My Sweet Little Village

My Sweet Little Village (Vesničko má středisková)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

My Sweet Little Village (1985) 720p HDTVRip
د لخوا تبصره mmorsali
مترجم : محمدمُرسلی _ [email protected] _ tel : mohammadmoi123

تګونه

HDTV
hdtv
tvrip
hdtvrip
720p
720
HD
په خپور شو: 2021-10-25
ډاونلوډونه: 29
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

" روستای کوچک دلنشین من "

ارائه ای از تیم ترجمه ی " مدیا سیتی " تقدیم به دوستداران سینما

. مثل بز راه میری

دوباره خراب شده ، دکتر ؟

. لعنتی آره

. تمومش شد . استارت بزن برو

. ممنون

. صبح بخیر

. بیاید همراه هم نرمش کنیم . دستارو باز کنید

. کف دستو ببرید بالا

. . . دستاتونو تا جایی که میتونید ببرید بالا پاهاتو شُستی ؟

بزار روشنت کنم . برای یه راننده این موضوع خیلی تاثیر گذاره

گوشات چی ؟

. همیشه یه چیزی از یادت میره

. نباید این چیزارو نادیده گرفت

. دیروز اونجا پر از سیمان بود

اگه بارون بیاد . شن و ماسه میره پشت گوشت

. باید پاک بشن

. به نظر میاد قرار بوده اسب به دنیا بیای

. ولی لحظه ی آخر خدا نظرشو عوض کرده

در اینجا مکان های دوردست . زیبایی قرار گرفته

که دور تا دور توسط کوه ها سر به فلک کشیده ی . سیاه پوشیده شده

. تمام اطراف توسط جنگل ها احاطه شده

. در روی زمینی که گل در همه جا پخش شده . دریاچه ی روشن در آرامش به خواب رفته

ریز موج های در تلاش هستند . تا در سواحلشان به هم برخورد کنند

تا اینکه در نهایت . در سطحی درخشان در کنار هم قرار میگیرند

جز قمرى نیست دیگر کسی . نجوای عشق نمیکند

! خودتو داغون نکنی ، دوست سطحی من

. اینارو بگیر واسه گوشِت

اینارو بزاری . گوشات خیلی تمیز میچسبه به سرت

بیشه ی درختان کاج روی دریاچه ای . که هنوز در کرانه ی دریا است صدا میکند

از آنجایی که سرود مذهبی شکوهمند . همراه با باسترکی به پرواز در میآید خوانده میشود

درختی تنومند بر روی یه صخره قرار گرفته . درخت بلوط قدیمی

بین دره ای سر سبز که شکوفه های سفید . در آن پخش شده اند

غازهای وحشی در میان جنگل به . پرواز در می آیند

سردت نیست ؟

چرا . ولی کسی نمیخواد گرمم کنه

چرا چیزی نگفتی ؟ میخوای همش غر بزنی ، نه ؟

. همش سیگار میکشی جایی رو به آتیش نکشی . میبینمت

خوش میگذره ، نه ؟

! کاش خوش میگذشت . زنم دیروز یه پسر زائید

. یه جشن کوچولو گرفتیم

مگه موقرمزا هم جشن میگیرن ؟ . تعجب میکنم

چه خبر ؟ . یه جشن کوجولو گرفت بوده

! جشن ، سرت به کارت باشه

! رفیقت

. ندیدمش

! نگاش کن ! نگاش کن احمقو

لعنتی ! اگه سنگ بود ، جا در جا مرده بودی

! حیوون بیشتر از تو شعور داره

! پخمه

زمان خستگی و کسل بودن . رخت بربسته

- دور دور حتی دورتر از رویا . مثل سایه ی محو شد

به عنوان تصویری از شهروندان . سفید پوست که در عمق آب ها به صف ایستادند

. به عنوان آخرین اندیشه ی مرگ

نام هایی که زمانی خسته بودند . . . در میدان نبرد به پیکار مشغول بودند

. تمامش رو به یاد دارم

باز داری تو یه جای قشنگ کیف میکنی ، نه دکتر ؟

نمیدونم اصلا ترمز میکنه یا نه ؟

. طنابو بیار

! طناب ، برو بیار

. اینجوری پایان بدی براتون داره ، دکتر

. برای هممون همینطوره

. تيرچارچوب مال یه هفته پیش بود

. برام 500 تا خرج برداشت

دیگه از دست راکوسنیک خسته شدم - گوش کن

. یکی دیگرو بزار جاش

. میدونم برات سخته

ولی خب دست کی میتونم بدمش ؟ ! برام مهم نیست

نزدیک 5 ساله مثل یه بار سنگین ! داره رو شونم سنگینی میکنه

. یه آدم صبورم نمیتونه باهاش کنار بیاد . حالتو درک میکنم

ولی خب دست کی میتونم بدمش ؟ . دودا خیلی جوونِ

. دودا خیلی جوونه میتونم بدمش

دست شوهر تو ؟ . شک ندارم دخلشو میاره

. اعصاب درست و حسابی نداره

! میتونی درست نوکریشو بکنه واقعا زدی

نرده ی اون مهمون آخر هفته ای که از پراگ اومده رو داغون کردی ؟

. . . ولش کن

. . . میدونی . اون پسره نیاز به کسی داره که براش پدری کنه

. تو فقط از پسش برمیای

میتونی کنترلش کنی . حرفتو گوش میده

- فایده ای نداره . بزار سستاک برگرده

. اونم احمقِ ، ولی حداقل بلده آواز بخونه

. کامیون هیچ کسی مثل شما تمیز نیست

. نمیتونی این فرصتو از اوتیک بگیری

تا پایان کار مزرعه . حتی یه دقیقه هم نباید بیشتر بشه

. شروع شد

. من اینجام چقدر طولش دادی ؟

. گوشت رو تحویل دادن

کی اونارو بهت داده ؟ . آقای پاوک

. میگن خیلی عصبانی بوده

. دیگه نمیخواد تو همراهش بری

. میخواد بدتت دست یکی دیگه

. از کوره در رفته بوده

. گمونم باید بری پیش تورک

! خیلی بهت سخت میگذره . برات چند تا جوراب و پیرهن آوردم

. چیزی برای پوشیدن نداری

فکر نکنم . تورک باهات مثل بچه رفتار کنه

. میدونی

- بقیش رو فردا میارم . خیلی طول میکشید همرو بشورم

تورک بین رفقاش به عنوان آدمی . شناخته میشه که شاگردش رو اذیت میکنه

این چیه ؟ از کجا آوردی ؟

! اوتیک پاشو بیا اینجا ببینم

زن آوردی اینجا ؟

. بیا

. بیا - قسم بخور

به عکس پدر و مادر مرحومت که اونجا زده شده : زن آوردی اینجا ؟

: تو چشمای من نگاه کن آره یا نه ؟

خیلی خب . بریم ظرفارو بشوریم

- خیلی تو اطاق پذيرايى اصلی نرو . سریع نامرتب میشه

بعد اینکه ظرفارو شستیم . روی میز خودتو تمیز کن

چرا اینو از تو گوشت درنمیای ؟

. بزار من درش بیارم

. بهتر شد

بیا

. زیاد وقت ندارم

. بیا

. مرد حق نداره گردن کبوتر رو بشکونه

کبوتر تا وقتی که براش سود داشته ! باشه بچه میزاره

! یادم رفت چی میخواستم بهت بگم

نباید خیلی اینجوری بمونه . بعدا بهت میگم

. رختشويي تموم شد . وسايل تختخوابو بعدا برات میارم

. خرگوش و کوفته هم رو اجاقِ

. قشنگ گرمشون کن

! اوتیک . یه فیلم عالی - رومانیایی ه

بلیط گرفتی ؟ . نه

. حتما باید ببینی

کجا گذاشتم . . . ؟ . اینجاست

. خوب شد برات آوردم . اخبار قبل فیلم رو از دست نده

. برو لباست رو بپوش ، سریع . بجنب

بخشیش درباره ی سفره . بخشیش هم موضوعات شهوتناک

. دوست دارم یه بار دیگه ببینم

ولی باید برم درباره ی درباره . دام و حیوانات اهلی حرف بزنم

. تلویزیون قدیمی بابام داغون شده

. گمونم لامپ تصویرش خراب شده

! اوتاس ! به هیچ وجه قبل از تموم شدن فیلم پانشی بیای

. پایان فیلم بهترین جاشه

. برو لذتشو ببر

! خانم هروشکوا ! خانم هروشکوا

چه خبر ؟

. نزدیک بود کنسل بشن

. کلا شش تا بلیط فروختم

جدی ؟ . آها

. خب خدافظ

چی بردارم ؟ . گزنه ، برای عید پاک

. ولی من که زیاد ازش استفاده نمیکنم

دارن فیلمو نشون میدن ؟

. آره ، ولی چیزی نمونده بود کنسلش کنن چطور ؟

. خودم شیش نفر فرستادم اونجا . همشون اومده بودن

. واشک

. بازم تبخال میزنم ! لعنتی

. . . خیلی منتظر بودم که کنارت باشم

. نترس ، سونیا . نگران نشو

! فقط یه ضربست ، یوجین

. حواست به قبرات باشه ، کلاغ

حرکت به جلو راحته . ولی تو باید یه حرکتی برای برگشتن بزنی

. شام حاضره ، بابا

بابا ، میگن . شما زدی به تيرچارچوب آقای روملنا

حقیقت که نداره ، نه ؟ . غذاتو بخور حواست به کار خودت باشه

. با این همه صدا نمیتونم چیزی بخورم

وقتش نیست بری کنار قبرستون زندگی کنی ؟

نمیشه که هر موقع دلت خواست بخونی . حداقل داریم وقتی داریم غذا میخوریم قطعش کن

. انگار دارن حلقه ی گل رو میجوئن

. راستش دارن له و لوردش میکنن

. رفتیم نگاه کردیم

یعنی چی ؟

یعنی چی ؟

شب بخیر

. شبتون بخیر

. خدانگهدار . میبینمت

. سه شنبه ساعت 9 . باشه

! بریم . شب بخیر

. رم ( نوعی نوشيدني الكلي ) هم بیار . حتما

واسه چی عجله داری ؟

. PTA امشب جلسه ی

. تو باید بری ، من نمیتونم

. کار موهام تموم نشده برم مدرسه ؟

. . . برو

. من که نمیرم

. باید حوله ی شخصی داشته باشن

. حواستون به انجام تکالیفشون باشه

. فعلا همین ، خیلی ممنونم

. خدانگهدار . خدانگهدار

حتما حواستون باشه . لباس مناسب بپوشن

. وگرنه ، مجبورم ازقانون پیروی کنم . خدانگهدار

. خدانگهدار

. خدانگهدار . خدانگهدار

. خدانگهدار . خدانگهدار

چی شده ؟

. دستخطش چی . مشکلی نداره

. مرتب مینویسه . متوجهم

مشکلی داره ؟ . داره

. تو قسمت ضمایر هنوز مشکل داره . باهاش بیشتر تمرین کن

. مخصوصا ضمایر شخصی

. ضمایر شخصی . درسته

. خیلی ممنون

اینجارو چقدر دوست داری ؟

. . . آرومِ ، امیدوارم بهش عادت کنم

چرا انقدر طولش میدی ؟ . دارم میام

کیِ ؟ " PTA " جلسه ی بعدی

My Sweet Little Village subtitles in other languages

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left