لومړۍ 200 کرښې.
!سه هون
وای موهای تنم سیخ شد
...شنیدم اگه خواب عروسی ببینی
معنیش اینه که قراره بمیری
...پس در اصل اون خوابی که دیدی
یه جور خواب واقعی بوده
....فکر کنم زنده موندی چون جی هو
تو خواب از مراسم کشیدت بیرون
فکر کنم واقعا شما دوتا قسمت هم باشین
شما دوتا واقعا من مات و مبهوت کردین
اتفاقی تو گالری همدیگرو دیدین
بعدش لاستیک ماشینت پنچر شده
و به لطف جی هون بهت پیشنهاد داده برسونت
اگه اتفاقی گوشیت تو ماشین جی هون جا نمونده بود
اون نمیومد به محل اعتراضات
هر جوری فکر میکنم می بینم این معجره بوده
عشق خودش یک معجزهاست
سه هون
صورت کسی رو که زدت یادت نمیاد
از پشت زد تو سرم که بلافاصله بیهوش شدم
...نساجی پشم سورین خودش زده به اون راه
و هیچ مدرکی نیست که ثابت کنیم اون پشت این ماجرا بوده
و متاسفانه
اونها بدون اینکه مدرکی به جا بذارن تهدید کردن
میدونم که اون شاهد ضربه خوردنت نبوده
...اما جی یون بود که
تو رو بیهوش پیدا کرده
پای جی یون به این مسئله نکش
پس یعنی نمیتونه شکایت کنه؟
با یک سلاح سرد بهش حمله شده
و نزدیک بوده بمیره ، این اقدام به قتل محسوب میشه
از اون خبرنگاره هم باید شکایت بشه
کسی که به نساجی سورین کمک کرده تا حقیقت برملا نشه
خب معلومه که اون عوضی اعتراف نمی کنه
...ما باید درنبال مدرک باشیم
برا اینکه اثبات کنیم تو چه کار وحشتناکی دست داشته
بعدا در موردش حرف میزنیم
چقدر تلفن جی یون طول کشید
پدر و مادرش عصبانی میشن
آمادگی برخورد باهاشون داری؟
هی ، تازه از مرگ برگشته
حتما باید اینجوری ازش بازجویی کنی؟
برا اینکه نگرانشم خب
نمی خوام از حالا نگران باشم
میدونم باید به خیلی چیزا غلبه کنم
اما هرگز نمی ذارم دیگه سو یون گریه بیفته
میشه اینقدر داد نزنی؟
منم بزرگ شدم
چرا چون نیومدم خونه اینقدر شلوغش کردی؟
با چه جراتی اینجوری حرف میزنی دختره پررو
بدون اینکه زنگ بزنی خبر بدی نیومدی خونه
کدوم پدر و مادری اینقدر بی غیرت می شن
اگه آدمی خودتو بذار جای من
همینکه من شوکه کردی با اون یارو که باهاش قرار میذاشتی
باعث شدی یک ماه آشفته باشم کافی نبود؟
منم که یک کلمه بهت حرفی نزدم
اما اجازه نمیدم اینجوری بیرون بمونی
میخوای کاری کنی از نگرانی بمیرم؟
مامان حوصله دعوا باهات ندارم
نمیشه تو رو خدا یه ذره من ول کنی؟
من که ولت کرده بودم
بخاطر همین این یه ماه ولت کرده بودم
الان کجایی؟ کجا موندی؟
نمی خوام بهت بگم
میخوای با پرروگی جواب من بدی؟
اگه بابات بفهمه دیشب نیومدی خونه از خونه پرتت میکنه بیرون
وقتش که برسه میام خونه
اینقدر من اذیت نکن
میخوام گوشی رو قطع کنم
وای وای ایول
حرفهاشو زد و بعد قطع کرد؟
انگار این دختره بالا خونه شو اجاره داده
همیشه به اون راحت میگیری
بخاطر همین بهت احترام نمی ذاره
اگه اومدی اذیتم کنی ..پاشو برو بیرون
...همیشه مردم از کسایی رودست میخورن
که بهشون اعتماد دارن
....نکنه
اون پسره رو دیگه نمی بینه مگه نه؟
کی میدنه؟
جی یون این روزها دیگه کاری نیست که نکرده باشه
چی شد...چرا هیچی نمیگی؟
یونگ یون - هان؟ -
تو هم فکر میکنی دوباره داره با اون یارو قرار میذاره؟
اصلا منظورم این نبود
اما از کجا معلوم
...مگه با فرستادن اون فیلم
مارو گول نزد
کارهای بدتر از اونم میتونه بکنه
باورم نمیشه
جورابهای گلفم کجاست؟
مگه خودت دست نداری؟
خودت بگرد پیدا کن
اول صبحی آخر هفته داری کجا میری؟
از کی شروع کردی بپرسی کجا میرم؟
چرا قبل از رفتنم به گلف داری دعوا راه میندازی؟
تنها کاری که برا تو مهمه گلف و کاره
اصلا واسه چی با من زندگی میکنی؟ - از هم جدا شیم؟ -
یه ذره زبون خوش نداری
دلت برا من نمی سوزه؟
چرا شروع کردی به غر زدن؟
خدارو شکر نه بهت خیانت میکنم نه قمار
حتی شرکتمون اینقدر تو سعه دادم
دارم میگم واقعا شوهر خوبی داری
چطوری میتونی اینقدر با من سرد باشی؟
...ما چشم تو چشم نمی شیم
چه برسه همو ببوسیم
خجالت بکش
واسه اینکارها دیگه خیلی پیریم
چرا امروز جی یون ندیدم؟
فکر کنم هنوز خوابه
آخر هفته است بذار بخوابه
ای بابا
ازدواج با من بهترین اتفاق زندگیش بود اینم نفهمیده
میدونم تا حالا فرصتی پیش نیومده خودمون به هم معرفی کنیم
من پدر سه هونم
منم جی یون هستم ، لی جی یون
اشکالی نداره باهات خودمونی صحبت کنم؟
البته
بریم یک فنجون قهوه بخوریم
....تنها کاری که برای سه هون کردم
این بود که باعث به دنیا اومدنش شدم
الانم بخاطر من آسیب دیده
اون بخاطر شما صدمه ندیده
تقصیر اونی بوده که بهش ضربه زده
گفتی اسمت جی یون بود؟
بله
راستش
...اولین بار که دیدمت
با تبپوش حمام داشتی از کارگاهش میومدی بیرون
...سه هون اون روز قلبش گریه میکرد
بعد از اینکه گذاشت اونجوری بری
من هیچ وقت پدر خوبی براش نبودم
...بنابر این حق دخالت ندارم
اما نمی تونم جلوی نگرانیمو بگیرم
چون شنیدم پدر و مادر سه هون قبول نکردن
.متاسفم
می تونم ازت یه خواهشی کنم؟
بچه ها هرگز نباید پدر و مادرشون ناراحت کنن
باید راضی شون کنی
در حالی که سعی کنی درکشون کنی چرا مخافت می کنند
و ازشون عصبانی نشی
چشم
بریم تو
پدر گرسنه تون نیست؟
من بعد از عصبانیت یهویی گرسنه شدم
اوه ، سولونگتانگ دوست داری؟
یه جا روبروی بیمارستان دیدم
من و سه هون اولین قرارمون سولونگتانگ خوردیم
عجب پدر سوخته ایه؟
آخه این چه غذاییه اونم اولین قرارتون
باید یه جای بهتر می بردت
من خیلی شکایت ازش دارم پدر
بگو ببینم چیکارت کرده ...قول میدم حسابی دعواش کنم
خیلی خوبه شما طرف منی
پدر شما برید تو
من برم یه کم سلونگتانگ بخرم بیام
باشه
مثل یک گل زیباست
تو که هنوز مطمئن نیستی باهاش قرار میذاره
فقط ممکنه آخرش باعث سرزنش خودت بشی
حداقل باید چک کنم تا عصبانیتم بخوابه
واقعا که
کارگاه تعطیله
دیدی ...الکی اومدیم اینجا
مردم واسه چی جمعه مغازه باز کنن
مطمئنم با همن
واسه چی هر دوشون گوشیاشون خالیه؟
حالا بگیم هر دو با همن
جفت شون عاقل و بالغن کاری نمیتونی بکنی
چرا از خودت و شوهرت نمیگی؟
بهتره بهش هیچی نگی
اگه بفهمه اون دوتا دوباره با همن
نمیدونی یهویی ممکنه اسمش از شناسنامه اش پاک کنه؟
یک بار که به یکی پشت کنه دیگه بهش فرصت دومی نمیده
خوب اینو میدونم
...برا همین بعد از دوعوا با خواهر و برادرش
باهاشون برا همیشه قطع رابطه کرد
شماره تلفن بابای این یارور نمیدونی
مگه تو در موردشون تحقیق نکردی
شمارشو از کجا بدونم
دنبالم بیا ، شما هم همینطور منشی کیم
کجا میری ، کارگاش تعطیله
گشنمه
بیا اول بریم یه چیزی بخوریم
چیکار میکنی ...پنجره رو بشکن
چشم خانوم
فوری اونو بذار زمین
دیوونه شدی؟
میخوای صفحه اول روزنامه های فردا باشی؟
ممکنه بخاطر خسارت به اموال دستگیر بشی
پول شیشه اش که شکسته رو میدم
مطمئنم ازم شکایت نمی کنه
اگه این بشکنم زنگ هشدار خاموش میشه
بعدش شرکت امنیتی بهش زنگ میزنه
چون تلفن اون خاموشه زنگ میزنن به پدرش
بس کن دیگه سرم گیج رفت از دستت
فکر کردن من به این راحتی گول میخورم
هر طوری شده امروز باید تمومش کنم
بدش به خودم - شماها کی هستین؟ -
No comments yet. Be the first to leave one.