لومړۍ 155 کرښې.
= قسمت 13=-
میخوای با من چیکار کنی؟
منو برای چی میخوای؟
هر کاری که بخوای برات میکنم
همونطوری که میخوای ازم استفاده کن
.متاسفم
میخوام احساساتم رو روی تو خالی کنم
تاریخچه یک عشق
عشق وارد زندگی ما میشه و مارو عاشق میکنه
تو تصادفی به زندگی من وارد شدی
منم گرفتارت میشم مثل یک سرونوت
گرفتارت میشم انگار تقدیره
...بیا وقتی بهار اومد
با هم بریم دیدن شکوفه های گیلاس
میتونیم شکوفا شدن اونهارو ببینیم
بعدم ریختن شونو
...واقعا تو با یکی مثل من
مشکلی نداری؟
اوه جون هیوک مواد زده
دستگیرش کردن
مواد مصرف کرده؟ اونوقت فردا فیلم برداری داره
عوضی دیووونه
فکر کنم باید بزنم لهش کنم بریزمش تو مخلوط کن
با اجازه
من دارم میرم خونه
الان سه شبه دارم کار میکنم چشمم دیگه باز نمیشه
اول اینو بریز تو مخلوط کن
هان سول با جون هو جین و گواگ پو روم تماس بگیر
برنامه هاشونو چک کن
جون هو جین کارت عروسی پخش کرده
داره ازدواج می کنه؟
گواک چی؟ - بررسی میکنم -
شما که کل داستان رو عوض نمی کنی؟
همینو ادامه میدیم
فعلا چهار روز فیلمبرداری رو عقب میندازیم
سریع با تیم استراتژی تماس بگیر
سریع برنامه آب و هوارو چک کنن
من با مشتری صحبت میکنم
با یک لیست جدید از تازه کارها بیا
یک ساعت بهتون وقت میدم
ای بابا فقط یک ساعت ...ایول
چرا هنوز اینو ننداختی تو مخلوط کن؟
بندازش تو مخلوط کن بعدش توش یخ بریز برام بیار
خیلی تشنه ام
فکر کنم خودشه
سلام میزبان
بله حق با توئه
خدارو شکر که حالش خوبه
خیلی دیره
...و از اونجایی که خوابه
بهتره توی بیمارستان بمونه
فردا میام میبرمش
فکر کنم خودشه
فکر کنم 169 ، 170سانتی متر باشه
بلند قده
مو کوتاه؟
داره منو نگاه می کنه؟
نگاه نکن ...نگاه نکن
خب
...خیلی عجیبه
ساعت چنده؟
ایوای
متشکرم
.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.:( شهنــاز (شـــهلاز:.:.
فکر میکنی تصادفی بوده؟
وقتی همچین اتفاقاتی میفته
بهش میگن سرنوشت
شین یونگ هستم مسئول پرواز
از طرف تمامی خدمه
بهتون خوش آمد میگم
یک لیوان شامپاین میل دارین؟
میشه لطفا برام روزنامه بیارین ؟
نیویورک تایمز و استریت ژورنال
چشم خانوم
لطفا برام آسپرین هم بیارین ...می بخشید
سردرد دارین؟
یه کم
بخاطر اینکه نزدیک سئول شدیم
الان براتون میارم
اون تنها دختر گروه ساخت و ساز گوانگ هی ـه
چی؟ - ...میدونی که -
همون دختره که باعث اخراج سون جین شد دختر اینه
این مادرشه
چی؟
وقتی این اتفاقات میفته
بهش میگن سرنوشت
اگه الان بخوابی رویا می بینی
اما اگر در حال تحصیلی داری رویای خودت رو میسازی
اگه نگران نگرانی های منی
پس من هیچ نگرانی ندارم
ایستگاه بعدی سامئول می باشد
ایستگاه بعدی ایستگاه پایانی می باشد
گاراژ شمالی سئول
ای بابا
ای بابا خوبه سن تون از این حرفها گذشته
عشق پیری گر بجنبد سر به رسوایی زند
فکر نمی کنی باید از سن و سالتون خجالت بکشین؟
ای بابا
در
یادم رفت در قفل کنم
چقدر سرده
خوب خوابیدی؟ - آره -
گفتی بدون قرص خواب نمی تونی بخوابی؟
اما تمام راه خوابیده بودی
الان کجاییم؟
مرز سئول
به نظر میاد مرز دنیاییم
به جای مرز سئول
یعنی مرز دنیا
میتونه به این نزدیکی بهمون باشه
با خودم فکر میکردم" باید بیدارش کنم"؟
اما میخواستم بیشتر باهات باشم
در نهایت به لبه دنیا رسیدم
...پس یعنی داری میگی
الان ما توی اتوبوس زندانی شدیم؟
یعنی چی
باید به 911 زنگ بزنیم
داری چیکار میکنی؟
...فکر میکنم
دوستت دارم
...فکر میکنم
خیلی دوستت دارم
...میخوام هر لحطه از هر روز
دوستت داشته باشم
ولی؟
...می ترسم
...سلامت نبودن من
تو رو به لبه جهان برسونه
به هر حال من هر روز لب مرز جهانم
هر روز
میتونیم با هم مدیریتش کنیم
...به هر حال من هر روز
در مرز دنیا روی یک صخره آویزونم
بخاطر همین فکر نمیکنم تو باید نگران این موضوع باشی
من به اندازه کافی زندگی کردم
به اندازه کافی درد کشیدم
...بخاطر همین فکر نمیکنم
سقوط از این سخره بهم آسیب بزنه
...لطفا
منو دوست داشته باش
میخوام منم عاشق باشم
به زودی بیرونش می کنن
اون شکست خورده چون هزینه پرونده شکایت رو داده
الان دیگه هیچی نداره
اول کیفتو بده
یک لحظه
حالا بیا پایین
مراقب باش ...مراقب باش
اول پاتو بیار ...مواظب باش
لنگم
پامو بگیر
محکم نگه داشتم ...مطمئن باش
اصلا بهش اعتماد ندارم
آروم آروم بیا
پشتت
No comments yet. Be the first to leave one.