لومړۍ 164 کرښې.
مامان منمن خیلی وقته منتظر شماست
قسمت دوازدهم
بیا بشین
بشین
خاله
هونگجی گفت که شما هات پات سیچوانو خیلی دوست دارید
به خاطر همینم اینجارو انتخاب کردم گفتن که غذاهاش خوشمزه ست
لطفا امتحان کنید
لازم نیست خاله صدام کنی
غذارو سفارش بدین
خاله
لطفا ببینین چی میل دارید
ترسیدم
اگه غذا دیر آماده بشه گرسنتون بشه
به خاطر همینم یه چیزایی سفارش دادم
چیزی هست که دوست نداشته باشین؟
اگه هست بگین ازشون میخوام کنسلش کنن
لازم نیست
آب
صبر کن
مامانم اینو خیلی دوست داره
اوکی
امتحانش کنین خاله
بفرمایید
ما خیلی به سوابق خانوادگی اهمیت نمیدیم
با این حال
هونگجی هنوز بچه ست
اون به زنی نیاز داره
که بتونه ازش مراقبت کنه
خانوم چن من میدونم که تو دختر خوبی هستی
و
تو کارت هم موفقی
نیازی هم نیست که نگران شوهر پیدا کردن باشی
اما پسر من
هونگجی
اصلا به تو نمیخوره
مامان
خاله
من و هونگجی تمام تلاشمونو میکنیم
شاید الان نتونم کارای خونه رو انجام بدم
اما به این معنی نیست که تو آینده هم از پسش برنیام
ما ترجیح میدیم ممنون چیزی باشیم که الان داریم
تا اینکه
نگران اتفاقاتی باشیم که نمیشه پیشبینی کرد
منمن
من به خاطر تو خودمو عوض میکنم
فکر کنم این پرونده خوبیه
میتونیم توی کلاس هفته ی دیگه
ازش استفاده کنیم
خوبه
چند وقت پیش
پدرت
ازم حالتو پرسید
بهش گفتم
با دوست پسرت زندگی میکنی
ازم شمارشو خواست
میدونی که
جنگ مین وی مشتری ماست
من راه های خودمو دارم
تا شمارشو گیر بیارم
پس بهش دادی؟
قبول میکنم
که
کارم درست نبود
آن ران
اونا امشب با همدیگه نوشیدنی میخورن
لطفا
خوب از دخترم مراقبت کن
چشم آقای آن
حتما خوب ازش مراقبت میکنم
درمورد طلاقم خبر داری درسته؟
آن ران بهم گفته
من
کار اشتباهی کردم
وخانوداه ام رو
از بین بردم
گوش کن
تو باید
با آن ران خوب باشی
اگه باهاش خوب نباشی
من
نگران نباشین آقای آن
حسابتو میرسم
حالتون خوبه؟
خوبم
خوبم
خوبم
هرچی که گفت
فراموش کن
اون آدمی نیست که
پای حرفاش بمونه
راستش چیز خاصی نگفت
فقط میگفت
اشتباه کرده که اون موقع از خونه رفته
بعضی وقتا
قبول کردن اشتباهات یه نفر
به معنی یه شروع تازه ست
دیر شده برو دوش بگیر
ران
این
از طرف عمته
عمه؟
هنوزم نمیتونم
با اون مرد آروم حرف بزنم
اما از اون روز
بنظر میاد که
میخوام دوباره بشناسمش
خوشمزست
بازم میخوای؟
آن ران ایوان
چه تصادفی! میخوای با هم غذا بخوریم؟
بیا- باشهبیا اینجا بشین-
ایوان
باورم نمیشه ایوانم
تو همچین جاهای فروتنانه ای قرار میذاره
راستش رو بخواین اون خیلی هم فروتنه و اهل خانوادست
حتی چند وقت پیش چاه توالتو باز کرد
با اون چیزایی که مثل تلمبه ان؟
ایوان
تو هم اکثر اوقات چاه دستشوییو میبندی؟
اه وویو
میشه این کلمات زشتو نگی؟
ببخشید
فکر کردم
تو هم همدردمی
خیلی خوب بود
باید برم دستشویی
منم میخوام برم،
بیا باهم بریم
شما دونفر معمولا اینجا غذا میخورید؟
آره
غذاش خوشمزه ست و قیمتشم مناسبه
به نظر میاد خیلی با هم راحتین
مولی هم به پای من میسوزه و میسازه
تازه باید برای آپارتمان هم پول پس انداز کنیم
واقعا دلم میخواد زود ازدواج کنم
تو پتانسیل زیادی داری
مولی هم خیلی کار میکنه
مطمئنم خیلی زود به اندازه کافی پول پس انداز میکنین
ایوان خیلی شبیه
ران حرف میزنی
یه دفعه بنظرم اومد خیلی ضایست که یه پسر بیاد
بهت دلداری بده
احساس میکنم ایوان تازگیا خیلی فرق کرده
خیلی مهربون شده
راستی
فکر کنم تازگیا ایوان
داره دزدکی یه برنامه هایی میریزه
چی انقدر خوشحالتون کرده؟
الان رئیس تو دستشویی گفت که
باهم درمورد کار حرف زدیم
گفت که
غذاتو بخور
اه
با وویو تو دستشویی
درمورد چی حرف زدین؟
وویو گفت که میخواد یه خونه بخره
منم تشویقش کردم
این چیزی نیست که نشه گفت
یه کم ضایست
دیدی؟
میگن تو رابطه بودن باعث میشه دو نفر عین هم بشن
قبلا باورم نمی شد
الان فهمیدم
No comments yet. Be the first to leave one.