لومړۍ 197 کرښې.
در آبی، شیر غلیظ
در سبز، شیر رقیق
در قرمز، آب شیطان
میخوای مدام همین کارو کنی؟
کمکم میکنه یاد بگیرم
بیناموسا. تخمکهامو نمیخوان. چرا تخمکهامو نمیخوان؟
- تاریخشون نگذشته؟ - نه، تا بیست سال سالم میمونن
- آها، تخمک خانمها منظورته نه تخم مرغ - این پول رو واسه کلینیک لازم دارم
چطور جرئت میکنن؟ اینا تخمکهای درجه یکن
حالا باید یه چیز دیگه برای بهرهی مالی پیدا کنم
بهرهی مالی چیه؟
وقتی از یه چیزی که خوب بلدی استفاده میکنی، مثلاً یه استعداد یا مهارت...
و مردم رو وادار میکنی بابتش بهت پول بدن
تو مهارتی داری؟
- نه - استعدادی داری؟
- نه - پس هدف وجودت چیه؟
- یا خدا - اشکالی نداره
منم هیچ مهارتی ندارم
حداقل نه به عنوان یه انسان
ترجمه: Thetrueali
Telegram: @Thetrueali
خیلیخب، برداشت دوم
وقت مأموریت بعدیمونه
یعنی میگم قسمت دوم فیلمها هم همیشه بهترن، نه؟
مثلاً ترمیناتور 2
عه...
خب، نقشه چیه؟
نقشه داری دیگه، نه؟
کلی وقت داشتی که به همین موقعیت فکر کنی
گرگور کلی نقشه داشت. لامصب میگفت این کارو کنیم، اون کارو کنیم
نقشه داشت یه معاملهی بزرگ مواد مخدر رو لو بده
از اون جرایم سازماندهیشده
- خب این اطلاعات رو از کجا آورده بود؟ - من بهش گفتم
- بعضی وقتا کمی خلاف هم میکنم - پس چرا داری این کارو انجام میدی؟
نمیدونم. همدیگه رو خنثی میکنن دیگه، نه؟
گندش بزنن. ما باید باندهای مواد رو لو بدیم
به نظر خیلی خفن میاد. واسه جامعه هم خوبه
فقط دنبال سشوارم میگردم
اجازه ندید مزاحم قهرمانبازیتون بشم
خیلیخب. سب، میخوام تو محل رو زیر نظر بگیری. باشه؟
- ورودیها، خروجیها - راستش فکر کنم اینجا توی...
- عه - رندال، با چه اسلحههایی طرفیم؟
- عه... - کجایی، سشوار کوچولو؟
تفنگ، چاقو، پنجهبوکس، دشنه
یه کتککاری ساده نیست، رفقا
پیداش کردم. دیفیوزر کجاست؟
خیلیخب، این لحظهی درخشش ماست. سرنوشتمون نمایان میشه
خیلیخب، شاید همهمون زنده نمونیم
به خصوص سب
باشه؟ ولی اگه بمیریم، برای یه هدف والا...
عزیزم! عزیزم!
ببخشید، میشه توی آشپزخونه این کارو کنی؟
- اونجا اتاق خواب منم هست - خب میدونم
تو هم به اندازهی اونا برای من مهمی
اینطور که رفتار نمیکنی. سری قبل طوری بود که انگار یادت رفته بود من وجود دارم
این دفعه چنین اتفاقی نمیافته. هر دو کار رو میتونم انجام بدم. قسم میخورم
حالا بیا یه شب قرار عاشقانه داشته باشیم، باشه؟ خودمون دوتا
- به نظر قشنگ میاد - شنبهشب خوبه؟
خب، این معاملهی مواد چه روزیه؟
شنبهشب
واقعاً مسخرهست
دلم واسه دورانی که آدم مجبور نبود این همه تشریفات اداری رو رد کنه، تنگ شده
بیارش
حضرت والا. من یه زندگینامهنویس هستم...
و سعی دارم شهرتتون به عنوان یه سیاستمدار رو بهبود بدم...
و شایعاتی که شما وقتتون رو با مهمونی و دختربازی تلف میکردید رو رد کنم
خب البته، اینا همهاش مزخرفه
ممنون حضرت والا
به نظر من که با این کارا زمانمو هدر ندادم
صحیح
- فقط امضاتون رو لازم دارم واسه... - بگو ببینم
در قالب کی دارم صحبت میکنم؟
مهم نیست. وانمود کنید وجود نداره
من شاید مُرده باشم، ولی این دلیل نمیشه که جنتلمن نباشم
بگو ببینم. اسمت چیه، بانوی من؟
کری هستم. از آشناییتون خوشوقتم، عالیجناب (عنوان کاردینال کلیسا)
یه فرد از خاندان سلطنتی رو اینطور خطاب نمیکنن
بگو ببینم کری، فحش موردعلاقهات از دوران خودتون چیه؟
من شخصاً "لاشی" رو دوست دارم
عالیه
به این لاشی بگو تا وقتی فروتنانه ازت عذرخواهی نکرده باشه، سندش رو امضا نمیکنم
در ضمن خواهش میکنم...
چارلز صدام کن
بله؟
خیلی شرمنده که دوباره مزاحمتون شدم. فقط خواستم بررسی کنم...
بررسی مجدد کنم که از تجربهی دیروزتون با ما راضی بودید یا نه
راضی بودم، چه جورم
خوبه
چیزی دیگه نمیخوای بگی؟
و با عصبانیت وارد دادگاه شد
تمام لردها و بانوهای بلندمرتبه اونجا بودن
بعد گفت: "آقا، شما دامن پاک همسر با تقوای منو لکهدار کردید"
بعد چیکار کردی؟
گفتم: "خب من مشتاق ملاقات با این همسر باتقوات هستم"
بعدش به جرم دو زنه بودن دستگیرش کردم
آینه داری؟
آره
میشه ببینمت؟
فقط بهت هشدار میدم، هیچ آرایشی ندارم
چیزی نمیگی
نمیدونم اینی که گفتی یعنی چی ولی خیلی قشنگ بود
از مولیر بود (نمایشنامهنویس فرانسوی)
کاری نمیکردم
باشه. میشه یه دقیقه قرضت بگیرم؟
تو قبلاً گربه بودی
گربه که بودی، توی نمایشهای گربهها برنده میشدی
نمایشهای گربهها جایزهی نقدی دارن
توی یه نمایش گربهها رقابت میکنیم، برنده میشیم و پول گیرمون میاد
همونطور که میبینی، محاسباتش درسته
آره. فقط یه مسئلهی کوچیک
من الان گربه نیستم
انتظارشو داشتم
یه مقدار تحقیق کردم و ظاهراً...
تغییرشکلدهندهها اگه بخوان به حیوونی که هستن، تبدیل بشن...
باید حافظهی حواسشون برگردونده بشه
یعنی بویایی، لامسه، چشایی. مردم توی اینترنت سرش قسم میخورن
- باشه - جواب میده. نگران نباش
راستش از همینش میترسم. فکر نکنم بخوام دوباره گربه بشم
خب فقط واسه یه روزه
آره، ولی اگه نتونم برگردم چی؟ اگه گیر کنم چی؟
لازم نیست انجامش بدیم
درسته؟
درسته، لازم نیست
- شرمنده - اشکالی نداره
تقصیر تو نیست. خواستهی خیلی زیادیه
نقشهی پشتیبانی داری؟
- نه - همیشه میتونی پسانداز کنی
سالها طول میکشه
نه، حس میکنم تا وقتی قدرتمو نداشته باشم نمیتونم شروع کنم
سعی کردی تخمکهاتو بفروشی؟
نمیخوانش
چی؟
تخمکهای تو درجهیکن
میدونم
سلام
خب، فکر کردم بشه قرار شبانه رو تبدیل کرد به قرار روز
فکر کنم گالریهای نقاشی امروز تا دیروقت بازه
ببین...
میدونستم اینطوری میشه
نه، فقط یه مأموریت خیلی کوچیک دارم
ولی روی قرارمون اثری نمیذاره. قول میدم
نهایتاً تا ساعت هشت کارم تموم میشه
باشه
اجازه نده برنامههاتو خراب کنم
مطمئنم یکی رو پیدا میکنی که باهات بیاد
یعنی چی؟ فکر کردم نمیخواد انجامش بده
اگه اینو میشنوی...
غذای گربه رو خوردم
سعی نکن باهام بحث کنی. میخوام منو به نمایش گربهها ببری
راستی پشت گوشمم بخارون
خوشم میاد
چیکار کنم؟
فکر میکنم باید به خواستهاش احترام بذاریم
میخواستم گربهمو ثبت کنم
- اسم؟ - جیزلر... هرکول
هرکول خالی
همون هرکول معروف؟
آره
دانا، هرکول برگشته
دانا!
وای، جونمی جون
ببخشید، ببخشید. آخه خیلی هیجانانگیزه
نمیدونستیم بعد از مرگ دیوید چه اتفاقی براش افتاد
خب، شما چه نسبتی با دیوید دارید؟
توی وصیتنامهاش به صراحت گفته بود...
که میخواد هرکول به نزدیکترین خویشاوندش برسه
من نزدیکترین خویشاوندشم. من خالهشم
عه
همون خالهای که کلکسیون داستانهای سکسی مربوط به پاگنده رو داره؟
یا اون خالهای که فکر میکنه یازده سپتامبر کار اسرائیل بوده؟
مجبورم بگم اولی، مگه نه؟
آره، آره. خودمم
شرمنده، داشت یادم میرفت. برای چه استعدادی اسمتونو بنویسم؟
- استعداد؟ - آره، برای بخش استعداد
یعنی میدونم که توی بخش رقص قرار میگیره، ولی باید بپرسم
ببخشید، گفتید رقص؟
وای، اون گربه چه رقصی میکنه
ببین شان، من که اصلاً دوست ندارم بعد از اون گربه برقصم
مایک، من اگه بودم خودمو میکشتم
- بیخیال - گندش بزنن
فکر میکنی مطبوعات هم بیان؟ یعنی مثلاً شبکههای خبری محلی و این چیزا
شاید. ممکنه بخوان با ما در کنار مواد عکس بگیرن
مثل وقتی که یکی یه ماهی بزرگ صید میکنه
باید یه مقدار شامپوی خشک میآوردم
توی این لباس پاک عرق میکنم
- نمیخوام خیس به نظر بیام - همهچی امنه، بچهها. موادی اینجا نیست
- تو اینجا چیکار میکنی؟ - زود اومدی
آها، خیلیخب
No comments yet. Be the first to leave one.