لومړۍ 200 کرښې.
::::::::: آيــــ(حالا وقت نمایشه!)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
تو
کی مردی؟
من هنوز زنده م
!نه
تو یه روح شیطانی ای که بیشتر از صد ساله مرده
هی توی این دنیا سرک نکش
!تو جات بین زنده ها نیست
!گفتم که من نمردم
!بسه
!از بدن اون دختر بیا بیرون
!از بدنش بیا بیرون
مامان، لطفا کمکم کن
!کمکم کن مامان
!دخترمو به کشتن میدی
خانم! بهتره خودتو جمع و جور کنی
!باید همینجا تمومش کنیم
!بس کن
!مامان
!از بدنش بیا بیرون ای روح شیطانی
!از بدنش بیا بیرون ای روح شیطانی
!برو بیرون
!نابود شو
!برای همیشه
وای خدا
!جناب شمن
!جناب شمن
::::::::: آيــــ(قسمت اول)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
آقا، حالتون خوبه؟
چه بلایی سر نوه ش اومد؟
یه چرت طولانی زد ،و وقتی از خواب بیدار شد
یه کاسه بزرگ برنج رو تموم کرد
...خوشحالم که
قبل از تموم شدن وقتم تونستم یکی دیگه رو هم نجات بدم
به لطف شما
خیلیا تونستن به زندگیشون برگردن
من لایق این همه تعریف نیستم
همش بخاطر این بوده که ژنرال مراقبمونه
داره میاد
کی میاد؟
نوه م، چا وونگ
میاد تا به ژنرال خدمت کنه
باید بیاد بیرون
وای نه! اگه نتونه بازش کنه چی؟- هی-
وای نه
بیا بیرون دیگه- وای نه-
همین الان بیا بیرون
من؟
چی؟ سنجاق سرم- چطوری اون کارو کرد؟-
چه خبره؟- چجوری انجامش داد؟-
!چا چا وونگ- !چا چا وونگ-
!چا چا وونگ- !چا چا وونگ-
!چا چا وونگ- !چا چا وونگ-
همگی باورتون شده؟
حتما سعی میکنین تا به ترفند من پی ببرین
حقه بازها و شعبده بازان
مرز باریکی بینشون هست
میخواین خودتون ببینین؟
اگه حتی بتونین یکی از ترفند های منو بفهمین
...من
پول بلیت همه رو بهشون پس میدم
و نه فقط پول بلیت، ده برابرشو میدم
خوب چشماتونو باز کنین تا بتونین بفهمین
نمایش شعبده بازی چا چا وونگ
حالا، شروع میشه
!تو دوست پسرمو اغوا کردی- نه، سوتفاهم شده-
سو تفاهم به کیفم- کمکم کن-
تو دوست پسرمو اغوا کردی
دوست پسرش باهاش به هم زده حتما خیلی شوکه شده
چی؟- میتونی جلوشو بگیری؟-
!باهام به هم نزد، اون ازم دزدیدش
بدون خشونت لطفا
وای خدا
حتما یه سوتفاهمی شده چرا با صحبت حلش نمیکنین؟
!دستمو ول کن بابا !گفتم دستتو بکش
!من سو تفاهم حالیم نمیشه
از وقتی با اون عنتر رفت غذا خورد به من بی محلی کرد
میدونستم به والله، اونروز مثل بز بهش لبخند میزدی
بهش لبخند میزدی؟
نه، حالت چشمام این شکلیه از تولد
ببین، مردم همیشه اشتباهی فکر میکنن باهاشون لاس میزنم
و کیوت بودن که تقصیر من نیست نه؟
دیوونه، میخوای اشهدتو بخونم؟
!اوا نه
...ای خدا، یعنی- سونبه نیم-
داری چه غلطی میکنی؟- ...خب-
!یه حوله بیارین! ای وای، حوله میخوام
!بسه
جفتتون بتمرگین
وگرنه به دلیل ممانعت از اجرای عدالت دستگیر میشین
مرسی
خیله خب، خلاصه که کنیم
تو مدرک محکمی نداری
صرفا با تصورات خودت اومدی نتیجه گرفتی آره؟
هعی، کنترلمو از دست دادم
متاسفم
هی، ما ده ساله دوستیم
چطور آخه میتونم همچین کاری کنم؟
درسته، میشه صمیمی بودنتون رو دید
و اخیرا هم رفتین جزیره ججو مگه نه؟
جزیره ججو؟
خب، توانایی همراه با شغلمه دیگه میدونی؟
خوب دوهزاریم میفته
این دستمالی که بهم دادی
و اینی که تو از کیفت درآوردی
رفته بودین سفر خریدینشون؟
...چطور
ای خدا، این چیزا که سورپرایز نیست
مشاهده دقیق اولین قدم توی تحقیقاته
...اینو
وقتی با دوست پسرم به هم میزدم توی ماشینش بود
!هی- خدایا-
حتی با دوست پسر من رفتی ججو؟
آره، رفتم، که چی؟
!خودش ازم خواست باهاش برم
عنینه، چطور جرئت میکنی؟
خودت باید مراقبش میبودی- چطور تونستی باهام اینکارو کنی؟-
!اون اول باهام لاس زد- چطور تونستی؟-
...میمون عوضی- بس کنین-
خودش ازم خواست! خب که چی؟- چطور تونستی؟-
چی میخوای؟- وایسا-
دستتو ازم بکش- بسه-
ایش، دست بزنشون خوب بود لعنتیا
تقصیر خودته
خودت دخالت کردی نه؟- بله؟-
منظورش اینه که خودت افتادی تو دردسر
میتونستی راحت از کافی شاپ بیرونشون کنی فقط
چرا خودتو انداختی وسط؟
گوش دادن به داستانشون چه فایده ای داره؟
چرا وضعیتو از چیزی که بود بدتر کردی؟
قربان
میدونین چرا لوگوی پلیس روش دو تا گوش داره؟
...یعنی که ما باید
با گوشای بزرگمون به داستان مردم گوش بدیم
من فقط وظیفه پلیسی خودم رو به جا آوردم
وای مامانم اینا، اگه یه بار دیگه بخوای اینجوری به جا بیاریش
تهش فقط منو اخراج میکنی
گفنی میخوای کارآگاه بشی
نمیخوای یه تکونی به خودت بدی؟
معلومه، کارآگاه میشم، مطمئن باشین که میشم
تازه درخواستمم دادم- ...آخه-
همه میدونن افسر کو چقدر صلاحیت داره
فکر نکنم بخش کارآگاهی از پسش بر بیاد
اگه بخش کارآگاهی قبولت نکرد
مجبوری یه مجرم الکی بسازی و اونو گیر بندازی
مرگ منم شده باید اینکارو کنی
کار امروزم تموم شد
خدانگهدار قربان- خدانگهدار-
چی گفتی تو؟
هیچی- خدانگهدار قربان-
راستی ما مگه چسب زخم نداریم؟
یه چسب بزن روش، اینجوری خوب نیست جای زخمت پیداست
چشم
هر موقع هر جات زخم شد
به اون دخترا بگو پول جراحی زیباییتو بدن
بله قربان
!خبردار
آقای چا، فکر کنم باید از اجرای بعدی صرف نظر کنی
چی؟- ماشین پرتاب تیر
یه ایرادی پیدا کرده
توی تایم بندیش مشکل داره
مسخره میکنی؟ اون قسمت اصلی نمایشمونه
ولی اگه اشتباهی پیش بیاد، نمایش ممکنه به بدترین شکل ممکن تموم شه
فقط هرکاری که گفتم رو بکن
آ روم، تمرکز کن
اگه سه ثانیه دیر میکردی میمردما
رییس نام، شکمت یکم برآمده شده
از الان دیگه نفس نکش
...مدیر ما
چی؟
از کمر درد نمیمیری بخدا، یکم تحمل کن
یعنی چی که قانونی نیست؟ خیلی هم هست
نمیدونستی؟
قانون اینجا منم
کسی اینجا
راز پشت ترفندای منو فهمید؟
پس این آخرین شانستونه
وقتی دارم دور استیج با موتور میرونم
میتونین این تیر هارو سمت من پرتاب کنین
سادست، مگه نه؟
کسی اینجا هست که بخواد امتحان کنه؟
اون داوطلب شد
تو داوطلب شدی؟
این یه تیر واقعیه- جدا واقعیه؟-
خدایا- واقعا؟-
!روانی این تیرا واقعی ان
خوبی؟- خوبی و کوفت-
نزدیک بود بمیرم
...حالا
وقت نمایشه
افسر کو؟
عه، مین هو
میتونم بگم که روز دیوونه کننده ای داشتی
اگر داری میری خونه، میتونم برسونمت
هرکی کلاه ایمنی نذاره، بیست دلار جریمه میشه
یه افسر خارج از وظیفه هنوزم پلیسه، آره؟
از ترس دیگه نمیخوام برسونمت
باید احساس امنیت کنی وقتی همسایت یه پلیسه
چرا باید بترسی آخه؟
درسته، باید خیلی سرت شلوغ باشه همین الانشم برای خونه رفتن دیره
No comments yet. Be the first to leave one.