لومړۍ 200 کرښې.
آمادهی تسلیم شو
پسر، خیلی وقته بازی نکردم
باید مثل همون موقع که خونهی من تلپ بودی
بازم تمرین کنی
وای
امروز بدجوری داغونی
شاید بهتره یه سر بریم پایین
- بابات دیگه حالا میرسه - سعی نکن از سرویس شدن
فرار کنی بهش پیام دادم و گفتم که
بیاد اینجا دیدنمون
ممنون که براش کار پیدا کردی
بهش نیاز داشت چندماهی هست که
توی گاراژش خبری نبوده
سلام کی داره میبره؟
- سلام عزیزم - سلام
- چطوری؟ - خوبم
کیب، آمادهای بریم لمانت رو ببینیم؟
عاشق اون پونتیاکای قدیمیه، نه؟
راستش بهت نگفتم بیای اینجا
تا درمورد ماشین حرف بزنیم من...
باید درمورد چیز دیگهای باهات حرف بزنم
- متوجه نمیشم - منم همینطور
چه خبره کیب؟
چندروز پیش از افبیآی بهم زنگ زدن
سانی دوبین رو دستگیر کردند
ازم خواستن تو رو قانع کنم
باهاشون همکاری کنی
سانی دوبین کیه؟
بابا
سانی دوبین کیه؟
شبکهی ماشینهای دزدی دست اونه
و سالها قبل اون موقع که همیشه مست بودم
قبل از اینکه تو برگردی به زندگیم شمارهی شناسایی ماشینها رو
پاک میکردم و چند قرون پول میگرفتم
از موقعی که باهاش کار میکردی شبکهش خیلی بزرگتر شده
حالا دیگه با اون ماشینها مواد قاچاق میکنه
- به اونور مرز - من از مواد بیخبر بودم
- فقط شماره موتور پاک میکردم - میدونم
اما با وجود مواد جسدهای زیادی توی صحرا دفن میشن
افبیآی میحواد پروندهسازی کنه
و میخوان که من شهادت بدم
من از چیزی خبر ندارم کیب
یارو واسه من ماشین میفرستاد من کارم رو میکردم
بعد هم تحویلشون میگرفت همین
فقط همینو باید توی دادگاه بگی
این یارو دوبین آدم میکشه
اونوقت تو میخوای پدر من علیهش شهادت بده؟
- دیوونه شدی؟ - اگه شهادت نده
افبیآی دستگیرش میکنه خبرش رو پخش میکنن
که برای آزادی خودش حاضر به همکاری شده
افراد دوبین توی زندان میرن سراغش
اینجوری خیلی راحتتر از وقتی آزاد باشه
بهش دسترسی دارن
خدای من
اما من معامله کردم
همکاری کنی، نهایتش دو ساله
دو سال؟
منتقلت میکنن به یه زندان
خارج از ایالت یه اسم جعلی برات میسازن
جات امنه اما باید تا آخر امشب
خودت رو تسلیم کنی
براش کمین کردی
میخوام بهش کمک کنم
پاتریک
اگه همکاری نکنی
افبیآی دستگیرت میکنه
بدون حفاظت زندانی میشی
اگه فرار کنی افبیآی یا افراد دوبین بلاخره پیدات میکنن
شهادت دادن تنها راه پیش روته
بهش گوش نکن
اینکه نابغه نیست راههای دیگهای هم هست
که این نمیتونه بفهمه اما من پیداش میکنم
افبیآی تو رو هم تحت فشار گذاشته؟
خیلیخب
من سرزنشت نمیکنم، من...
معامله رو قبول میکنم
اما من سرزنشت میکنم
فکر میکردم دوستیم
من باهاش حرف میزنم
کیب گالو هستم
بو رو حس میکنی سیلی؟
بوی ترکیب فلز و کائوچو یونیه
در حرارت بالاست بوی شکستته
تو این بو رو حس میکنی؟
این بوی...
منه
میخوای به کجا برسی با این حرفت؟!
که درحال شکست توئم
چرا همچین چیزی باید بو داشته باشه؟!
این بو داشت
نباید اینجوری میشد
برنده
نه، نتونستی مچم رو بخوابونی
یه مشکل فنی بود
هی رالف، میشه
بیای کمکم کنی؟
زیاد کاری از دستم برنمیاد
امروز یکم حواسم پرته
چی شده رفیق؟
- یه چیزی توی مدرسه - چی شده؟
فیزیک؟ دیفرانسیل؟ ما میتونیم کمکت کنیم
دوتا دختر واسه رقص ولنتاین ازم درخواست کردند
کمکی از دستمون برنمیاد!
نمیدونم کدومشون رو انتخاب کنم
نمیخوام دل کسی رو بشکنم
خیلیخب، بذار بررسیش کنیم
وقتی داشتی با اون دخترا حرف میزدی
فکر میکنی دست به سینهت زدی؟
این نشون میده که کدوم یکی از دخترا بیشتر نظرت رو جلب کردند
اینکه کاری نداره جفتشون رو قبول کن
یه آهنگ در میون با هر کدومشون برقص
- بهینه - فکر نکنم
از این کار خوششون بیاد
رالف، نگران نباش احتمال اینکه
یکی از اون دخترا نیمهی گمشدهت باشه
خیلی خیلی پایینه فقط 2 درصد
از عشقای دوران بچگی بهم میرسن
عشق؟ درمورد چی دارید حرف میزنید؟
هیچی جامعهشناسی
ماشین اومده
باید برم
خدافظ...
- اینجا چه خبر بود؟ - اینجا؟
هیچی
- رالف عاشق شده؟ - شرمنده
نمیشه جواب داد قانونه برادریه
آره، قانون برادری
دو تا دختر از رالف واسه
رقص ولنتاین دعوت کردند اما اون نمیدونه چیکار کنه
چرا با این مشکل
- نیومده پیش من؟ - آره، پسرا عاشق اینن
که مشکلات عشقیشون رو به مامانشون بگن!
و به ما اعتماد کرده که نصایح خوبی بهش بکنیم
درمورد دخترا؟! بعدش چی؟
میخواید بهش یاد بدید فوتبال بازی کنه؟!
- اصلا از این وضع خوشم نمیاد - خیلیخب
جمع شید از سیا باهامون تماس گرفتند
حرفش درمورد فوتبال طعنه بود، آره؟
نه، واقعا فکر میکنه باید تکل زدن رو به رالف یاد بدی
فکر میکنم اینم یه طعنهی دیگه بود
یه پرونده روی خط امن داریم
از جانب مامور سازمان سیا، هریس مارکمن سازمان اروپای شرقی
- هپی کجاست؟ اونم باید باشه - پیام داده
یکم دیگه میاد یه مشکلی با باباشه
بعدا براش توضیح میدیم
تنها چیزی که درموردش بهم گفتند
اینه که زمانش کمه
- زمانش خیلی خیلی کمه - مامور مارکمن
- ارتباطمون برقراره، در خدمت شماییم - ممنون قربان
دو هفته پیش یکی از ماموران سازمان سیا در ساردوویا کشته شده
و فلش درایوش که حاوی اسامی جاسوسان آمریکایی
مستقر در ساردوویا دزدیده شده
این افراد چندین ساله که جونشون رو به خطر انداختند
و درمورد دیکتاتوری شوروی سابق که به صورت مداوم
حقوق بشر رو زیر پا گذاشتند بهمون اطلاعات دادند
لیست هویتها رمزگذاری شده
اما ساردوویاییها تونستند چندتا از اسامی رو رمزگشایی کنند
از کجا مطمئنید؟
دو نفر از خبرچینها کشته شدند
طبق سرعت رمزگشایی حدس میزنیم از یک
سیستم انیگمایی برای شکستن رمز استفاده میکنند
رمزگذاری یک کلیده حروف که به احتمال زیاد
از طریق الگوریتمهایی به صورت همزمان در حال کاره
اسامی داخل لیست بهصورت جداگانه رمزگذاری شدند
بهخاطر پیشبینی چنین شرایطی بنابراین اسامی باید یکی یکی
- رمزگشایی بشند - اما اگه تمامی رمزگذاریها
از طریق یک نرمافزار انجام شده باشه وقتی رمزنگار درحال شکستن رمزه
میتونه خصیصهی برنامهنویس رو پیدا کنه
و بهینهتر و دقیقتر بشه
چند هفته واسه خارج کردن
افرادتون فرصت ندارید... نهایتش چند روز
همهی افراد داخل لیست رو خارج کردیم جز یک نفر
ناتالیا آبیلوف
استاد شطرنج؟
اون اولین نفر توی دنیاست
پدر ناتالیا، یک روزنامهنگاره
که علیه رژیم بدگویی کرده بههمین دلیل دستگیرش کردند
توی زندان فوت کرد
از اون موقع ناتالیا باهامون همکاری داشته
بهخاطر مشهوریتش اجازهی ملاقات با سران دولت رو داره
و میتونه بخشهایی از دولت رو ببینه که بقیه قادر به دیدنش نیستند
گنجینهای از اطلاعات برای ما بوده
بهش مدیونیم و باید ازش حفاظت کنیم
واسه همین یک کلمهی رمز براش تعیین کردیم: «لوبیای سبز»
دوتا کلمه!
«لوبیای سبز» دوتا کلمهست
بله
بگذریم، این سیگنال هشدار
برای خروج اضطراریشه میدونه کجا بیاد دیدنمون
اینا که راحت بود مشکل چیه؟
اون قبل از بازیهای بینالمللی شطرنج
که از فردا شروع میشه
توسط دولت ساردوویا برده شده تنها افرادی که
باهاشون درتماسه ماموران امنیتی دولتن
و بازیکنهایی که باید تا پایان مسابقات
روبهروش بشینن
اگه رمزگشا فقط اسم اون رو برای رمزگشایی داشته باشه
قبل از اون موقع اسمش رو بدست میاره
اونوقت میفهمن که واسه آمریکا جاسوسی میکرده و میکشنش
واسه همین به کمکتون نیاز داریم دو جایگاه وجود داره
No comments yet. Be the first to leave one.