لومړۍ 200 کرښې.
.لطفاً صبر کن
،اگه نیاز به پول داری
ازم میخوای که جایی معرفیت کنم؟
.من یه فیلمسازی میشناسم
مطمئنم که اونا یه پیشنهاد کاری .خوبی رو بهت بدن
.قیافه و هیکلت هم هنوز نسبتاً خوب به نظر میرسن
.متشکرم، اما من دارم میرم
.من میتونم واسۀ خودم کاری دست و پا کنم
.بعد از برگشتنم
برگشتن؟
تو میتونی هر کاری رو که بخوای انجام بدی؟
کی آدمی مثل تو رو قبول میکنه؟
یون جی یون
هنوز تو توهمات خودتی؟
،وقتی که بعد از اون بدهیت داشتی دست وپا میزدی
من چی بودم؟
.من چقدر پر شور و نشاط بودم
.من چقدر عالی بودم
.یه تاپ ستار برای 15سال
.من از چیزی ترسی نداشتم
.اون چیزی نبود که براحتی بدست بیاد
من اون رو از راه سخت کارکردن و .پشتکاری که داشتم بدست اُوردم
.من برمیگردم
.دوباره بدستش میارم
من تمام تلاشمُ میکنم
.بازم به اون بالا ها برمیگردم
.فقط صبرکن و ببین
.آره، این بیشتر شبیه نام نا بیه
.تا لبۀ اون پرتگاه برو بالا و بازم سقوط کن
.بازم برمیگردم
،مهم نیست چه اتفاقی میافته .من برمیگردم
.رستوران و سئونسان رو برمیگردونم
.همه چیزُ
مامان،اگه بارون بباره چی؟
.لطفاً مراقب باشین
چرا هِی داری ازم خورده میگیری؟ .من اینُ که میلیون بار انجام دادم
.البته،شما هم دلنازکین
کِی میتونیم این دوئن جانگ ها رو به قیمت 100 میلیون بفروشیم؟
تو تمام شبُ نخوابیدی، درسته؟
چی شده؟
خدای من، این چیه؟
.این خیلی باارزشه کی همچین کاری کرده؟
.خدای من. حالا با این چیکار کنیم
.کار رستورانمون تموم شده است
.اوه خدای من
نا بی اون توِه، درسته؟
.اون دوباره خرابکاری کرده
مادربزرگ
نا بی
.نا بی اینجا نیست
.اون چند ساعت پیش رفت بیرون
اون رفته بیرون؟
.آره
.ما همه به خاطر پول اجاره تو این جهنم گیریم
.حالا اونم با همچین روحیۀ بالایی گذاشته رفته
چرا؟
بازم نا بی کاری کرده؟
...آره،سُس سویا
.دیگه بیشتر از این نمیشه تحمل کرد
.اون باید اینجا رو ترک کنه
چی؟
.این اولین بار یا دومین بارش نیست
،از وقتی که پاشُ گذاشت اینجا .ما یه روز خوش هم نداشتیم
اون بلد نیست کارهای خونه رو انجام بده .حتی صحبت کردناش هم بی ادبانه است
.با این وجود،من میتونم درک کنم
اون به وضوح میدونه که اون کوزه ها .چقدر برامون باارزشن
چطور میتونه اینطور بی مسئول باشه؟
اگه همینجوری ادامه پیدا بکنه .نمیدونم بعدها قرار چه اتفاق دیگه ای بیافته
.من تا حالا به اندازۀ کافی تحمل کردم
.نام نا بی، تو خیلی ضعیف شدی
حتی به خاطر یه چیز به این .کوچیکی هم داری گریه میکنی
.تمومش کن، نام نا بی
.تو رُوی، مادر و یه خونواده داری
.و بچه ای که عاشقشی
.بجنگ
!قوی باش. بجنگ
.نام نا بی، باوقارباش، اعتماد بنفس داشته باش
اینجا چیکار میکنی؟
... چیه خیس شدی و داری مِن مِن میکنی
.منُ ترسوندی
خوب چیه اگه من، مِن مِن یا غُرغُر میکردم؟
اینجا داری چکار میکنی؟
تعقیب کننده ای؟
من تو راهم که پیغام .استاد رو بهشون برسونم
تنهایی برم؟
تو این کشوری که حتی .یه قطره نفت پیدا نمیشه
.البته که، نمیتونی
.واقعاً راحته که یه شوفر داشته باشی
.بزن بریم
تصویربرداری خوب پیش رفت؟
.انجامش ندادم
.از مفهومش متنفر شدم
.من گیرا، خوشکل و جذابم
.من این تصویرُ قبلاً هم تو پروژه هام دارم
.اما، اون بازم همین مفهوم رو داره
.چون خیلی کسل کننده بود ردش کردم
،هدف اولم تو برگشتنم
.اینه که یه تصویر جدیدی از خودم بسازم
.گیرایی، زیبایی و سکسی
من هرگز نمیدونستم .همچین تصویری داشته باشی
.احمقانه است
پس، چه جور تصویری باید داشته باشم؟
اون واقعاً نمیدونه یا وانمود میکنه که نمیدونه؟
.نمیدونم، بهم بگو
،مفهومی از تصویر برگشتنم
.من همین الان دارم دربارش فکر میکنم
،اگه به همون اندازه خام و احمقانه است
،اگه به همون اندازه خام و احمقانه است
.پس هیچی در موردش نگو
.صادق، صریح و یه ذره مغرور
.تو همینطور یه حس مسئولیت پذیری داری
.به نظر میرسه اعتماد بنفس هم داری
،به نظرم نام نا بی .یه شخصیت سوپرایزکننده ای داره
.اگه میخوای تشویقم کنی، تردید نکن
چرا باید به "سوپرایزکننده" اشاره کنی ؟ .خیلی نمک نشناسی
.به هر حال، برگشتنتُ بهت تبریک میگم
!بجنگ
.ممنون، شوفر
.بله، خانم جوان
.من خونه ام
.نام نا بانگ
تمام روزُ کجا بودی؟
بازم تو؟
...اگه یه بار دیگه نام نا بانگ صدام بزنی
.این دفعه، دیگه کارت تمومه
نمیدونی حالا چه غوغایی تو خونه منتظرته؟
تو حتی رفته بودی بیرون و همچین تیپی کردی؟
حیرت آوره
واقعاً
.تو حالا دیگه یه گوشت مرده ای
غوغا؟
.من هیچ کار اشتباهی نکردم
چرا بازم داری منُ عصبی میکنی؟
.امروز اصلاً حال خوشی ندارما
اینکار رو نکن؟
...تو
.داری از این خونه پرت میشی بیرون
.واقعاً پرت شدی بیرون
.پس...زود عجله کن و اسباب و وسایلتُ جمع کن
چی؟
کجا بودی و چرا اینقدر دیر کردی؟
.همینطور، جواب تلفنتُ نمیدادی
.متأسفم
.باتری موبایلم تموم شده بود
.متأسفم، مادرشوهر
.وسایلتُ جمع کن
چی؟
نشنیدی چی گفتم؟
.سریع، وسایلتُ جمع کن
،منظورتون چیه؟ مادرشوهر .شما از من میخواین وسایلمُ جمع کنم
من دیگه بیشتر از این نمیتونم .باهات یه جا زندگی کنم
.دیگه طاقتم طاق شده
.دیگه طاقتم طاق شده
.بهتر بود از همون اول قبولت نمیکردیم
چرا دارین این چیزا رو بهم میگین؟
،وقتی امروز صبح بهت یه کاری دادم
بهت گفتم مواظب کوزه باش گفتم یا نگفتم؟
شنیدی چی بهت گفته بودم؟
مادرشوهر
،چون تو اونُ نپوشوندی
.امروز صبح بارون اون سس سویا رو از بین برد
اساس این رستوران 50سالمون .همین سس سویای باارزشه
!برو
،به نفع هردومونه .بهتره از اینجا بری
.مادرشوهر، شما باید حرفای منُ هم بشنوی
.دلایل منُ هم بشنوی
چه حرفایی؟ چه دلایلی؟
،بعد از گفتن اینکه بارداری چیز دیگه ای واسه گفتن داری؟
بعداز به اون حال و وضع رسوندن سس سویای باارزشمون چیز دیگه ای واسۀ توضیح دادن هست؟
ما بهت خوش آمد گفتیم چون همسر جئونگ یوکی؟
.تقصیر منه
مادربزرگ،درسته که من فراموش کردم ...اون کوزه رو بپوشونم اما
من به برادرشوهر...گیم بک گی به وضوح گفتم که من مجبورم جایی برم .و اون کوزه رو برام بپوشونه
چی؟ کِی؟
اول صبح
.واقعاً. داری دروغ میگی
.اون داره مجبورم میکنه دروغ بگم
.متأسفم، ولی من چیزی نشنیدم
چرا داری مجبورم میکنی؟
.میدونم، تو ازمن خوشت نمیاد
اینُ هم میدونم که حتی .تحمل دیدن منُ هم نداری
.وانمود نکن که چیزی نمیدونی
.من قبل از اینکه برم واضح بهت گفتم
.مادرشوهر،من واقعاً بیگناهم
بی گناه؟
کیه که داره از خوشگذرانی هاش برمیگرده؟
کیه؟
کیه که داره از خوشگذرونی هاش برمیگرده؟
پس، رفته بودی دنبال کار؟
ما به مغزمون فشار میاریم که .بتونیم پول اجاره امون رو دربیاریم
.ما به مغزمون فشار میاریم که بتونیم پول اجاره امون رو دربیاریم
.به عنوان عروس یه خانواده، تو هیچ نگرانی نداری
.تو فقط دنبال خوشگذرانی های خودتی
کی گفته که میرم بیرون دنبال خوشگذرونی؟
...امروز، من داشتم
چی؟ چرا؟
.چی؟ بهمون بگو
حتی اگه به این مغزت هم فشار بیاری .نمیتونی بهانه ای واسه خودت جور کنی
.حتی با سرزنش دیگرون
برادرشوهر، تو
No comments yet. Be the first to leave one.