I Know What You Did Last Summer

I Know What You Did Last Summer

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

I Know What You Did Last Summer S01E05 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-FLUX
I Know What You Did Last Summer S01E05 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-FLUX
I Know What You Did Last Summer S01E05 1080p WEB H264-GGEZ
I Know What You Did Last Summer S01E05 WEBRip x264-ION10
I Know What You Did Last Summer S01E05 720p HEVC x265-MeGusta
I Know What You Did Last Summer S01E05 REPACK 720p WEB HEVC x265-RMTeam
I Know What You Did Last Summer S01E05 WEB XviD-RMX
I Know What You Did Last Summer S01E05 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
I Know What You Did Last Summer S01E05 REPACK 720p WEB H264-GLHF
I Know What You Did Last Summer S01E05 REPACK 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
د لخوا تبصره Bahador18B
█⫸ 𝐁𝐚𝐡𝐚𝐝𝐨𝐫 𝐊𝐚𝐳𝐞𝐦𝐢𝐚𝐧 | 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐦𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦

تګونه

web
XviD
720p
720
x265
HEVC
1080
webrip
x264
BRip
2CH
په خپور شو: 2021-10-22
ډاونلوډونه: 54
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫«این قسمت شامل صحنه‌هایی است که خودآزاری ‫را به تصویر می‌کشد. صلاحدید بیننده توصیه می‌شود.»

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید ‫DigiMoviez@

‫«کاری از: Bahador» ‫«Bahador_SuB@»

‫- آدم‌ها دارن می‌میرن! ‫- آره!

‫بهتره همگی آروم بشیم، خب؟

‫- چه‌جوری باید پسرهامون رو امن نگه داریم؟ ‫- اسلحه بگیریم.

‫همه‌مون فقط باید به حرف ‫رئیس پلیس «کلی» گوش کنیم.

‫اون حتی نتونست افسر ‌باکره‌ش رو نجات ده.

‫روحش قرین آرامش باشد.

‫به نظر می‌رسه که بابات می‌دونه ‫چه‌جوری با شرایط کنار بیاد.

‫آره، مادر تو هم می‌دونه چه خبره.

‫چه خبر، «رایلی»؟

‫سلام، آقای «دونپورت».

‫چیزی نمی‌خوای؟ «روکسی»؟ «زاناکس»؟

‫نمی‌خوام، خوبم.

‫واقعاً خوبی؟

‫چون خوب به نظر نمی‌رسی.

‫سخته که آدم فردای مراسمِ ‫ترحیم خواهرش خوب باشه...

‫مراسمی که چند نفر توش کشته شدن.

‫آدم فقط یه بار زندگی می‌کنه، مگه نه دخترها؟

‫خیلی خب، همگی... آروم بگیرین دیگه!

‫ممنون، افسر «کالاما».

‫علاوه بر پیگیریِ تحقیقاتِ افسر «کروز»...

‫من هم از ایالت...

‫منابع اضافی خواستم...

‫همچنین از دکتر «گیلبرت» خواستم ‫به عنوان رابط ما با ایالت...

‫به تیم پزشکی ما کمک کنه.

‫من با همکارانم در دانشکدۀ ‫پزشکی «بوستون» تماس گرفتم...

‫که قول دادن به کارها سرعت بدن...

‫و احتیاط رو هم مد نظر قرار بدن.

‫تا حالا به این فکر کردی...

‫که اون پیام‌ها رو به پلیس بدیم؟

‫یعنی... منظورم... به صورت ناشناسه.

‫- ناشناس؟ ‫- آره.

‫باشه، همچین چیزی وجود نداره ‫پس در زندان می‌بینیمت...

‫مگه اینکه فکر ‌کنی آلتِ بابات ‫می‌تونه ما رو از زندان نجات بده.

‫این یعنی چی دقیقاً؟

‫مامانم در مورد تمیز کردن کثیف‌کاری‌های ‫بابات و رئیس پلیس غرغر می‌کنه.

‫- کار فرقه‌ست! ‫- باشه. باشه...

‫مامان... اون 25 سال پیش بود...

‫و خودکشی جمعی بود.

‫تقریباً ما رو نابود کردن.

‫فقط می‌خوام بدونی که من ‫اصلاً تو نخ «دیلن» نیستم.

‫رواله. منم نیستم.

‫منظورم... اون فیلمِ سکس؟

‫به نظر میاد علناً یه گلوله از بیخ گوشم رد شده.

‫آره.

‫ما از همه کسایی که در مراسم ‫بودن‌ و هر کسی که هر گونه...

‫ارتباطی با قربانی‌ها داشته پرس و جو می‌کنیم.

‫اینجا یه شهر کوچیکه.

‫حتماً کسی باید چیزی دیده باشه.

‫‌«می‌دونم تابستون پارسال چی کار کردی»

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید ‫DigiMoviez@

‫«کاری از: Bahador» ‫«Bahador_SuB@»

‫چی این‌قدر خنده‌داره؟

‫ام... هیچی.

‫به کی پیام میدی؟

‫ام...

‫«مارگو»ئه.

‫به نظر میاد که خیلی به هم نزدیک شدین.

‫اون بهترین دوست منه، یادته که؟

‫دست بردار «آلیسون».

‫شب فارغ التحصیلیه.

‫نمی‌خوای با دوست‌هات خوش بگذرونی؟

‫این‌ها دوست‌های من نیستن.

‫اگه یه‌کم ‌تلاش کنی می‌تونن باشن.

‫منظورت اینه که کاملاً تظاهر کنم؟

‫بس کن «آلیسون». ‫یه امشب اینجوری نکن.

‫حداقل تظاهر کن که بهت خوش می‌گذره.

‫- من اهل تظاهر نیستم. ‫- خبر دارم.

‫«بروس»... بیا تو.

‫- سلام. ‫- خوش اومدی.

‫ممنون.

‫فقط مراقب باش، باشه؟

‫مراقب چی؟ ‫وقتی تو پشت فرمونی من اس‌ام‌اس بازی نکنم؟

‫منظورم با «مارگو»ئه.

‫اون و خواهرت واقعاً به هم نزدیک بودن‌.

‫تو...

‫فرق داری.

‫یعنی اندازۀ «لنون»... باهوش، ‫خوب یا باحال نیستم.

‫یعنی اندازۀ اون سطحی نیستی.

‫واقعاً شورش رو درآوردی.

‫مجبورم کردی تابستون رو بیام خونه.

‫بهم گفتی باید مثل «لنون» رفتار کنم.

‫و بعد وقتی بالاخره به افرادی که...

‫بیشتر از همه بهشون نزدیک بود، نزدیک می‌شم...

‫بهم می‌گی ادامه ندم؟

‫یعنی چی؟ میخوای... که تا آخر عمرم...

‫یه آدم جعلی و تنها باشم؟

‫«مارگو» عاشق تو نبود.

‫اون عاشق خواهرت بود.

‫اون نجاتت نمی‌ده.

‫لعنت.

‫یعنی چی؟

‫من تو رو می‌شناسم.

‫- از اون مراسم مادرم. ‫- نه.

‫نه، از دفعۀ قبل.

‫در این زندگی رستگاری وجود نداره.

‫بله؟

‫سلام «کورتنی».

‫«رایلی» خونه‌ست؟

‫مادرت به نظافتچی جدید نیاز نداره؟

‫اون «بروس» عوضی واسه من اخم‌ کرد...

‫انگار تقصیر منه اون آدم‌ها تو ‫دست‌شویی‌اش خونریزی کردن و مردن.

‫نه.

‫آره، راست می‌گی.

‫ما یه خدمتکار سرخونه داریم.

‫«رایلی»... شاه‌دُخت «مارگو» اومده.

‫- سلام. ‫- سلام.

‫می‌خوای... می‌خوای بیای تو؟

‫خب، این خودِ خودشه.

‫قشنگه.

‫می‌خوای چیزی قرض بگیری؟

‫یه‌کم ‌بی‌گناه‌تر به نظر برسی؟

‫منظورم اینه که پلیس خیلی به ظاهر توجه می‌کنه.

‫لازم نیست. همین‌جوری خوبم.

‫امیدوارم بقیه هم باشن.

‫می‌دونم که «دیلن» اخیراً یه‌کم قاتی کرده...

‫ولی امکان نداره ما رو به پلیس بفروشه.

‫من نگران پسرِ بی‌نوا و حساس با اختلال عصبی نیستم.

‫«لنون» قرار بود یه ساعت پیش اینجا باشه...

‫و الان کلاً جوابم رو نمی‌ده.

‫«لنون» دقیقاً همین‌جوریه دیگه.

‫بله.

‫اون می‌تونه خیلی بی‌ملاحظه باشه.

‫مثلاً موقعی که با «دیلن» خوابید.

‫یا مثلاً اون موقعی که تو کلاس هفتم...

‫من رو به‌خاطر نُمره گرفتن...

‫به آقای «پوزنِر» چندش لو داد.

‫فقط از وقتی برگشته خونه... ‫انگار یه‌جورِ دیگه‌ای شده.

‫- تو اینطوری فکر نمی‌کنی؟ ‫- شاید.

‫منظورم اینه که به من گیر نداده...

‫و در مورد سینه‌‌هام فقط یه بار نظر داده.

‫سینه‌هات حرف ندارن.

‫خواستی در اختیارت‌ هستن.

‫اگه پلیس بفهمه هیچ‌کسی بیشتر از...

‫- «لنون» به فنا نمی‌‎ره. ‫- دقیقاً.

‫بهش گفتم آلت باباش ‫هم نمی‌تونه نجاتش بده.

‫تو آلت «بروس» رو دیدی؟

‫نه، باباش با اون پلیسِ هرزه می‌خوابه.

‫مامانم گفت یه سری وسایل جنسی...

‫و کلی روغن، همه جای رستوران ریختن.

‫یعنی با وسایل به «بروس» تجاوز می‌کنه؟

‫اگه این کار رو با اون زنیکه که لای پاهاش ‫تار عنکبوت بسته نمی‌کرد، خیلی هم سکسی بود.

‫ببین، می‌دونم «لنون» عوضیه ‫ولی هنوزم بهترین دوستمه.

‫فقط امیدوارم وقتی پلیس شروع ‫به تحقیق می‌کنه این رو یادش نره.

‫«دیلن».

‫سلام.

‫سلام.

‫همه چی روبه‌راهه؟

‫خب باشه.

‫واقعاً دلم برای «آلیسون» تنگ شده.

‫خیلی.

‫آره، منم همینطور.

‫به سلامتی بچه‌‌های فوق‌العاده‌مون...

‫و خود ما... والدین فوق‌العاده‌ای ‫که اون‌ها رو به وجود آوردن.

‫مهم اینه که آسیبی بهشون نرسونیم، مگه نه؟

‫بیخیال بابایِ دانش‌آموز نمونه.

‫باورم نمی‌شه که دانشگاهِ تو رو ‫به دانشگاهِ من ترجیح داد.

‫دانشگاه «میشیگان» تمام هزینه‌هاش رو می‌ده.

‫من... واقعاً بهش افتخار می‌کنم.

‫اون یکی دخترت چی؟

‫- اسمش چی بود؟ ‫- «آلیسون».

‫اون... اون هم راه خودش رو پیدا می‌کنه.

‫حرف از شیطان شد.

‫آره اون منم... شیطان.

‫هی عسلم. آرایش کردی. ‫عالی به نظر می‌رسه.

‫می‌خوام برم خونه.

‫تازه اومدیم.

‫- این تازه اولین نوشیدنی‌مه. ‫- دومیه.

‫چرا نمی‌ری با دوست‌هات خوش بگذرونی؟

‫من... هیچ دوستی ندارم.

‫خیلی بامزه‌ست.

‫- خواهرت کجاست؟ ‫- اصلاً برام مهم نیست.

‫- فقط می‌خوام برم. ‫- باشه، من الان نمیام...

‫پس برو با...

‫یکی خوش بگذرون.

‫براشون زمان سختیه، می‌دونی؟

‫پایان دبیرستان.

‫آره.

‫واسه بچه‌‌هامون و اینکه چقدر دوست‌شون داریم.

‫تو چه خری هستی، «فرد فیلیپس»؟

‫لعنت.

‫آره، چیه؟

‫یکی «زاناکس» لازمه.

‫«رایلی» گفت استرس داری.

‫چرا تو و «رایلی» دربارۀ من صحبت می‌کنین؟

‫خیالاتی شدی؟

‫ما نگرانیم.

‫امروز روز بازجوییه و تو قرار ‫بود بیای خودمون رو آماده کنیم.

‫لعنت، گندش بزنن. ‫متأسفم، کلاً یادم رفت.

‫من فقط...

‫- من هیچی نمی‌گم، خب؟ ‫- نه، صبر کن.

‫واقعاً شوخیت گرفته؟

‫تو... اینجا چی کار می‌کنی؟

‫تو غار بودم.

‫می‌دونی چیه، بیخیال شو.

‫دیگه‌ نمی‌تونم این حسِ ‫غم و اندوه و گناهت رو تحمل کنم.

More Farsi Persian subtitles for I Know What You Did Last Summer

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left