لومړۍ 200 کرښې.
نمیدونم یعنی امشب یه شکار خوشمزه بهم میده ؟
دیروز 12 تا قربانی داشتیم !
حتی احساس امنیت واسه خوابیدن تو خونه خودمم ندارم.
یه کاری بکنین ، میفهمین !
میخواین بذارین ما بمیریم !؟
شایدم کاری ازشون برنمیاد .
خب ، یه دوست قدرتمند برای کمک احضار کردیم.
مادورس ، امیدوارم اینم مثل سری آخری نباشه!
آه خب ...
سرورم ، ریوتو هنگه ساما از دروازه ورودی وارد میشوند !
وای ، عجب زمان باشکوهی !
مردم ، آروم باشین
چهرش شاید ناز به نظر بیاد ، اما این مرد رو استخدام کردیم تا شیاطین رو از بین ببره .
چی؟
اجنه ؟
اون زندگی همه رو میمکه !
مرد های روستای ما یکی پس از دیگری از بین میرن .
خیلی خوش اقبال هستیم که تو اومدی !
اما من که جنگیر نیستم .
فقط اینجا اومدم تا پیام فرماندم رو بگم .
در این صورت ، فرمانده تو من هستم .
و ازت میخوام که شیاطین رو از بین ببری .
شنیدم که با کمترین نمره از آکادمی شوالیه های سلطنتی فارغ التحصیل شدی
واسه یه شوالیه بودن کاملا بی ارزشی
تمامی هم کلاسی هات عضو ارتش شدن و کارشون خوبه .
اما تو ، فقط به عنوان یه نامه بر انتخاب شدی.
زندگیت دیگه رو به پایان ـه.
باید ازم ممنون باشی که فرصتی بهت میدم تا به عنوان جنگیر مبارزه کنی .
چیزی میخوای بگی ؟
اگه جن رو از بین ببرم ، پاداشی میگیرم ؟
چی ؟ فک میکنی از پسش برمیای؟
اگه غیرممکنه پس چرا ازم میخوای ؟
تو یه خفت برای آکادمی شوالیه ها هستی !
باید شرم کنی !
دستت رو ازم بکش .
دلم نمیخواد با مردی که آخر همه شده حرف بزنم .
چقدر رقت انگیز !
حتی اگه منم روزی به طور اتفاقی پادشاه بشم تو تا آخر عمرت پیام رسان میمونی.
امیدوارم خدمات خوبی برسونی.
با گیاه سیر و صلیب جواب نمیده .
فایده نداره.
اون یارو از اُتو ـه ؟
سلام ، دیر کردی.
آم ... تو کی هستی ؟
من شامیشل شاهار هستم .
زیادی طولانیه ، واسه همین میتونی شامیشل صدام کنی .
نکنه تو جنده ای ؟
شاید باشم ...
از چهرت خیلی چیزا معلومه
چی مثلا؟
آب منی .
تو دختری از بوئان هستی ؟
خوشگلی ها .
واقعا ؟
اولین باره یه آدم بهم میگه خوشگل !
آدم ؟
وایسا ببینم ، تو شیطانی ؟
در واقع جن هستم .
پس اون دوازده کشته توی روستا ...
اما من که دلم نمیخواست بمیرن.
یکم زیادی آب منیشون رو خوردم بعدش مردن .
تو یه هیولایی !
شمشیرت رو از غلاف بیرون کشیدی من اون یکی رو ترجیح میدم .
چیکار داری باهام میکنی ؟
هرکاری که یه جن میکنه ، نادون
لاپستونی ...
خیلی حال میده .
و اگه تو هم مثل دوازده تا دیگه مردی
پس من شرمندت میشم !
وای ، چقد شق شدی .
ولم کن
ولت کنم ؟
هی ، واقعا ؟
واقعا ؟ واقعا ؟
من عاشق لاپستونی کردنم .
چون مرد ها دوست دارن کیرشون لای سینه ها ماساژ بدی .
بس کن .
واقعا فک کردی به حرف آدما گوش میدم !؟
فک کنم دیگه وقتشه
میخوام سفت بمالونمش
انقدر حال میده که شاید بمیرم
پس بمیر ! بمیر !
لای سینه های من بمیر !
آه نه ... داره میــا ...
وای چقدر ریخت بیرون !
خوش مزه س !
آه ؟
اوه ؟ نمردی !
نمیدونم یعنی بیشتر میتونم ازش بیرون بکشم
بس کن !
خیلی حساسم ...
آره خودم میدونم
بریز بیرون ، بریز بیرون !
دوباره ... دارم ارضا میشم .
وای ! اینقدر بیشتر از دفعه قبل بود !
بیشتر میخوام .
لطفا بس کن دیگه .
نه ، دلم میخواد بیشتر انجام بدم
وای !
جدن ، خیلی منی داره میریزه بیرون !
تا حالا همچین آدمی ندیده بودم .
شاید بهت یه سرویس ویژه هم بدم
چون خیلی ارضا شدی ، همشون میخورم
انجام اینکار با سینه ها و دهنم واست مثل بهشت میمونه ، مگه نه ؟
مثل جهنم ـه ...
میدونم که دلت میخواد سریعتر شه
اینطوری
وقتی داری با یه جن سکس میکنی دست نگهداشتن بی فایده س .
یالا !
دیگه ارضا شدی ؟
هرکاری بگی میکنم ... پس لطفا بس کن !
هرچیزی ؟
پس یه خواهشی دارم !
چی؟
تا میتونی ارضا شو و بمیر ، باشه ؟
این بار همه آبتو میخورم و تو میری تو بهشت !
این ساک آخری هدیه منه ، حتما زمانی که داری میمیری همه آبتو بیار
بدرود .
با عرض پوزش
میدونم دستور مخفیانه شما این بود که بیاد و آزادت کنه .
مرد های زیادی هست که منتظرن جاشو بگیرن.
مهمتر از اون ، فردا میادش؟
بله ! همینطوره.
پس بلاخره میتونم به خونم به اُتو برگردم.
به هیچ وجه باقی عمرم رو توی بوان نمیگذرونم.
کلی منی پاشید بیرون
خیلی خوب بود .
واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم .
باورم نمیشه
هنوز نمرده ؟
با لاپستونی زدنم الان باید رفته بود اون دنیا !
اما این یارو ... واقعا یه انسان ـه ؟
به نظرت من شبیه آدمای مطیع به نظر میام ؟
تصمیمم گرفتم
به اندازه خیلی زیادی منی داری
پس به عنوان یه سرویس ویژه با کوسم آبتو میارم
وقتی که بذارمش تو درجا میمیری
اما باید بدونی که چقدر خوشانسی
قراره تو کوسم آب بشی ، فهمیدی؟
کوس شیطانی من بهترین ـه !
دیگه آبت اومده ، نه ؟
اولین بارته ؟
حس خوبی میده
اگه آبت زیاد بیاد ، شاید بذارم به سینه هام هم دست بزنی
عاشق ممه ای ، نه ؟
یالا یالا
میخوای بهشون دست بزنی؟
میتونی بهشون دست بزنی !؟
غیرممکنه ... چی شده ؟
سینه هام حس خوبی میدن !
چرا ؟
چرا سینه هام همچین حس خوبی میدن !؟
دارم آبم میشم ...
سینه هاش حرف ندارن
پاهام ... خودشون دارن تکون میخورن .
سینه هام گرفتی ... حس خیلی خوبی میده !
نه اینقدر پاهات تکون نده ... داره آبم میاد !
اما من شیطانم ، اما کیر یه انسان داره آبم میاره !
داره میاد ...
یه شیطان نباید از یه انسان ارضا شه !
حس خوبی میده
دارم میمیرم!
کمکم کنین !
شیطان ... نباید ارضا شه ...
داره آبم میاد !
داره میاد ...
وای !
خیلی زیاده ... زیادی داره میریزه
کوسش ... داره میخوره منو
بیشتر میخوام
دیگه نمیتونم
دارم میمیرم
اسمت چیه ؟
ریوتو
ریوتو ...
یادم میمونه ...
به بهشت خوش اومدی
ارتش یاغی ها چیکار میکنن ؟
تغییری نکردن
هنوز اصرار داریم آدمای اصیل جاهایی که هستن برگردن و به سرزمینشون بیان
اما درمورد گلادیس مطمئن نیستیم.
بعد از دو سال طغیان ، اُتو هنوز بهش حمله نشده .
شاید داشتن آدمای اصیل یه پادشاهی رو قوی نکنه .
همش به خاطر اینه که آکادمی شوالیه ها ، شوالیه های خیلی خوبی رو برای محافظت از ما پرورش داده که ما قوی شدیم .
باید جلو آدمای یاغی رو بگیریم تا از شوالیه هامون محافظت کنیم !
بوبون چی ؟
اون در نزدیکی پادشاهی رینگوبلت ـه
سرورم گویا با رفتنش موافقت کرده .
اون کسیه که ارزش پادشاهی با بدنی شاهانه رو داره .
نه یه بچه گوسفند چرون .
بله اما
داری میگی یعنی پادشاهی باید اینطوری پیش بره ؟
تا زمانی که من زندم ، نمیذارم بوبون از من پیشی بگیره .
صبح بخیر.
جن توی بهشت هم هست ؟
تو که نمردی
هنوز بوان هستی
چی ؟
منم تصمیم گرفتم اینجا بمونم .
عاشق کیرت شدم ، ریوتو .
No comments yet. Be the first to leave one.