جادو خوشم نمیاد. یا حتی دلقکها
دلقکهایی با چاقو... اونم در تاریکی
یه زلزلهی 4-1 دیگه
محض اطلاعتون کار من نبود
آره، دیزی ولی
میخوام بعد از مأموریت به دستکشهای جدیدت یه نگاهی بندازم
ببینم درست کالیبره شدن یا نه
مشکلی ندارن، باور کن
تأثیرش روی استخونهام ده برابرش بود
- اینم از مرد آتیشی - کسی رو دیدی؟
نه. مطمئنید ایلای اونجاست؟
بریم تا مطمئن بشیم. تیم حمله، میتونید داخل بشید
دریافت شد. وارد میشیم
از نظر من که خالیه. که یعنی یه مشکلی داره
یه چیزی میشنوم... صدای آب جاری
- میشه بری و یه شناسایی انجام بدی؟ - بستگی داره
اگه منظورت از شناسایی سر و گوش آب دادن باشه، چرا که نه
یویو!
دوست داری با آتیش بازی کنی، ایلای؟
بیا بازی کنیم
رئیس، قربان، اجازه بدین توضیح بدم
نمیخواستم کسی رو گول بزنم
ولی گول زدی. ایدا همه رو فریب داد
اون شگفت انگیزه، دکتر کاملاً واقعی به نظر میرسه
برنامهی طعمهی هوشمند واقعینما برای نجات زندگی افراد طراحی شده
زندگیِ مأمورانی که در عملیات هستن
- زندگی رئیس - جذابیتش رو متوجهم
رباتی مثل ایدا میتونه به عنوان یه سرباز استفاده بشه
- حتی یه جاسوس، طعمه - یا اگه بخواید یه سرآشپز
قربان، میدونم چطور به نظر میرسه
یه دانشمند نابغه که گذشتهی مشکوکی داره
یادش میره که برای کارش اجازه بگیره
فلان و فلان
ولی تضمین میکنم که همهی اطلاعاتم در اختیار شماست
- من مثل یه کتاب بازم - کتاب
صحیح. اون دروازهی قوسی که
جون تیم رو در مأموریت قبلی نجات داد...
ایدا طراحی کرده و ساخته بود، درسته؟
که اثباتی بر باارزشی اونه
طریقهی ساختش رو از این یاد گرفت؟
کتاب کمکش کرد، بله
میخوام بیشتر درموردش بدونم
خب، همهی چیزی که در موردش میدونم
اینه که یه تکنولوژی خیلی قدرتمنده
مثل تبلتی هست که میتونه ذهن آدم رو بخونه
راستش خیلی ترسناکه. برای همینم به ایدا دادیم بخونه
کار خوبی کردیم
No comments yet. Be the first to leave one.