لومړۍ 200 کرښې.
... آنچه گذشت
... به عنوان پادشاه شما، بهتون اطمینان میدم
!داری دروغ میگی! هیولا
.من هیچوقت نباید پادشاه میشدم
.ولی ما میتونیم درستش کنیم
!نه
!شرایط دخترم بدتر شده
من هر کاری از دستم بر بیاد .برای کمک کردن به آگاتا انجام میدم
!ما فکر کردیم تو مردی
.کلود با پسر من لوک ازدواج کرده
.من یه ازدواج باز رو پیشنهاد میکنم
.من میتونم با هر کسی که انتخاب کنم باشم
وقتی که جفتتون
!میتونین با هم باشین، البته مخفیانه
.و همه چیز همینجا داخل دربار و بین خودمون باقی میمونه
و تو چی از این کار گیرت میاد؟
.وارثی که خون سلطنتی کلود رو داشته باشه
... اگه ماری با دارنلی ازدواج کنه، برای اسکاتلند
.و انگلستان یه شاه مهیا میکنه
.این متونه معادل اعلان جنگ باشه
... ازدواج با لرد دارنلی بهترین شانس من
.برای گرفتن تاج و تخت الیزابته
.پس ما عروسی میکنیم
.برای اسکاتلند
*اسکاتلند دو هفته بعد*
.من خودم گذاشتم مسابقه رو برنده شی
اوه واقعا لرد دارنلی؟
... من نمیدونستم که دفاع شکننده تون
.از روی خیرخواهی بوده
... خب، بردن یکی از خانواده سلطنتی
!تو هر چیزی لذت کمی داره
... به هر حال، وقتی که ازدواج کردیم
.و من پادشاه اسکاتلند شدم، من راه خودمو در پیش میگیرم
!اوه،چه حرفای جسورانه ای
!ماری
...اونا دقیقا شبیه انگلیسیا نیستن که
!از مرض رد شدن و دارن خوشگذرونی مارو خراب میکنن
اجازه هست؟
.ملکه ماری
سفیر ریچاردز، به این زودی برگشتی؟
... ملکه الیزابت دزخواست دارن که لرد دارنلی
.هر چه سریع تر برای صحبت با ایشون به انگلیس برگردن
اوه، شنیدی چی گفت دارنلی؟
.وقتی که ما هفته قبل نامزدیمو اعلام کردیم
... دختر عموم صرفا میخواست که تو برگردی
!و حالا اون دستور میده
... آره، من کم کم دارم حس میکنم
!اون موافق این ازدواج نیست
... لرد دارنلی، عواقبی خواهد بود
.اگه دستور ملکه نادیده گرفته بشه
وگرنه چی دوستان؟
.لرد دارنلی فراری نیست
.اون هیچ قانونی رو نشکسته
.در اصل، اون یه مهمان سلطنتی اسکاتلنده
.لرد دارنلی اهل انگلیسه
... و اسکاتلند و انگلیس در صلح ان
نیستیم؟
.لرد دارنلی، من دوباره درخواست نمیکنم
.بهم بگو سفیر
ملاقات شما دیپلماتیکه؟
یا یه جور تاخت و تاز نظامی؟
!طبیعت ملاقات من دیپلماتیکه
خب، پس کیه که براش مهم باشه؟
.به نظرم نامزدم رو اشتباه گرفته بودم
...لطفا به الیزابت بگو به محض این که بتونم
!پیداش میکنم
!به سلامت سفیر
:ترجمه و زیرنویس
.منو عفو کنید بانوی من لرد دارنلی؟
چی؟
!من نیاز دارم خودم رو تر و تمیز کنم.اوه
اوه!
اه!
... چطور جرات میکنی، متوجه نشدی
که ملکه انگلیس رو به خاطر تو به مبارزه طلبیدم؟
!اوه، تو ازش لذت بردی
...بله که بردم، ریچاردز فقط یه دیپلماته
.اون اصلا اجازه نداره که هیچ کاری به من داشته باشه
... اگه الیزابت تو رو تو خاک انگلیس بگیره
!میتونه تو رو زندانی کنه
.این اتفاق نمیفته
!اون هیچ زمینه ای نداره که بخواد من رو دستگیر کنه
... و وقتی که ازدواج کردیم
و یه وارث به دنیا آوردیم
...و متحدانمون رو جمع میکنیم
!و تاج و تختشو میگیریم
... حتی مردم خودش هم
!اعلام میکنن که کناره گیری کنه
!یا ما الیزابت رو به زور برکنار میکنیم
!دختر عموم بدون جنگ کنار نمیره
... ولی اگه مجبور بشه که این ازدواج رو متوقف کنه
!پس ما باید تو مسیر درست باشیم
!اوه، خوشحالم که اینجوری فکر میکنی
من این که تو رو کنارم دارم رو دوست دارم
.این حس رو داره که انگار من و تو در مقابل دنیاییم
.اونورو نگاه نکن
.اینجوری دوست دارم
.بیا برگردیم به اتاقت
.من میخوامت
!الان و تا ابد
دارنلی... چی شده؟
...من فقط
.من یه ملاقات دارم که باید بهش برسم
.متاسفم
...امیدوار بودم
.تلاش های دیپلماتیک برای برگردوندن دارنلی جواب بدن
!مهم نیست
دقیقا برای همینه که من حمایت ... کاتولیک ها رو توسط لرد مکس فورد
!به سمت خودم جلب کردم
... تا انگلیس
!بتونه هر وقت لازم بود از زور استفاده کنه
و الان این کار لازمه؟
... گیدیون بلک بورن معمولا تو این مسائل بهم مشاوره میده
... ولی اون داره به دختر مریضش میرسه، پس تو
.باید تنهایی موقعیت رو کنترل کنی
.من میخوام لرد دارنلی برگردونده بشه به خاک انگلیس
آیا ملکه دارن از من میخوان که از ...نیروی نظامی استفاده کنم
نا دارنلی رو برگردونم؟
!ملکه ازت درخواست میکنن که دارنلی رو براشون بیاری
.پس من از هر وسیله ای که لازم بشه استفاده میکنم
،منو عفو کنید
!بانوی من، پزشک مورد نظر برای دختر لرد بلک بورن رسیده
!عالیه
!دارنلی نمیتونه با دخترعموم ازدواج کنه
اگه ازدواج کنه
!من شخصا تو رو مسوولش میدونم
.پس درستش کن
دارم خواب میبینم؟
.فقط یه راه برای مطمئن شدن وجود داره
.هر وقت که اونجاتو میبوسم اون صدا رو در میاری
یکی از جاهای مورد علاقمه
... دیگه نمیتونم تو رو از دست بدم
منم همینطور
.آفتاب امروز صبح خیلی دوست داشتنیه
.منو یاد بیدار شدن تو توسکانی میندازه
.توسکانی؟ تا حالا اونجا نبودم
.پس باید ببرمت
اوه، تو فصل بهار
خورشید زمین ها رو با گرونبهاترین !رنگ ها نقاشی میکنه
ما میتونیم دراز بکشیم اونجا و بهترین !شرابی که تا الان درست شده رو بخوریم
.خب، عالی به نظر میاد
.بیا امشب بریم
چرا منتظر بهار باشیم؟ .من میخوام هر چه سریع تر با تو برم توسکانی
.اما من نمیتونم امشب برم
.درسته
...اولین شب وظایف بعد از ازدواج با لوک
.برای حامله شدن یه وارث
...دیگه هیچی. من سعی میکنم
من سعی میکنم برنامه هامو تغییر بدم.
.ولی مانا میگه که الان بهترین وقت برای بارداریمه
.بله، میفهمم همه اینا خیلی علمین
فقط مکانیکیه
.چیزیه که هست
.لیث، این چیزیه که ما توافق کردیم
شب عروسیتونم همینجوری بود برای هردوتون؟
مکانیکی؟
!مشخصا، من... من نمیخوام که تو ازش متنفر باشی
...ولی برعکسش... تو
.تنها کسی هستی که دوسش دارم
لوک تو اینجا چیکار میکنی؟
.اوه... اوه... ما باید حرف بزنیم
.من نگفتم که میتونی بیای تو
...اوه، خب
برگردم بیرون تو سالن و دوباره از اول بایم؟
لیث
چی میخوای لوک؟
.خواهرت، ملکه لیزا از تور کلیسای جامع
برگشته و خانواده شما قراره
!ازش با یه صبحانه سلطنتی پذیرایی کنه
...و؟ و
از وقتی که ما قراری که بین خودمون گذاشتیم رو
.ازش مخفی کردیم
.فکر کردم که این برای تو و من عاقلانه تره
که با هم به عنوان زوج تازه عروسی .کرده حضور داشته باشیم
باشه
.لباسمو بنداز برام
.من بیرون منتظر میمونم پس
.صبح بخیر لوک
مشخصا تو داشتی این دو هفته رو !حسابی از خودت پذیرایی میکردی
این مشکلی داره؟
.البته که نه، من تشویقت میکنم
.رز کوچولو خیلی دوس داشتنیه
نامزدت کجاست؟
... من با دارنلی تنها نبودم
!بعد از اون روز تو باغ
...اون لحظه انقد سرم گرم بود، اما من
!فقط نمیتونستم
.این مشکلی نداره که تو دست نگه داشتی
شماها هنوز ازدواج نکردین و نباید .تو رو تحت فشار قرار بده
.اون من رو تحت فشار قرار نمیداد
.من میخواستم بیخیال شم
،دلیلی برای دست نگه داشتن نیست کمن قول دادم که باهاش عروسی کنم
...دارنلی وحشی و شجاعه اما من
...اما چی؟ هر باری که اون بهم نزدیک میشه
.پر از حس اضطراب میشم
نمیفهمم چرا
... این استرس از هر جایی که میاد
!نزار کنترلت کنه
.تو داری دارنلی رو نادیده میگیری
.در حالی که شما باید با هم یکی بشین
No comments yet. Be the first to leave one.