We Got Married - Season 4 (우리 결혼했어요)

We Got Married - Season 4 (우리 결혼했어요)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

WGM Season 1- hyun joong-hwang bo ep (6&7) farsi sub-irtriples com
د لخوا تبصره kim hyun joong
انجمن اختصاصی support ss501 forever ترجمه و زیرنویس:✴...SARI 501...✴ Season 1- hyun joong-hwang bo

تګونه

other
په خپور شو: 2015-10-10
ډاونلوډونه: 23
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

تقديم ميکند support ss501 forever انجمن اختصاصي زيرنويس, زمانبندي و ترجمه: ✴...SARI 501...✴

"برنامه ي ازدواج ستاره ها " ما ازدواج کرديم

...ميخوام يه سوالي از هيون جونگ بپرسم- بله؟-

بين زن خودت و شينائه کدوم خشگل تره؟

!اين سوال عجيبيه

...خب...استايلشون خيلي با هم فرق داره

بواين استايل خشگل جنوب شرقي آسيا رو داره

شينائه چي؟

...ايشون استايل اروپايي دارن

خب, تو کدوم استايل رو ترجيح ميدي؟- ...من آسيايي رو ترجيح ميدم-

بايد گرم کنيم؟

...خيلي خب, کافيه

اختلاف سني ما زياده ولي يه آهنگو ميشناسيم

ميخواي يه کاري کنم خستگيت در بره؟

ميخواي چيکار کني؟

بايد اينو در بيارم؟- آره-

...اينطوري کن

...انگشتاتو به هم گره کن

خستگيت در نرفت؟

...آره

...!بين اين همه ورزش

حاضري؟- آره-

...خودتو آماده کن

!اونو بيار

...ياد نگرفته چطور شنا کنه

!موج! موج- خيلي حال ميده-

...اون پرتش کرد ولي من به خاطر فشار زياد آب نميتونستم شنا کنم

...ولي وقتي با هم بريم استخر سر پوشيده

...مطمئناً بهش نشون ميدم که چقد توي آوردن وسايل استادم

هر کسي چيزي بندازه توي آب ميري بياري؟

!...فقط اگه بو اين بندازه....مثل توله سگ

!من ميخوام توله سگ بو اين باشم

...اونا واقعاً تازه عروس دامادن

" پس گردنشو نگه داشته "

" انگار داره جلبک دريايي جمع ميکنه "

!...هيون جونگ

" خسته "

...چون پيرم خسته شدم

تو خسته نيستي؟- نه, من هنوز جوونم-

...خستم- فکر کنم بايد استراحت کني, زياد خوب به نظر نمياي-

...يه همچين چيزي هس

مردايي هستن که وقتي زنشون داره استراحت ميکنه, دختراي ديگه رو ...تور ميکنن

...فکر کنم بايد استراحت کني- !چرا همش اينو ميگي؟ من خوبم-

خيلي خوب به نظر نمياي- واسه اينه که آرايشم پاک شده-

خسته نيستي؟- ...چرا, خستم-

از اونجايي که خستم هيچ خدماتي نيس؟

" خدمات؟"

امروز هيچ نوشيدني انرژي زايي نيس؟

...من پاتو ماساژ ميدم

!نه, نميخواد- چرا؟-

نه, من خوبم- چرا؟-

...نه, من خوبم

داري چيکار ميکني؟

...فقط به خاطر اينکه نکنه عضلاتت گرفته باشه

!...وقتي آدم پير ميشه, عضلات ممکنه بگيرن

...خيلي شوکه شده بودم! براي من

...ولي ممکنه الان عضلاتت گرفته باشه- ...من واقعاً خوبم-

جدي؟- خجالت آوره-

!خيلي شوکه شده بودم

...ولي چيزي که بامزه اس اينه که

...موقع گرم کردن منو معذب کرد

و وقتي سعي کرد پاهامو ماساژ بده , تقريباً عضلاتم گرفت

...چون خيلي سرسخت بودم

...واقعاً شوکه شده بودم

...وقتي پاهاشو ديدم, دلم خواست ماساژش بدم

!وقتي سعي کردم اينکارو کنم, هر دومون شوکه شديم

...منم غافلگير شده بودم

يکم آب ميخوام- آب؟-

!اوه! درسته

!هيچوقت راجب آب خوردن بهش نگفت

...خيلي با نمکه

...بايد دهنمو باز کنم

...فقط شوخي کردم...شوخي

....هي, زندگيت زمين بازيه

بازي " منو بگير " رو بازي کنيم؟- چي هس؟-

...بازي منو بگير

!ايندفعه , من سعي ميکنم تورو بگيرم- من؟-

...نه, من ايندفعه ميام دنبالت- اوه, جدي؟-

!بيا سر يه چيزي شرط ببنديم

اونجا يه مغازه ي بستي فروشي هس, شرط بستني- !باشه-

...آروم بدو- چون من مَردم, آروم ميدوأم-

...دقيقاً کاري رو ميکنم که تو دفعه ي قبل کردي

اگه ميتوني منو بگير

" حداکثر سرعت"

!برين بگيرينش

!اوه, افرادشو آزاد کرد

" يه آهوي تحت تعقيب "

...واو! قدرتي که تونس اون همه بچه رو به حرکت واداره

اون کيه؟

" هوانگ بو کم آورده "

!تو باختي! بستني

!بستني

...خيلي خسته کنندس- !بستني-

!باشه! ميخرم

...اوه, براي اولين بار عصبانيه

!مشروب هاي خوشمزه

...نبايد بخوريم نه؟ خيلي زوده

...واقعاً اهميتي نميدم

پس ميخواي يکي ب خريم و با هم قسمت کنيم؟

...فکر کنم داريم کم کم همديگه رو درک ميکنيم

!به سلامتي

هوانگ بو, تو اونطوري راه ميري؟- آره-

اونجا استراحت کنيم؟

خيلي خوشمزس

" سکوت "

ميدوني مردم چي ميگن؟- چي؟-

...اونا ميگن ما هميشه لحظه هاي سکوت داريم

!الان از همون لحظه هاس

!...از اين لحظه ها متنفرم

پس راجب چيزاي ديگه فکر کن- چه چيزايي؟-

"موقع سکوت , داشتم به اين فکر ميکردم که " جونگمين داره تف ميکنه

" اسم مستعار جونگمين= اسب "

" جونگمين داره تف ميکنه"

...وقتي ما براي اولين بار شاکرا رو ديديم

...فکر کردم اونا هندي ان

شماها حتي از اون چيزها هم گذاشته بودين روي پيشونيتون

...براي همين فکر کردم شما هندي اين

...وقتي عضوي از شاکرا بودم

من حتي يه بارم براي تست خوانندگي نرفتم- جدي؟-

نميدونستي؟- ...تو با چيزاي شاکرا مَچ بودي-

اونا اومدن سراغم و هيچوقت ازم نخواستن بخونم يا برقصم ...فقط ازم خواستن بهشون ملحق شم

...اونوخ از اون چيزا گذاشتن رو پيشونيم

...براي همينم تبديل به هندي ها شدم

...حتي اسمت " هوانگ بو " هم بهت نمياد

...المازاهِد" بهت بيشتر مياد"

...ولي صورت خارجي داشتن چيز خوبيه

تو منو تو روزاي شاکرا ديده بودي, درسته؟- اره-

يادته؟- آره-

پس فقط فکر کردي اينا خارجي ان؟- ...نه-

....شماها توي معبد هايي مثل قصر بودين

...وقتي ديدم دارين توي معبد ميخونين

...اونجا تايلند بود- "اونوخ فکر کردم, " اوه, زن هاي هندي-

...صحبت کردن درباره ي گذشته باحاله

دفعه ي پيش تقريباً 10 تا سکوت داشتيم ولي حالا ...فقط 5 تا

"مردم ميگن" قرار گذاشتن با يه آدم با تجربه راحت تره

...راستش من به اين موضوع حسوديم ميشد

...منم فکر ميکردم با يه فرد با تجربه خيلي بهتر و راحت تر ميتونه باشه

...ولي فکر ميکنم اون خيلي خالصه

...به نظر مياد همچي براش تازگي داره و بار اولشه

...مردم ميگن بهتره که کم قرار بذارين و زود ازدواج کنين

...حالا ميفهمم چرا

فکر ميکنم اينکه آروم آروم طرف مقابلتو بشناسي ...خيلي خوبه

پس تو يه روز بوده؟- آره-

!يالا بيا اينجا

چرا به شوهر من دستور ميدي؟

!هيون جونگ

...ولي شاکرا ارشد ماس

چرا شما بايد همزمان با ما بياين اينجا؟- اومدين اينجا دعوا کنين؟-

نه! چرا بايد دعوا کنيم؟

پس اومدين اينجا خوش بگذرونين؟- آره-

!همونطور که از يه آيدل انتظار ميره

...بيا بريم...خوش بگذره بهتون

چرا؟- چي؟ چي؟-

...ميتونيم جدا از هم بازي کنيم

ولي وقتي همديگه رو ديديم بايد با همديگه بازي کنيم- بذار اونا تنها بازي کنن-

همونطور که انتظار ميره اون با عمو عروسکي ها فرق داره

!اون باطراوته و پوست صافي داره

...اصلاً چروک نداره

...چه خوب

چي خوبه؟

...فکر کنم شوهر خودت بهترشو داره

چرا به بدن مرد يکي ديگه دس ميزني؟- نه, من فقط داشتم...چون خيلي صافه-

...چون هيون جونگ جذابيت هاي متفاوتي داره

...خوشحاله که يه پسر باطراوت رو ديده

پسر باطراوت؟

راجب عموهاي عروسکي ميدوني؟- ميدونم-

اون خيلي با عموهاي عروسکي فرق داره- !براي هردوتون آرزوي موفقيت ميکنم....بيا بريم هيون جونگ-

!نه! خطرناکه

...چي؟ داريم ميريم خوش بگذرونيم- !نه, نميتوني-

چيکار داري ميکني؟

...ترسيده نکنه شوهرشو از راه به در کنه

مگه من بچه دزدم؟

ميخواي ببيني ما چقد به هم نزديکيم؟

!ما انقد به هم نزديکيم

ميدونه چطور اونکارو کنه؟- !البته-

بلدي شنا کني؟- ...من؟...يکم-

شنا؟- ...آره-

!بياين بريم

!بياين بريم موج سواري

...و اگه به ميز بعدي نگاه کنين

...فکر کنم تو دهه 80 بوده

شبيه برنامه " پيدا کردن عضو گمشده ي خانواده " اس

کسي اين شخص رو ميشناسه؟

کجا و چطور گمش کردين؟

...جاش توي خونمون بود

اون گفت برميگرده و با يه چمدون از خونه رفت, ولي هنوز برنگشته

نگفت کجا ميخواد بره؟

...وزارت کار گفت که رفته ژاپن

... براي سفر کاري رفته ژاپن

هيون جونگ؟- آره-

...چون يه مراسم بزرگ توي ژاپن داره

...ولي حتي با عکسشم معذبم

...عجيبه

خيلي دلت براش تنگ شده؟- آره-

همش به فکرشم- الان دلت ميخواد چي بهش بگي؟-

...نميتوني يه زنگ بهم بزني؟

!داره مياد! داره مياد

" اين يونگ رو نگه ميداره"

"... و هيون جونگ"

" انگار داره يه جلبک دريايي رو بالا ميکشه"

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left