Raised by Wolves

Raised by Wolves

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

2 فصل

د خپرونې معلومات

Raised by Wolves S02E08 Happiness 720p HMAX WEBRip DD5 1 x264-NTb
Raised by Wolves S02E08 Happiness 1080p HMAX WEBRip DD5 1 x264-NTb
Raised by Wolves S02E08 Happiness 720p WEB H264-CAKES
Raised by Wolves S02E08 WEB x264-PHOENiX
Raised by Wolves S02E08 WEBRip x264-ION10
Raised by Wolves S02E08 XviD-AFG
Raised by Wolves S02E08 WEB XviD-RMX
Raised by Wolves S02E08 WEB x264-TORRENTGALAXY
Raised by Wolves S02E08 Happiness 720p WEBRip HEVC x265-RMTeam
Raised by Wolves S02E08 Happiness 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
د لخوا تبصره Ali99
🔴 Cardinal پـایـان فـصـل دوم ⸾ علی اکبر دوست دار و آریـن ⣿ 30Nama 🔴

تګونه

XviD
په خپور شو: 2022-03-17
ډاونلوډونه: 67
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫خداحافظ

‫تا حالا برش داشتی؟

‫نه

‫برنامه‌ت چیه؟

‫من یه هادی‌ام

‫اولویت من تضمین زندگی ابدی انسان‌هاست

‫همه‌شون همین رو میگن

‫به این معتقد اعتماد داری؟

‫ماهیت بهش خیانت کرد

‫از ماهیت متنفره. ‫هدف‌هامون مشترکن.

‫حوادث دلخراشی به مغزت صدمه زده

‫در برابر سیگنالِ ماهیت آسیب‌پذیری

‫قبلاً آلوده شدم

‫ماهیت همیشه برمی‌گرده ‫سراغ اونهایی که آسیب‌پذیرن

‫بعد از بلایی که سر سو آورد،

‫دیگه عمراً بهش گوش نمی‌کنم

‫برخلاف تصورت، اون‌قدرها هم قوی نیستی

‫این برای همه‌مون صادقـه، ربات

‫اون اینجا چیکار می‌کنه؟

‫برای کمک اومده، پدر

‫بعید می‌دونم

‫ما بچه‌ی تمپست رو برگردوندیم

آفرین

‫دوست کمپیون، همون رباتـه، ‫ما رو برد پیشش

‫ولی کمپیون هنوز اون بیرونـه؛

‫شماره‌ی هفت هم به‌نحوی ‫تبدیل به سلاح شده…

‫می‌دونم؛ همین‌که پیوند تموم شد، ‫میرم سروقتش

‫کدوم پیوند؟

‫فقط موقتـه

‫شماره‌ی هفت رو که بکُشم، ‫پرده رو به مادربزرگ پس میدم

‫و احساساتم برمی‌گرده

‫ما که هنوز در جریان کاملِ ‫کاربردهای پرده نیستیم

‫اگه کنترلت رو از دست بدی چی؟

‫مادربزرگ بهم اطمینان داد که ‫دستورات مأموریتم تغییر نمی‌کنه

‫همچنان تو رو شریک خودم می‌دونم؛

‫از مستعمره محافظت می‌کنم؛ و در عین حال

‫اولویت خاصی رو ‫برای ۶ تا بچه‌مون قائل میشم

‫ولی وابستگیـم به شماره‌ی هفت از بین میره

‫مراقب باش

‫نوزاد. ۳.۲۶ کیلوگرم

‫جهش‌های ژنتیکی شناسایی شد

‫حتماً شیر اون جونور یه تغییراتی ‫توی سیستم بدنش به‌وجود آورده

‫نیاز به اجازه‌ی والدین ‫جهت بیهوشی نوزاد

‫و آغاز جراحی ترمیمی

‫اجازه داده شد

‫ممنون، والد

‫لطفاً عقب بایستید

‫در حال انجام جراحی ترمیمی

‫چیزی نیست. آروم باش

‫چیزی نیست

‫آغاز جداسازی فیلتر احساسات

‫بازکردن فیلتر احساسات

‫چه حسی داره؟

‫وضعیتت پایداره؟

‫یه مقدار… اذیت می‌کنه

‫ولی…

‫قابل‌تحملـه

‫آماده‌ای؟

‫شروع کن

‫پیوند پردازنده با موفقیت صورت گرفت

‫مادر،

‫حالت خوبه؟ چه حسی داری؟

‫خوبه

‫به‌لحاظ عصبی خنثی‌ام

‫برنامه‌ت… سر جاشـه؟ ‫هنوز من رو شریک خودت می‌دونی؟

‫و بچه‌ها اولویتت هستن؟

‫آره، تو شریکمی؛ بچه‌هام هم اولویتمـن

‫این چی، مادر؟

‫این دشمنمـه

‫آماده‌ام

‫چرا پرده‌ی مادربزرگ جلوی صورتتـه؟

‫جلوی احساساتم رو می‌گیره

‫حیف

‫حتماً خیلی باهوش بوده

‫می‌دونم بچه‌ت بوده

‫تو بهم دروغ گفتی

‫نمی‌خواستم از شکستم خبردار بشی

‫اون وریل رو کشت

‫اسم رباتـه اینه؟

‫ربات‌ها نمی‌میرن، کمپیون

‫ما از کار میفتیم

‫اون زنده بود!

‫می‌خواست عضو خانواده‌مون بشه

‫من عاشقش بودم

‫متوجه نمیشم. چرا باید ‫عاشق یه ربات بشی؟

‫مادر

‫- کمپیون… ‫- داره پرتو‌زدایی میشه

‫اون مدت زیادی در معرض ‫تشعشعاتِ بقایای یه اندروید بوده

‫به‌خاطر مصونیتش، ‫اتفاقی براش نمیفته

‫شماره‌ی هفت چطور؟

‫مُرده

‫آماده‌ای پرده‌ت رو جدا کنی؟

‫بهتره صبر کنیم تا اوضاع آروم‌تر بشه

‫من مشکل رو بررسی کردم؛

‫ضربه‌ی روحی‌ای که به احتمال زیاد ‫به من وارد میشه،

‫ممکنه مشکلات بزرگی برای مستعمره ‫و خانواده‌مون درست کنه

‫احتمالاً انتظار برای این ماتم ‫بیشتر از خودش اذیتت کنه

‫بهت کمک می‌کنم

‫با هم از سر می‌گذرونیمش

‫ممنون بابت توصیه‌ت، پدر

‫امیدوارم این احساساتت رو تحریک نکنه؛

‫ولی فعلاً توی ترنچولا می‌مونم

‫چی؟ نمیای خونه؟

‫ببین مادربزرگ می‌خواد باهات بیاد

‫وقتی من نیستم می‌تونی با کمک اون ‫از بچه‌ها مراقبت کنی

‫نمی‌خواد. خودم راحت از پسش برمیام؛

‫و راستش، مادربزرگ موجب حواس‌پرتی…

‫بچه‌ها باید دائماً تحت‌نظر باشن، پدر

‫اگه مواظب نباشیم، ‫آخر و عاقبت‌شون مثل سو میشه

‫ترسم از اینه که چیزهای ترسناک دیگه‌ای هم ‫مثل اون جعبه زیر خاک باشن

‫اوضاع فقط بدتر میشه

‫این رو ببین؛ حواست باشه که ‫بچه‌ها هم ببیننش

‫باید بدونن با چی طرفیم

‫فعال‌سازی ترنچولا

‫می‌خوام سیستم خواب مصنوعی رو درست کنم

‫بدون پرده‌ت در چه حالی؟

‫طاقت‌فرساست

‫احساسات انرژی زیادی مصرف می‌کنن

‫اگه اشکالی نداره،

‫میشه بپرسم چه احساساتی داری؟

‫اضطراب‌های برنامه‌محور

‫من یه هادی‌ام. اولویت من ‫تضمین زندگی ابدی انسان‌هاست

‫پس برام سختـه که ببینم ‫ماهیت اونها رو به خطر انداخته

‫به‌شدت نگران آینده‌شونم

‫مطمئنم مشتاقی پرده‌ت رو پس بگیری

‫ولی مادر خواسته تا وقتی که ‫اوضاع یه مقدار آروم بشه،

‫پرده‌ت روی صورتش بمونه

‫جداً؟

‫تا اون موقع، من هم کمکت می‌کنم ‫احساساتت رو مدیریت کنی

‫بسیارخب

‫مادر پرسیده که علاقه‌ای داری در نبودش ‫توی مراقبت از بچه‌ها…

به من کمک کنی یا نه

‫تا حالا بدون پرده‌م ‫برخوردی با انسان‌ها نداشتم

‫خب…

‫پس یه ماجراجویی تمام‌عیار در انتظارتـه

‫سلام کن

‫اسمش چیه؟

‫هنوز معلوم نیست

‫می‌تونی اسمش رو انتخاب کنی

‫سلام

‫- کمپیون! ‫- سلام!

‫می‌دونستیم زنده می‌مونی، کمپ

‫به‌خاطر وریل متأسفم

‫بچه‌ها…

‫این مادربزرگـه

‫حالا که مادر مشغول مسائل دیگه‌ست، ‫اون بهمون کمک می‌کنه

‫پرده‌ت کجاست؟

‫روی صورت لامیا

‫موقتیـه

‫تا اوضاع آروم بشه. ‫ما در خطریم.

‫یعنی چی؟ ماره که مُرده

‫اون مار فقط یکی از نشانه‌های ‫یه بیماری خطرناک‌تره

‫عذر می‌خوام که این رو ‫بهتون نشون میدم…

‫ولی لازمـه بدونید چی سر سو اومده

‫از قرار معلوم یه سری از عتیقه‌ها ‫توی این منطقه هنوز کار می‌کنن

‫به هیچ عنوان نباید ‫کاری باهاشون داشته باشیم

‫ویتا، لطفاً برو بیرون

‫چرا؟

‫اون هم باید ببینه

‫نه

‫ممکنه تأثیر روحی بدی روش بذاره

اون هم ممکنه مثل هالی بشه

‫لطفاً، ویتا

‫هی. مشکلی نیست. برو

‫وظیفه: سرایداری

‫کی بهت حمله کرد؟

‫نمی‌دونم؛ قیافه‌ش رو ندیدم

‫می‌خواستی منو ببینی؟

‫کلاه مجازاتگر دزدیده شده

‫یه شیءِ مهرپرستیـه؛ ‫قدمتش در حد کتب مقدسـه

‫ممکنه ماجرا به ماهیت مربوط باشه

‫ممکنه ماهیت یکی رو وادار ‫به دزدیدنش کرده باشه

‫فکر می‌کنی کار منـه

‫اوضاعت مساعد به نظر نمیاد

‫کی می‌خوای اونو برداری؟

‫سلام

‫سلام

‫یه نگاهی به تحقیقات مامان انداختم

‫از قرار معلوم سیگنال نمی‌تونه ‫وارد میدان الکترومغناطیسی بشه

‫به نظرم ماهیت با اون درخت ‫می‌خواسته میدان رو دور بزنه،

‫تا بتونه ماره رو تبدیل به سلاح کنه

‫مثل اتصال ثابت، ‫اگه بهش فکر کنی

‫پس منشأ سیگنال زیرِ زمینـه

‫ممکنه

‫کاش می‌تونستیم یه جوری ‫بریم توی یکی از گودال‌ها

‫چه خبره؟

‫آتیش‌بازیـه

‫آتیش‌بازی؟

‫انسان‌ها وقتی خوشحالن ‫یه چیزهایی رو می‌فرستن رو هوا

‫احتمالاً دارن مرگ مار رو جشن می‌گیرن

‫آره!

‫خیلی خفن بود

‫پاول!

‫به‌خاطر سو متأسفم. وحشتناکـه

‫مارکوس کجاست؟

‫مشغول یه سری کارهاست

‫چند روز دیگه میاد دنبال من

‫می‌خوای بریم بشینیم؟

‫سلام. چطوری؟

‫از بیک راضی هستی؟

More Farsi Persian subtitles for Raised by Wolves

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left