American Horror Story

American Horror Story

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

7 فصل

د خپرونې معلومات

American Horror Story S07E05 1080p WEB H264-STRiFE
American Horror Story S07E05 HDTV x264-SVA
American Horror Story S07E05 720p HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
American Horror Story S07E05 720p HDTV x264-AVS
د لخوا تبصره Ki@rash
█► Ki@Rash l LiLMeDiA.TV ◄█

تګونه

web
1080
په خپور شو: 2017-10-05
ډاونلوډونه: 32
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫یک سر بریده

‫یک حمله‌ی وحشیانه

‫مردم ما هدق قرار داده شدن. ‫کامیون‌های شیمیایی هر شب

‫محله‌ها رو پر از مواد سمی می‌کنن

‫دولت ما داره خودمون رو مسموم می‌کنه

‫چه بلایی سر دولت بزرگ ما اومده؟

‫آیا کودکان ما در امان هستند؟

‫آیا یک قاتل سریالی آزادانه می‌گرده؟

‫اعضای خانواده امیدوار هستند که

‫میدو ویلتون زنده پیدا بشه

‫ولی با رشد آمار جنایت

‫مقامات از مردم خواستند که تو خونه‌هاشون بمونن

‫درهاتون رو قفل کنید

‫بورلی هوپ هستم

‫از یک محله‌ی در برگرفته ‫شده با ترس، در خدمت شما هستم

‫برمی‌گردیم به تو باب

‫این دیگه چه کوفتیه؟

‫آمار جنایت نسبت به سال‌های قبل کمتر شده

‫تعداد تماس‌های 911 کمتر شده

‫تو داستان تو کلی خلا هست

‫و چجوریه که همیشه اولین نفر می‌رسی سر صحنه؟

‫من منابعم رو لو نمی‌دم

‫منابع من بهم می‌گن که همش داری دروغ می‌گی

‫با رئیس پلیس حرف زدم. گفت که

‫برای استفاده از کلمه‌ی قاتل زنجیره‌ای، خیلی زوده

‫باعث شدی بقیه فکر کنن ما کارمون رو بلد نیستیم

‫از کِی تا حالا برای پلیس‌ها کار می‌کنیم؟

‫مردم باید حقیقت رو بدونن

‫تو داری مردم رو می‌ترسونی

‫انقدر تو اخبار دست نبر

‫انقدر خبر الکی به مردم نده

‫و انقدر هم با اون روانی‌ای

‫که کاندید شورای شهر شده، مصاحبه نکن

‫کسی به شورای شهر اهمیت نمی‌ده

‫دنیا فقط راجع به پروانه و گرفتن سگ نیست

‫اگه اون فیلمو پخش می‌کردی

‫مردم می‌فهمیدن چه بلایی سر سرینا اومده

‫این اخبار نیست. ‫این پیروی از احساساته

‫مطمئنی دلیل دیگه‌ای نداره

‫که فیلمو پخش نکردی باب؟

‫خب، خانواده‌اش ازمون شکایت کردن ‫چون ما ازش محافظت نکردیم

‫ولی... لازم نیست چیزی ببینن

‫لازم نیست بگیم که با دخترشون سکس می‌کردی

‫دهنتو ببند بورلی

‫راستش گور باباش

‫تو اخراجی

‫مطمئنی می‌خوای اینکارو بکنی باب؟

‫مطمئنی می‌خوای ‫منو مجبور کنی که کنفرانس خبری بذارم

‫و بگم که بارها دیدم

‫اون دختر رو آزار جنسی می‌دادی؟

‫از دفتر من گمشو بیرون

‫روز خوبی داشته باشی باب

‫آمار رسمی‌ای از احتمالات شورای شهر نیست

‫پس کای ازم خواست ‫که خودم یک آمار از شهر در بیارم

‫فکر کنم واضح باشه ‫که آگاهی مردم از انتخابات خیلی پایینه

‫اکثر مردم اطلاعاتی از انتخابات

‫یا کاندیدها

‫یا حتی خودِ شورای شهر ندارن

‫چرا اصلاً می‌خوایم این انتخابات مسخره رو ببریم؟

‫کای تو شورا باشه برای کی مهمه؟

‫چون اعتبار

‫باعث رسیدن به قدرت می‌شه

‫چون مردم دیگه از حرفه‌ای‌ها پیروی نمی‌کنن

‫از عناوین پیروی می‌کنن

‫و وقتی خودمون رو جمع کنیم

‫و به اندازه کافی رعب و وحشت

‫تو مردم بندازیم، برا نجات پیدا کردن

‫رو به رهبرشون میارن ‫و چون انتخابات شورای شهر

‫تنها انتخاباتیه که الان فعاله...

‫اون رهبر باید

‫عضو شورای شهر باشه

‫مردم به اندازه کافی نترسیدن

‫فکر می‌کنی یک قاتل سریالی ‫که همه جا نقاشی صورت می‌کشه

‫باعث می‌شه مردم بشاشن تو خودشون؟

‫نه، این چیزها برای مردم عادیه

‫باید قتل‌ها رو ترسناک‌تر جلوه بدیم

‫یکم چیزهای شیطانی واردش کنید

‫مثل همون فیلمی که ‫یک بار تو شبکه‌ی اچ‌بی‌او دیدم

‫حتی اگه خود شیطون هم

‫از جهنم بیاد و مردم رو بکشه، تا وقتی

‫که مردم خودش رو نبینن، فایده‌ای نداره

‫دنیا با گفتن متوجه نمیشه ‫باید نشونشون داد

‫مردم نمی‌ترسن

‫چون اون دلقک‌های لعنتی رو ندیدن

‫ما داریم ادای فیلم "کلاک وورک اورنج" رو درمیاریم

‫و انگار داریم برای خودمون نمایش بازی می‌کنیم

‫تقصیر تو بود که رئیست

‫فیلم سرینا رو پخش نکرد

‫اون کار عالی شده بود مرد

‫هرگز اونو پخش نمی‌کنه

‫و تازگی نظرش به اینه

‫من دیگه به عنوان یک خبرنگار

‫بی طرف نیستم

‫خب...

‫پس فکر کنم باید باب رو بکشیم

‫به بدترین شکل

‫و شیطانی‌ترین شکل ممکن

‫و تو ازش فیلم می‌گیری

‫دیر کردی

‫ببخشید

‫چیزی رو از دست دادم؟

ترجمه از کیارش :.: Ki@Rash :.:

‫من بیدار شدم و دیدم

‫که خودم رو از شدت خارش زخم کردم

‫سوسک‌های سیاه

‫- قبلاً اتفاق نیوفتاده بود. ‫- نه

‫من همیشه از سوراخ...

‫می‌ترسیدم

‫ولی اینبار...

‫اون سوراخ‌های روی پسوتم بودن و...

‫برای من تعجب آور نیست

‫ترایپوفوبیای تو تنها از یک نفرت شدید نشئت نگرفته

‫بلکه شدیداً تو ناخودآگاهت ریشه کرده

‫تو از افتادن تو تاریکی

‫زندگیت می‌ترسی

‫به اصطلاح، اون سوراخ‌ها

‫نتیجه‌ی اتفاق‌های اطرافت هستند

‫الی تو خیلی مشکل داشتی

‫اوه خدایا

‫وقتی آیوی آز رو برد...

‫من فکر کردم سخت می‌گذره

‫ولی غیر قابل تحمل بود

‫من فهمیدم که یک نیاز طبیعی دارم

‫که پسرم رو ببینم

‫هر روز

‫و وقتی نتونستم ببینمش...

‫یک خلا دیگه ایجاد شد که نمی‌تونستم پرش کنم

‫و قلب من شکسته

‫و عصبانی هستم

‫نه فقط از اون بلکه از دست خودم

‫برای اینکه اجازه دادم این اتفاق بیوفته

‫اینکه...

‫اجازه دادم وسوسه بشم

‫خیلی خوشحالم که اینو می‌شنوم

‫داری مسئولیت قبول می‌کنی

‫این اولین قدم برای غلبه به ترسه

‫چون فقط خودت می‌تونی خودتو نجات بدی

‫آره خب، قطعاً اون کمکم نمیکنه

‫کاری کرده که مجبور شم تو اون خونه تنها بمونم

‫تنهای تنها

‫خونه‌ای که توسط یک قاتل سریالی علامت گذاری شده

‫بهم گفتند که پلیس

‫ازم محافظت می‌کنه

‫من تو این 3 روز

‫فقط یک ماشین پلیس دیدم که رد شده

‫راهی نیست که بتونی بری هتل بمونی؟

‫آیوی همه‌ی کارت‌های اعتباری رو باطل کرده

‫هر چیزی که دارم تو رستورانه

‫ملکش مال منه ‫که یعنی تا وقتی که اون نفروشم،

‫پولی ندارم

‫منظورم اینه که به اندازه کافی دارم که زندگی کنم

‫به زور

‫انگار همه چیز رو آماده کرده بود

‫همه چیز رو خیلی سریع...

‫تموم کرد

‫قبلاً جایی حس نکردی که رابطه‌ات با آیوی

‫می‌تونه شکننده باشه؟

‫سلام

‫- من خسته‌ام. ‫- می‌دونم

‫می‌دونم سخت کار کردی

‫آره ما...

‫- امشب 3 تا کنسلی داشتیم. ‫- اهم

‫تو یک شب آروم، این خیلی سوده

‫می‌دونستی؟ 3 تا میز

‫داریم از نظر مالی می‌ریم تو چاله

‫من برات یک سورپرایز دارم

‫هر چی هست

‫- از پس هزینه‌اش برنمیایم. ‫- بازش کن

‫یالا

‫خدایا الی

‫چه فکر می‌کردی؟

‫من فکر کردم که یکم تفریح کنیم

‫مثل زوج‌های شاد و عاشق

‫فکر کردم شاید برات مهم باشه

‫فکر کردم به خاطر انتخاباته

‫ولی الان نمی‌دونم

‫تمام تیکه‌های زندگیم از هم جدا شدن

‫می‌تونم یک پیشنهاد کنم؟

‫تو فقط می‌تونی

‫روی چیزهایی کار کنی که تحت کنترلت هستند

‫آیوی مورد بحث ما نیست

‫امروز ما چه کاری برای تو می‌تونیم بکنیم؟

‫آیوی قاضی رو قانع کرد

‫که من فقط آز رو در ملاقات‌های نظارت شده ببینم

‫و من خیلی مضطرب بودم

‫حتی نمی‌دونستم عادی باشم

‫می‌دونی چیه، داشت یادم می‌رفت

‫از خونه برات یه چیزی آوردم

‫دیگه لازم نیست شاهکارهات رو

‫روی دستمال‌های هتل بکشی

‫ممنون

‫تو این روزها چیز خاصی هست که بخوای بکشی؟

‫نمی‌دونم

‫اوه، من می‌دونم

‫قبلاً دزد دریایی دوست داشتی

‫شاید بتونی یکی برام بکشی

‫یادمه وقتی بچه بودی و...

‫مجبورم می‌کردی که اون چشم بند رو بذارم

‫یادته؟

‫و من دور خونه دنبالت می‌کردم و...

More Farsi Persian subtitles for American Horror Story

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left