لومړۍ 200 کرښې.
یک سر بریده
یک حملهی وحشیانه
مردم ما هدق قرار داده شدن. کامیونهای شیمیایی هر شب
محلهها رو پر از مواد سمی میکنن
دولت ما داره خودمون رو مسموم میکنه
چه بلایی سر دولت بزرگ ما اومده؟
آیا کودکان ما در امان هستند؟
آیا یک قاتل سریالی آزادانه میگرده؟
اعضای خانواده امیدوار هستند که
میدو ویلتون زنده پیدا بشه
ولی با رشد آمار جنایت
مقامات از مردم خواستند که تو خونههاشون بمونن
درهاتون رو قفل کنید
بورلی هوپ هستم
از یک محلهی در برگرفته شده با ترس، در خدمت شما هستم
برمیگردیم به تو باب
این دیگه چه کوفتیه؟
آمار جنایت نسبت به سالهای قبل کمتر شده
تعداد تماسهای 911 کمتر شده
تو داستان تو کلی خلا هست
و چجوریه که همیشه اولین نفر میرسی سر صحنه؟
من منابعم رو لو نمیدم
منابع من بهم میگن که همش داری دروغ میگی
با رئیس پلیس حرف زدم. گفت که
برای استفاده از کلمهی قاتل زنجیرهای، خیلی زوده
باعث شدی بقیه فکر کنن ما کارمون رو بلد نیستیم
از کِی تا حالا برای پلیسها کار میکنیم؟
مردم باید حقیقت رو بدونن
تو داری مردم رو میترسونی
انقدر تو اخبار دست نبر
انقدر خبر الکی به مردم نده
و انقدر هم با اون روانیای
که کاندید شورای شهر شده، مصاحبه نکن
کسی به شورای شهر اهمیت نمیده
دنیا فقط راجع به پروانه و گرفتن سگ نیست
اگه اون فیلمو پخش میکردی
مردم میفهمیدن چه بلایی سر سرینا اومده
این اخبار نیست. این پیروی از احساساته
مطمئنی دلیل دیگهای نداره
که فیلمو پخش نکردی باب؟
خب، خانوادهاش ازمون شکایت کردن چون ما ازش محافظت نکردیم
ولی... لازم نیست چیزی ببینن
لازم نیست بگیم که با دخترشون سکس میکردی
دهنتو ببند بورلی
راستش گور باباش
تو اخراجی
مطمئنی میخوای اینکارو بکنی باب؟
مطمئنی میخوای منو مجبور کنی که کنفرانس خبری بذارم
و بگم که بارها دیدم
اون دختر رو آزار جنسی میدادی؟
از دفتر من گمشو بیرون
روز خوبی داشته باشی باب
آمار رسمیای از احتمالات شورای شهر نیست
پس کای ازم خواست که خودم یک آمار از شهر در بیارم
فکر کنم واضح باشه که آگاهی مردم از انتخابات خیلی پایینه
اکثر مردم اطلاعاتی از انتخابات
یا کاندیدها
یا حتی خودِ شورای شهر ندارن
چرا اصلاً میخوایم این انتخابات مسخره رو ببریم؟
کای تو شورا باشه برای کی مهمه؟
چون اعتبار
باعث رسیدن به قدرت میشه
چون مردم دیگه از حرفهایها پیروی نمیکنن
از عناوین پیروی میکنن
و وقتی خودمون رو جمع کنیم
و به اندازه کافی رعب و وحشت
تو مردم بندازیم، برا نجات پیدا کردن
رو به رهبرشون میارن و چون انتخابات شورای شهر
تنها انتخاباتیه که الان فعاله...
اون رهبر باید
عضو شورای شهر باشه
مردم به اندازه کافی نترسیدن
فکر میکنی یک قاتل سریالی که همه جا نقاشی صورت میکشه
باعث میشه مردم بشاشن تو خودشون؟
نه، این چیزها برای مردم عادیه
باید قتلها رو ترسناکتر جلوه بدیم
یکم چیزهای شیطانی واردش کنید
مثل همون فیلمی که یک بار تو شبکهی اچبیاو دیدم
حتی اگه خود شیطون هم
از جهنم بیاد و مردم رو بکشه، تا وقتی
که مردم خودش رو نبینن، فایدهای نداره
دنیا با گفتن متوجه نمیشه باید نشونشون داد
مردم نمیترسن
چون اون دلقکهای لعنتی رو ندیدن
ما داریم ادای فیلم "کلاک وورک اورنج" رو درمیاریم
و انگار داریم برای خودمون نمایش بازی میکنیم
تقصیر تو بود که رئیست
فیلم سرینا رو پخش نکرد
اون کار عالی شده بود مرد
هرگز اونو پخش نمیکنه
و تازگی نظرش به اینه
من دیگه به عنوان یک خبرنگار
بی طرف نیستم
خب...
پس فکر کنم باید باب رو بکشیم
به بدترین شکل
و شیطانیترین شکل ممکن
و تو ازش فیلم میگیری
دیر کردی
ببخشید
چیزی رو از دست دادم؟
ترجمه از کیارش :.: Ki@Rash :.:
من بیدار شدم و دیدم
که خودم رو از شدت خارش زخم کردم
سوسکهای سیاه
- قبلاً اتفاق نیوفتاده بود. - نه
من همیشه از سوراخ...
میترسیدم
ولی اینبار...
اون سوراخهای روی پسوتم بودن و...
برای من تعجب آور نیست
ترایپوفوبیای تو تنها از یک نفرت شدید نشئت نگرفته
بلکه شدیداً تو ناخودآگاهت ریشه کرده
تو از افتادن تو تاریکی
زندگیت میترسی
به اصطلاح، اون سوراخها
نتیجهی اتفاقهای اطرافت هستند
الی تو خیلی مشکل داشتی
اوه خدایا
وقتی آیوی آز رو برد...
من فکر کردم سخت میگذره
ولی غیر قابل تحمل بود
من فهمیدم که یک نیاز طبیعی دارم
که پسرم رو ببینم
هر روز
و وقتی نتونستم ببینمش...
یک خلا دیگه ایجاد شد که نمیتونستم پرش کنم
و قلب من شکسته
و عصبانی هستم
نه فقط از اون بلکه از دست خودم
برای اینکه اجازه دادم این اتفاق بیوفته
اینکه...
اجازه دادم وسوسه بشم
خیلی خوشحالم که اینو میشنوم
داری مسئولیت قبول میکنی
این اولین قدم برای غلبه به ترسه
چون فقط خودت میتونی خودتو نجات بدی
آره خب، قطعاً اون کمکم نمیکنه
کاری کرده که مجبور شم تو اون خونه تنها بمونم
تنهای تنها
خونهای که توسط یک قاتل سریالی علامت گذاری شده
بهم گفتند که پلیس
ازم محافظت میکنه
من تو این 3 روز
فقط یک ماشین پلیس دیدم که رد شده
راهی نیست که بتونی بری هتل بمونی؟
آیوی همهی کارتهای اعتباری رو باطل کرده
هر چیزی که دارم تو رستورانه
ملکش مال منه که یعنی تا وقتی که اون نفروشم،
پولی ندارم
منظورم اینه که به اندازه کافی دارم که زندگی کنم
به زور
انگار همه چیز رو آماده کرده بود
همه چیز رو خیلی سریع...
تموم کرد
قبلاً جایی حس نکردی که رابطهات با آیوی
میتونه شکننده باشه؟
سلام
- من خستهام. - میدونم
میدونم سخت کار کردی
آره ما...
- امشب 3 تا کنسلی داشتیم. - اهم
تو یک شب آروم، این خیلی سوده
میدونستی؟ 3 تا میز
داریم از نظر مالی میریم تو چاله
من برات یک سورپرایز دارم
هر چی هست
- از پس هزینهاش برنمیایم. - بازش کن
یالا
خدایا الی
چه فکر میکردی؟
من فکر کردم که یکم تفریح کنیم
مثل زوجهای شاد و عاشق
فکر کردم شاید برات مهم باشه
فکر کردم به خاطر انتخاباته
ولی الان نمیدونم
تمام تیکههای زندگیم از هم جدا شدن
میتونم یک پیشنهاد کنم؟
تو فقط میتونی
روی چیزهایی کار کنی که تحت کنترلت هستند
آیوی مورد بحث ما نیست
امروز ما چه کاری برای تو میتونیم بکنیم؟
آیوی قاضی رو قانع کرد
که من فقط آز رو در ملاقاتهای نظارت شده ببینم
و من خیلی مضطرب بودم
حتی نمیدونستم عادی باشم
میدونی چیه، داشت یادم میرفت
از خونه برات یه چیزی آوردم
دیگه لازم نیست شاهکارهات رو
روی دستمالهای هتل بکشی
ممنون
تو این روزها چیز خاصی هست که بخوای بکشی؟
نمیدونم
اوه، من میدونم
قبلاً دزد دریایی دوست داشتی
شاید بتونی یکی برام بکشی
یادمه وقتی بچه بودی و...
مجبورم میکردی که اون چشم بند رو بذارم
یادته؟
و من دور خونه دنبالت میکردم و...
No comments yet. Be the first to leave one.