لومړۍ 200 کرښې.
خیلی خب. اینم از این
اوکی، وصل شدیم
شما دارید به یک صندلی نگاه میکنین چون من روش نشستم
اسم من نیک هالووی هست من نه مریضم، نه دیوانه
اما نامرئی ام چیکار کنم باور کنید
اوکی، این رو امتحان کنم
ببینید ، هیچ نخی نیست
یه دقیقه صبر کن این باید کار کنه براتون
من دارم این نوار رو براتون ضبط میکنم چون تا چند ساعت دیگه ممکنه بمیرم. این آخرین شانسمه
یه داستان خیلی خفن براتون دارم بریم سر اصل مطلب
همه اینها از یک سه شنبه ای در ماه مارچ شروع شد
36اینچ پودر فشرده؟
میتونی تا یکشنبه برام تو انبار اَسپن بیاری؟
فقط یه دونه. با یه تخت خیلی بزرگ آدم هیچوقت خبر نداره
عالیه، ممنون، شریل جبران میکنم
بویکین پرسید که اعلامیه پیشنهاد ادغام نفت متحدین امنیتی رو دیدین
گپلین زنگ زد راجع به مگنوسکوپیک ها شما وارد اون او.پی.ای.سی شدین
جلسه استاف پنجشنبه ست. شما هنوز آنالیز سنگ نفت زا رو برای راجر شروع نکردین
ادامه بدم؟ کدوم آنالیز سنگ نفت زا؟
اینجایی راجر، بیا تو
تمام بعد از ظهر سعی میکردم بگیرمت یه روز سرش وقت گذاشتم
شدیدا پیشنهاد میدم که شرکت موقعیت سنگ نفت زا رو بررسی کنه
عالیه. خب، همه چیز خوبه؟ هنوز با دنیس لی وقت میگذرونی؟
یه بار باهاش بیرون رفتم شش ماه پیش
تو بزرگترین هنرمند مزخرفی هستی که تاحالا باهاش کار کردم
ممنون کتی در واقع بقیه روز رو مرخصی
من میرم انجمنم چی؟
فردا مگنوسکوپیک ساعت 7:30یه ماشین میفرستم آپارتمانت
تو به کپلن قول دادی به جاش بمونی چطوری باید از این قضیه بگذرم. تو برو
تو بهش قول دادی من مست بودم ساعت 1:30 صبح بود
از موینیهان بخواه جاش بمونه تو متعهدی
تعهدات من چیه؟ خانوادم؟آشناهام
تو هیچ کدوم رو نداری
اون روز هم داشت مثل روزهای دیگه به سر میومد
اما چیزی که قرار بود اتفاق بیافته همه چیز رو برای همیشه تغییر میداد
انجمن آموزشی جزو آخرین انجمنهای مردونه در سان فرانسیسکو بود
جایی که ریلرود تاکون و راببر بارون شبها اونجا وقت میگذروندن
رست بیف میخوردن، مناسبتی فاحشه استخدام میکردن و راجع به اینکه چقدر اونروز دزدی کردن صحبت میکردن
از زمین تنیس استفاده میکردم مشروباش رو دوست داشتم
به دلت بد راه نده شکی نیست
من رو برای یه سکه بزار تو لیست جان ویلانوا
من بالای دوک کرولینا رفتم
باشه، ممنون باز
یه نفر سعی داره توجهتون رو جلب کنه، آقای هالووی آقای تالبوت ئه فکر کنم
نگاه نکن، پاتریک وانمود کن ندیدیش
مرسی پاتریک سلام نیک
سلام جرج انقباض روده ات چطوره؟
چیکار میکنی؟ استعفام رو مینویسم
میخوام برای بچه های فقیر یه پرورشگاه بزنم
دخترا بیشتر. نوجوون های بزرگ نزدیک 30 سال یه خانواده میخوام
آره. به ما ملحق شو با چند تا از رفقا اینجا نشستیم
نه امشب نمیتونم بیخیال. بیخیال. یه لیوان. باشه؟
فقط الن و چند تا از بچه های دیگن
آلیس مونرو، دوست خواهرم امی از کورنل برمیگرده به برزیل
باید صبح زود پاشم، نمیتونم قبل اینکه قالمون بزاری یه نگاه بنداز
خب، فقط برای یه دقیقه
فکر کنم همه رو میشناسی، نه؟ سلام الن
سلام نیک اوه، آلیس مونرو
میخوای که با نیک هالووی آشنا بشی این آلیسه
سلام نیک از دیدنت خوشحالم
خب کجا خودت رو قایم کرده بودی؟ کجا بودی؟
موهاتو زدی. بهت میاد خوشت اومد؟
آلیس تهیه کننده مستندهای اسمیتسونیان ئه اوه، واقعا؟ من عاشق اسمیتونیانم
یکی از موسسات مورد علاقه منه
چه مستنداتی تهیه میکنید؟
چیزهای باستانی، فرهنگ های مذهبی، فلسفه
فلسفه؟ عاشقشم
یکی از شاخه های مود علاقه منه پاتریک
تو به دانشگاه حقوق رفتی و الان تو بوستون مشغول به کاری و چی شد؟
پدر و مادرم میخواستن من وکیل شم به درد من نمیخورد
میرم دانشگاه یو.ال.ان.وی ایندیانا. شایدم آرکانزاس یا کرولینا
یه پرش به فیلم. تو چیکار کردی پول رو پول گذاشتی
شرکتت نمایش دهنده کسیه؟ نه من استعفا دادم
کار دستیار تهیه کننده تو تلویزیون عمومی رو گرفتم
چیز دیگه ای که میفهمی، من تو جنگلم فکر کنم یو.ال.ان.وی باشه
انسان اولیه. ها؟
فقط چند جا تو آمازون وجود داره که هنوز بکره
خب، برای چیه اینجا بیشتر دلت تنگ میشه؟
حموم داغ، چیز برگر
فکر کنم ستوان هال همه راه رو بره
من از تلوزیون متنفرم منم همینطور
موسیقی رو دوست دارم جاز رو دوست دارم
از وزنه بردارها متنفرم خود شیفته
عاشق اسکی کردنم عاشق اقیانوس و جنگلم
من عاشق موی بلوندم
من عاشق سیر ام
نیک
چیکار میکنیم؟ امیدوارم پیش نوازش باشه
باید برگردیم آره. آره. باید برگردیم
بیا هیچ کار بی ارزش و بی فایده ای نکنیم
باشه. چی بهت بدهکارم؟
از پسش بر نمیای
چاو خوبه که برگشتی
مرسی جرج به زودی میبینمت
شب رو زود تموم میکنی؟ نیک فکر میکردم قراره شام بخوریم
به یکی قول دادم ببینمش واقعا؟ پس بهتره برسونمت
راستش، شام خیلی هم فکر خوبی نیست با اینهمه کاری که دارم
ایتالیایی دوست داری؟ میتونیم بریم فیورلا تاریکه. ساکته
عاشقشم، ولی به کسی قول دادم برم ببینمش شوخی میکنی؟
فکر کردم داریم دست به سرشون میکنیم نه
میخوای جمعه ناهار تو براسری ببینیم؟
ناهار؟ بیا بریم مائویی
نیک، ما کلی وقت داریم
درست میگی
قراره از دیدنت پشیمون شم؟ الانشم شدی
در کل، تقصیر آلیس بود
شاید اگر اونشب نمیدیدمش و اونقدر زیبا نبود
دیگه برنمیگشتم به بار و تا خرخره مشروب نمیخوردم
صبح روز بعد، هیچوقت مثل اون روز خمار نبودم
باعث افتخار منه که رئیس هیئت مدیره مشاور علمی رو معرفی کنم
و سیدنی لیویت پروفسور تئوری فیزیک در بارکلی
دکتر برنارد واچز
خوش آمدید امروز همانطور خو گرفتیم
به فکر کردن به مغناطیس که تیر به کمان و حلقه به ذرات اتم گرفته اند
اغلب با شگفتی است که ما کشف میکنیم چگونه مردان مختلف
مجموعه ای از پدیده هایی را که ما تحت عنوان مغناطیس مینامیم مشاهده کرده اند
تالس فیلسوف یونانی، در اوایل قرن ششم قبل از میلاد مسیح
قابلیت خارق العاده آهنربا را در جذب تکه های دیگر مشاهده کرد
با بازگشت به ارزش اصلی مقدار بردار است که
مسیر و اندازه را در میدان مغناطیسی مشخص میکند
ممکن است موقتا تبدیل شود پانزده دقیقه اینجا و
و هنوز تا تولد مسیح نرسیدیم؟ وقتی تفتیش مذهبی شد به من زنگ بزن
ببخشید
ببخشید سرویس بهداشتی مردونه این وراست؟
بله. انتهای راهرو اونجا
اوه گندش بزنن ممنون
سلام؟
عقب وایسا
ده دقیقه. ده دقیقه مثل روز اول خوب میشم
پیشرفت طراحی وون الکسران باعث شد که
چی؟
بیرون! بیرون برید بیرون
این درست نیست آقای جنکینز اینکه تو درهوندوراس بودی
همون روزی که دکتر مندوزا از طبقه 21امه هتل پرزیدنت افتاد و مرد
اقای قاضی در هوندوراس من مشاور
سازمان آزادیخواه دموکراتیک آمریکای جنوبی بودم
تو از سازمان سیا حقوق نمیگیری؟
تو هیچوقت رئیس ایستگاه به اسم کد اسکورپیون نبودی؟
تو دو سال پیش آلمان نبودی
وقتی رئیس شیمی برای آی.جی فابریان شکست خورد و دکترهانس بادنیک
غیب شد و بعدا در هتل کانتیننتال ورزبرگ افتاد و مرد
میشه سوالت رو تکرار کنی؟
چطور اون فاحشه ها من رو در ورزبرگ گیر انداختن؟ نگران اون نباش
ما یه مورد با اولویت قرمز داریم
یه اتفاقی در مگنوسکوپیک در سانتا میرا افتاده تو کالیفرنیا بهت احتیاج داریم
این رو بخون این چیه؟
چیزی نیست که هست چیزیه که نیست
بیخیال. من مطمئن نیستم که
نمیدونم چقدر بیهوش بودم، و یادم نمیاد چطور به هوش اومدم
اما به هوش اومدم و یه کابوس بود
هیچ چیز دور و برم درست نبود
من میتونستم تکه تکه دفتر رو ببینم میتونستم لبه های نا هموار ساختمون رو ببینم
توهم زده بودم؟
چون به نظر میومد تموم قانون های فیزیک معلق شده بودند
توجه. لطفا
اگر وارد زیر زمین میشید، احتیاط کنید
وقتی که ظاهر ساختمان به نظر شدیدا آسیب دیده میومد
هیچ آواری پیدا نکردیم، هیچ نشانه ای از انفجار نبود
ساختمان دست نخورده باقی مونده بود فقط نمیتونستید قسمتهای به خصوصی ازش رو ببینید
احتمالا بی ثباتی مولکولی قسمتهای خاصی را شفاف کرده بود
با احتیاط ادامه بدبد. ممکنه با بعضی از سطوح نامرئی برخورد کنید
برای دکون یکم آب ببر
همه کارمندان، با احتیاط وارد زیرزمین شوید
نشانه هایی از ساختمون هست که هنوز در تغییره
همه چیز درون من میگفت برو بیرون "
اما وقتی تکون خوردم، دیدم که در خواب شناورم
از کنار اتاق گذشتم، یا هر چیزی ازش باقی مونده بود
سعی کردم دوباره جهت یابی کنم چه اتفاقی افتاده بود؟
مرده بودم؟ روح شده بودم؟
باید فکر میکردم که چی واقیعه و چی نیست
کو؟ دستم کو؟ دستم رو نمیبینم. او خدای من
چه بلایی سرم اومده بود؟
به کمک احتیاج داشتم. اما کی؟
باید به کسی زنگ میزدم
و بعد فهمیدم
فقط ساختمان نبود
منم بودم
خدایا. رفتم سمت آینه
درست میگفتم. هیچ انعکاسی نبود بدنم، لباسهام. همه ناپدید شده بودن
من نامرئی بودم
منم میبینمش
یکم نور بنداز اونجا
هی
هی، کمکم کنید
کمک
کمک! کمک
چتون شده؟ کمک یا مسیح. من رو نمیبینی؟
تو، کمک اینجا! ینجا
کمک یا خدا. چه بلایی سرم آوردن؟
شاید مرده نه نفس میکشه
دارم میبینم پتو بالا و پایین میره
باید با این چیز عجیب تو تیممون چیکار کنیم؟
درباره نامحسوس بگو میتونیم قرارداد رو ول کنیم
فراموشش کن اولین جایی که میره آزمایشگاهه
میبرنش و برای سالها لوله میکنن تو کونش
چی؟ خفه شید! همتون
یه دقیقه صبر کنید. شماها کی هستید؟ چه بلایی سر من اومده؟
چرا نمیتونم خودم رو ببینم؟
بیاین ببریمش به تریلر نه
تو عقب وایسا
No comments yet. Be the first to leave one.